طبقه سه

ارزیابی‌های شتاب‌زده یک طلبه

طبقه سه

ارزیابی‌های شتاب‌زده یک طلبه

طبقه سه

بسم الله
دوست می داشتم این وبلاگ
- این پنجره‌ی سرد و بی‌روح - جز یک صفحه نمی‌داشت
و در آن صفحه جز یک سطر نمی‌بود
و بر آن سطر جز یک کلمه نمی‌نشست
و آن کلمه «خمینی» بود و دگر هیچ نبود...
***
آن‌هایی که همراه پیغمبر بودند و دعوت پیغمبر را قبول کردند همین مردم «طبقه سه» بود، همین فقرا.
صحیفه امام ج8 ص 293
***
معرفی بیشتر وبلاگ در قسمت "درباره طبقه سه" در نوار بالای صفحه

آخرین نظرات

۱۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «طبقه مرفه جدید» ثبت شده است

متن قرائت شده در جشن عیدانه طبقه سه در اهواز

گزیده:

  • وقتی دو دهه قبل، رهبر انقلاب از تشکیل «طبقه‌ی مرفه جدید» سخن می‌گفتند، باید منتظر می‌بودیم که کوه‌های ثروتِ مترفینِ «طبقه جدید»، این چنین جامعه را به عقب‌ماندگی در عدالت بکشاند و دره‌ای از «فقرای جدید» بزاید.
  • آیا اقتصاد مقاومتی به معنای مقاومت در برابر سرمایه‌داری زیاده‌خواه، ناکارآمد، ظاهرالصلاح، رفاقتی و فاسد داخلی نیست؟
  • سوال ما این است: مسئولیت کوه‌های ثروت به جای خود، اگر علما و همه‌ی نخبگان و اهالی فرهنگ به مسئولیت خود عمل می‌کردند امروز در این شهر و جامعه، دره‌های فقر این چنین آشکارا برپا بود؟
  • آیا این وضع قابل تغییر است؟ آیا امیدی به بهبود است؟ جواب حتماً مثبت است. ما مردمی هستیم که طاغوتی بزرگ را سرنگون کردیم، این طاغوت‌های کوچک، این طبقه‌ی مرفه برآمده از دل انقلاب، این سرمایه‎داران زالوصفت که چیزی نیستند.
  • مسئله اما این جاست که دیروز، مسئله‌ی کارگران، برای دیگران مسئولیت می‌آفرید و امروز این طور نیست. مسئله این جاست که امروز ما می‌پنداریم مسئله کارگران، مسئله‌ی کارگران است و ما اهالی فرهنگ و کتاب و شعر و داستان و رسانه، باید از گل بگوییم و از بلبل بشنویم! مسئله این جاست که امروز ما می‌پنداریم مسئله کارگران، مسئله‌ی کارگران است و ما بچه مسجدی‌ها باید به امور دینی مشغول باشیم و از احکام بگوییم و از اعتقادات بشنویم! 
  • ما به وعده‌های رهبرمان باور داریم که فرمود: با همت زنان و مردان مؤمن، عقب‌ماندگی در عدالت جبران خواهد شد؛ ما به آیات قرآن ایمان داریم که به ما وعده داد زمین، از دست زمین‌خواران خارج و به دست مستضعفین خواهد افتاد: وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ.

جشن طبقه سه

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۸ اسفند ۹۶ ، ۲۳:۵۰
مجتبی نامخواه
چند سال قبل در آستانه انتخابات ریاست جمهوری 92 مطلبی نوشتم در نقدِ تفوق اندیشه پیشرفت و بی‌توجهی به عدالت. ایده‌ای که سال‌هاست کم و بیش در تمام جریان‌های شکل‌دهنده‌ی عرصه‌ی رسمی سیاست علی‌الخصوص جریان موسوم به اصول‌گرا جا افتاده است و یکی از زمینه‌های ناعدالتی‌های موجود است. این روزها به دلیل برخی گرفتاری‌ها، کم‌تر امکان این را دارم تا آن‌چنان که باید، درباره مفهوم «عقب‌ماندگی در عالت» بنویسم. بازخوانی این یادداشت اما شاید خالی از فایده نباشد.

خلاصه:
  •  این روزها از «کارآمدی» سخن‌های زیادی به میان می‌آید، اما کسی نمی پرسد «چرا این کارآمدی تنها برای پیشرفت لحاظ می شود؟» و سخنی از مؤلفه های «کارآمدی برای عدالت» نیست؟
  • تفکر انقلاب اسلامی منظومه­‌ای به هم پیوسته است. جدا سازی یک قطعه از این پازل نابودی کلیت آن است. چارچوب حرکت در بستر اندیشه ی انقلاب اسلامی، تمنای پیشرفت و عدالت توأمان است و تأکید بر پیشرفت و باز تعریف همه‌ی معیارها بر اساس آن، به خروج از عقلانیت انقلاب اسلامی می انجامد.کارآمدی برای پیشرفت ضروری است اما نباید آن­ چنان ضریب یابد که کار آمدی برای عدالت نادیده انگاشته شود. تأکید بر پیشرفت و جدا سازی آن ازعدالت، به پدیده‌های سردرگمی همچون «رضا خانِ حزب اللهی» و «تکنوکراتیسم اصولگرا» منجر می شود.
  • شاخصه های کارآمدی برای عدالت چیست؟ این پرسشی است که ابتدا باید مجالی برای طرح عمومی بیابد، تا پاسخ آن صورت بندی شود. در شرایطی که بخش عمده ای از نیروهای منتسب به جبهه انقلاب، درست مانند رقیبان غرب­‌گرا و تکنوکرات شان برای پیشرفت (بدون عدالت) با هم ائتلاف کرده‌­اند، این پرسش در رسانه ها اصلا ضریبی ندارد، تا چه رسد به پاسخ.

متن کامل یادداشت: کار آمدی برای پیشرفت؛ کارآمدی برای عدالت

پی‌نوشت:

* درباره مفهوم طبقه مرفه جدید، بعد از این یادداشت چیزهایی گفته و نوشتم. جزوه «طبقه مرفه جدید و آینده انقلاب اسلامی» چکیده بحث است (اینجا)؛ مطالب دیگر را هم (اینجا) می‌توان دنبال کرد.

* ائتلاف برای پیشرفت اگر چه به یک ائتلاف انتخاباتی خاص در آن ایام اشاره دارد (اینجا) اما به نوعی روح غالب حاکم بر جریان‌های گوناگون به ویژه اصول‌گرایی و نواصولگرایی است.

* این یادداشت بعدها مسیری را پیمود و واکنش‌هایی را در پی‌داشت. در مطلبی با عنوان مفهوم طبقه مرفه جدید و مخالفانش (اینجا) گزارشی از این واکنش‌ها آمده است.


متن کامل این یادداشت کارآمدی برای پیشرفت، کارآمدی برای عدالت و بازتاب‌هایش در ادامه مطلب آمده است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ اسفند ۹۶ ، ۱۴:۱۸
مجتبی نامخواه

اشاره

بر اساس دیدگاهی که امام خمینی و دیگر متفکرین اصیل انقلاب اسلامی در تحلیل این پدیده می‌گشایند، انقلاب اسلامی مولود و مولّد انسانی بدیع است. این دیدگاه، انقلاب اسلامی را در سطح علل، فرایند و نتایج، به پدیده انسان انقلاب اسلامی ارجاع می‌دهد: هم پیدایش انقلاب اسلامی را محصول انقلابی انسانی می‎داند و هم مهم‌ترین پیامد و دستاورد انقلاب اسلامی را، انسان انقلاب اسلامی می‌داند. این هسته اصلی تحلیلی است که امام خمینی همواره درباره انقلاب اسلامی طرح می‎کنند و به طور مشخص از چند روز مانده به بهمن‌ماه 1357 تا مدتی پس از آن، در طی قریب به چهل سخنرانی آن را می‌پرورانند. امروز نیز هم‌چنان درک چیستی و کیستی انسان انقلاب اسلامی، یکی از مهم‌ترین مسئله‌های فراروی ماست.

متن زیر، چکیده‌ای است از تشریح‌ها و تبیین‌هایی که پیش از این کم و بیش در همین وبلاگ پیرامون انسان انقلاب اسلامی (از جمله در این نوشته‌ها + + + + + + ؛ مطالب با کلمه کلیدی انسان انقلاب اسلامی) منتشر شده است. ویراستی مقدماتی از مانیفست‌وارهای برای انسان انقلاب اسلامی.



تاریخ به نفع مستضعفین رقم خورد            


چهل‌گونه درباره‌ی چگونگی انسان انقلاب اسلامی


مقدمه

عالم را رازی است که آسمان‌ها و زمین و کوه‌ها از پذیرش آن سر باز زده‌اند. انسان حامل این راز است و انسان‌کامل مصداق و معنای اتم این رازداری. بر این رازداری کسی جز خداوند آگاه نیست؛ که فرمود إنی أعلم مالا تعلمون. در هر عصر و مصر اما انسان‌هایی هستند که در مسیر تکامل، این راز را برای دیگران بازگو می‌کنند. رازی که گفتن‌ش هزینه دارد: «در عالم رازی هست که جز به بهای خون فاش نمی‌شود» اما درک کمال متعیّن را راهی جز پی‌جویی آن نیست. انسان انقلاب اسلامی همان انسانی است که در ایام ما، هزینه فاش شدن این راز به دوش می‌کشد. انسان خمینی در دفاعی مقدس و هشت‌ساله و انسان خامنه‌ای در دفاع مقدس و هفت‌ساله، افشای این راز را به اوج می‎رسانند. از آن‌جا که در نظر این دو گونه از انسان انقلاب اسلامی، مرگِ در راه خدا نه عدم، که عین وجود و مرتبه‌ی اعلای آن است؛ آن‌ها بیشتر از همه انسان‌های زمانه‎شان «وجود» دارند. با این حال آن‌چنان که باید دیده نمی‌شوند: «گمنامی برای شهرتپرستها دردآور است اگرنه، همه اجرها در گمنامی است». متن زیر چهل سعی‌ است به امید آن‌که آن‌چه نادیدنی است، آن بیند.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ بهمن ۹۶ ، ۲۲:۴۶
مجتبی نامخواه

درآمدی بر جامعه‌­شناسی «ژن خوب»

خلاصه یادداشت:

  • استدلالِ «ژن خوب» فارغ از ساخت متنی و منطق ذهنی و بیانی گوینده که ممکن است درست یا غلط باشد، واجد یک بستر اجتماعی مشخص است. سخن این آقازاده فراتر از یک گفته، نشانه­‌ای است از یک وضعیت اجتماعی. اغلب نقدهای نوشته شده درباره­‌ی مسئله­‌ی ژنِ خوب، اگر این توفیق را می­‌یافت که از تقلیل آن به یک اشتباه بیانی فراتر می­‌رفت، آن را از منظر منطقی نقد می­‌کرد؛ خلق مفهوم «ژن خوب» در چهارمین دهه پس از انقلاب اما بیش از یک اشتباه یا یک منطق اشتباه، محصول یک وضعیت اجتماعی است و این یادداشت می­‌خواهد به مرور این وضعیت بپردازد. 
  • بخش مهمی از زمینه­‌های اجتماعی بروز چنین استدلالی را می­توان ذیل مفهوم «طبقه مرفه جدید» جستجو کرد. طبقه­‌ای که رهبر انقلاب دو دهه قبل نسبت به ایجاد آن هشدار و سپس خبر داده بود. این طبقه اگر چه ریشه­‌های روشنی در اقتصاد و اقتصاد سیاسی دارد اما منحصر در آن نیست.
  • این یک واقعیت است که شکل­‌گیری یک طبقه مرفه جدید پس از پیروزی انقلاب اسلامی، منتهی به حلقه­‌ی بسته­‌ای از افراد مرتبط با قدرت شده که اگر چه موقعیت­‌شان در مناصب گوناگون «متغیر» است اما «متزلزل» نیست. افرادی که در دوره­‌ای وارد قدرت می­‌شوند ولی هرگز خارج نمی‌شوند و در تمام ادوار پس از آن در همان موقعیت باقی­ می­‌مانند.
  • اگر منشأ ایده­‌ی ژن خوب را «چرخش قدرت در یک طبقه مشخص» یا «بقا یک طبقه مشخص در قدرت» بدانیم، آن­گاه با نگاهی مجدد به صحنه­‌ی قدرت در کشور می­توان این حدس قوی را زد که ایده­‌ی ژن برتر پس زمینه­‌ی عمومی ذهنِ بسیاری از آقازادگان دوجناح سیاسی عمده است. دو جناحی که هر یک در رقابت برای بقا در قدرت از دیگری پیشی می­‌گیرند و از قضا در سر جمع ماجرا، رقیبان پدرِ آقازاده­‌ی مذکور، یعنی جریان موسوم به اصولگرا در این رقابت همواره پیروزتر و در قدرت پایدارترند!
  • تداوم بقای طبقه­‌ی مرفه جدید (ایجاد شده پس از پیروزی انقلاب اسلامی) در قدرت، به بازتولید و بازترجمه­‌ی تئوری­‌هایی در جامعه منجر می­‌شود که استعلاطلبی را در نخبگان و تناع بقا را در توده­‌های جامعه دامن می­زند. برتری ژنتیک صورت­‌بندی طنزآلود این وضعیت است. صورت­­‌بندی علمی آن را را اقتصاد سرمایه­‌داری تئوریزه می­‌کند.
  •   جنگ فقر و غنایی که امام خمینی مطرح و بر آن پافشاری می­کردند، در واقع در تقابل با این تئوری و وضعیت تنازع بقا بوده و هست. امروز و سه دهه پس از آخرین تأکیدهای امام خمینی بر نهضت مقدس جنگ فقر و غنا، نسیان تام این آنتی تز، به بسط طبقه مرفه جدید جامعه یاری­‌های بسیاری رسانده است. اگر روزگاری اهالی طبقه مرفه جدید در پی اکتساب و انحصار ثروت و سپس سیاست بودند، امروز به وضوح می­‌توان دید که این طبقه به فاشیسم روی آورده است.
  • طبقه مرفه جدید با سرعت سرسام­‌آوری به فاشیسم میل می­‌کند. تنازع بقای تجویزی توسط اقتصاد سرمایه­‌داری آینده­ هولناکی را به دنبال خواهد داشت. باید به راهکارِ خمینیستی این وضعیت، نهضت مقدس جنگ فقر و غنا بیشتر بیاندیشیم.



* متن فوق  یادداشتی است که با اندکی تغییر در روزنامه فرهیختگان منتشر شده است. (اینجا)
متن کامل در ادامه مطلب:
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ مرداد ۹۶ ، ۱۸:۳۳
مجتبی نامخواه

مشکلات «این روزهای خوزستان» از زاویه‌ای دیگر

خاک و خوزستان

«مسائل این روزهای خوزستان»، وضعیت «بسیار سخت» و «دلخراش» مردم آن استان، و در پی آن هم‌رسانی همدردی‌های مختلف در فضای مجازی و آن‌گاه فضای عمومی، زمینه‌ای به دست می‌دهد تا یک‌بار دیگر بر روی مسئله‌ی محیط زیست و چالش‌های آن تأمل کنیم. چالش‌هایی که حالا بیشتر از همیشه به ما نزدیک شده‌اند، در برخی مناطق به سر حد بحران رسیده‌ و در کل با سرعتی حیرت‌آور در حال سایه انداختن بر زندگی روزمره‌ی ما هستند. سؤال آن است که «چالش‌های زیست‌محیطی چه ماهیت و خاستگاهی دارند؟» این یادداشت می‌کوشد با فراهم آوردن چارچوبی مفهومی بر اساس «نظریه» ی انقلاب اسلامی، به «مشاهده» و تحلیل موردِ خاص استان خوزستان بپردازد.

* یادداشت منتشر شده در KHAMENEI.IR (+)

قبل تر در زمینه جامعه شناسی محیط زیست از منظر انقلاب اسلامی یادداشتی نوشته بودم با عنوان: «حق محیط زیست، آگاهی و قضاوت‌های مردم‌». (اینجا)


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ اسفند ۹۵ ، ۱۵:۲۸
مجتبی نامخواه

فتنه صرفاً شبهه‌ی‌ اعتقادی نیست تا راه مقابله با آن برگزاری حلقه‌های معرفتی باشد؛ همچنان که صرفاً یک امر سیاسی یا یک پروژه‌ی امنیتی هم نیست. فتنه یک امر اجتماعی است که گرچه ابعاد یا زمینه های معرفتی، سیاسی و امنیتی هم خواهد داشت، اما واکنش اصلی در برابر آن صرفا کنش اجتماعی است. به علاوه کنش‌های سیاسی و امنیتی اهالی خاص خود را دارد و بسط آن به عرصه عمومی به شدت عرصه‌ی امر اجتماعی را تنگ خواهد کرد.


*  این یادداشت در مجله خردنامه شماره 167؛ دی ماه با 1395، با عنوان «توجه به امر اجتماعی به جای امر سیاسی» منتشر شده است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ دی ۹۵ ، ۱۰:۵۲
مجتبی نامخواه

*خلاصه:

*می گویند تا 84 یک جورهایی مسیر لیبرالیسم را می‌رفتیم. الآن باید مسیر سرمایه‌داری را برویم که به یک طبقه متوسط به ایجاد بشود؛ بعد این طبقه متوسط همه معادلاتی را که ما در حوزه فرهنگی، اجتماعی و سیاسی می‌خواهیم را رقم می‌زند.

*این اتفاقی است که ما بچه حزب‌اللهی‌ها مخصوصاً در سطح فکری و گفتمانی برای آن باید فکر بکنیم چون برای چنین مواجهه‌ای آماده نشده‌ایم. ما برای این آماده نشده‌ایم که با سرمایه‌داری مواجه بشویم. برای این تربیت شده‌ایم که با بحث‌های نظری سکولاریسم و لیبرالیسم و اینها مواجه بشویم در حالی که مواجهه‌ی کنونی‌مان یک تفاوت‌هایی دارد.

*وقتی امام خمینی بحث‌های اسلام ناب و اسلام آمریکایی را مطرح می‌کردند، با امام قهر کردند. اعتقاد داشتند این‌ها یک‌سری حرف‌های تبلیغاتی است. چه کسانی؟ همان محافظه‌کارانی که بعد ما پذیرفتیم آنها به عنوان ستون‌های فکری ما باشند. واقعیت این است که ما با فضای محافظه‌کار و فضای سنتی‌‌ای که این بحث‌ها را التقاطی می‌دانسته و می‌دانند رودربایستی داریم. صورت سیاسی این رودربایستی همین چیزی است که به آن می‌گوییم اصولگرایی و این مانع تحرک ما در برابر این مسیر جدید است.
* این که ما این طبقه مرفه را نمی‌بینیم؛ این‌که نمی‌توانیم این تغییر و این شیفت بزرگ از روشنفکری چپ‌گرای دهه هفتاد و هشتاد به منورالفکری متأخر دهه نود را ببینیم و تحلیل بکنیم، این‌که نمی‌توانیم متناسب با آن جواب تولید بکنیم؛ نمی‌توانیم متناسب با آن واکنش بلکه کنش تولید بکنیم، همه‌ی این‌ها به این ریشه‌های فکری ما برمی‌گردد. عرض کردم. بعضی از جریان‌های سیاسی ظرفیت نیروهای انقلاب را مصادره کرده‌اند. باید برای این یک فکر اساسی بکنیم.

دانلود متن ویرایش شده این بحث در قالب یک جزوه (اینجا)


متن کامل در ادامه مطلب...


پی‌نوشت:
* متن فوق تحریر گفتاری است که در یک نشست ارائه داده‌ام؛ منتشر شده در حق ؛ رجانیوز
*مطالب دیگری که طی سال‌های اخیر درباره‌ «طبقه مرفه جدید» داشته‌ام:
1.عملکرد و روش امام علی (ع) در مبارزه با طبقه ی مرفهین به وجود آمده از دل نظام صدر اسلام
(تیر 1389)
2.کارآمدی برای پیشرفت؛ کارآمدی برای عدالت (فروردین 1392)
3.تنگه احد مصاف با تکنوکرات‌ها(اردیبهشت 1392)
4.مفهوم طبقه مرفه جدید و مخالفانش(مرداد 1392)
5.واقعیت‌های فرامتنی قراردادهای IPC  و سکوت علوم اجتماعی(آذرماه 1394)
6.الهیات سازش (آذرماه 1394)
7.درآمدی بر جامعه‌شناسی «طبقه مرفه جدید»: تصویر و تفسیر فتنه(دی 1394)
* این بحث درباره‌ی «طبقه مرفه جدید» بوده و مانده‌ام چرا در نشر مطلب از عنوان «طبقه متوسط جدید» استفاده کرده‌اند.
جایگزینی «طبقه متوسط» به جای «طبقه مرفه» یک اشتباه فاحش است: نه صحیح است و نه در متن گفته‌های وجود دارد. فقط یک جا گفته‌ام که طبقه متوسطی که ذکریا می‌گوید همان طبقه مرفه جدید است و در کل تعمد داشته‌ام از همان ادبیات حضرت آقا تحت عنوان «طبقه مرفه جدید» استفاده کنم.
* بسط رانت نفتی نه فقط طیقه متوسط را فربه نمی‌کند، بلکه به تحدید و تضعیف آن می‌انجامد.
* انشاءالله در آینده درباره‌ی تفاوت‌های «طبقه مرفه جدید» و «طبقه متوسط» خواهم نوشت.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ دی ۹۴ ، ۲۰:۵۰
مجتبی نامخواه

1.       فتنه صرفاً شبهه‌ی‌ اعتقادی نیست تا راه مقابله با آن برگزاری حلقه‌های معرفتی باشد؛ همچنان که صرفاً یک امر سیاسی یا یک پروژه‌ی امنیتی هم نیست. فتنه یک امر اجتماعی است که گرچه ابعاد یا زمینه های معرفتی، سیاسی و امنیتی هم خواهد داشت، اما واکنش اصلی در برابر آن صرفا کنش اجتماعی است. به علاوه کنش‌های سیاسی و امنیتی اهالی خاص خود را دارد و بسط آن به عرصه عمومی به شدت عرصه‌ی امر اجتماعی را تنگ خواهد کرد.

.      

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ دی ۹۴ ، ۱۹:۰۲
مجتبی نامخواه

ایام عزاداری‌های محرم و صفر امسال پایان یافت  اما موضوع مهمی در این ایام و پیرامون تفسیر قیام امام حسین(علیه‌السلام) جلوه نمود که نمی‌توان آن را فراموش کرد. ما به پرده‌ی جدیدی از تلاش‌ها برای تأویل عاشورا برخوردیم؛ به الهیات سازش.

وقتی از الهیات سازش حرف می‌زنیم، دقیقا از چه چیز حرف می‌زنیم؟ الهیات سازش به معنای کنار آمدن با ظلم در سطوح مختلف با دلیلی الهی و به معنی مستند ساختن سازش و کرنش در برابر سطوح گوناگونی از ظلم به سیره‌ی انسان‌های الهی است. این خطی بود که در این ایام به صورتی آشکار در بیانات رهبر انقلاب نقد شد؛ ولی با پایان این ایام پایان نمی‌‌یابد. این خط الهیاتی اهل خود را دارد و در موضوعاتی جدید تجلی‌های تازه‌ای خواهد یافت و به سراغ امور دیگری خواهد رفت.


* یادداشت منتشر شده در خبرگزاری فارس(اینجا)

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ آذر ۹۴ ، ۰۹:۳۲
مجتبی نامخواه

در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که نفت یکی از مهم‌ترین و مؤثرترین متغیرهایی است که شئون مختلف حیات اجتماعی‌مان را شکل می‌دهد. روابط قدرت، قشربندی و هنجارهای اجتماعیِ بسیاری مستقیماً یا با واسطه‌ی اندکی، تحت تأثیر نفت شکل می‌گیرد. با این حال چرا از اثر واقعیت‌های حوزه‌ی نفت و انرژی بر روابط اجتماعی و بالعکس، کمتر سخنی به میان می‌آید؟ چرا از جامعه‌شناسی نفت و انرژی کمتر حرف زده می‌شود و محیط‌های علمی و حتی فضای عمومی از بحث و گفتگو پیرامون آن بر کنار مانده است؟


* یادداشت منتشر شده در خبرگزاری فارس (اینجا)

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ آذر ۹۴ ، ۱۱:۰۷
مجتبی نامخواه