طبقه سه

ارزیابی‌های شتاب زده یک طلبه

طبقه سه

ارزیابی‌های شتاب زده یک طلبه

طبقه سه

بسم الله
دوست می داشتم این وبلاگ
- این پنجره ی سرد و بی روح - جز یک صفحه نمی داشت
و در آن صفحه جز یک سطر نمی بود
و بر آن سطر جز یک کلمه نمی نشست
و آن کلمه "خمینی" بود و دگر هیچ نبود...
×××
آن هایی که همراه پیغمبر بودند و دعوت پیغمبر را قبول کردند همین مردم "طبقه سه" بود، همین فقرا ؛
صحیفه امام ج8 ص 293

۸ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «طبقه مرفه جدید» ثبت شده است

درآمدی بر جامعه‌­شناسی «ژن خوب»

خلاصه یادداشت:

  • استدلالِ «ژن خوب» فارغ از ساخت متنی و منطق ذهنی و بیانی گوینده که ممکن است درست یا غلط باشد، واجد یک بستر اجتماعی مشخص است. سخن این آقازاده فراتر از یک گفته، نشانه­‌ای است از یک وضعیت اجتماعی. اغلب نقدهای نوشته شده درباره­‌ی مسئله­‌ی ژنِ خوب، اگر این توفیق را می­‌یافت که از تقلیل آن به یک اشتباه بیانی فراتر می­‌رفت، آن را از منظر منطقی نقد می­‌کرد؛ خلق مفهوم «ژن خوب» در چهارمین دهه پس از انقلاب اما بیش از یک اشتباه یا یک منطق اشتباه، محصول یک وضعیت اجتماعی است و این یادداشت می­‌خواهد به مرور این وضعیت بپردازد. 
  • بخش مهمی از زمینه­‌های اجتماعی بروز چنین استدلالی را می­توان ذیل مفهوم «طبقه مرفه جدید» جستجو کرد. طبقه­‌ای که رهبر انقلاب دو دهه قبل نسبت به ایجاد آن هشدار و سپس خبر داده بود. این طبقه اگر چه ریشه­‌های روشنی در اقتصاد و اقتصاد سیاسی دارد اما منحصر در آن نیست.
  • این یک واقعیت است که شکل­‌گیری یک طبقه مرفه جدید پس از پیروزی انقلاب اسلامی، منتهی به حلقه­‌ی بسته­‌ای از افراد مرتبط با قدرت شده که اگر چه موقعیت­‌شان در مناصب گوناگون «متغیر» است اما «متزلزل» نیست. افرادی که در دوره­‌ای وارد قدرت می­‌شوند ولی هرگز خارج نمی‌شوند و در تمام ادوار پس از آن در همان موقعیت باقی­ می­‌مانند.
  • اگر منشأ ایده­‌ی ژن خوب را «چرخش قدرت در یک طبقه مشخص» یا «بقا یک طبقه مشخص در قدرت» بدانیم، آن­گاه با نگاهی مجدد به صحنه­‌ی قدرت در کشور می­توان این حدس قوی را زد که ایده­‌ی ژن برتر پس زمینه­‌ی عمومی ذهنِ بسیاری از آقازادگان دوجناح سیاسی عمده است. دو جناحی که هر یک در رقابت برای بقا در قدرت از دیگری پیشی می­‌گیرند و از قضا در سر جمع ماجرا، رقیبان پدرِ آقازاده­‌ی مذکور، یعنی جریان موسوم به اصولگرا در این رقابت همواره پیروزتر و در قدرت پایدارترند!
  • تداوم بقای طبقه­‌ی مرفه جدید (ایجاد شده پس از پیروزی انقلاب اسلامی) در قدرت، به بازتولید و بازترجمه­‌ی تئوری­‌هایی در جامعه منجر می­‌شود که استعلاطلبی را در نخبگان و تناع بقا را در توده­‌های جامعه دامن می­زند. برتری ژنتیک صورت­‌بندی طنزآلود این وضعیت است. صورت­­‌بندی علمی آن را را اقتصاد سرمایه­‌داری تئوریزه می­‌کند.
  •   جنگ فقر و غنایی که امام خمینی مطرح و بر آن پافشاری می­کردند، در واقع در تقابل با این تئوری و وضعیت تنازع بقا بوده و هست. امروز و سه دهه پس از آخرین تأکیدهای امام خمینی بر نهضت مقدس جنگ فقر و غنا، نسیان تام این آنتی تز، به بسط طبقه مرفه جدید جامعه یاری­‌های بسیاری رسانده است. اگر روزگاری اهالی طبقه مرفه جدید در پی اکتساب و انحصار ثروت و سپس سیاست بودند، امروز به وضوح می­‌توان دید که این طبقه به فاشیسم روی آورده است.
  • طبقه مرفه جدید با سرعت سرسام­‌آوری به فاشیسم میل می­‌کند. تنازع بقای تجویزی توسط اقتصاد سرمایه­‌داری آینده­ هولناکی را به دنبال خواهد داشت. باید به راهکارِ خمینیستی این وضعیت، نهضت مقدس جنگ فقر و غنا بیشتر بیاندیشیم.



* متن فوق  یادداشتی است که با اندکی تغییر در روزنامه فرهیختگان منتشر شده است. (اینجا)
متن کامل در ادامه مطلب:
۰ نظر ۲۱ مرداد ۹۶ ، ۱۸:۳۳
مجتبی نامخواه

مشکلات «این روزهای خوزستان» از زاویه‌ای دیگر

خاک و خوزستان

«مسائل این روزهای خوزستان»، وضعیت «بسیار سخت» و «دلخراش» مردم آن استان، و در پی آن هم‌رسانی همدردی‌های مختلف در فضای مجازی و آن‌گاه فضای عمومی، زمینه‌ای به دست می‌دهد تا یک‌بار دیگر بر روی مسئله‌ی محیط زیست و چالش‌های آن تأمل کنیم. چالش‌هایی که حالا بیشتر از همیشه به ما نزدیک شده‌اند، در برخی مناطق به سر حد بحران رسیده‌ و در کل با سرعتی حیرت‌آور در حال سایه انداختن بر زندگی روزمره‌ی ما هستند. سؤال آن است که «چالش‌های زیست‌محیطی چه ماهیت و خاستگاهی دارند؟» این یادداشت می‌کوشد با فراهم آوردن چارچوبی مفهومی بر اساس «نظریه» ی انقلاب اسلامی، به «مشاهده» و تحلیل موردِ خاص استان خوزستان بپردازد.

* یادداشت منتشر شده در KHAMENEI.IR (+)

قبل تر در زمینه جامعه شناسی محیط زیست از منظر انقلاب اسلامی یادداشتی نوشته بودم با عنوان: «حق محیط زیست، آگاهی و قضاوت‌های مردم‌». (اینجا)


۰ نظر ۲۱ اسفند ۹۵ ، ۱۵:۲۸
مجتبی نامخواه

فتنه صرفاً شبهه‌ی‌ اعتقادی نیست تا راه مقابله با آن برگزاری حلقه‌های معرفتی باشد؛ همچنان که صرفاً یک امر سیاسی یا یک پروژه‌ی امنیتی هم نیست. فتنه یک امر اجتماعی است که گرچه ابعاد یا زمینه های معرفتی، سیاسی و امنیتی هم خواهد داشت، اما واکنش اصلی در برابر آن صرفا کنش اجتماعی است. به علاوه کنش‌های سیاسی و امنیتی اهالی خاص خود را دارد و بسط آن به عرصه عمومی به شدت عرصه‌ی امر اجتماعی را تنگ خواهد کرد.


*  این یادداشت در مجله خردنامه شماره 167؛ دی ماه با 1395، با عنوان «توجه به امر اجتماعی به جای امر سیاسی» منتشر شده است.

۰ نظر ۰۹ دی ۹۵ ، ۱۰:۵۲
مجتبی نامخواه

*خلاصه:

*می گویند تا 84 یک جورهایی مسیر لیبرالیسم را می‌رفتیم. الآن باید مسیر سرمایه‌داری را برویم که به یک طبقه متوسط به ایجاد بشود؛ بعد این طبقه متوسط همه معادلاتی را که ما در حوزه فرهنگی، اجتماعی و سیاسی می‌خواهیم را رقم می‌زند.

*این اتفاقی است که ما بچه حزب‌اللهی‌ها مخصوصاً در سطح فکری و گفتمانی برای آن باید فکر بکنیم چون برای چنین مواجهه‌ای آماده نشده‌ایم. ما برای این آماده نشده‌ایم که با سرمایه‌داری مواجه بشویم. برای این تربیت شده‌ایم که با بحث‌های نظری سکولاریسم و لیبرالیسم و اینها مواجه بشویم در حالی که مواجهه‌ی کنونی‌مان یک تفاوت‌هایی دارد.

*وقتی امام خمینی بحث‌های اسلام ناب و اسلام آمریکایی را مطرح می‌کردند، با امام قهر کردند. اعتقاد داشتند این‌ها یک‌سری حرف‌های تبلیغاتی است. چه کسانی؟ همان محافظه‌کارانی که بعد ما پذیرفتیم آنها به عنوان ستون‌های فکری ما باشند. واقعیت این است که ما با فضای محافظه‌کار و فضای سنتی‌‌ای که این بحث‌ها را التقاطی می‌دانسته و می‌دانند رودربایستی داریم. صورت سیاسی این رودربایستی همین چیزی است که به آن می‌گوییم اصولگرایی و این مانع تحرک ما در برابر این مسیر جدید است.
* این که ما این طبقه مرفه را نمی‌بینیم؛ این‌که نمی‌توانیم این تغییر و این شیفت بزرگ از روشنفکری چپ‌گرای دهه هفتاد و هشتاد به منورالفکری متأخر دهه نود را ببینیم و تحلیل بکنیم، این‌که نمی‌توانیم متناسب با آن جواب تولید بکنیم؛ نمی‌توانیم متناسب با آن واکنش بلکه کنش تولید بکنیم، همه‌ی این‌ها به این ریشه‌های فکری ما برمی‌گردد. عرض کردم. بعضی از جریان‌های سیاسی ظرفیت نیروهای انقلاب را مصادره کرده‌اند. باید برای این یک فکر اساسی بکنیم.

دانلود متن ویرایش شده این بحث در قالب یک جزوه (اینجا)


متن کامل در ادامه مطلب...


پی‌نوشت:
* متن فوق تحریر گفتاری است که در یک نشست ارائه داده‌ام؛ منتشر شده در حق ؛ رجانیوز
*مطالب دیگری که طی سال‌های اخیر درباره‌ «طبقه مرفه جدید» داشته‌ام:
1.عملکرد و روش امام علی (ع) در مبارزه با طبقه ی مرفهین به وجود آمده از دل نظام صدر اسلام
(تیر 1389)
2.کارآمدی برای پیشرفت؛ کارآمدی برای عدالت (فروردین 1392)
3.تنگه احد مصاف با تکنوکرات‌ها(اردیبهشت 1392)
4.مفهوم طبقه مرفه جدید و مخالفانش(مرداد 1392)
5.واقعیت‌های فرامتنی قراردادهای IPC  و سکوت علوم اجتماعی(آذرماه 1394)
6.الهیات سازش (آذرماه 1394)
7.درآمدی بر جامعه‌شناسی «طبقه مرفه جدید»: تصویر و تفسیر فتنه(دی 1394)
* این بحث درباره‌ی «طبقه مرفه جدید» بوده و مانده‌ام چرا در نشر مطلب از عنوان «طبقه متوسط جدید» استفاده کرده‌اند.
جایگزینی «طبقه متوسط» به جای «طبقه مرفه» یک اشتباه فاحش است: نه صحیح است و نه در متن گفته‌های وجود دارد. فقط یک جا گفته‌ام که طبقه متوسطی که ذکریا می‌گوید همان طبقه مرفه جدید است و در کل تعمد داشته‌ام از همان ادبیات حضرت آقا تحت عنوان «طبقه مرفه جدید» استفاده کنم.
* بسط رانت نفتی نه فقط طیقه متوسط را فربه نمی‌کند، بلکه به تحدید و تضعیف آن می‌انجامد.
* انشاءالله در آینده درباره‌ی تفاوت‌های «طبقه مرفه جدید» و «طبقه متوسط» خواهم نوشت.

۰ نظر ۲۴ دی ۹۴ ، ۲۰:۵۰
مجتبی نامخواه

1.       فتنه صرفاً شبهه‌ی‌ اعتقادی نیست تا راه مقابله با آن برگزاری حلقه‌های معرفتی باشد؛ همچنان که صرفاً یک امر سیاسی یا یک پروژه‌ی امنیتی هم نیست. فتنه یک امر اجتماعی است که گرچه ابعاد یا زمینه های معرفتی، سیاسی و امنیتی هم خواهد داشت، اما واکنش اصلی در برابر آن صرفا کنش اجتماعی است. به علاوه کنش‌های سیاسی و امنیتی اهالی خاص خود را دارد و بسط آن به عرصه عمومی به شدت عرصه‌ی امر اجتماعی را تنگ خواهد کرد.

.      

۲ نظر ۱۲ دی ۹۴ ، ۱۹:۰۲
مجتبی نامخواه

ایام عزاداری‌های محرم و صفر امسال پایان یافت  اما موضوع مهمی در این ایام و پیرامون تفسیر قیام امام حسین(علیه‌السلام) جلوه نمود که نمی‌توان آن را فراموش کرد. ما به پرده‌ی جدیدی از تلاش‌ها برای تأویل عاشورا برخوردیم؛ به الهیات سازش.

وقتی از الهیات سازش حرف می‌زنیم، دقیقا از چه چیز حرف می‌زنیم؟ الهیات سازش به معنای کنار آمدن با ظلم در سطوح مختلف با دلیلی الهی و به معنی مستند ساختن سازش و کرنش در برابر سطوح گوناگونی از ظلم به سیره‌ی انسان‌های الهی است. این خطی بود که در این ایام به صورتی آشکار در بیانات رهبر انقلاب نقد شد؛ ولی با پایان این ایام پایان نمی‌‌یابد. این خط الهیاتی اهل خود را دارد و در موضوعاتی جدید تجلی‌های تازه‌ای خواهد یافت و به سراغ امور دیگری خواهد رفت.


* یادداشت منتشر شده در خبرگزاری فارس(اینجا)

۱ نظر ۳۰ آذر ۹۴ ، ۰۹:۳۲
مجتبی نامخواه

در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که نفت یکی از مهم‌ترین و مؤثرترین متغیرهایی است که شئون مختلف حیات اجتماعی‌مان را شکل می‌دهد. روابط قدرت، قشربندی و هنجارهای اجتماعیِ بسیاری مستقیماً یا با واسطه‌ی اندکی، تحت تأثیر نفت شکل می‌گیرد. با این حال چرا از اثر واقعیت‌های حوزه‌ی نفت و انرژی بر روابط اجتماعی و بالعکس، کمتر سخنی به میان می‌آید؟ چرا از جامعه‌شناسی نفت و انرژی کمتر حرف زده می‌شود و محیط‌های علمی و حتی فضای عمومی از بحث و گفتگو پیرامون آن بر کنار مانده است؟


* یادداشت منتشر شده در خبرگزاری فارس (اینجا)

۲ نظر ۲۳ آذر ۹۴ ، ۱۱:۰۷
مجتبی نامخواه
طبقه سه - پرسش از مفهوم کارآمدی
کار آمدی برای پیشرفت؛ کارآمدی برای عدالت

یکی از مهم­ترین چارچوب ها برای شکل دهی به مناسبات انتخابات آینده­ی ریاست جمهوری، ایده ی مهم رهبری درباره «پیشرفت و عدالت» است. دولت آینده، تنها در شرایطی به پیشرفت و عدالت کمک خواهد کرد که بر آمده از مناسباتی با این معیار باشد. این روزها از «کارآمدی» به عنوان شرط لازم برای ریاست جمهوری آینده سخن های زیادی به میان می آید، اما کسی نمی پرسد «چرا این کارآمدی تنها برای پیشرفت لحاظ می شود؟» و سخنی از مؤلفه های «کارآمدی برای عدالت» نیست؟

تفکر انقلاب اسلامی منظوم ه­ای به هم پیوسته است. جدا سازی یک قطعه از این پازل نابودی کلیت آن است. چارچوب حرکت در بستر اندیشه ی انقلاب اسلامی، تمنای پیشرفت و عدالت توأمان است و تأکید بر پیشرفت و باز تعریف همه ی معیارها بر اساس آن، به خروج از عقلانیت انقلاب اسلامی می انجامد.کارآمدی برای پیشرفت ضروری است اما نباید آن­ چنان ضریب یابد که کار آمدی برای عدالت نادیده انگاشته شود. تأکید بر پیشرفت و جدا سازی آن ازعدالت، به پدیده های سردرگمی همچون «رضا خانِ حزب اللهی» و «تکنوکراتیسم اصولگرا» منجر می شود.

اما شاخصه های کارآمدی برای عدالت چیست؟ این پرسشی است که ابتدا باید مجالی برای طرح عمومی بیابد، تا پاسخ آن صورت بندی شود. در شرایطی که بخش عمده ای از نیروهای منتسب به جبهه انقلاب، درست مانند رقیبان غرب­گرا و تکنوکرات شان برای پیشرفت (بدون عدالت) با هم ائتلاف کرده­اند، این پرسش در رسانه ها اصلا ضریبی ندارد، تا چه رسد به پاسخ.

این یادداشت تنها می تواند به جنبه ای از مقوله­ ی کارآمدی برای عدالت اشاره کند و آن عبارت است از «بیرونی بودن نسبت به روابط طبقه مرفه جدید»؛

یکی از مهم ترین موانع برقرای عدالت در نظام جمهوری اسلامی، شکل گیری طبقه ای مرفه از دل همین نظام است، پدیده ایی که مدتهاست مورد هشدار رهبر فرزانه ی انقلاب قرار گرفته: «کسانى هستند که تلاش مى‏کنند و حقیقتاً در صدد این هستند که طبقه‏ى ممتازه‏ى‏ جدیدى در نظام جمهورى اسلامى به وجود آورند. به خاطر انتخاب ها و انتصاب ها و زرنگى‏ها و دست‏وپادارى‏ها و مشرف بودن بر مراکز ثروت، و از طریق نامشروعى که با زرنگى آن را یاد گرفته‏اند، به اموال عمومى دست بیندازند و یک طبقه‏اى جدید طبقه‏ى ممتازان و مرفّهان بى‏درد درست کنند. نظام اسلامى، با مرفّهان بى‏درد و معارض و مخل، آن‏طور برخورد سختى کرد؛ حال از درون شکم نظام اسلامى، یک طبقه‏ى مرفّه بى‏درد جدید طلوع کند! مگر این شدنى است؟! به فضل پروردگار، «مخلصان انقلاب»و اسلام نخواهند گذاشت که چنین انحراف‏هاى بزرگى به وجود آید.» (امام خامنه­ ای در 25/ 04/ 1376)

«اشراف ریش دار» تعبیر دیگر است که رهبری از جایگاه این طبقه درون نظام دارند: «من و شما همان طلبه یا معلم پیش از انقلابیم. یکى از شماها معلم بود، یکى دانشجو بود، یکى طلبه بود، یکى منبرى بود، همه‏مان این‏طور بودیم؛ اما حالا مثل عروسى اشراف عروسى بگیریم، مثل خانه‏ى اشراف خانه درست کنیم، مثل حرکت اشراف در خیابانها حرکت کنیم! اشراف مگر چگونه بودند؟ چون آن‏ها فقط ریششان‏ تراشیده بود، ولى ما ریشمان را گذاشته‏ایم، همین کافى است؟! (امام خامنه­ ای 23/ 05/ 1370)

واقعیت این است هنگامه صدور حکم جهاد«مخلصان انقلاب»با این طبقه، برخی راست­گرایان یا به تعبیر دهه هشتادی اصولگرایان، بسیج این «لشگر مخلص خدا» را «ظرفیت بومی توسعه» می دانستند(به عنوان نمونه ن.ک به: هوای تازه، خاطرات علی لاریجانی، ج1،ص317) و بر استفاده از آن در کویر زدایی و درختکاری تأکید داشتند(به عنوان نمونه ن.ک به: سخنرانی هاشمی رفسنجانی در 6/6/70). هنگامی که ما در پی «نخود سیاه توسعه» (یا همان پیشرفت بدون عدالت) بودیم، این طبقه تشکیل شد و امروز مانع جدی در برابر بر قراری عدالت همین طبقه است. کارآمدی برای عدالت این است که رئیس جمهور آینده نسبت به این طبقه و روابطِ قدرتِ آن بیرونی باشد. همین؛ در اینجا مسئله فساد و سلامت شخصی نیست. مسئله این است که یک فرد سالم هم اگر در سطح و مراوده با این طبقه باشد، ملاحظه کاری ها و محافظه کاری ها، او را حداقل به سکوت که می کشاند. در صورتی که ما کسی می خواهیم که میز بازی را بهم بریزد.

امروز اگر از «روابط هم بسته و فامیلی قدرت» حرفی به میان بیاید بی شک اذهان به سمت خانواده ای خاص »منحرف» می شود.گرچه کسی منکر وجود برادران و پسرخاله ها و ... در روابط قدرت موجود نیست، اما مسئله این است که روابط قدرت فراتر از روابط فامیلی، میان افراد پل می زند. کسی می خواهیم که این طبقه مرفه جدید را نشناسد و اساسا با آن ها نشست و برخواستی نداشته باشد. نامه ی امام علی(علیه السلام)به عثمان بن حنیف (نامه 45 نهج البلاغه)را دوباره بخوانیم: هم سفره بودن با این طبقه هم فساد تحلیلی می آورد. رهایی از افسونِ عجبیبِ روابط قدرت و عدم مراوده با طبقه مرفه جدید برآمده از دل نظام، مهم ترین پیش شرط «کارآمدی برای عدالت» است.

فرض کنید شما در وقایع پس از انتخابات، درست وسط یک آشوب خیابانی در حال گفتگو با فائزه هاشمی رفسنجانی هستید و با او درباره ی آلترناتیوهای میرحسین موسوی گفتگو می کنید. نام افرادی را می شنوید. بعد به قم می آیید. به خدمت فلان عالم مهذب می رسید. از او می خواهید برای کارهایی مهمی همچون انتخاب رهبری و قانون گذاری افرادی را به شما معرفی کند. ناگهان نام همان افراد را می شنوید. آخر چه ارتباطی است میان این دو گفتگوی شما که باید پاسخ های یکسانی بشنوید؟ قطعا هیچ اشترک فکری و تحلیلی ای نیست. مسئله این است که مراوده با طبقه مرفه جدید حتی اگر در سطح «هم سفره بودن» هم باشد، کار خود را می کند.

داشتن برنامه و تیم خوب است، اما این «داشتن» چه چیزی را اثبات می کند؟ چگونه لزوما به کارآمدی منجر می شود؟ اگر داشتن برنامه و تیم نشان کارآمدی است، که مدیران سابق و تکنوکرات ها یک دهه است با لانه کردن در مراکز مطالعاتی انتصابی، صدها صفحه از این برنامه های را تولید کرده اند. شاید داشتن برنامه و تیم از پیش زمینه های ضروری اثبات کارآمدی برای پیشرفت باشد اما اثبات بیرونی بودن نسبت به روابط قدرت و طبقه مرفه جدید هم شاخص مهمی است که توأمانی آن با دیگر شاخص ها، مؤلفه های بنیادین رئیس جمهور تراز دهه ی چهارم انقلاب اسلامی را می سازد.

۰ نظر ۱۸ فروردين ۹۲ ، ۱۹:۳۰
مجتبی نامخواه