طبقه سه

ارزیابی‌های شتاب‌زده یک طلبه

طبقه سه

ارزیابی‌های شتاب‌زده یک طلبه

طبقه سه

بسم الله
دوست می داشتم این وبلاگ
- این پنجره‌ی سرد و بی‌روح - جز یک صفحه نمی‌داشت
و در آن صفحه جز یک سطر نمی‌بود
و بر آن سطر جز یک کلمه نمی‌نشست
و آن کلمه «خمینی» بود و دگر هیچ نبود...
***
آن‌هایی که همراه پیغمبر بودند و دعوت پیغمبر را قبول کردند همین مردم «طبقه سه» بود، همین فقرا.
صحیفه امام ج8 ص 293
***
معرفی بیشتر وبلاگ در قسمت "درباره طبقه سه" در نوار بالای صفحه

بایگانی
آخرین نظرات

۱۸ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «جنبش‌های اجتماعی هم‌بود با انقلاب اسلامی» ثبت شده است

 

هفتاد روز اعتراض کارگرانِ هفت تپه یک قاب یا فریم از آینده بود؛ بلکه می‌توان گفت یک پنجره یا مدرسه بود برای درک وضعیت کنشگری و مشارکت اجتماعی سیاسی در ایران آینده. این یادداشت تلاش می‌کند مروری داشته باشد بر مهم‌ترین نکته‌هایی که در تفسیر فرامتن این رویداد قابل توجه است.

گزیده یادداشت:

🔻ما اکنون در زمانه‌ای شرکت می‌کنیم که دو گونه از کنشگری و مشارکت اجتماعی در آن قابل شناسایی است. مشارکت کلاسیک که در چارچوب انتخابات، احزاب و نهادهای مدنی و خیریه انجام می‌شود و مشارکت جدید در قالب حرکت‌های شهروندی و جنبش‌های اعتراضی.

🔻به مورد هفت تپه بازگردیم؛ از یک موضع کاملاً هم‌سو با انقلاب اسلامی نگاه کنیم: آیا تأثیر مثبت و سازنده اعتراض هفت تپه بر بهبود شرایط اجتماعی و تحقق آرمان‌های انقلاب اسلامی، از مشارکت‌های متداول و کنش‌های احزاب رسمی کمتر است؟  

🔻گونه‌ای جدید از مشارکت اجتماعی متولد شده است اما احزاب تلاش می‌کنند حاکمیت را متقاعد کنند همچنان مشارکت اجتماعی و سیاسی را به نحو کلاسیک بفهمد و به رسمیت بشناسد.

🔻این جنبش‌ها در مقایسه با حرکت‌های معمولِ ذیل جناح‌های رسمی، از قدرت بسیج کنندگی فوق‌العاده بیشتری بر خوردارند. کنشگران این حرکت‌ها از انگیزه‌های به مراتب قوی‌تر برخودارند.

🔻ساخت کنش در این جنبش‌های اعتراضی هرگز شباهتی با سازوکارهای کنشگری احزاب یا سازمان‌های مدنی ندارد. آن‌ها به معنای متداول جنبش نیستند. رسانه رسمی، مانیفست یا بیانیه، کادر و شورای مرکزی و رهبر یا چهره شاخص ندارند اما توانایی فوق‌العاده‌ای در تعیین دستور کار احزاب رسمی و ملی و همچنین نهادهای حاکمیتی دارند.

🔻در ماجرای اعتراض هفت تپه این حرکت اعتراضی در شهر شوش توانست نمایندگانی را در پایتخت درگیر مسئله‌های خود کند که چند ماه قبل بدون هیچ‌گونه ایده یا برنامه خاصی در این زمینه‌ها در رقابت‌های انتخاباتی شرکت کرده بودند. کارگران هفت تپه توانستند حمایت کسانی را جلب کنند که در جریان فعالیت‌های متداول حزبیِ خود هیچ تعهدی برای حمایت از حقوق مدنی و کنشگری طبقات فرودست ابراز نکرده‌اند؛ هیچ‌گاه از به رسمیت شناخته شدن حرکت‌های اعتراضی سخنی به میان نیاورده و به نابرابری‌های حاصل از خصوصی‌سازی هیچ اشاره‌ای نداشته‌ و حتی از بیان گفتارهایی کلان درباره عدالت و نابرابری هم صرف نظر کرده بودند.

🔻این جنبش‌ها یک پاسخ کاملاً ابتکاری به مسئله مرکز- پیرامون پیش کشیده‌ و  مسیر طرح مسئله را به کلی معکوس کرده‌اند: آن‌چه در مرکز مسئله احزاب و بازیگران رسمی میدان سیاسی است در پیرامون بازتولید نمی‌شود؛ بلکه آن‌چه برای کارگران  شوش مسئله است، دستور کار  مرکز را تعیین می‌کند. هفتاد روز هفت تپه یک مدرسه است برای آموختن کنشگری اجتماعی در ایرانِ آینده.

 

متن کامل یادداشت در ادامه مطلب

 

۰ نظر ۱۵ شهریور ۹۹ ، ۲۱:۲۸
مجتبی نامخواه

 

متن زیر گفتگویی است با یک نشریه طلبگی که اواسط سال قبل انجام شده اما به دلیل منتفی شدن انتشار آن مجله، منتشر نشده است. مباحث گفتگو پیرامون کنشگری اجتماعی طلاب جوان، خدمت اجتماعی، تشکل‌های طلبگی و مسئله فقدان سازوکارهای نمایندگی طلاب جوان دور می‌زند. امیدوارم برای دوستانی که مباحث این وبلاگ درباره مبحث «جنبش طلاب جوان» را پیگیری می‌کرده‌اند مفید باشد.  

 

از ماجرای جنگ که بگذریم سالها بود که ما اجتماع بزرگی از طلاب انقلاب سر یک مسئله واحد ندیده بودیم. چه شد که در ماجرای سیل این حجم عظیم در حرکتی واحد وارد گود حل مشکلات مردم بشوند؟

 

شاید با چاشنی کمی طنز بتوان گفت به این خاطر که ایام تعطیلات بود و بالاخره ساختارهای ملاحظه‌ساز حوزوی تعطیلات بودند! و طلبه‌ها آزاد بودند!

واقع امر این است که مدت‌هاست کنشگری طلاب در محاق نوعی ملاحظه‌سازی و محافظه‌کاری مذهبی و حوزوی فروافتاده و به ملسخ رفته است. نیروی اجتماعیِ طلاب جوان، که می‌تواند یک جنبش اجتماعی فراگیر باشد و بر سر مسئله‌های مختلف جامعه متمرکز شود، توسط این محافظه‌کاریِ منتشر، زمین‌گیر شده است. با همان مناطی که سیل مسئله جامعه بود و حضور طلاب جوان ضرورت داشت، میدان‌ها و مسئله‌های متعددی هست که غیبت نیروی اجتماعی انقلاب و به طور مشخص طلاب جوان در آن میدان‌ها توجیه ندارد. علت این غیبت غیرموجه که آن مسئله‌ها را روز به روز لاینحل‌تر و حادشونده‌تر کرده چیست؟

۰ نظر ۰۵ تیر ۹۹ ، ۲۳:۳۹
مجتبی نامخواه

29 اردیبهشت ماه، در یک گفتگوی لایو اینستاگرامی با تشکل طلبگی ربیّون، درباره جنبش طلاب جوان و موانع معرفتی و ساختاری بازتولید آن بحث کردیم. این گفتگو در ادامه مباحث پیشین درباره «جنبش طلاب جوان» و «جهان طلبگی» بوده و امیدوارم برای علاقه‌مندان به این مباحث مفید باشد.

دریافت فایل صوتی گفتگو
حجم: 23.6 مگابایت

 زمان: 68 دقیقه
 

۰ نظر ۲۷ خرداد ۹۹ ، ۱۱:۴۷
مجتبی نامخواه

برنامه فانوس

در گفتگو با برنامه تلویزیونی فانوس درباره جشنواره و جنبش‌واره عمار و بازتاب معانی و تجربه‌های اجتماعی در این رویداد صحبت کردم و البته اشاره و ادای احترامی به پدیده‌ی حاج قاسم سلیمانی.

 

لینک تماشا در تلوبیون

 

 

۰ نظر ۲۱ دی ۹۸ ، ۰۲:۳۲
مجتبی نامخواه

 

 

تولد یک جنبش واره 2

 

متنی که در ادامه می‌آید مقدمه کتاب تولد یک جنبش‌واره، تحلیلی اجتماعی بر جشنواره مردمی عمار  است. (+)

 

به روایت قرآن توحید مستلزم «ادامه» است: پس از گفتن «ربنٌا الله» ادامه دادن و استقامت مطرح است و مسئله اکنون انقلاب اسلامی نیز مسئله ادامه است.

برای ادامه و تداوم دگرگونی و انقلاب چه باید کرد؟ پرسشی است که پاسخی به تفصیل می‌طلبد اما آن‌چه به اجمال می‌توان گفت این است که انقلاب اسلامی برای ادامه باید تمامی دگرگونی‌های بنیادینش را در سطح زندگی پی بگیرد. حل مسئله «ادامه» آن‌گاه ممکن می‌شود که انقلاب امر اجتماعی مختص به خود را ایجاد کند. پرسش از چگونگی ایجاد و ابداع این امر اجتماعی نیز همچون پاسخ به پرسش پیشین، نیازمند تفصیل است. آن‌چه به اجمال می‌توان گفت این است که پاسخ را باید در حرکت‌های اجتماعی و جنبش‌های هم‌بود و هم‌بردار با انقلاب اسلامی جستجو کرد. پس مسئله انقلاب اسلامی، مسئله ادامه است و ادامه آن‌گاه امکان می‌یابد که انقلاب‌خواهی در خانه زندگی و رو به سوی امر اجتماعی به سر برد و برای پیگیری دگرگونی در این سطح نیازمند جنبش‌های هم‌بود با انقلاب اسلامی هستیم.

ایجاد جنبش‌های هم‌بود با انقلاب اسلامی نیازمند بینشی است که بخش عمده‌ آن از خلال بررسی تجربیات جنبشیِ انسان انقلاب اسلامی به دست می‌آید. انسان انقلاب اسلامی برای ایجاد حرکت‌ها و جنبش‌واره‌های اجتماعی نیازمند نیازمند ارتقا سواد جنبشی و دانش کنشگری خود است و این جز با بازخوانی تجربه‌هایش ممکن نمی‌گردد. جشن‌واره عمار، فارغ از فرم رسانه‌ای آن، یکی از تجربه‌ها متأخر انسان انقلاب اسلامی در زمینه امر جنبشی است. رویداد عمار، آن‌چنان که در بخش‌هایی از متن کتاب توضیح داده شده، بیش از آن‌که یک جشن‌واره باشد یک جنبش‌واره است. جنبش‌واره‌ای که توانسته طی سالیان، سامانه‌ای گسترده از تولید و توزیع معنا را ایجاد کند. انباشت این تجربه طی یک دهه اخیر، این امکان را فراهم می‌آورد تا هر کنشگر اجتماعیِ معطوف به انقلاب اسلامی، این تجربه را به چشمِ دست‌مایه‌ای بنگرد برای تلاش به منظور بازگشت به امر اجتماعی. تجربه‌ای که همچنان جاری است و به واسطه قرابت، قرائتش چندان دشوار نیست. حاضر کوشش برای بازخوانی تجربه جشنواره عمار در چنین افقی است.

۰ نظر ۱۸ دی ۹۸ ، ۲۲:۴۹
مجتبی نامخواه

تولد یک جنبش‌واره؛ تحلیلی اجتماعی بر جشنواره مردمی فیلم عمار

انتشارت راه‌یار

128 صفحه، 13 هزار تومان

تلفن جهت سفارش: 021-42795454

 

 

تولد یک جنبشواره

 

پشت جلد کتاب:

 

رویداد عمار بیش از آن‌که یک جشن‌واره باشد یک جنبش‌واره است. جنبش‌واره‌ای که توانسته طی سالیان، سامانه‌ای گسترده از تولید و توزیع معنا را ایجاد کند. انباشت این تجربه طی یک دهه اخیر، این امکان را فراهم می‌آورد تا هر کنشگر اجتماعیِ معطوف به انقلاب اسلامی، این تجربه را به چشمِ دست‌مایه‌ای بنگرد برای تلاش به منظور بازگشت به امر اجتماعی. تجربه‌ای که همچنان جاری است و به واسطه قرابت، قرائتش چندان دشوار نیست. کتاب حاضر کوششی است برای بازخوانی تجربه جشنواره عمار در چنین افقی.

  •  

تمایز و به تبع هویت جشنواره‌ی عمار، مدیون و محصول سطح جشنوارگی عمار است. مدیون توجه و ارجاعی است که به معنای تولید شده در سطح جنبش‌وارگی عمار و عقبه‌ی تاریخی آن می‌دهد. این حقیقتی است که هویت و هستی عمار را شکل می‌دهد و مبین مسئولیت‌های متقابلی برای کنش‌گران دو سطح جشن‌وارگی و جنبش‌وارگی عمار است: مسئولیت برگزارکنندگان جشنواره در این‌باره این خواهد بود که جشن و جهت سطحِ جشن‌واره عمار را معطوف به معانی بازتاب یافته از سطح جنبش‌واره عمار سامان دهند. مسئولیت اکران کنندگان مردمی در این‌باره این است که خود و کار خود را فراتر از نمایش فیلم در نظر بگیرند و به بازتولید و بازنمایی معانی‌ای‌ بپردازند که با کنش معطوف به انقلاب اسلامی، در طول تاریخ ما خلق شده است.

۰ نظر ۱۸ دی ۹۸ ، ۲۱:۴۹
مجتبی نامخواه

تأملی بر آیین اربعین به‌مثابه یک جنبش

[متن تفصیلی]

اربعین را نباید به‌مثابه یک اَبَرآیین (آیین بزرگ) ببینیم؛ اربعین یک فراآیین (فراتر از آیین) است. رویدادهای روی‌داده در فرایند اربعین، در عین معهود و مسبوق بودن در دیگر آیین‌های حسینی، فراتر از آن است که در چارچوب یک مناسک آیینی بگنجد. ما در پدیده‌ اربعین با رویدادهای بدیع و خارق‌العاده‌ای مواجهیم که لبه‌های آن از ذیل مفهوم مناسک آیینی بیرون می‌دود. این وجه تمایز و پدیده‌گونگی، به ما اجازه می‌دهد که از «جنبش اربعین» سخن بگوییم. احتمالاً با ضمیمه‌ کردن مفهوم «جنبش» به «آیین»، بتوانیم سهم بیشتری در مشاهده و تحلیل رویدادهای پدیده‌ اربعین داشته باشیم. ما در پدیده‌ اربعین، با یک آیین ‌جنبش‌گونه و بلکه یک جنبش آیین‌گونه مواجهیم؛ با یک حرکت بینافرهنگی، فراقومی، فراملی، فرامذهبی و حتی فرادینی و انسانی که در عین وجوه بزرگداشت‌گونه و تجلیل‌گرایانه نسبت به رویداد عاشورا، واجد سلسله ابعاد و اهدافی است که یکسره امروزین است.

۱ نظر ۱۰ مهر ۹۸ ، ۱۹:۵۱
مجتبی نامخواه

 

در حاشیه یک مستند خوب: «زمستان یورت»

گزیده:

ماجرای فیل در خانه‌ی تاریخ مثنوی مولوی را کم و بیش شنیده‌ایم: «پیل اندر خانه‌ تاریک بود». ظاهر ماجرا این است که کوهی از مسئله‌های کاگران در خانه‌ای تاریک محبوس شده‌ است. واقع ماجرا اما این است این دیگران هستند که در اتاقی تاریک محبوس شده‌اند. مسئله، مسئله‌های کارگران نیست. این دیگران و بی‌توجهی‌ها است که مسئله اصلی است. مسئله، بی‌مسئله بودن دیگران است. مسائل کارگران محبوس شده باشد یا دیگران البته تفاوت چندانی نمی‌کند. فیل عظیم‌الجثه است و قدرت تخریب بالایی دارد. علاوه بر آن؛ سر چشمه شاید گرفتن به بیل؛ چو پر شد نشاید گذشتن به پیل.

 

۰ نظر ۰۷ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۱:۲۶
مجتبی نامخواه

درس‌گفتار جنبش دانشجویی: جریان‌شناسی تاریخی، بازشناسی اجتماعی
جمعی از دانشجویان استان هرمزگان
1396/11/11؛ قم، اردوگاه یاوران مهدی(عج)


سرفصل‌ها
  • جریان دانشجویی پیشران مطالبه‌ی تفکر اصیل و اجتماعی اسلامی در دوران معاصر
  • فقر مفهومی و افول تفکر اسلامی در جریان دانشجویی کنونی
  • وضعیت تاریخی-اجتماعی ایران در سده اخیر در آستانه برآمدن دانشگاه
  • پیدایش دو جریان منورالفکری (راست/غرب‌گرا) و روشنفکری (چپ/ شرق‌گرا) در ایران
  • امواج اولیه جنبش دانشجویی ایران در خارج کشور
  • جنبش دانشجویی اولیه و وابستگی‌های فکری و سیاسی
  • جنبش دانشجویی در آستانه انقلاب اسلامی: بازخوانی و بازفهمی تفکر اسلامی
  • جنبش دانشجویی در دوران کنونی: ظرفیت‌ها و ظرافت‌ها
  • جنبش دانشجویی و ظرفیت‌های بالقوه‌مانده‌ی عدالت‌خواهی
۰ نظر ۰۷ اسفند ۹۶ ، ۰۸:۵۳
مجتبی نامخواه

 

 

گزیده:

* به دلیل تفوق ذهنیت‌های سیاسی(درواقع سیاست‌زده) و فرهنگی (درواقع اعتقادی و یا ذهنی)، بازگشت به امر اجتماعی برای حزب‌الله در وضعیت کنونی چندان ساده نیست و پیچیدگی‌های خاص خود را می‌طلبد. یکی از این پیچیدگی‌ها تدارک «درکِ موردنیاز برای بازگشت به امر اجتماعی» است. چنین بازگشتی اگر بنای رخ دادن داشته باشد، علاوه برداشتن عقبه‌ای حکمی و الهیاتی، عمیقاً محتاج خواهد بود به یک عقل عملی بالفعل که بر تجزیه تجربه کنش‌های مؤثر اجتماعی استوار است.


* جشنواره عمار ازجمله کنش‌هایی است که در دامن درک اجتماعی از فتنه می‌روید. عمار متوجه امر اجتماعی است و به همین دلیل می‌تواند یک کنش مستمر هشت‌ساله ایجاد کند و همان‌طور که پیش‌تر و به‌تفصیل توضیح داده‌شده، جشنواره عمار درواقع یک جنبش‌واره است. غرض از طرح «توجه عمار به امر اجتماعی»، «‌مسئلۀ استمرار» و «جنبش‌واره بودن عمار» نه تجلیل، که تحلیل ماجراست. غرض این است که جشنواره‌ عمار به‌مثابه یک نمونه می‌تواند به ما تجربه مفیدی به دست بدهد برای بازتولیدِ بازگشت به امر اجتماعی.

 

۱ نظر ۱۵ دی ۹۶ ، ۰۷:۴۱
مجتبی نامخواه