طبقه سه

ارزیابی‌های شتاب‌زده یک طلبه

طبقه سه

ارزیابی‌های شتاب‌زده یک طلبه

طبقه سه

بسم الله
دوست می داشتم این وبلاگ
- این پنجره‌ی سرد و بی‌روح - جز یک صفحه نمی‌داشت
و در آن صفحه جز یک سطر نمی‌بود
و بر آن سطر جز یک کلمه نمی‌نشست
و آن کلمه «خمینی» بود و دگر هیچ نبود...
***
آن‌هایی که همراه پیغمبر بودند و دعوت پیغمبر را قبول کردند همین مردم «طبقه سه» بود، همین فقرا.
صحیفه امام ج8 ص 293
***
معرفی بیشتر وبلاگ در قسمت "درباره طبقه سه" در نوار بالای صفحه

بایگانی
آخرین نظرات

۳۹ مطلب با موضوع «گفتارها» ثبت شده است

متن زیر، تحریر گفتاری است که برای دانشجویان یک حلقه مطالعاتی صحیفه‌خوانی، به صورت مجازی ارائه شده است.

گزیده:

  • مسئله از جایی آغاز شد که «نشستند و گفتند و برخاستند» و با این گفته‌ها مجلس‌ها آراستند و حالا این ماییم و این سی- چهل سال گفته‌ پیرامون امام که به طرز تعجب و البته تأسف برانگیزی، اغلب یا در پی مجلس آرایی بوده‌اند یا اگر نخواهیم بد بین باشیم، از ظن خود شده‌اند یار امام.
  • ما می‌بینیم که این همه تفسیر و توضیح امام خمینی، برای مایی که در جستجو حقیقت ایده‌های امام هستیم، جز بر حیرت‌مان نمی‌افزاید. چه باید کرد؟ این‌جاست که امام خمینی به مثابه یک پروژه و مسئله فکری مهم در برابر ما مطرح می‌شود.
  • ما اندیشه امام خمینی را برای تغییر وضعیت، برای فهم خود، برای فهم مسئله‌های خود و برای حل مسئله‌هامان می‌خواهیم. مگر غیر این است؟ ما اندیشه امام خمینی را برای این می‌خواهیم که به ما بگوید ریشه‌های معرفتی عقب‌ماندگی در عدالت را در بسط اسلام سرمایه‌داری جستجو کنید.
  • اگر مفسر خط امام کسانی شدند که نسبت به سر برآرودن سرمایه‌داری زالو صفت، بی‌تفاوت بودند؛ مسئله‌شان معنویت و خودسازی بود؛ سیاست و انتخابات و ائتلاف و لیست بود؛ انتزاعیات اجتماعی و حرف‌های کلی زدن درباره تمدن‌سازی بود؛ اما «اسلام سرمایه‌داری» نبود و تشنگی به خون سرمایه‌داران زالو صفت نبود؛ بعد همین تفکر به جای آن‌که بیاید و بگوید من محافظه‌کار هستم، آمد و گفت من انقلابی هستم و برای این که کسی به انقلابی بودنش شک نکند، عوض انقلابی‌گری پرخاشگری کرد؛ و بعد تبدیل شد به بازتاب دهنده خط امام و تبدیل شد به مفسر صحیفه امام، معلوم است که در این تفسیر مفاهیم کلیدی‌ای مثل «اسلام سرمایه‌داری» هیچ جایگاهی ندارد.
  •  تفکری که در نظر آن همه ارزش‌ها مطلقاً خوب هستند؛ این تفکر حتما رنگ و بوی اشعری‌گری دارد و اگر تمام عمر هم علیه وضع موجود هشتگ بزند، نه جامعه و فطرتِ مردم از او قبول می‌کند و نه تاریخ. این تفکر اشعری‌گرایانه در طول تاریخ به درد توجیه وضع موجود خورده؛ آخر چطور می‌تواند حرف از تغییر بزند؟
  • با درکِ اشعریِ رایج درباره ارزش و نظام ارزش‌ها، ارزشی یعنی کسی که «همه چیز را حرام می‌داند». بر اساس تفکر انقلاب اما در نظام ارزش‌ها، یک ارزش مطلق وجود دارد و ارزشی بودن، قبل از پیگیری فرعیات و فروعات، در پی آن ارزش مطلق بودن است.

 

۰ نظر ۰۱ اسفند ۹۹ ، ۰۸:۰۲
مجتبی نامخواه

تصور می‌کنم پروژه پروژه تاریخ مردمی دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی، که طی سال‌های اخیر کتاب‌های متعددی از آن منتشر شده، در آینده یکی از مهم‌ترین منبع‌هایی خواهد بود که درک جدیدی از انقلاب اسلامی را شکل خواهد بود. در باب دلایل این تصور و اهمیت این پروژه بعدتر بیشتر خواهم نوشت.

***

طی سال‌ها اخیر، در چندین جلسه درباره انسان انقلاب اسلامی با پژوهشگران این پروژه، و یا کسانی که در حال آمادگی برای مشارکت در این پروژه بوده‌اند، گفتگو کرده‌ام.
پرسش‌های اصلی مباحث، اغلب موارد زیر بوده است:
ما در تاریخ مردمی، تاریخ فرهنگی اجتماعی و تاریخ شافهی انقلاب اسلامی به دنبال چه هستیم؟
چگونه می‌توانیم کنش‌های اجتماعی گوناگون و متمایز مرتبط با انقلاب اسلامی را بهتر درک کنیم؟
چگونه درک مبارزه،موسیقی، شعر، نقاشی، کنشگری مدنی و جهادی، جنگ و مرگ، طی سال‌های منتهی به انقلاب و پس از آن بهتر ممکن می‌شود؟
چرا و چگونه می‌توانیم انسان انقلاب اسلامی را به مثابه یک تجربه‌ای اجتماعی متمایز از نسبت با زندگی، مرگ، انسان، مذهب، جامعه، تعاون، عشق، خانواده، تنهایی بفهمیم؟
چگونه می‌توانیم این تجربه متمایز را ثبت و انباشت کنیم و به مرزهای خلق یک کانون و یا رهیافت جدید در دانش اجتماعی نزدیک شویم؟

و مباحثی از این دست.
صوت سه جلسه از این جلسات را در ادامه بارگزاری می‌کنم؛

۰ نظر ۲۶ بهمن ۹۹ ، ۱۰:۳۵
مجتبی نامخواه

تلاش کردم در ابتدای بحثم در جمع طلاب مدرسه علمیه مشکات، توضیحی درباره چیستی افشاگری داشته باشم (موضوع‌شناسی)؛ در ادامه و در گفتگو با حضار درباره برخی احکام، عناوین و حدود  فقهی و اخلاقی افشاگری نکاتی را مطرح کردم. فایل صوتی این جلسه در ادامه قابل دسترسی است.

 

پوستر مبانی افشاگری

 

 


دریافت

۰ نظر ۰۸ مهر ۹۹ ، ۲۳:۵۷
مجتبی نامخواه

متن ویراسته گفتاری در جمع خانواده‌های شهدای پاکستانی مدافع حرم، شب عید غدیر، 17 مرداد 1399

 

سلام عرض می‌کنم خدمت حضار محترم؛ فرزندان گرامی شهدای گرامی زینبیون

یکی از مهم‌ترین مسائلی که در این شب گرامی می‌توانیم درباره آن صحبت کنیم دو درک از غدیر است: یکی درک فردی و معنوی رایج و دیگری درک اجتماعیِ تا حد زیادی مهجور. درک فردی از غدیر بر فضائل امیرالمؤمنین(ع) متمرکز می‌شود. نتیجه این تفسیر از غدیر بیشتر تاریخی است و گرامی‌داشت‌های حاصل از این نگاه، متوقف در چراغانی و سروده‌خوانی. درک اجتماعی از غدیر اما نیاز امت به علی(ع) را در کانون توجه خود قرار می‌دهد. تأکید می‌کند که نیاز جامعه اسلامی به عدالت اجتماعی زمینه شکل‌گیری رویداد غدیر است. تصریح می‌کند نتیجه غدیر برآمدن مردی است که نه فقط در زمانه حاکمیت دیگران بلکه در اوج حکومت خود بر سرزمین‌های پهناور اسلامی، دغدغه جنگ فقر و غنا و عدالت اجتماعی را دارد. می‌فرماید نگاه کنید که جامعه را سراسر رنج و حرمان محرومان و کفران نعمت اغنیا فرا گرفته است: «فهل تبصر الّا فقیراً یکابد فقرا او غنیاً بدل نعمه الله کفرا»؟ سپس انسانی را طلب می‌کند که می‌توانیم آن را انسان غدیر بدانیم. اگر غدیر را یک مکتب بدانیم انسان غدیر از نظر صاحب این مکتب عبارت است از کسی که تغییر دهنده این نابرابری‌ها باشد: «ظهر الفساد؛ فلا زاجر مزدجر؛ فلامنکر مغیّر». انسان غدیر کسی است که مغیّر و تغییر دهنده این اوضاع باشد.

امام خمینی همه ما را با معنای دوم از غدیر آشنا کرد. نتیجه این شد که سراسر جهان اسلام را مبارزانی فراگرفت که انسانِ غدیر بودند. اندیشه چپ در جهان، یک چگوارا داشت که در آرژانتین به دنیا آمده بود؛ در جریان انقلاب کوبا مبارزه کرده بود و در بولیوی کشته شده بود. یک بُعد مهم جذابیت چگوارا، جهان‌وطن بودن آن بود. نگاه عدالت‌خواهانه امام خمینی به مذهب و به غدیر اما انبوهی از انسان‌هایی را آفرید که به معنای واقعی جهان‌وطن بودند. مستضعفینی که در پاکستان متولد می‌شدند، در ایران درس می‌خواندند و هزاران کیلومتر آن‌سوتر از محل تولدشان در سوریه به شهادت می‌رسیدند. قهرمان‌هایی که برای انسان‌ می‌جنگیدند. به روایت شبستر راز: «جهان انسان شد و انسان جهانی»؛ انسان‌هایی جهانی که برای جهان انسانی مبارزه می‌کردند و شما فرزندان چنین قهرمانان و چنین انسان‌هایی هستید. هر چند جهان آشفته ما، رسانه‌های وارونه ما این قهرمانی را روایت نکنند. هنگامی که نگاه عدالت‌خواهانه و انسانی به غدیر و به کل مذهب به میان آمد، مرزهای زمین بی‌معنا می‌شود و انسان‌هایی جهانی خلق می‌شوند.

۰ نظر ۱۸ مرداد ۹۹ ، ۲۳:۳۱
مجتبی نامخواه

 

متن زیر بحثی است که  خردادماه سال98 و در نشست رونمایی از «پایگاه مطالعات انقلاب اسلامی حوزه های علمیه خواهران» ارائه شده است.

متفکران حوزوی انقلاب اسلامی

 

انقلاب و مسئله ارتجاع

یک مسئله ای که در خصوص انقلاب ما مطرح است، همان طور که برای انقلاب اسلامی پیامبر اکرم(ص) هم مطرح بود، مسئله احتمال بازگشت و ارتجاع در انقلاب اسلامی است. هر انقلاب در ارتباط با اهداف و آرمان هایی که دارد، مسیری را طی می کند، نظم موجودی را از بین می برد و نظم جدیدی را بنیان می گذارد. اما هر لحظه و هر دوره ای این احتمال وجود دارد که مسیر پیشرونده انقلاب به گذشته برگردد، ارتجاعی رخ دهد و آن انقلاب تبدیل به ضد خودش شود.

به تعبیر قرآن کریم این نقطه حساس دوره ای است که انقلاب به مرحله پس از بنیان­گذار خودش گذار پیدا می کند و عبور می کند؛ یعنی از مرحله ای که رهبر انقلاب و بنیانگذار انقلاب حضور دارد و در اثر رویدادی که مرگ یا شهادت است، از میان جامعه رخ بر می­بندد و حالا انقلاب می خواهد تجربه ای داشته باشد که در آن رهبر انقلاب حضور ندارد. قرآن کریم از جامعه می پرسد: «أَفَإِنْ مَاتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِکُمْ»؛ آیا ارتجاع و انقلاب به عقب و انقلاب معکوس خواهید داشت، اگر رهبر انقلاب و پیامبر در میان شما نباشد؟ این آسیب و احتمال برای هر انقلاب دیگری مطرح است و برای انقلاب اسلامی ما نیز همواره مطرح خواهد بود. اگرچه ما از این مرحله به سلامت عبور کرده ایم؛ اما احتمال ارتجاع، احتمالی است که امروز رهبر معظم انقلاب نیز از آن سخن می گوید. تقدس این انقلاب و شهدای بزرگی که با خون آنها نهال انقلاب آبیاری شده است، مانع از آن نخواهد شد که ارتجاع در خصوص این انقلاب نیز رخ دهد. در بیانات رهبر معظم انقلاب در این سال­ها مرتب مسئله ارتجاع مطرح شده است. همان طور که درباره انقلاب پیامبر نیز مطرح بود. در واقع، در تاریخ انقلاب صدر اسلام، در نقطه گذار از دوره پس از بنیانگذار در یک سطحی این ارتجاع رخ داد و آغاز شد و در چهل سالگی انقلاب پیامبر، با شمشیری که توسط جریان تحجرِ زمان بر فرق امیرالمؤمنان(ع) فرود آمد، این ارتجاع یک مرحله جدیدی را تجربه کرد و دو دهه بعد سال، تجسد و تجسم همه آرمان‌های انقلاب را به مسلخ طف برد. این امر درباره هر انقلابی ممکن است اتفاق بیفتد.

بازتولید انقلاب در برابر ارتجاع؛ چگونه؟

مسئله کلیدی این است که چگونه می توان در برابر این ارتجاع صف علم کرد؟ به چه ترتیبی و به چه شکل و صورتی می توان فرآیندی را ایجاد و بازتولید کرد که انقلاب را به نحو مستمر بازتولید کند و استمرار ببخشد؟

پاسخ این است: همان گونه که انقلاب رخ داد، امکان بازتولید انقلاب نیز وجود دارد.

۰ نظر ۰۶ تیر ۹۹ ، ۰۸:۵۵
مجتبی نامخواه

آزادی از جمله ارزش‌های حیاتی‌ای است که در ذهن و زبان ما، در سایه اولویت و اولیت عدالت قرار گرفته و به دلیل فوریت و عقب‌ماندگی در عدالت، کمتر فرصت گفتگوهای عمیق و راهبردی درباره آن را داشته‌ایم. آزادی اگر چه به وسیله عدالت تحقق می‌یابد اما به واسطه آزادی است که درک عدالت و ناعدالتی ممکن می‌شود. در یک گفتگوی لایو اینستاگرامی در 1399/1/19 درباره آزادی و آزادی‌خواهی در دوران جمهوری اسلامی و موانع فکری و دشمنان اجتماعی آن گفتگو کردیم.

دریافت
عنوان: آزادی در جمهوری اسلامی و دشمنان آن
حجم: 16.5 مگابایت

 

۰ نظر ۲۷ خرداد ۹۹ ، ۱۲:۰۸
مجتبی نامخواه

الهیات عدالت‌خواهی: نسبت توحید و عدالت در حرکت‌های انبیا؛ بحثی در حاشیه آیه 25 سوره حدید

حرکت توحیدی از عدالت آغاز می‌شود. در یک جامعه نابرابر، انسان؛ امکان موحد بودن ندارد مگر آنکه این نابرابری را نفی کند. دوگانه‌ای بنام توحید و عدالت وجود ندارد.

دریافت صوت

۰ نظر ۰۵ خرداد ۹۹ ، ۰۲:۵۵
مجتبی نامخواه

الهیات عدالت‌خواهی: بحثی در روش شکل‌دهی به جنبش اجتماعی با محوریت آیه  آخر سوره فتح

 

خداوند با یک استعاره گام به گام، مراحل نهضت را برای ما توضیح می‌دهد. اگر می‌خواهید یک نهضتی داشته باشید که در معیّت با پیامبر(ص) باشد و به این فتح و گشایش اجتماعی که حرکت پیامبر (ص) رسید برسد، باید مراحلی را طی کنید و این مراحل را با استعاره‌ای بیان می‌کند: «مَثَلُهُمْ فِی الْإِنْجِیلِ کَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَىٰ عَلَىٰ سُوقِهِ»

دریافت

۰ نظر ۰۵ خرداد ۹۹ ، ۰۲:۴۷
مجتبی نامخواه

الهیات عدالت‌خواهی؛ گذری بر مضامین سوره ماعون

متن بازتنظیم شده (سایت ایام)

 

بسم الله الرحمن الرحیم

خیلی خوش‌وقتم که در این شب‌های نورانی؛ شب‌های مبارک ماه میهمانی خدا؛ توفیق داریم دقایقی را با موضوع الهیات عدالتخواهی در محضر آیات قرآن وروایات اهل بیت علیهم‌السلام باشیم.

امیرالمؤمنین علیه السلام، که به نوعی این ماه منسوب و در ارتباط با ایشان هست، در روایتی به کمیل، آن یار صدیق و وفادار خودش می‌فرماید که «یا کمیل ما من حرکة الا و انت محتاج فیها الی معرفه»: ای کمیل در هر حرکتی که انسان بخواهد انجام بدهد نیازمند معرفت و اگاهی‌ای هست که  آن حرکت را بتواند سامان بدهد؛ جهت بدهد و جهت‌گیری آن حرکت را اصلاح کند و به سمت اصلاح جامعه پیش ببرد؛ حرکت‌های انسان، چه حرکت‌هایی با اهداف معنوی وانسانی باشد چه  اجتماعی، هر حرکتی محتاج به معرفت است.

امروز یکی از مهمترین نیازهای جامعه‌ی ما، که در دشواری های مختلف این نیاز به نحو بیش از پیشی خودش را نشان می دهد، مسأله عدالت و نیاز ما به عدالت است. عقب ماندگی در عدالت مسأله‌ی اساسی جامعه‌ی ماست. اصولاً در نگرش شیعی آن وقتی یک حرکت اجتماعی حرکتی رو به جلو و مترقی است؛ آن وقتی حرکتی به سمت اصلاح جامعه است که هدف و جهت‌گیری اصلی آن قسط و برپایی عدالت باشد؛ برپایی یک جامعه‌ی توحیدی و عادلانه باشد.

امروز این نیاز بیش از همیشه در جامعه ی ما احساس می‌شود و چقدر ابتکار خوبی را دوستان برگزار کننده این جلسه مجازی انجام دادند؛ اگر حرکتی رو می‌خواهند تحت عنوان عدالتخواهی دنبال کنند؛ اگر می‌خواهند تحت عنوان عدالت پرچمی را بلند کنند، این کار محتاج معرفت است. اگر چه حرکت عدالتخواهانه یک حرکت فطری است؛ یعنی انسان‌ها به خودی خود محتاج و در پی این ارزش در جامعه هستند اما سامان دادن یک حرکت اجتماعی در این بستر فطری احتیاج به معرفت دارد و یکی از مهمترین انحا معرفت معرفتی است که به واسطه‌ وحی به ما رسیده است. آموزه های وحیانی حالا یا آن آموزه‌هایی که مستقیم و از طریق آیات قرآن، و یا غیرمستقیم از طریق وجود ذی جود ائمه معصوم به ما رسیده است. ایده الهیات عدالت‌خواهی در واقع تلاش می‌کند آیات و روایاتی را به بحث بگذارد که به طور مستقیم می‌تواند حرکت ما را جهت بدهد؛ نیرو بدهد و روح ببخشد.

امشب مایلم دقایق باقی مانده بحث را درباره‌ی یکی از شگفت انگیزترین سوره‌های قرآن صحبت کنم. سوره کوچکی که ادبیات و لحن کلام آن انسان را واقعا به شگفتی وا می‌دارد و به یک معنا انسان را به هراس می اندازد. من خودم درهمین مدتی که تأمل می‌کردم برآیات کوتاه این سوره‌ی کوتاه واقعا فکر می‌کردم که ای کاش سوره و آیات دیگری رو به بحث می‌گذاشتیم. فکر می‌کنم یکی از هراس‌انگیزترین آیات قرآن را ما در این سوره داریم. می‌بینیم؛ «سوره ی ماعون»

۰ نظر ۰۹ ارديبهشت ۹۹ ، ۲۱:۵۲
مجتبی نامخواه

گفتاری پیرامون معنا و انواع محافظه‌کاری در ایران

مبحث ارائه شده در چهارمین دوره انسان انقلاب اسلامی، 9 آبان 1398، تهران، حسینیه هنر

لینک فایل صوتی در تلگرام

https://t.me/tabagheh3_ir/227

متن به زودی...

پ.ن:

بیش از بیست مطلب پیشین این وبلاگ که یا به کلی درباره محافظه‌کاری هستند و یا درباره این مسئله نکاتی دارند. (اینجا)

۰ نظر ۱۱ آبان ۹۸ ، ۲۰:۰۱
مجتبی نامخواه