طبقه سه

ارزیابی‌های شتاب زده یک طلبه

طبقه سه

ارزیابی‌های شتاب زده یک طلبه

طبقه سه

بسم الله
دوست می داشتم این وبلاگ
- این پنجره ی سرد و بی روح - جز یک صفحه نمی داشت
و در آن صفحه جز یک سطر نمی بود
و بر آن سطر جز یک کلمه نمی نشست
و آن کلمه "خمینی" بود و دگر هیچ نبود...
×××
آن هایی که همراه پیغمبر بودند و دعوت پیغمبر را قبول کردند همین مردم "طبقه سه" بود، همین فقرا ؛
صحیفه امام ج8 ص 293

طبقه بندی موضوعی

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «علوم اجتماعی» ثبت شده است

قراردادهای نفتی به مثابه چارچوب تعین بخش فرایند استحصال نفت، در واقع گرانیگاهی است که نفت را به زندگی اجتماعی ما متصل می‌کند. نفت تا پیش از استحصال یک ماده در دل طبیعت است اما پس از آن وارد مناسبات سیاسی اجتماعی ما می‌شود. تجربه تاریخی‌ یک صد ساله اخیرمان نشان داده نفت نه فقط «یک» عامل تعیین کننده­ای در شکل­دهی به دولت و چگونگی حکمرانی یا نهضت­های اجتماعی بوده بلکه در قلب در در عداد نقاط کانونی و تعیین کننده­ی این مناسبات نیز قرار داشته است. قراردادهای نفتی همان قرار و نسبتی است که در لحظه­ی ورود نفت از جهان طبیعی به جهان اجتماعی میان ما و نفت برقرار می­شود. قرارداد به ما می­گوید چه نسبتی با این ماده داشته باشید و چگونه از آن استفاده کنید.

می‌دانیم در زندگی اجتماعی امروز ما نفت حضور پررنگی دارد. در مناسبات اجتماعی ما از کلان‌ترین سطح تا سطوح خُرد و سبک زندگی‌مان، نفت مؤثر است. نفت در مناسبات سیاسی ما دخالت می­کند و در چرخش قدرت، در میزان و چگونی پاسخ دولت‌ها و در موارد دیگر مؤثر است. در مناسبات اقتصادی که به یک معنا عاملیت مطلق با نفت است؛ به گونه‌ای که در کل و در یک جمع­بندی می‌توانیم بگوییم جهان اجتماعی ایرانی، طی صد سال اخیر بر ساحلی از دریای نفت بناشده است.

نفت یک ماده‌ی درون اعماق زمین، چه دخلی دارد به جهان اجتماعی ما؟ چگونه نفت نهفته در لایه‌های زمین‌شناختی، بر زیست جهان اجتماعی ما اثر می‌گذارد و بلکه بالاتر از اثرگذاری، از عمیق‌ترین لایه‌های زمین، به عمیق‌ترین لایه جامعه می‌رود و قاعده‌ی مناسبات اجتماعی متعددی را در جامعه‌ی ما تغییر می‌دهد؟ این چگونگی به نسبتی بستگی دارد که انسان‌ و جامعه با نفت بر قرار می کند. «قراردادهای نفتی» از مهم‌ترین چارچوب‌هایی است که در اثر نسبتی که یک جامعه با نفت برقرار می‌کند شکل می‌گیرد و خود نیز بر نسبت نفت و جامعه اثر می‌گذارد.


*تلخیص و تحریر بحث ارائه شده در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران در تاریخ 26 بهمن 1394. مباحث به اقتضای رفت و برگشت­های گعده دانشجویی حول محورهای مختلف اما مرتبط مطرح شده است.(+)
۰ نظر ۱۸ تیر ۹۶ ، ۲۳:۴۵
مجتبی نامخواه

«اسلامی‌سازی معرفت»، «علم دینی»، «علوم اجتماعی اسلامی» و یا مفاهیم نزیک به آن، همچنین مفاهیمی‌ مانند «بومی‌سازی علوم اجتماعی» و غیره چه نسبتی با «انقلاب اسلامی» دارند؟ به عبارت دیگر اگر وجه مشترک و حد جامع تمام گرایش‌های اسلامی‌سازی‌ و بومی‌سازی علوم اجتماعی و یا تولید علوم اجتماعی اسلامی و بومی را کوشش برای جایگزینی با علم عادی موجود بدانیم، علوم اجتماعی جایگزین چه نسبتی با «انقلاب اسلامی» دارند؟

مدعای این بررسی این است که این «نسبت» تاکنون کمتر به نحوی درخور و شایسته کاویده شده است و چه بسا از منظری دقیق‌تر و در لایه‌های ژرف، از اساس منقطع باشد.  پاسخ‌ها به پرسش از نسبت علوم اجتماعی اسلامی و انقلاب اسلامی اغلب مبهم، کلی، بازاندیشی نشده و متأثر از مشهورات است. کوشش این یادداشت این است که به نقد پاسخ‌های مصرح و متصور بپردازد و با تدقیق در اطراف مسئله، ضمن تذکر دستاورها و دلالت‌های متقابل و معتنابه معرفتی فهم و برقراری این نسبت، اجمالی از طرح پیشنهادی را به بحث بگذارد.


مجله صدرا شماره 16



* یادداشت منتشر شده در مجله علوم انسانی اسلامی صدرا؛ شماره 16

۰ نظر ۰۷ فروردين ۹۵ ، ۲۲:۱۱
مجتبی نامخواه