طبقه سه

ارزیابی‌های شتاب زده یک طلبه

طبقه سه

ارزیابی‌های شتاب زده یک طلبه

طبقه سه

بسم الله
دوست می داشتم این وبلاگ
- این پنجره ی سرد و بی روح - جز یک صفحه نمی داشت
و در آن صفحه جز یک سطر نمی بود
و بر آن سطر جز یک کلمه نمی نشست
و آن کلمه "خمینی" بود و دگر هیچ نبود...
×××
آن هایی که همراه پیغمبر بودند و دعوت پیغمبر را قبول کردند همین مردم "طبقه سه" بود، همین فقرا ؛
صحیفه امام ج8 ص 293

۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «علوم اجتماعی» ثبت شده است

درباره عمار و علوم اجتماعی

گزیده:

* اکنون رهیافت متمایز عمار در مواجهه با یک امر مدرن (سینما)، به نتیجه‌های قابل‌تاملی رسیده و این پرسش را مطرح است که اگر این روش در شکل‌دهی به یک سینمای مردمی موفق بوده است، چرا نتوان آن را به‌مثابه یک رهیافت موثر در شکل‌دهی به علوم اجتماعی جایگزین بازتولید کرد؟

* چرا اصحاب علوم اجتماعی نه آنان‌که مدافع و مترجم علوم اجتماعی موجود بوده و نه حتی آنان‌که منتقد علوم اجتماعی موجود هستند، هیچ یک به مردم و کنش‌ها و مسائل متمایزی که در سایه‌ انقلاب اسلامی ممکن و محقق ساخته‌اند آن‌چنان که باید توجهی ندارند؟

متن کامل در ادامه مطلب

۰ نظر ۱۳ دی ۹۶ ، ۰۷:۳۲
مجتبی نامخواه

چشم‌انداز بخش پژوهش در جشنواره عمار


گزیده:

*کنش‌گری معطوف به انقلاب اسلامی در ساحت علوم اجتماعی، از موضعی منتقدانه در گفتگویی مداوم و چند ساله با جریان مسلط قرار دارد. جریان هژمونِ علوم اجتماعی در جهان غیر غربی، دچار «ذهن اسیر» است. این جریان اروپا و غرب را محور می‌بیند و در آموزه‌ها، اسیر شده است. منتقدان این وضعیت اگر چه از موضع نقدگرایانه، با شکل‌دهی به استدلال‌هایی پردامنه می‌کوشند ذهن ایرانی را از این اسارت رها سازند؛ اما خود دچار وضعیتی شده‌ که می توان آن را با مفهوم «اسیر ذهن» تشریح کرد.

*انباشت استدلال‌ها و کوشش برای ساخت عقلانیت نظری ژرف و تدارک مبادی معرفتی مستحکم برای مواجهه با هجمۀ «ذهن اسیر» طی یک مباحثه‌- مخاصمۀ بیست، سی ساله، جریان منتقد را تا حدودی از واقعیت اجتماعی دور کرده و به ذهنی اسیرِ ذهنیت‌ها دچار ساخته است.

*در این وضعیت جریان معطوف به انقلاب در عرصۀ علوم اجتماعی، «تصویر» و «تحلیل» مناسبی از واقعیت‌های عینی مرتبط با انقلاب اسلامی و مسائل آن ندارد.

*در این میان اگر سینمای عمار بتواند فقط چند پرده از مسائل عینی جامعه را به کنش‌گران معطوف به انقلاب میدان علوم اجتماعی بنمایاند و تبدیل به «مسئله» کند، کار تمام است. ذهنیت پیشرفته و چند لایۀ این جریان در تعاطی با امر اجتماعی در وجه عینی، به تکاپویی مثمر  و نتیجه‌بخش، منتهی خواهد شد و این برای جریان جایگزین در علوم اجتماعی، ستاندۀ کمی نیست.

متن کامل در ادامه مطلب

۰ نظر ۱۲ دی ۹۶ ، ۲۳:۰۵
مجتبی نامخواه

خلاصه یادداشت:

  • این یادداشت فارغ از بروز واکنش های رسانه ها یا سلبریتی ها، بر چرایی عدم واکنش ها در سطح علوم اجتماعی متمرکز است. مسئله این جاست که چرا کنش متمایز و حدوداً هفت ساله ی صدها شهید حججی آن چنان که باید، به ویژه از جانب اهالی علوم اجتماعی روایت نمی شود؟

  • کنشگران علوم اجتماعی را شاید از حیث نظری بتوان در دوگانه ­هایی مانند علوم انسانی اسلامی/ علوم انسانی متداول جای داد اما از منظر عمل و نسبتی که با واقعیت­های جبهه مقاومت و دست­کم واقعیت­های جنگِ جاری دارند، در وضعیتی به غایت مشابه قرار دارند: هر دو دسته در کنجِ راحتِ کتاب­خانه ­ها به سر می­برند؛ گیریم که یکی در این کنج به ترجمه و دیکته نوشتن از روی دست دیگرانِ غربی مشغول باشد و دیگری به اختراع دستگاه روش­ شناختی یا انشاءنویسی درباره علوم انسانی اسلامی.

شهید حججی

* یادداشت منتشر شده در خبرگزاری فارس (اینجا)

۱ نظر ۲۸ مرداد ۹۶ ، ۱۶:۴۷
مجتبی نامخواه

قراردادهای نفتی به مثابه چارچوب تعین بخش فرایند استحصال نفت، در واقع گرانیگاهی است که نفت را به زندگی اجتماعی ما متصل می‌کند. نفت تا پیش از استحصال یک ماده در دل طبیعت است اما پس از آن وارد مناسبات سیاسی اجتماعی ما می‌شود. تجربه تاریخی‌ یک صد ساله اخیرمان نشان داده نفت نه فقط «یک» عامل تعیین کننده­ای در شکل­دهی به دولت و چگونگی حکمرانی یا نهضت­های اجتماعی بوده بلکه در قلب در در عداد نقاط کانونی و تعیین کننده­ی این مناسبات نیز قرار داشته است. قراردادهای نفتی همان قرار و نسبتی است که در لحظه­ی ورود نفت از جهان طبیعی به جهان اجتماعی میان ما و نفت برقرار می­شود. قرارداد به ما می­گوید چه نسبتی با این ماده داشته باشید و چگونه از آن استفاده کنید.

می‌دانیم در زندگی اجتماعی امروز ما نفت حضور پررنگی دارد. در مناسبات اجتماعی ما از کلان‌ترین سطح تا سطوح خُرد و سبک زندگی‌مان، نفت مؤثر است. نفت در مناسبات سیاسی ما دخالت می­کند و در چرخش قدرت، در میزان و چگونی پاسخ دولت‌ها و در موارد دیگر مؤثر است. در مناسبات اقتصادی که به یک معنا عاملیت مطلق با نفت است؛ به گونه‌ای که در کل و در یک جمع­بندی می‌توانیم بگوییم جهان اجتماعی ایرانی، طی صد سال اخیر بر ساحلی از دریای نفت بناشده است.

نفت یک ماده‌ی درون اعماق زمین، چه دخلی دارد به جهان اجتماعی ما؟ چگونه نفت نهفته در لایه‌های زمین‌شناختی، بر زیست جهان اجتماعی ما اثر می‌گذارد و بلکه بالاتر از اثرگذاری، از عمیق‌ترین لایه‌های زمین، به عمیق‌ترین لایه جامعه می‌رود و قاعده‌ی مناسبات اجتماعی متعددی را در جامعه‌ی ما تغییر می‌دهد؟ این چگونگی به نسبتی بستگی دارد که انسان‌ و جامعه با نفت بر قرار می کند. «قراردادهای نفتی» از مهم‌ترین چارچوب‌هایی است که در اثر نسبتی که یک جامعه با نفت برقرار می‌کند شکل می‌گیرد و خود نیز بر نسبت نفت و جامعه اثر می‌گذارد.


*تلخیص و تحریر بحث ارائه شده در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران در تاریخ 26 بهمن 1394. مباحث به اقتضای رفت و برگشت­های گعده دانشجویی حول محورهای مختلف اما مرتبط مطرح شده است.(+)
۰ نظر ۱۸ تیر ۹۶ ، ۲۳:۴۵
مجتبی نامخواه

«اسلامی‌سازی معرفت»، «علم دینی»، «علوم اجتماعی اسلامی» و یا مفاهیم نزیک به آن، همچنین مفاهیمی‌ مانند «بومی‌سازی علوم اجتماعی» و غیره چه نسبتی با «انقلاب اسلامی» دارند؟ به عبارت دیگر اگر وجه مشترک و حد جامع تمام گرایش‌های اسلامی‌سازی‌ و بومی‌سازی علوم اجتماعی و یا تولید علوم اجتماعی اسلامی و بومی را کوشش برای جایگزینی با علم عادی موجود بدانیم، علوم اجتماعی جایگزین چه نسبتی با «انقلاب اسلامی» دارند؟

مدعای این بررسی این است که این «نسبت» تاکنون کمتر به نحوی درخور و شایسته کاویده شده است و چه بسا از منظری دقیق‌تر و در لایه‌های ژرف، از اساس منقطع باشد.  پاسخ‌ها به پرسش از نسبت علوم اجتماعی اسلامی و انقلاب اسلامی اغلب مبهم، کلی، بازاندیشی نشده و متأثر از مشهورات است. کوشش این یادداشت این است که به نقد پاسخ‌های مصرح و متصور بپردازد و با تدقیق در اطراف مسئله، ضمن تذکر دستاورها و دلالت‌های متقابل و معتنابه معرفتی فهم و برقراری این نسبت، اجمالی از طرح پیشنهادی را به بحث بگذارد.


مجله صدرا شماره 16



* یادداشت منتشر شده در مجله علوم انسانی اسلامی صدرا؛ شماره 16

۰ نظر ۰۷ فروردين ۹۵ ، ۲۲:۱۱
مجتبی نامخواه