طبقه سه

ارزیابی‌های شتاب زده یک طلبه

طبقه سه

ارزیابی‌های شتاب زده یک طلبه

طبقه سه

بسم الله
دوست می داشتم این وبلاگ
- این پنجره ی سرد و بی روح - جز یک صفحه نمی داشت
و در آن صفحه جز یک سطر نمی بود
و بر آن سطر جز یک کلمه نمی نشست
و آن کلمه "خمینی" بود و دگر هیچ نبود...
×××
آن هایی که همراه پیغمبر بودند و دعوت پیغمبر را قبول کردند همین مردم "طبقه سه" بود، همین فقرا ؛
صحیفه امام ج8 ص 293

۲ مطلب در فروردين ۱۳۹۵ ثبت شده است

1395/01/04نسخه قابل چاپ

معنای متفاوت نوروز از منظر رهبر انقلاب

* نوروز در دو سطح تحلیل
موضوع این نوشتار پرسش از چگونگی تحلیل نوروز در ساحت تفکر انقلاب اسلامی با محوریت اندیشه‌ی حضرت‌ آیت‌الله خامنه‌ای است. این بررسی در وهله‌ی اول در پی بازشناسی تحلیل نوروز از خاستگاه و در انقلاب اسلامی ایران است و بر فرصت اجتماعی- انسانی‌ تأکید دارد که سنت نوروز به دست می‌دهد. در سطح کلان‌تر اما می‌توان این تحلیل را  به مثابه‌ی یک نشانه/ الگو در تحلیل‌های هویتی و نسبت «اسلام» و «انقلاب» با امر ملی (و سنت‌های ملی) یا «ایران» در نظر گرفت.
 
مناسبات اسلام و ایران یکی از مهم‌ترین مسأله‌های هویتی یک و نیم سده‌ی اخیر جامعه‌ی ایرانی بوده است. معادله‌ای که از حدود نیم سده پیش با افزوده شدن متغیر انقلاب وجوه بدیع و متمایزی یافته است. معادله‌ای که حل آن ظرفیتی ذوابعاد را در سطوح هویتی تثبیت می‌کند و عدم حل آن چندپارگی هویتی را در پی خواهد داشت.

* یادداشت منتشر شده در سایت kHAMENEI.IR ؛ بخش دیگران (اینجا)
- در همین رابطه ن.ک به یادداشت:
تأملی بر جایگاه نام‌گذاری سال‌ها از منظر خط‌مشی‌گذاری عمومی در جمهوری اسلامی: نام گذاری به مثابه سیاست‌گذاری
 درباره موضوعات دیگر در اندیشه‌ی اجتماعی رهبر انقلاب:
- تحلیلی اجتماعی بر مسأله‌ی محیط زیست
- سیاست‌گذاری عمومی
- تاریخ نظریه اسلام ناب - اسلام ‌آمریکایی
- بازخوانی منظومه فکری امام خمینی

۰ نظر ۰۷ فروردين ۹۵ ، ۲۲:۱۲
مجتبی نامخواه

«اسلامی‌سازی معرفت»، «علم دینی»، «علوم اجتماعی اسلامی» و یا مفاهیم نزیک به آن، همچنین مفاهیمی‌ مانند «بومی‌سازی علوم اجتماعی» و غیره چه نسبتی با «انقلاب اسلامی» دارند؟ به عبارت دیگر اگر وجه مشترک و حد جامع تمام گرایش‌های اسلامی‌سازی‌ و بومی‌سازی علوم اجتماعی و یا تولید علوم اجتماعی اسلامی و بومی را کوشش برای جایگزینی با علم عادی موجود بدانیم، علوم اجتماعی جایگزین چه نسبتی با «انقلاب اسلامی» دارند؟

مدعای این بررسی این است که این «نسبت» تاکنون کمتر به نحوی درخور و شایسته کاویده شده است و چه بسا از منظری دقیق‌تر و در لایه‌های ژرف، از اساس منقطع باشد.  پاسخ‌ها به پرسش از نسبت علوم اجتماعی اسلامی و انقلاب اسلامی اغلب مبهم، کلی، بازاندیشی نشده و متأثر از مشهورات است. کوشش این یادداشت این است که به نقد پاسخ‌های مصرح و متصور بپردازد و با تدقیق در اطراف مسئله، ضمن تذکر دستاورها و دلالت‌های متقابل و معتنابه معرفتی فهم و برقراری این نسبت، اجمالی از طرح پیشنهادی را به بحث بگذارد.


مجله صدرا شماره 16



* یادداشت منتشر شده در مجله علوم انسانی اسلامی صدرا؛ شماره 16

۰ نظر ۰۷ فروردين ۹۵ ، ۲۲:۱۱
مجتبی نامخواه