طبقه سه

ارزیابی‌های شتاب‌زده یک طلبه

طبقه سه

ارزیابی‌های شتاب‌زده یک طلبه

طبقه سه

بسم الله
دوست می داشتم این وبلاگ
- این پنجره‌ی سرد و بی‌روح - جز یک صفحه نمی‌داشت
و در آن صفحه جز یک سطر نمی‌بود
و بر آن سطر جز یک کلمه نمی‌نشست
و آن کلمه «خمینی» بود و دگر هیچ نبود...
***
آن‌هایی که همراه پیغمبر بودند و دعوت پیغمبر را قبول کردند همین مردم «طبقه سه» بود، همین فقرا.
صحیفه امام ج8 ص 293
***
معرفی بیشتر وبلاگ در قسمت "درباره طبقه سه" در نوار بالای صفحه

بایگانی
آخرین نظرات

۳۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «انسان انقلاب اسلامی» ثبت شده است

برخی دوستان و مخاطبان بزارگوار، مباحثِ پیشینِ وبلاگ که در ارتباط با امر اجتماعی بوده، از جمله مطلب «بازگشت به امر اجتماعی» و کتاب «تولد یک جنبش‌واره» را دنبال کرده و درباره چیستی امر اجتماعی پرسش‌های مهمی را مطرح کرده بودند. در این گفتگو تلاش شده در حاشیه کتاب تولد یک جنبش‌واره، جشنواره عمار و آثار بخش ملت قهرمان این جشنواره، مستند بانو و همچنین در حاشیه روایت دو تن از انسان‌های انقلاب، به بخشی از پرسش‌ها درباره امر اجتماعی و نسبت آن با امر انقلابی پاسخ داده شود.

 

منتقد ماکسیم گورکی، وسط میدان کربلای پنج چه می‌کند/ «تولد یک جنبش‌واره» ارتباطی با جشنواره عمار ندارد!

 

جشنواره عمار در بدو تولد خود، از یک آرمان عدالت‌خواهانه بر می‌خیزد و از بحران و «فتنه» سال ۸۸، فراتر از یک تحلیل سیاسی و مسئله امنیتی، یک درک اجتماعی و عدالت‌خواهانه به دست می‌دهد.

به گزارش مشرق، حجت‌الاسلام ... مجتبی نامخواه در کتاب «تولد یک جنبش‌واره» تلاش کرده جشنواره مردمی فیلم عمار را که در اولین سالگر فتنه ۸۸ شکل گرفته است، از بُعد اجتماعی و جامعه‌شناسی تحلیل کند. جشنواره‌ای که در اولین سالگرد فتنه ۸۸ شکل گرفت و امسال در آستانه یازدهمین دوره خود است. این جشنواره، علاوه بر اقبال مردمی، بارها مورد توجه رهبر معظم انقلاب نیز قرار گرفته و تنها جشنواره‌ای است که عوامل آن با رهبر انقلاب دیدار خصوصی داشته است.

نامخواه در کتابش، علاوه بر بازخوانی تجربه جشنواره عمار در دو فصل «عمار و امر اجتماعی» و «آورده‌های عمار»، بر سه اثر از میان صدها اثر منتخب این جشنواره نیز متمرکز شده و با توجه به آنها، نظرات خود پیرامون وجوه اجتماعی جشنواره عمار را بسط داده است. با دکتر نامخواه درباره این کتاب، گفتگویی داشتیم که در ادامه می‌آید.

**: کتاب در بعضی بخش‌ها از مدار تحلیل بی‌طرف خارج می‌شود و به وادی تجلیل از جشنواره عمار وارد می‌شود؛ موضوع کتاب، تحلیل جشنواره عمار است یا تجلیل از آن؟

در واقع هیچ‌کدام! عجیب خواهد بود اگر ادعا بکنم این کتاب هیچ ارتباطی با جشنواره عمار ندارد و پیش و بیش از آنکه درباره عمار باشد؛ درباره امر اجتماعی و جنبش‌واره است. امر اجتماعی چیست؟ ببینید تلاش برای تحقق یک وضعیت دیگر اجتماعی، مستلزم دگرگونی است. سطحی از این دگرگونی در انقلاب رخ می‌دهد. پس از انقلاب چه می‌شود؟

جامعه که نمی‌تواند تا ابد در شرایط انقلابی و هیجانات سیاسی و اجتماعی باقی بماند. باید به زندگی بازگردد. در اینجا مطالعه‌ها و تحلیل‌های محافظه‌کارانه می‌گویند ترمیدور و بازگشت انقلاب رخ می‌دهد. حالا اگر آن نیروی دگرگون‌ساز در جریان انقلاب، آن کسانی که هویت خودشان را معطوف به آرمان‌های انقلاب تعریف کردند؛ بخواهند پس از فروپاشی نظم سابق و برپایی نظام جدید به تلاش‌شان برای تحقق آن وضع دیگر ادامه بدهند، باید چه کار کنند؟ پاسخ، معمولاً این است که انقلابی باشند، انقلابی بمانند و انقلابیگری کنند.

۰ نظر ۲۲ مرداد ۹۹ ، ۱۴:۴۱
مجتبی نامخواه

متن ویراسته گفتاری در جمع خانواده‌های شهدای پاکستانی مدافع حرم، شب عید غدیر، 17 مرداد 1399

 

سلام عرض می‌کنم خدمت حضار محترم؛ فرزندان گرامی شهدای گرامی زینبیون

یکی از مهم‌ترین مسائلی که در این شب گرامی می‌توانیم درباره آن صحبت کنیم دو درک از غدیر است: یکی درک فردی و معنوی رایج و دیگری درک اجتماعیِ تا حد زیادی مهجور. درک فردی از غدیر بر فضائل امیرالمؤمنین(ع) متمرکز می‌شود. نتیجه این تفسیر از غدیر بیشتر تاریخی است و گرامی‌داشت‌های حاصل از این نگاه، متوقف در چراغانی و سروده‌خوانی. درک اجتماعی از غدیر اما نیاز امت به علی(ع) را در کانون توجه خود قرار می‌دهد. تأکید می‌کند که نیاز جامعه اسلامی به عدالت اجتماعی زمینه شکل‌گیری رویداد غدیر است. تصریح می‌کند نتیجه غدیر برآمدن مردی است که نه فقط در زمانه حاکمیت دیگران بلکه در اوج حکومت خود بر سرزمین‌های پهناور اسلامی، دغدغه جنگ فقر و غنا و عدالت اجتماعی را دارد. می‌فرماید نگاه کنید که جامعه را سراسر رنج و حرمان محرومان و کفران نعمت اغنیا فرا گرفته است: «فهل تبصر الّا فقیراً یکابد فقرا او غنیاً بدل نعمه الله کفرا»؟ سپس انسانی را طلب می‌کند که می‌توانیم آن را انسان غدیر بدانیم. اگر غدیر را یک مکتب بدانیم انسان غدیر از نظر صاحب این مکتب عبارت است از کسی که تغییر دهنده این نابرابری‌ها باشد: «ظهر الفساد؛ فلا زاجر مزدجر؛ فلامنکر مغیّر». انسان غدیر کسی است که مغیّر و تغییر دهنده این اوضاع باشد.

امام خمینی همه ما را با معنای دوم از غدیر آشنا کرد. نتیجه این شد که سراسر جهان اسلام را مبارزانی فراگرفت که انسانِ غدیر بودند. اندیشه چپ در جهان، یک چگوارا داشت که در آرژانتین به دنیا آمده بود؛ در جریان انقلاب کوبا مبارزه کرده بود و در بولیوی کشته شده بود. یک بُعد مهم جذابیت چگوارا، جهان‌وطن بودن آن بود. نگاه عدالت‌خواهانه امام خمینی به مذهب و به غدیر اما انبوهی از انسان‌هایی را آفرید که به معنای واقعی جهان‌وطن بودند. مستضعفینی که در پاکستان متولد می‌شدند، در ایران درس می‌خواندند و هزاران کیلومتر آن‌سوتر از محل تولدشان در سوریه به شهادت می‌رسیدند. قهرمان‌هایی که برای انسان‌ می‌جنگیدند. به روایت شبستر راز: «جهان انسان شد و انسان جهانی»؛ انسان‌هایی جهانی که برای جهان انسانی مبارزه می‌کردند و شما فرزندان چنین قهرمانان و چنین انسان‌هایی هستید. هر چند جهان آشفته ما، رسانه‌های وارونه ما این قهرمانی را روایت نکنند. هنگامی که نگاه عدالت‌خواهانه و انسانی به غدیر و به کل مذهب به میان آمد، مرزهای زمین بی‌معنا می‌شود و انسان‌هایی جهانی خلق می‌شوند.

۰ نظر ۱۸ مرداد ۹۹ ، ۲۳:۳۱
مجتبی نامخواه

یادداشت‌های بحث ارائه شده در دو نشست «جهان پهلوان» و «قهرمان بدون مرز»؛ منتشر شده در کتاب عقل سرخ؛ یادنامه علوم اجتماعی ایران برای حاج قاسم سلیمانی

عقل سرخ

 

انسان انقلاب اسلامی: حاج قاسم سلیمانی

برای درک وقوع یک پدیده باید از شرایط امکان آن بپرسیم. قاسم سلیمانی به مثابه یک پدیده چگونه امکان یافته است؟ هنگامی که به این پرسش پاسخ بدهیم، خواهیم توانست به این پرسش‌ها نیز پاسخ بدهیم که پیامدهای این پدیده یعنی شهید قاسم سلیمانی و واکنش‌های انسانی به شهادت او و آن‌گاه تشییع شهید قاسم سلیمانی چگونه پدیده‌‌هایی هستند؟ بنابراین مقدم بر هر گفتگویی باید تلاش کنیم به این پرسش‌ها پاسخ بدهیم که حاج قاسم سلیمانی کیست؟ و شرایط امکان آن کدام است؟ هنگامی که در بیستم اسفند 1337 در روستای «قنات ملک» در جنوب کرمان نوزادی متولد شد که نام قاسم را برای او انتخاب کردند؛ هیچ کس چنین آینده‌ای را برای او نه فقط تصور بلکه حتی آرزو هم نمی‌کرد. بعدها خود او هم چنین آینده‌ای را برای خود متصور نبود؛ حتی آن هنگام که در پی پهلوانی بود به روایت تصویری منتشر شده، در سال 1356 در وسط گود زورخانه‌ای در کرمان می‌چرخید. حتی همان هنگام نیز او چنین آینده‌ای برای خود متصور و متمنی نبود. این آینده چگونه برای او ممکن شد؟  

 

۰ نظر ۰۱ اسفند ۹۸ ، ۱۱:۳۵
مجتبی نامخواه

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های انسان انقلاب اسلامی، آن‌چنان که در تحلیل امام خمینی و اندیشه متفکران انقلاب بازتاب یافته، توجه به مسئله است. برحسب تحلیل امام خمینی دگرگونی 1357، مولود و مولّد یک دگرگونی عمیق انسانی است. این دگرگونی انفسی که در ادامه طرح اسلام انقلابی امکان یافته، مولد انسانی دگرگونی یافته و دگرگون کننده است: انسان انقلابی مولود دگرگونی و انقلابِ انسانی است؛ خود از بنیاد دگرگون شده و یک دگرگونی آفاقی فراگیر بلکه جهانِ دیگری را طلب می‌کند. انسان انقلابی در وضع جدید، بیش و پیش از هر چیز متوجه و متمنی دگرگونی در وضع موجود است و از این معبر متوجه و معطوف به مسئله‌های جامعه خود است. انقلاب اسلامی از معبر همین دگرگونی‌خواهی انسان انقلابی است که امکان و وقوع یافته و در آینده ادامه خواهد یافت.

۰ نظر ۲۹ بهمن ۹۸ ، ۱۶:۲۵
مجتبی نامخواه

بحث ارائه شده در نشست جهان پهلوان: جستارهایی در دیدار با حاج قاسم سلیمانی در آینه حکمت و علوم انسانی

 

 


دریافت

لینک دریافت از پیام رسان ایتا

(آخرین ارائه در فایل صوتی بالا)

 

جهان پهلوان

 

۰ نظر ۲۹ بهمن ۹۸ ، ۱۶:۰۴
مجتبی نامخواه

به مناسبت گرامیداشت مرحوم عبدالرضا حیاتی در اختتامیه جشنواره عمار استان خوزستان

انقلاب اسلامی ما را وارد جهان اجتماعی و فرهنگی تازه‌ای کرد. این جهان اجزاء و انسان‌های به کلی متفاوتی داشت. ازمعرفت و اندیشه، تا مسجد و نهج‌البلاغه تا کتاب‌های امام خمینی و شهید مطهری و دکتر شریعتی؛ از تئاتر و موسیقی و سرود و مداحی، تا خط و نقاشی و هنرهای تجسمی و داستان‌نویسی  و روزنامه‌نگاری؛ همه چیز در جهان انقلاب بود و تازه بود و عبدالرضا حیاتی چکیده‌ای بود از همه‌‌ی چیزها و کارهای تازه‌ای که در جهان انقلابِ ما، در اهواز جاری بود.

عبدالرضا حیاتی

۰ نظر ۰۳ بهمن ۹۸ ، ۱۶:۳۲
مجتبی نامخواه

گفتاری پیرامون معنا و انواع محافظه‌کاری در ایران

مبحث ارائه شده در چهارمین دوره انسان انقلاب اسلامی، 9 آبان 1398، تهران، حسینیه هنر

لینک فایل صوتی در تلگرام

https://t.me/tabagheh3_ir/227

متن به زودی...

پ.ن:

بیش از بیست مطلب پیشین این وبلاگ که یا به کلی درباره محافظه‌کاری هستند و یا درباره این مسئله نکاتی دارند. (اینجا)

۰ نظر ۱۱ آبان ۹۸ ، ۲۰:۰۱
مجتبی نامخواه

 

 

تجربه تاریخی و اجتماعی پنجاه سال اخیر ما می‌گوید، آنچه امام گفت همان می‌شود. شاید کمی زمان ببرد اما زمانه‌ای فرا می‌رسد که بسیجی و حزب‌اللهی، فراتر از راننده اسنپ و فراتر هر مسئله فرعی دیگری، به مخالفت با پول‌پرستی و مقابله با طبقه مرفه جدید بیاندیشد. یقین معنوی به جای خود، تجربه عینی نشان داده آن عصری که نیرو انقلاب و مسئله‌هایش فراتر از این باشد، آن عصری که انسان بسیجی فراتر از وضع موجود، انسان خمینی و انسان خامنه‌ای باشد، فراخواهد رسید.

آن عصرِ فراتر فراخواهد رسید و این چند جوان بسیجی، که حالا مورد امنیتی‌ و قضایی دارند؛ آن تجمع کوچکی که چندی قبل برقرار شد و برای اولین بار کارگران و طلاب و دانشجویان، شانه به شانه هم علیه آن‌چه خصوصی‌سازی می‌خوانندش، شعار دادند؛ همگی مبشرانِ تنهایِ آن عصر فراتر هستند در زمانه‌ی ما.

 

 

۱ نظر ۰۸ مرداد ۹۸ ، ۲۰:۱۹
مجتبی نامخواه

اصولگرایی نو وکهنه را که بشکافیم و حتی نشکافته، به هسته اصلی‌اش می‌رسیم: محافظه‌کاری سنتی- بازاری و محافظه‌کاری حکومتی- امنیتی دو جریان عمده‌ای هستند که سال‌هاست ذهن و زبان حزب‌الله را در معادله‌ها و دوگانه‌های حزبی- قبیلگی خود به زیر کشیده‌اند.
حاصل این محافظه‌کاری، پیش و بیش از هر چیز نابودساختن امکان‌های کنشگری حزب‌الله (نیروی اجتماعی انقلاب اسلامی)؛ و تقلیل جایگاه اجتماعی آن‌ها تا حد پادوهای حزبی- انتخاباتی است.
«رهبر انقلاب» به عقب‌ماندگی در عدالت اعتراف می‌کند، اقرار می‌کند و نزد خدا و خلق اعتذار می‌کند؛ «انسان انقلاب» اما بی‌تفاوت یا بدون کنش مؤثر از کنار این نابرابری هار می‌گذرد؛ چرا؟ چرا انبوهی از نابرابری‌ها و نتایج آن در خصوصی‌سازی‌ها، اعتراض‌های کارگران، بحران‌های زیست محیطی و غیره انسانِ انقلاب را نمی‌جنباند؟

۰ نظر ۲۹ خرداد ۹۸ ، ۲۰:۳۸
مجتبی نامخواه

سخنرانی پیرامون «نقش هیأت‌های مذهبی در تربیت انسان تراز انقلاب اسلامی» در دهمین گردهمایی هیأت‌های محوری و برگزیده کشور؛ دی‌ماه 1397

فایل صوتی

فایل تصویری

گزارش مکتوب

۰ نظر ۲۰ ارديبهشت ۹۸ ، ۱۷:۲۸
مجتبی نامخواه