طبقه سه

ارزیابی‌های شتاب‌زده یک طلبه

طبقه سه

ارزیابی‌های شتاب‌زده یک طلبه

طبقه سه

بسم الله
دوست می داشتم این وبلاگ
- این پنجره‌ی سرد و بی‌روح - جز یک صفحه نمی‌داشت
و در آن صفحه جز یک سطر نمی‌بود
و بر آن سطر جز یک کلمه نمی‌نشست
و آن کلمه «خمینی» بود و دگر هیچ نبود...
***
آن‌هایی که همراه پیغمبر بودند و دعوت پیغمبر را قبول کردند همین مردم «طبقه سه» بود، همین فقرا.
صحیفه امام ج8 ص 293
***
معرفی بیشتر وبلاگ در قسمت "درباره طبقه سه" در نوار بالای صفحه

آخرین نظرات

۲۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «انسان انقلاب اسلامی» ثبت شده است

درباره مستندی درباره مادر شهیدان فرجوانی با نام بانو، اثر برگزیده بخش ملت قهرمان عمار نهم

درمستند بانو، در مستندهای ملت قهرمان چه می‌بینیم؟ چه چیزی را از همه چیز برجسته‌تر می‌بینیم؟ روایت انسان‌هایی که به رغم عدم شهرت رسانه‌ای، قهرمان داستانی هستند که با زندگی خود خلق کرده‌اند؟  کوشش‌های اجتماعی و اقتصادی آحادی  از متن مردم را می‌بینیم؟ کم و بیش همین طور است اما به نظرم برجسته‌ترین وجه این آثار، آن‌جاست که روایتی از زمینه‌های اجتماعی و چگونگی زندگی انسان انقلاب اسلامی به دست می‌دهد. ملت قهرمان و به طور مشخص مستند بانو از این منظر اهمیتی دو چندان می‌یابند. به ویژه وقتی بدانیم در اختیار داشتن درکی مبسوط از انسان انقلاب چه اهمیتی دارد؛ و نیز  وقتی بدانیم امکان به دست آوردن این درک علاوه بر نظریه، محتاج مشاهده است. آثار بخش ملت قهرمان سرشار از چنین مشاهداتی است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ اسفند ۹۷ ، ۰۰:۰۰
مجتبی نامخواه

انسان شناسی انقلاب اسلامی کاشان

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ مرداد ۹۷ ، ۲۱:۳۴
مجتبی نامخواه

شش تصویرنوشته‌ زیر برش‌هایی است از پژوهشی در دست انجام، با عنوان شهید سید مهرداد مجدزاده، انسان انقلاب اسلامی. امروز، یادآور بیستم بهمن‌ماه 1361، سالگرد شهادت این اندیشمند جوان انقلاب است.


شهید مجدزاده 1


* بخشی از این پژوهش در یادبودی که در شب شهادت شهید مجدزاده در کافه کتاب بیداری برگزار گردید، ارائه شد. (+)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ بهمن ۹۶ ، ۲۳:۴۸
مجتبی نامخواه

اشاره

بر اساس دیدگاهی که امام خمینی و دیگر متفکرین اصیل انقلاب اسلامی در تحلیل این پدیده می‌گشایند، انقلاب اسلامی مولود و مولّد انسانی بدیع است. این دیدگاه، انقلاب اسلامی را در سطح علل، فرایند و نتایج، به پدیده انسان انقلاب اسلامی ارجاع می‌دهد: هم پیدایش انقلاب اسلامی را محصول انقلابی انسانی می‎داند و هم مهم‌ترین پیامد و دستاورد انقلاب اسلامی را، انسان انقلاب اسلامی می‌داند. این هسته اصلی تحلیلی است که امام خمینی همواره درباره انقلاب اسلامی طرح می‎کنند و به طور مشخص از چند روز مانده به بهمن‌ماه 1357 تا مدتی پس از آن، در طی قریب به چهل سخنرانی آن را می‌پرورانند. امروز نیز هم‌چنان درک چیستی و کیستی انسان انقلاب اسلامی، یکی از مهم‌ترین مسئله‌های فراروی ماست.

متن زیر، چکیده‌ای است از تشریح‌ها و تبیین‌هایی که پیش از این کم و بیش در همین وبلاگ پیرامون انسان انقلاب اسلامی (از جمله در این نوشته‌ها + + + + + + ؛ مطالب با کلمه کلیدی انسان انقلاب اسلامی) منتشر شده است. ویراستی مقدماتی از مانیفست‌وارهای برای انسان انقلاب اسلامی.



تاریخ به نفع مستضعفین رقم خورد            


چهل‌گونه درباره‌ی چگونگی انسان انقلاب اسلامی


مقدمه

عالم را رازی است که آسمان‌ها و زمین و کوه‌ها از پذیرش آن سر باز زده‌اند. انسان حامل این راز است و انسان‌کامل مصداق و معنای اتم این رازداری. بر این رازداری کسی جز خداوند آگاه نیست؛ که فرمود إنی أعلم مالا تعلمون. در هر عصر و مصر اما انسان‌هایی هستند که در مسیر تکامل، این راز را برای دیگران بازگو می‌کنند. رازی که گفتن‌ش هزینه دارد: «در عالم رازی هست که جز به بهای خون فاش نمی‌شود» اما درک کمال متعیّن را راهی جز پی‌جویی آن نیست. انسان انقلاب اسلامی همان انسانی است که در ایام ما، هزینه فاش شدن این راز به دوش می‌کشد. انسان خمینی در دفاعی مقدس و هشت‌ساله و انسان خامنه‌ای در دفاع مقدس و هفت‌ساله، افشای این راز را به اوج می‎رسانند. از آن‌جا که در نظر این دو گونه از انسان انقلاب اسلامی، مرگِ در راه خدا نه عدم، که عین وجود و مرتبه‌ی اعلای آن است؛ آن‌ها بیشتر از همه انسان‌های زمانه‎شان «وجود» دارند. با این حال آن‌چنان که باید دیده نمی‌شوند: «گمنامی برای شهرتپرستها دردآور است اگرنه، همه اجرها در گمنامی است». متن زیر چهل سعی‌ است به امید آن‌که آن‌چه نادیدنی است، آن بیند.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ بهمن ۹۶ ، ۲۲:۴۶
مجتبی نامخواه

شب گذشته توفیق شرکت در کنگره بزرگذاشت استاد شهید علی جمال‌پور را پیدا کردم. سه دهه از شهادت این اندیشمند جوان گذشته اما با کمال تأسف آثارشان در دسترس نبوده و نسل ما از این گنجینه ارزشمند آن‎چنان که شاید بهره نبرده است. امیدوارم این اتفاق و انتشار و بازنشر آثاری از و درباره شهید، برای اولین بار یا پس از حدود سی سال، فتح بابی باشد برای فراچنگ آوردن درکی متعالیتر از این انسانِ متمایزِ انقلاب اسلامی.


                         شهید جمالپور

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ دی ۹۶ ، ۱۳:۴۶
مجتبی نامخواه

اگر چه پیدایی و پویایی هویتِ بدیع انسان انقلاب، تخته‌بند مکان نیست اما قصه انسان‌های انقلاب و خوزستان، قصه‌ی دیگری است. جنگ، ناقوس مرگ و خالق معنایی جدید از زندگی است. همان معنایی که انسان انقلاب حامل و تبلور آن است؛ و خوزستان، تجسم جغرافیایی این معناست. چه آنکه بیشترین انسان‌های انقلاب، بر این خاک گام نهادهاند و به این خاک افتاده‌اند.

*

                               شهید جمالپور

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ دی ۹۶ ، ۰۰:۰۰
مجتبی نامخواه

متنی که در ادامه می‎آید بریده‌ای است از گزارشی با عنوان با «ذبح پدیده به پای ادبیات نظری؛ روایتی انتقادی از تحلیل‌های جامعه‌شناسانه درباره شهید حججی». خلاصه مطلب این است که بعد از ذبح شخص  شهید حججی به دست داعشی‌ها، بار دیگر نیز این شهید در مقام یک پدیده‌ ذبح شده است. از نظر نگارنده‌ محترم این نقد، ذبح دوم به وسیله برخی تحلیل‌ها از جمله مطلب این وبلاگ، با عنوان «درآمدی بر درک اجتماعی- فلسفی از پدیده‌ شهید حججی» انجام پذیرفته است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ دی ۹۶ ، ۱۴:۱۹
مجتبی نامخواه

خلاصه یادداشت:
*به فراز و فرودهای کوشش‌ها برای روایت انسان انقلاب عادت کرده‌ایم اما روایتی که اشنوگل پیش می‎کشید، دست‌کم دو برجستگی داشت: یکی تعلیق هنرمندانه‌ای که تعلق مخاطب به قهرمان را می‌کشت و به او برای تدقیق و تحلیل رفتارهای انسان انقلاب، امکانِ توجه بیشتری می‌داد.

*دیگر آن‌که در سراسر اشنوگل، انسان انقلاب در کشاکش با مرگ روایت ‌شده است. نام فیلم هنرمندانه به ابزاری غواصی اشاره داشت که نزدیکیِ فاصله مرگ و زندگی را تذکر داده و تداعی می‌کرد.
*روایت اشنوگل از مرگِ در نظر شهدای غواص و تصویرش از این مسئله‌ی بنیانیِ انسان انقلاب، در خور بود. به خاطر تعلیق خوبش بود، یا روایتِ مسئله‌ی بنیادینِ مرگ، یا دلیل دیگری داشت، نمی‌دانم اما اشنوگل به دلم نشست.

اشنوگل

متن کامل یادداشت در ادامه مطلب
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ آذر ۹۶ ، ۲۲:۰۱
مجتبی نامخواه

در حاشیه­‌ی دادگاهِ دادخواهانِ شیرازی


خلاصه:

·         امام خمینی سه کارکرد عمده را برای بسیج برجسته می‌کنند: مخالفت با استکبار، مخالفت با پول‌پرستی و مخالفت با تحجرگرایی و مقدس‌نمایی.

·         در برابر این نگره­‌ی خمینیستی رهیافت محافظه­‌کارانه­‌‌ای وجود دارد که مایل است نقش بسیج را به جریان-سازمانی خدماتی فروبکاهد. خدماتی که در دهه­‌ی پیشین عبارت بود از اقداماتی همچون کویرزدایی و قطره­‌چکانی فلج اطفال و البته در شرایط کنونی معادل­‌های دیگری یافته است.

·         برآیند نقشی که ما ایفا کرده و می‌کنیم، در تمام سال‌های این سه‌دهه، به کدام یک از این دو رهیافت فوق نزدیک‌تر است. اگر چه تئوریسین‌های نقش دوم بسیج بر خلاف دیروز، امروز دیگر به عنوان استوانه­‌های انقلاب ترویج نمی­‌شوند اما مسئله این جاست که ساختاری که دیروز بسیجیان را ذیل رهیافت دوم  و از جمله ذیل افراد مذکور قرار می‌داد، هم امروز هم با تغییرات و برخی جوان‌گرایی‌هایی! زنده و فعال است.

·         اگر دیروز جناح راست و اصولگرایی نام ‌داشت و کویرزدایی و قطره‌چکانی را ترویج می‌کرد و امروز اصول‌گرایی تحول‌‌خواه و نواصولگرایی و غیره نام دارد و می‌خواهد به بهانه اردوهای جهادی یا دیگر کارهای خوب، حزب‌الله را از میدان مبارزه‌ی اجتماعی بیرون برده و به حاشیه شهرها بکشاند.

·         راه رفتن به اردوی جهادی و ساخت «سرویس بهداشتی در مناطق محروم» را هموار می‌کند اما نوبت به عدالت‌خواهی که می‌رسد منبرها و رسانه­بولتن‌هاشان را آبستن ده‌ها آسیب‌شناسی و آینده‌شناسی و فتنه‌شناسی می‌کنند و هر ورز به بهانه‌ای فتوا به احتیاط می‌می‌دهند. 

·         همواره بر صدر بوده‌اند بی‌آنکه بگویند  پس ده‌ها سال تریبون‌داری و میدان‌داری‌شان، کجاست رویکردهای ضد تحجر و کجاست ضدیت با مقدس‌مآبی نیروهای انقلاب؟ کجاست کنش‌های ضدپول‌پرستی‌مان؟ چه کسانی آرام و بی‌سر و صدا هویت ما را دزدیدند و ما را به یک‌سری ظرفیت‌های بومی توسعه استحاله کردند؟

·         امروز پس از سال‌ها پیروی از احزاب قبیله‌ی اصولگرایان و رسانه‌هاشان و منبرهاشان، حزب‌‌الله را می‌بینیم که نه فقط از نقش و کارکرد خمینیستی خود بازمانده، بلکه از هویت اصیل خود نیز خلع شده است. نه تنها نمی‌تواند تاریخ را ورق بزند، بلکه به دلیل همراهی با حزبی‌ها، از کسب موفقیت در سطحی‌ترین تغییرات اجتماعی در انتخابات‌ها نیز ناتوان است.

·         رهیافتی که حزب‌الله را به مثابه یک پامنبری برای بحث‌های عمدتاً فردی-مذهبی می‌خواسته یا حداکثر یک عنصر اهل اردوی جهادی در حاشیه شهرها می‌پسندید، جریانی است که ده‌ها هیئت و محفل قرارگاه مذهبی جهادی ایجاد می‌کند اما به دلیل فقدان اعتقاد راسخ به  عدالت‌خواهی از شکل دادن یک حرکت کوچک عدالت‌خواهانه در حمایت از حقوق کارگرانِ شلاق‌خورده و حقوق ناگرفته عاجز است. از حمایت از حقوق معلمان، فقرا و مستضعفان ناتوان است؛ از ساماندهی یک حرکت کوچک در اعتراض به بلایایی که سرمایه‌داری بر سپرده‌های مردم در بانک‌ها ایجاد می‌کند ناتوان است، از حمایت از حقِ مسکن پایمال شده مستضعفین ناتوان است، از تقابل با طبقه مرفه جدید ناتوان است اما پیرامون مسائل «فرهنگی» و «مذهبی» و «تمدنی» و «اردوهای جهادی»، تا بتوانند «جبهه» و «محفل» و «همایش» و «قرارگاه و خیریه» برپا می‌کنند.

·         با این حال گویی اخیراً متوجه شده‌اند که این حرکت‌ها چون فارغ از درگیری با ظلم است، جذابیت چندانی برای فطرت خمینیست‌های جوان ندارد. متوجه شده‌اند رویه‌ی کنونی ناکارآمدی‌شان، تجویزهای آن‌ها در عرصه‌های اجتماعی را بیشتر از پیش ناکارآمد می‌سازد و اگر دیروز مردم را از دست دادند، امروز در حال از دست دادن حزب‌الله هستند.

·         در برابر این خودآگاهی البته ابزارهای تعریف شده‌ای دارند؛ بخشی از ابزارها همان برچسب‌های عدالت‌خوار،  عدالت‌باز، خوارج، فتنه آینده، عدالت‌خواهی مارکسیستی، عدالت‌خواهی حجتیه‌ای، عدالت‌خواهی نق‌نقو است که در ماه‌های اخیر مطرح کرده‌اند. بخش مهم‌تر ابزارشان اما اتفاقی است که در 25 مهرماه در شیراز خواهد افتاد.

متن کامل در ادامه مطلب

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ مهر ۹۶ ، ۱۷:۳۸
مجتبی نامخواه
محسن حججی، پدیده پیچیده‌ای که در روزهای اخیر ذهن و زبان ما ایرانیان را درنوردید، چگونه موجودی است؟ این ایام بیشتر نوشته‌ها و کوشش‌ها به اقتضای تاثر از شرایط، بر «شخص» شهید حججی متمرکز شده است؛ برای بررسی ژرف‌تر اما باید این شهید و رویدادهای رخ‌داده پیرامون آن را از بند احوال شخصی رها ساخته و در بستر و متنی وسیع‌تر قرار داد. پرسش اصلی این است که پدیده حججی در یک متن وسیع‌تر اجتماعی و فلسفی- نظری واجد و حامل چه معانی‌ای است؟ دو فریم و تنها دو فریم از آخرین ساعات زندگی محسن حججی، امکانی جدید فراهم آورده تا به درکی متکامل‌تر از «انسان انقلاب اسلامی» برسیم. این نوشته می‌کوشد خطوط کلی‌ای به دست بدهد که به احتمال زیاد به تدارک و تکامل این درک کمک می‌کند.

* یادداشت منتشر شده در روزنامه فرهیختگان (اینجا) دریافت
درک اجتماعی فاسفی از پدیده شهید حججی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ مهر ۹۶ ، ۱۰:۲۱
مجتبی نامخواه