طبقه سه

ارزیابی‌های شتاب زده یک طلبه

طبقه سه

ارزیابی‌های شتاب زده یک طلبه

طبقه سه

بسم الله
دوست می داشتم این وبلاگ
- این پنجره ی سرد و بی روح - جز یک صفحه نمی داشت
و در آن صفحه جز یک سطر نمی بود
و بر آن سطر جز یک کلمه نمی نشست
و آن کلمه "خمینی" بود و دگر هیچ نبود...
×××
آن هایی که همراه پیغمبر بودند و دعوت پیغمبر را قبول کردند همین مردم "طبقه سه" بود، همین فقرا ؛
صحیفه امام ج8 ص 293

۶ مطلب در دی ۱۳۹۳ ثبت شده است


درآمدی بر جامعه شناسی جشنواره عمار (۲): عمار و فلسفه‌ی انقلاب اسلامی

جشنواره عمار چگونه موجودی است که از هنجارهای عرضه (اکران) و مصرف (مخاطب) در سینمای ایران تبعیت نمی‌کند؟ پیش از این از اهمیت بازشناسی این موجود اجتماعی سخن گفته شد.[i]از این‌که امروز وضعیت علوم اجتماعی در ایران به گونه‌ای نیست که در این شناخت، کاری  از دستش برآید. از این که خودِ عمار، بیش از هر کس دیگر به این خودآگاهی و شناخت موجودیت اجتماعی خود نیاز دارد.

۰ نظر ۱۸ دی ۹۳ ، ۲۰:۳۰
مجتبی نامخواه

پرسش از جامعه شناسی جشنواره عمار (۱)

پایگاه علوم اجتماعی اسلامی ایرانی به مناسبت پنجمین جشنواره مردمی فیلم پرونده ای را درباره نگاه جامعه شناختی به جشنواره و آثار برگزیده این جشنواره گشوده است. عمار و امر اجتماعی، نقد فیلم های کوتاه برای هانا و ولد و مستند یاری کنندگان خدا و رسول از مطالب پیشین این پرونده بوده است. در ادامه مجتبی نامخواه به بررسی جامعه شناختی جشنواره عمار پرداخته است:

۰ نظر ۱۶ دی ۹۳ ، ۲۰:۳۰
مجتبی نامخواه
1

جشنواره‌ عمار و سرمایه‌ی اجتماعی به نام «اکران کنندگان مردمی»

عمار و امر اجتماعی

۰ نظر ۱۶ دی ۹۳ ، ۲۰:۳۰
مجتبی نامخواه
زمینه‌ی فعالیت‌های شهید جمال‌پور

پیروزی بهمن پنجاه و هفتِ انقلاب اسلامی، که خود مرهون انقلابی انسانی و پیدایش انسانی انقلابی بود، جوانان پرشور و انقلابی را در برابر یک مسئله‌ی جدی قرار داد: نیاز انقلاب اسلامی به کادرهایی برای فردای انقلاب و جمهوری اسلامی. این جوانان که خود فتح‌الفتوح انقلاب اسلامی بودند، عمق نیازِ انسان-افزارانه‌ی انقلاب اسلامی را به خوبی درک کرده و یک رشته از اقدامات را به منظور انسان‌سازی و کادرسازی برای انقلاب اسلامی سامان دادند. آنان نه مانند متجددان امر انقلاب را صرفا اجتماعی و بیرونی می‌دانستند و نه مانند متحجران به انقلاب درونی اکتفا می‌کردند. انقلاب انسانی برای بازتولید انقلاب اسلامی باعث شد تا این متفکران و روشنفکران جوان انقلاب اسلامی تراز جدیدی از تفکر انقلاب اسلامی را تفصیل تئوریک و بسط اجتماعی بدهند.

۰ نظر ۱۶ دی ۹۳ ، ۲۰:۳۰
مجتبی نامخواه

اندیش‌گویه‌هایی از درس‌گفتارهای شهید سید حسین علم‌الهدی

مقدمه

ما خیلی کم از شهید علم‌الهدی می‌دانیم، در حالی که تکرار کلیشه‌ها ما را به یک سیری کاذب رسانده است. ما فکر می‌کنیم تمام یا اغلب آنچه باید را درباره‌ی ایشان و امثال این پدیده‌های انقلاب اسلامی می‌دانیم، در حالی که ماجرا تقریبا بر عکس است.

سخن بسیار است؛ غرض این‌که یک چند مدتی است که در حال گردآوری و کار بر روی آثار و درس‌گفتارها چند متفکر جوان انقلاب اسلامی شهیدان علم‌الهدی، جمال‌پور و مجد زاده هستم که امیدوارم به توفیق الهی به زودی به سرانجام و انتشار برسد. به نظرم آمد این چند جمله از آن مجموعه را به مناسبت سالروز شهادت شهید سید حسین علم‌الهدی در اختیار قرار دهم.

هر کدام از این جملات در زمینه‌ی تاریخی، اجتماعی و در منظومه‌ی منسجم فکری ایشان، واجد معنایی خاص و نشانه‌ای از یک خط تحلیلی پردامنه است. دست کم برای من که مدتی است با آثار شهید علم‌الهدی مأنوسم؛ شاید بدون دانستن این زمینه‌ و منظومه، این جملات آن‌چنان که باید معنا و دلالت‌های خاص خود را نرساند. با این حال، از هر جهت که بنگریم این اندیش‌گویه‌ها را از طراوتِ نگرش انسان انقلاب اسلامی، سرشار می‌یابیم. فرصت بی‌بدیلی است آشنایی بی‌واسطه با نگرش یک خمینیست واقعی به انسان، جامعه، تاریخ، مذهب، قرآن، نهج البلاغه، سیاست، مستضعفین، انقلاب اسلامی، امام خمینی و معرفت.  

 


 

 

درس‌گفتارهای نهج‌البلاغه

  • زندگی علی(ع) پر از فراز و نشیب است. از دوران پیامبر گرفته تا دوران ابوبکر، دوران عمر و دوران عثمان، و امروز که خلافت به خودش رسیده هیچگاه این همه فراز و نشیب نبوده است، اما این زندگی برای یک شیعه، برای یک مسلمان، بلکه برای یک انسان پر از درس است، پر از حرف است، پر از راه است، و پر از الگو و پر از نمودهای عینی برای رهنمودهای مختلف در رابطه با چهره‌های مختلف دشمن علی(ع).
  • علی(ع) در این لحظات وصیت می‌کند، آن لحظات آخر زندگی، عصارة صحبتهایی است که انسان در طول زندگیش دارد، تمام لحظات زندگی انسان خلاصه می‌شود در آن آخرین لحظات. وقتی کسی با مرگ روبرو می‌شود و آخرین لحظات جدایی را می‌بیند، آن صحبتهای خلاصه، صحبتهایش را، خلاصه زندگیش را در چند جمله خلاصه می‌کند و به بازماندگانش ارائه می‌کند.
  • اولین نکته که در وصیتهای علی(ع) باید توجه داشت این است که این آخرین سخنان علی است از لحظه ضربت خوردن شمشیر تا لحظه‌ای که به شهادت می‌رسد، که مورخین می‌گویند در حدود دو روز طول می‌کشد. مجموعه این صحبتها از یک فضای خاص و معنای خاص برخوردار است که با کل صحبتهایی که علی(ع) در بقیه لحظات زندگیش داشته تفاوت کامل دارد. ما باید این را در یک کار تحقیقی مورد بررسی دقیق قرار بدهیم.
  • شما دیده‌اید در صحبتهای امام خمینی چقدر تأکید بر مسأله مستضعفین و محرومین هست. امام می‌گوید : اصلاً انقلاب ما مدیون اینها هست و ما باید به مستضعفین خدمت کنیم. در دستورالعمل مجلس شورای اسلامی اولین سخنی که امام دارد، [این است که] باید نمایندگان مجلس شورای اسلامی اولین مسئولیتشان در ارتباط با مستضعفین و محرومین [باشد]، و آن موقع که امام می‌خروشد و خطاب به دولتمردان اعتراض می‌کند، اعتراضش در ارتباط با مستضعفین و نرسیدن به آن‌هاست. آری امام خمینی وارث و عمل کننده اصیل و اصلی به وصیت‌های علی(ع) است.
  •  (الله الله فی بیت ربکم) : تأکید بر خانه خدا. اینجا علی نمی‌گوید بیت کعبه، خانه کعبه، می‌گوید : (بیت ربکم) و این تأیید کلام علی است در رابطه با خانه‌های خدا، مساجد خانه‌های خدا هستند.
  • شما در پیامهای اخیر امام خمینی می‌بینید که امام خمینی چقدر تأکید بر مساجد دارد. جملات امام این است: «ای مسلمین بر شما فرض و واجب است که مساجد را، این سنگرهای انقلاب را برپا بدارید، این سنگرهای انقلاب را حفظ کنید، این سنگرهای انقلاب را از جمعیت پر کنید، مبادا سنگرهای انقلاب خالی بشود، انقلاب از اینجا شروع شد، از مسجد شروع شد، و از مسجد هم ادامه پیدا خواهد کرد».
  • می‌بینیم هماهنگی میان پیام علی، وصیت علی، و پیامهای انقلابی امام امت خمینی بت‌شکن را.
  • پیامهای علی، وصیت‌های علی تنها چیزی است که از وجود علی برای ما به ارث گذاشته شده، باید دقیقاً به وصیتهای علی عمل کنیم گوش کنیم، من به عنوان راهنمایی چون درس نهج‌البلاغه هست برای شما می‌گویم. درسهای علی، وصیت‌های علی در نهج‌البلاغه علی(ع) در نامه ۴۷، نامه ۳۱، نامه ۲۳، خطبه ۱۴۹ و ۶۹ نهج‌البلاغه نهفته است. شما با مطالعه این خطبه‌ها و این نامه‌ها می‌توانید امروز که با شهادت علی روبرو هستید ببینید علی(ع) چه پیامهایی برایتان گذاشته، و دقیقاً به آن پیامها عمل کنیم.

 

درس‌گفتارهای تاریخ اسلام

  • یکی از رسالتهای بسیار مهمی است که بر دوش تک تک ما قرار گرفته این رسالت مکتبی ماست که امروز پس از گذشت قرنها مجدداً به تاریخ اسلام بازگشت می کنیم و حماسه های عظیم تاریخ صدر اسلام را بار دیگر در صحنه زمان زنده می نمائیم
  • مهمترین مسئولیتی که امروز ما بر دوش داریم پیوندی است محکم که باید با تاریخ صدر اسلام برقرار بکنیم یک پیوند عمیق و زنجیری، یک پیوند مکتبی، پیوند با رهبر، پیوند با پیامبر، پیوند با رسول خدا و با پیوند با یاران همدوش او در میدان های نبرد.
  • اگر تاریخ انقلاب‌مان را مورد مطالعه قرار بدهیم می بینیم که مهمترین، مناسبت ترین لحظاتی که امکان دارد برای ما تا بتوانیم با تاریخ صدر اسلام پیوند برقرار کنیم و خودمان را به آنها نزدیک بکنیم همین شرایط جنگی است بهمین خاطر امام خمینی در سخنرانی شان فرمودند که این جنگ رحمتهایی دارد؛ یکی از مهمترین رحمتهای الهی که درعمق این جنگ، در قلب این جنگ نهفته است این است که ما می توانیم امروز با حماسه های شگفت تاریخ بشریت که اولین بار به واسطه پیامبر، بواسطه علی، بواسطه ابوذر، بواسطه عمار و بلال حبشی و دیگر یاران سلحشور پیامبر در صحنه زمان شکل گرفت پیوند عمیق مکتبی و انسانی برقرار کنیم از آنها درس بگیریم.
  • ما بارها و بارها پیوند عمیق خودمان را بوسیله تظاهرات، بوسیله راهپیمائیها با امام امت با مکتب اسلام اعلام کردیم؛ ما بارها اعلام کردیم که به اسلام وفاداریم و شعار مرگ بر آمریکا دادیم؛ و شعار اسلام مکتب ماست؛ خمینی رهبر ماست دادیم و بارها شعار دادیم. «ما همه سرباز توایم خمینی»؛ امروز روز عمل است.
  • این نبرد ادامه پیدا می کند تا زمانی که واژه های اصلی مکتب «صبر»، «جهاد»، «قتال» در زندگی ما عمق و معنا پیدا کند؛ ما باید در این نبرد به واژه های اصلی مکتب معنا بدهیم تحقق بدهیم و با این واژه ها زندگی خودمان را یک زندگی مکتبی کنیم
  • مسئولیت بزرگی که بر دوش داریم این است که بار دیگر خداوند این موقعیت را به ما داد تا ابوذرها؛ و تا عمارها، یاسرها و بلال حبشی‌ها و این چهره های درخشان مکتب را به صحنه زمان بیاوریم تا با صبر خودمان در میدان جهاد و با مقاومت خودمان در مقابل دشمن و با یاد خدا و نیایش بدرگاه او خاطرات شگفت انگیز مسلمانان راستین صدر اسلام را زنده کنیم.
  • امام دقیق فرمودند که این جنگ رحمت است یکی از بزرگترین رحمت‌ها این است که می توانیم این جنگ را تبدیل کنیم به یک دانشگاه؛ به یک کلاس درس که این کلاس درس می تواند به راحتی و به خوبی به ما درس ایثار بدهد؛ درس شهادت بدهد؛ درس گذشت بدهد؛ درس صبر و ایمان و اطمینان به یاری الله بدهد.
  • این موقعیت، موقعیت بسیار مناسبی است که بار دیگر روح عرفان در کنار جهاد و روح نیایش در کنار پیکار و دعا در کنار شمشیر با هم جمع بشوند و با هم به عمق زندگی ما معنا بدهند.
  • چگونه می شود در شرایط رفاه و آسایش، رنج و سختیهای کسی را که در میدان پیکار و شرایط بسیار مشکر قرار گرفته است درک کرد؟
  • امروز پرده زمان، حجاب زمان دریده می شود با تاریخ پیوند برقرار می کنیم. امروز خداوند این فرصت را به ما داده که خود را به دردهای بلال حبشی و به رنج‌های ابوذر و به سلحشوری ابودجانه انصاری و به استقامت مصعب بن عمیر و به شهامت و ایثار و گذشت دیگر یاران محمد[ص]، یاران وفادار؛ نزدیک کنیم. امروز حماسه‌های حمزه بن عبدالمطلب بار دیگر تکرار می شود.
  • ما در این مطالعه و در این درس آیاتی را که قبل از جنگ‌ها بر پیامبر نازل می شد آیاتی که در خود هنگام جنگ نازل می شد و یا آیاتی را که بعد از اتمام جنگ بر پیامبر نازل شده اینها را به طور جداگانه مورد مطالعه دقیق، انشاءالله بفضل خدا قرار خواهیم داد و این درس دقیقاً در ارتباط با صحنه هائی که امروز در مقابلش قرار گرفته ایم رهنمودهای مکتبی به ما خواهد داد و اینجاست که ما می بینیم پیامبر اسلام را که هر لحظه اش و هر روزش برای امتش درسی است و هر زمانی را که پیامبر هر عملی در آن زمان انجام می دهد آن عمل برای یک مسلمان یک درس زندگی هست.
  • تنها پیروزی هنگامی نصیب ما خواهد شد که بتوانیم همان تاکتیک‌ها همان روش‌ها و همان طرح‌های پیامبر در میدان نبرد را بار دیگر در تاریخ زنده بکنیم و در صحنه زندگی پیاده بکنیم.
  • در دوران اول دوران مکی که 13 سال طول کشید دوره انقلاب فرهنگی و اعتقادی و اخلاقی تاریخ اسلام به شمار می رود اگر مطالعه بکنیم ادوار وحی را در این زمان می بینیم. آیاتی که در طول این مدت بر پیامبر نازل شد بیشتر آیاتی هستند که جنبه های اعتقادی مسلمین و جنبه های فرهنگی و اخلاقی و مسائل خانوادگی را مطرح می کنند و دوره دوم انقلاب، دوره انقلاب سیاسی، اقتصادی و نظامی تاریخ اسلام است که «دوران مدنی» باشد. آیاتی که در این زمان و در این دوره بر پیامبر اکرم (ص) نازل شد بیشتر آیات جهاد، آیات قتال و آیاتی است در رابطه با یک تشکیلات حکومت اسلامی در رابطه با مسئولیت و رسالت‌های رهبری، مسئولیت‌های مردم، روابط سیاسی و مقابله با منافقین و مقابله با مشرکین و کفار.
  • آری، در حالیکه جباران و فرعونیان جان و مال مردم را به اسارت خود درآورده‌اند و با کمک پیشرفته‌ترین سلاح زمان مردم را تحت سلطه جابرانه خود درآورده‌اند چگونه پیامبر خدا می‌تواند با او مبارزه کند، مگر به کمک اسلحه؛ و چگونه می‌تواند قسط و عدالت را برپا سازد، مگر با جهاد مسلحانه؛ جهادی که هدف مقدسش تنها و تنها برقراری قسط، یعنی پیاده کردن قانون الهی است.
  • اسلام که آخرین مکتب رهایی بخش است و رسالتش برقراری قانون خدا و قسط در سراسر نقاط کره خاک است، برای انجام رسالتش، دقیق‌ترین و عمیق‌ترین دستورات نبرد را با جهت الهی و اهداف پیامبرانه متعالی مشخص و بیان فرموده است.
  • امروز رسالت سنگین مقابله با جنایتکاران و نجات مستضعفین و برپایی قسط و پیاده کردن قانون خدا بر دوش یکایک مسلمین است که باید کتاب و میزان (قرآن و روش پیامبر و ائمه) را به دقت بررسی کنند و بشناسند و سپس با انگیزه برپایی قسط در سراسر جهان، آهن (قوی‌ترین اسلحه زمان) را برگیرند و آنگونه به جهاد مسلحانه معتقدانه بپردازند که وعدة خدا تحقق و حق برپا و عدالت حاکم شود.
  • هر کس در راه خدا، یعنی برپایی قسط و عدالت توحیدی مانعی ایجاد کند، باید با او مبارزه کرد و برای هدایتش، یا برای نابودی و خنثی شدن نقشه‌های خائنانه‌اش جهاد کرد.
  • نتیجة جهاد اکبر، از بین بردن خصوصیات شیطانی و پلید حیوانی و رشد صفات اخلاقی متعالی و ملکات روحانی و یا بطور خلاصه ایمان است. و نتیجه جهاد اصغر، نابودی انسانهای شیطان صفت و ایجاد جامعة صالح براساس عدالت و قسط می‌باشد. و رابطة این دو با یکدیگر همچون رابطة ایمان و عمل صالح است که هر دو لازم و ملزوم یکدیگر بوده و اصولاً جدایی آنها امکان پذیر نیست.
  • جهاد اعتقادی، یعنی کوشش برای برقراری قانون خدا و شیوه رسول و امامان و مبارزه با قوانین طاغوت و ظلم و فسادها بر همگان واجب است.
  • جهاد اقتصادی، یعنی بخشش و انفاق مال و دسترنج مسلمین به منظور یاری به مجاهدین و کمک به فقیران بیچاره و نجات یتیمان و مستضعفان تحت ستم بر همگان واجب است.

درس‌گفتارهای تفسیر قرآن

  • آری، در حالیکه جباران و فرعونیان جان و مال مردم را به اسارت خود درآورده‌اند و با کمک پیشرفته‌ترین سلاح زمان مردم را تحت سلطه جابرانه خود درآورده‌اند چگونه پیامبر خدا می‌تواند با او مبارزه کند، مگر به کمک اسلحه؛ و چگونه می‌تواند قسط و عدالت را برپا سازد، مگر با جهاد مسلحانه؛ جهادی که هدف مقدسش تنها و تنها برقراری قسط، یعنی پیاده کردن قانون الهی است.
  • اسلام که آخرین مکتب رهایی بخش است و رسالتش برقراری قانون خدا و قسط در سراسر نقاط کره خاک است، برای انجام رسالتش، دقیق‌ترین و عمیق‌ترین دستورات نبرد را با جهت الهی و اهداف پیامبرانه متعالی مشخص و بیان فرموده است.
  • امروز رسالت سنگین مقابله با جنایتکاران و نجات مستضعفین و برپایی قسط و پیاده کردن قانون خدا بر دوش یکایک مسلمین است که باید کتاب و میزان (قرآن و روش پیامبر و ائمه) را به دقت بررسی کنند و بشناسند و سپس با انگیزه برپایی قسط در سراسر جهان، آهن (قوی‌ترین اسلحه زمان) را برگیرند و آنگونه به جهاد مسلحانه معتقدانه بپردازند که وعدة خدا تحقق و حق برپا و عدالت حاکم شود.
  • هر کس در راه خدا، یعنی برپایی قسط و عدالت توحیدی مانعی ایجاد کند، باید با او مبارزه کرد و برای هدایتش، یا برای نابودی و خنثی شدن نقشه‌های خائنانه‌اش جهاد کرد.
  • نتیجة جهاد اکبر، از بین بردن خصوصیات شیطانی و پلید حیوانی و رشد صفات اخلاقی متعالی و ملکات روحانی و یا بطور خلاصه ایمان است. و نتیجه جهاد اصغر، نابودی انسانهای شیطان صفت و ایجاد جامعة صالح براساس عدالت و قسط می‌باشد. و رابطة این دو با یکدیگر همچون رابطة ایمان و عمل صالح است که هر دو لازم و ملزوم یکدیگر بوده و اصولاً جدایی آنها امکان پذیر نیست.
  • جهاد اعتقادی، یعنی کوشش برای برقراری قانون خدا و شیوه رسول و امامان و مبارزه با قوانین طاغوت و ظلم و فسادها بر همگان واجب است.
  • جهاد اقتصادی، یعنی بخشش و انفاق مال و دسترنج مسلمین به منظور یاری به مجاهدین و کمک به فقیران بیچاره و نجات یتیمان و مستضعفان تحت ستم بر همگان واجب است.

شهید علم‌الهدی و مسئله‌ی «انسجام فکری»

  • یکی از مهمترین مسئولیتهایی که ما و تمامی مسلمانان انقلابی امروز بر دوش داریم درک سخنان امام است که سخنان امام همواره عمق و دارای گستردگی بسیار زیادی است، و ما نباید بطور سطحی فقط به شنیدن اکتفاء بکنیم؛ بلکه باید سعی بکنیم که در سخنان امام دقیقاً تفکر و اندیشه بکنیم و در جمله جمله صحبتهای امام بیندیشیم.
  • مهمترین مسأله‌ای که امروز وجود دارد و باید ما در این رابطه فکر بکنیم انسجام مکتبی و فرهنگی است که بر فرهنگ اسلام حاکم است. اگر ما دقیقاً جملات امام را مورد مطالعه قرار بدهیم می‌بینیم که بسیاری از این جملات، بلکه همه پیامهای امام برای مردم با آیات قرآن هماهنگی دارد، با اهداف ائمه اطهار هماهنگی دارد، و با سخنان علی(ع) در نهج‌البلاغه هماهنگی دارد، بلکه علاوه بر این وجود هماهنگی یک نوع رابطه خاص میان سخنان امام امت «خمینی» و آیات قرآن و احادیثی از ائمه خواهیم یافت که این سخنان همدیگر را تفسیر می‌کنند و همدیگر را توضیح می‌دهند. و بسیاری از آیات قرآن را ما از زبان امام امت با زبان ساده می‌شنویم.
  •  سخنانی که از حلقوم این ابرمرد، یعنی آیه الله العظمی امام خمینی بیرون می‌آید یک سخنان معمولی و ساده نیستند، بلکه سخنانی هستند که دارای عمق و گستردگی بسیار زیادی هستند؛ و ما انسجام مکتب‌مان را باید از ایجاد ارتباط میان سخنان امام و آیات قرآن و احادیث ائمه اطهار بیابیم؛ و این خود مسأله‌ای بسیار عمیق در رابطه با کارهای تحقیقاتی و مسئولیت‌های مکتبی و فرهنگی است.          
۰ نظر ۱۵ دی ۹۳ ، ۲۰:۳۰
مجتبی نامخواه
طبقه سه - ادوار نظریه اسلام ناب/اسلام آمریکاییادوار نظریه اسلام ناب/اسلام آمریکایی
1393/10/03نسخه قابل چاپ
 
| یادداشت |

نظریه اسلام‌ ناب-اسلام آمریکایی، از امام خمینی تا رهبر انقلاب

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gifhttp://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif«نظریه‌ی اسلام ناب-اسلام آمریکایی» اگرچه در ابتدا از سوی امام خمینیرحمه‌اللهطرح شد، اما بعد از ایشان، توسط رهبر انقلاب نیز ادامه یافت و تعاریف و جنبه‌های بیشتری نیز به آن افزوده شد. برای مثال، رهبر انقلاب درپیام حج امسالخود، سه مسئله‌ی کلیدی جهان اسلام را «اتحاد مسلمانان»، «مسئله‌ی فلسطین» و «مسئله‌ی درک تفاوت اسلام‌ ناب-اسلام آمریکایی» معرفی کردند. در این میان، دو مسئله‌ی اتحاد جهان اسلام و مسئله‌ی فلسطین، همواره تا حدودی در ذهن و زبان نخبگان امت مطرح بوده‌، اما به نظر می‌رسد مسئله‌ی سوم آن‌چنان‌که باید، ضریب نگرفته و مورد توجه قرار نگرفته است. حال آنکه امروزه با تحولات شگرفی که در منطقه حادث شده، اهمیت پرداختن به این مسئله‌ صدچندان شده است. یادداشت زیر تلاش می‌کند تا به‌عنوان گام نخست، تکوین این نظریه و ادوار تاریخی آن را در کلام امام خمینیرحمه‌اللهو رهبر انقلاب، مورد بررسی قرار دهد.


*غیبت و مهجوریت نظریه کلیدی امام خمینی
دوگانه‌ی اسلام ‌ناب-اسلام آمریکایی به‌مثابه‌ی‌ یک ایده‌ی محوری و به‌نوعی همزاد تاریخی و معرفتی انقلاب اسلامی است. با این همه، کمتر به جایگاه شایسته‌اش در میان فعالان دلسوز جهان اسلام دست یافته است. از زمینه‌های سیاسی-اجتماعی و منفعت‌محور مهجوریت این ایده که بگذریم، برخی خطاهای روش‌شناختی، این نظریه‌ی کلیدی را تا حدودی از دسترس خارج کرده است.

یکی از مهم‌ترین خطاها در این زمینه، تلقی خطابی از این مفهوم است؛ این تصور که اسلام ناب-اسلام آمریکایی صرفاً یک ترکیب‌ شعاری و صورت‌بندی جدلی است و حداکثر یک‌سری مصرف‌های تبلیغاتی در جهان و انتخاباتی در ایران و یا مانند آن دارد. این تلقی باعث شده است یکی از پُربسامدترین مفهوم‌سازی‌ها در نظام اندیشه‌ی امام خمینیرحمه‌الله، آن‌چنان‌که باید، مورد توجه جامعه‌ی علمی قرار نگیرد. شاید تا حدودی غیرقابل باور باشد، اما تقریباً هیچ تحلیل، کتاب یا برنامه‌ی پژوهشی جدی‌ نیست که کاری در این زمینه ارائه کرده باشد. در حالی که «اسلام ناب-اسلام آمریکایی» به‌عنوان عصاره‌ی اندیشه‌ی امام خمینیرحمه‌الله، یک تئوری جامع است که قابلیت تبیین بسیاری از شکاف‌ها و پدیده‌های اصلی جهان اسلام را دارا است و می‌تواند به‌مثابه یک اندیشه‌ی بدیل، از بسیاری از مسائل به‌ظاهر غیرقابل حل موجود، صورت‌بندی جدید و راهگشایی دست دهد.

خطای کلیدی بعدی، متوجه بازخوانی‌های غیرضابطه‌مندی است که از این مفهوم انجام شده است. اغلب درباره‌ی اسلام ‌ناب بسیار سخن گفته می‌شود. به یک معنا، تمام کسانی که در تمام حوزه‌های تفکر اسلامی در حال پژوهش یا سخنرانی هستند، مدعی هستند درباره‌ی اسلام ناب کار می‌کنند. اما باید توجه داشت مراد از تئوری اسلام ناب-اسلام آمریکایی، مفهوم اسلام ناب در کلیت خود نیست، بلکه مفهوم و تمایزی است که به‌وسیله‌ی امام خمینیرحمه‌اللهطرح و صورت‌بندی شده است. این بصیرت مهم در پیام حج رهبر انقلاب به‌روشنی برجسته شده است: «نخستین‌بار امام راحل بزرگ ما به تمایز این دو مقوله همت گماشته و آن را وارد قاموس سیاسی دنیای اسلام کرد.»۱بی‌توجهی و عدم بازخوانی تمایزی که امام خمینیرحمه‌اللهمیان این دو مقوله تبیین کرده، برداشت‌های متفاوت و گاهی متضاد را ذیل این مفهوم جای داده است.

*ادوار نظریه «اسلام ناب-اسلام آمریکایی»
نظریه‌ی اسلام ناب-اسلام آمریکایی، یکی از بنیانی‌ترین وجوه اندیشه‌ی‌‌ سیاسی و اجتماعی امام خمینیرحمه‌الله، ادواری را طی کرده است. فهم این ادوار، زمینه‌ی مناسبی برای درک معنای این نظریه دست می‌دهد. در ادامه تلاش می‌شود تصوری از این دوره‌ها به‌اختصار به بحث گذاشته شود.

با بررسی متونی که امام خمینیرحمه‌اللهدر زمینه‌ی این نظریه نوشته یا بیان کرده‌اند، می‌توان شکل‌گیری این نظریه را تشریح کرد. پس از امام خمینیرحمه‌الله، حضرت‌ آیت‌الله خامنه‌ای این نظریه ‌را به‌مثابه یکی از کلیدی‌ترین «معارف انقلاب اسلامی» دانسته و «راز بزرگ» انقلاب را براساس آن تشریح می‌کنند. ایشان در طول مدت رهبری خود، بارها و بارها با استناد به مفاهیم و منطق این نظریه، مسائل کشور و جهان اسلام را تشریح می‌کنند.

مفهوم‌سازی‌های متعدد و کاربرد‌های فراوانی که در بیانات ایشان وجود دارد، حکایت از نقش محوری ایشان در بسط و احیای این نظریه‌ی کانونی، اما مهجور امام خمینیرحمه‌اللهدارد. براساس بسط و کاربست نظریه‌ی اسلام ناب-اسلام آمریکایی، در ادبیات حضرت‌ آیت‌الله خامنه‌ای می‌توان ادوار دیگری را در تاریخ حیات اجتماعی این نظریه تمییز داد. بر این اساس، نظریه‌ی اسلام ‌ناب-اسلام آمریکایی به‌عنوان یک مفهوم و دال جدی در اندیشه‌ی امام و رهبری، پنج دوره‌ی متمایز را طی کرده است:

۱. طرح مبادی
منظور از طرح مبادی، دوره‌ای است که علی‌رغم تأکید بر معانی، مبانی و تضادهای معرفتیِ مطرح در این نظریه، هنوز ادبیات و واژگان اسلام ناب-اسلام آمریکایی به‌طور جدی صورت‌بندی و مطرح نشده است. به‌‌عنوان نمونه، در اولین پیام سیاسی-اجتماعی به‌جای‌مانده از امام خمینیرحمه‌اللهدر تاریخ ۵ اردیبهشت ۱۳۲۳، تضاد میان دوگانه‌ی «قیام لله/قیام برای نفس» مطرح است.۲این دوگانه در سال‌های پس از خرداد ۱۳۴۲ با تعابیر مختلف میان اسلام ناقص و اسلام جامع، اسلام عدالت‌خواه و اسلام انقلابی مطرح می‌شود:
«اسلام دین افراد مجاهدى است که به دنبال حق و عدالت‌اند. دین کسانى است که آزادى و استقلال مى‌خواهند. مکتب مبارزان و مردم ضداستعمار است. اما این‌ها اسلام را طور دیگرى معرفى کرده‌اند و مى‌کنند. تصور نادرستى که از اسلام در اذهان عامه به وجود آورده و شکل ناقصى که در حوزه‌هاى علمیه عرضه مى‌شود، براى این منظور است که خاصیت انقلابى و حیاتى اسلامى را از آن بگیرند.»۳

امام خمینیرحمه‌اللهاین نگاه انتقادی نسبت به «شکل ناقص اسلام در حوزه­‌های علمیه» را تا بالاترین سطوح مطرح کرده و این‌چنین است که حتی «رساله­‌های عملیه» به‌عنوان محصول اندیشه‌ی مراجع تقلید وقت را نیز در این چارچوب، مورد نقد قرار می­‌دهند که تفاوت‌های زیادی میان رساله‌ها، به‌عنوان متون مبنا در «آنچه به‌عنوان اسلام معرفی می‌شود» و منابع سنت اسلامی (قرآن و حدیث) به‌عنوان متون مبنا در اسلام واقعی، وجود دارد. این تفاوت عمدتاً در دو مؤلفه‌ی «جامعیت» و «تأثیر عینی در زندگی» مشخص می‌شود و «نسبت اجتماعیات قرآن با آیات عبادى آن [برخلاف رساله‌های عملیه]، از نسبت صد به یک هم بیشتر است!»۴

از نظر ایشان، «آنچه به‌عنوان اسلام معرفی می­‌شود»، «ناقص» است، ابعاد اجتماعی اسلام را در بر ندارد و «خاصیت انقلابی و حیاتی» از آن گرفته شده است. به همین دلیل، ایشان ضمن تأکید بر اهمیت ابعاد عبادی اسلام و اینکه «البته مسائل عبادى را باید یاد بدهید»۵تأکید دارند که اسلام با محوریت قرار گرفتن مسائل دیگری مطرح شود: «اما مهم مسائل سیاسى اسلام است، مسائل اقتصادى و حقوقى اسلام است. این‌ها محور کار بوده و باید باشد.»۶

با این همه، به نظر می‌رسد ما در طرح مبانی و معانی این نظریه با دو دوره مواجه هستیم. اگر در سال‌های قبل از خرداد ۴۲ تأکید بیشتر بر طرح اسلام ناب بود، در دوره‌ی پس از خرداد ۴۲، نفی اسلام‌های متحجر و متجدد پُررنگ‌تر می‌شود.

۲. مفهوم‌سازی و صورت‌بندی
در سال‌ آخر عمر امام خمینیرحمه‌الله، ایشان تجربه‌ی نظری و عملی ربع قرن درگیری میان قرائت انقلاب اسلامی از اسلام با اسلام مقدس‌مآب و اسلام متجددمآب را مفهوم‌سازی می‌کنند. پس از دو و نیم دهه، این درگیری ژرف معنایی، در قالب واژگان و مفاهیم دوگانه‌ی اسلام ناب-اسلام آمریکایی چارچوب‌بندی می‌شود. بررسی‌ها نشان می‌دهد در جای‌جای پیام‌های رسمی و عمومی و نامه‌های خصوصی، حکومتی و عمومی امام خمینیرحمه‌اللهدر این دوره، از ادبیات و مفهوم‌سازی‌های این نظریه استفاده شده است. نمودار زیر فراوانی کاربرد دو واژه‌ی کلیدی این نظریه در ادبیات امام خمینیرحمه‌اللهرا در این دوره با دیگر سال‌ها مقایسه می‌کند.
نگاره‌ی یک:فراوانی کاربرد ادبیات اسلام ناب-اسلام آمریکایی براساس زمان در آثار امام خمینیرحمه‌الله

در واقع اگرچه معنا و نزاع معنایی اسلام ناب-اسلام آمریکایی پیش از این مرحله، عمری ۲۵ساله دارد، اما واژگان اسلام ناب‌-اسلام آمریکایی و مفاهیم برگرفته از آن، در این سال خلق می‌شوند. با این همه، تلاش امام خمینیرحمه‌اللهدر این دوره، تنها معطوف به خلق این واژگان نیست، بلکه ایشان تلاش می‌کنند براساس این دوگانه، منظومه‌ی نظری منسجمی را بازتولید و آن را در حوزه‌های مختلف مرتبط با انقلاب اسلامی، مانند فهم ماهیت انقلاب اسلامی، تحلیل چالش‌های فراروی انقلاب، سیاست‌های داخلی، اقتصادی و فرهنگی نظام جمهوری اسلامی و همچنین سیاست‌های نهادهای حاکمیتی و انقلاب اسلامی، تئوریزه کنند.

۳. شرح نظریه
پس از امام خمینیرحمه‌الله، در شرایطی که ادبیات اسلام ‌ناب-اسلام آمریکایی در فضای سیاست‌زده‌ی داخل کشور مورد طعن و قهر و یا مصرف انتخاباتی جناح‌های عمده‌ی سیاسی قرار گرفته است، آیت‌الله خامنه‌ای بار دیگر این ادبیات را در کانون توجه‌ها قرار می‌دهند. ایشان طی دوره‌‌ای حدوداً یک‌ساله، به تشریح مفاهیم این نظریه پرداخته و با مفهوم‌سازی‌های متعدد، ادبیات این نظریه را گسترش می‌دهند. شاید بتوان نمونه‌ی کامل و جمع‌بندی این دوره را در پیام ایشان در اولین سالگرد رحلت امام خمینیرحمه‌اللهمشاهده کرد. آنجا که کلیت مدرسه‌ی فکری امام خمینیرحمه‌اللهو همچنین لایه‌های بنیادین و معرفتی انقلاب اسلامی را در چارچوب دوگانه‌ی اسلام ناب-اسلام آمریکایی تشریح ‌می‌کنند.۷

۴. بسط نظریه
پس از دوران شرح متن نظریه‌ی اسلام ناب-اسلام آمریکایی، ما با دورانی در ارتباط با این نظریه مواجهیم که می‌توان از آن به دوران بسط این نظریه تعبیر کرد. در این دوره، ضمن اینکه شرح، مفهوم‌سازی و خلق مضامین جدید در ارتباط با این نظریه در ادبیات رهبری انقلاب به‌وفور موج می‌زند، اما فراتر از تکرار ادبیات، تلاش می‌شود بسط این منطق دنبال شود. در این مرحله است که مضمون‌سازی‌ها و محورهای اصلی در ادبیات اسلام ناب-اسلام‌آمریکایی مورد توجه است، بی‌آنکه نیازی باشد واژگان این نظریه تکرار شود. بسط امر به معروف و نهی از منکر به حوزه‌های کلان سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و تقابل امر به معروف فردی/اجتماعی، مبارزه با اشرافیت (اسلام اشرافیت)، مبارزه با فقر و فساد و تبعیض، مردم‌سالاری دینی، نوسازی معنوی، استقلال‌خواهی، کرامت انسانی، آزاداندیشی نظری و آزادی‌خواهی سیاسی-اجتماعی از فصول محوری ادبیات رهبری در این دوره است.

این ادبیات، مضامین نظریه‌ی اسلام ناب-اسلام آمریکایی را فراتر از الفاظ و واژگان نهفته در یک نظریه، به یک منطق فکری تبدیل می‌کند. ضرورت تاریخی-اجتماعی این فرایند، این است که به اقتضای سیر اجمال به تفصیل انقلاب اسلامی، مفاهیم نظریه‌ی اسلام‌ ناب-اسلام آمریکایی از دستبرد مصارف سیاسی خارج گردد. در صورتی که اگر این نظریه بدون این بسط و بازتولید معنایی در طول یکی دو دهه صرفاً تکرار می‌شد، نه تنها به دلیل کلیشه‌شدگی، کارآمدی خود را از دست می‌داد، بلکه چه‌بسا ظرفیت بسیج‌کنندگی و تولید سرمایه‌ی اجتماعی آن نیز مورد سوءاستفاده‌ قرار می‌گرفت. اما از آنجا که مفاهیم اسلام ناب-اسلام آمریکایی، واژگان‌ و ادبیاتی صرفاً تکرار شونده نبودند، جریان‌های اشرافیت سیاسی، اقتصادی و اجتماعی نمی‌توانستند آن را به‌مثابه یک شعار، به مصرف سیاسی برسانند. بسط معنایی و مضمون‌سازی نظریه‌ی «اسلام ناب-اسلام آمریکایی» در این مرحله، آن را از تکرار، کلیشه‌شدگی و نهایتاً ابهام، بازمی‌دارد.

۵. بازخوانی مجدد متن نظریه
از سال ۱۳۸۸ به بعد، بار دیگر متن واژگان نظریه‌ی اسلام ناب-اسلام آمریکایی طرح می‌شود. گسل‌های جدی سیاسی-اجتماعی در داخل و خارج از کشور فعال شده‌اند. رهبر انقلاب اسلامی نیز برای تشریح این شکاف‌ها و نزاع‌های فتنه و بیداری اسلامی، بار دیگر متن ادبیات نظریه‌ی اسلام ناب-اسلام آمریکایی را مطرح می‌کنند. در این دوره است که ایشان نظریه‌ی اسلام ناب-اسلام آمریکایی را به‌مثابه چارچوبی برای مطالعه‌ی انقلاب‌های بیداری اسلامی مطرح می‌کنند۸و در نهایت، در پیام اخیرشان به کنگره‌ی حج، کاربست این نظریه را به‌عنوان یکی از سه اولویت جهان اسلام، در ردیف مسائلی چون «اتحاد مسلمین» و «مسئله‌ی فلسطین» جای می‌دهند.۹

نگاره‌ی دو، فراوانی کاربرد کلیدواژه‌ی اسلام ‌آمریکایی در طول سال‌های ۶۸ تا ۹۲، نشان‌دهنده‌ی این سه مرحله است.۱۰
نگاره‌ی دو:فراوانی کاربرد کلیدواژه‌ی «اسلام آمریکایی» در ادبیات حضرت‌ آیت‌الله خامنه‌ای در
دوران رهبری ایشان، نشان‌دهنده‌ی سه دوره‌ی متمایز نظریه‌ی اسلام ‌ناب-اسلام آمریکایی است.

همچنین نگاره‌ی زیر، ادوار پنج‌گانه‌ی نظریه‌ی «اسلام ناب-اسلام آمریکایی» را به‌طور خلاصه نشان می‌دهد.
نگاره‌ی سه:ادوار نظریه‌ی اسلام ناب-اسلام آمریکایی
 

مسئله‌ی مهم دیگری که در نظریه‌ی اسلام ناب- اسلام آمریکایی امام خمینیرحمه‌اللهمطرح است اینکه از منظر ایشان، اسلام آمریکایی صرفاً اسلام غرب‌زده یا اسلامی که مورد تبلیغ یا حمایت مستقیم ایالات متحده‌ی آمریکا باشد، نیست. از منظر امام خمینیرحمه‌الله، تجدد و تحجر به‌مثابه دو مانع در فهم اسلام ناب عمل می‌کنند. قرائتی از اسلام که متأثر از این دو زمینه‌ی اجتماعی ارائه می‌شود، اسلام تجدد و اسلام تحجر خواهد بود. اسلام آمریکایی عنوان عامی برای هر اسلام برخاسته از هر دوی این زمینه‌هاست.

از منظر رهبر انقلاب اسلامی، «اسلام آمریکایی فقط آن نیست که آمریکاپسند باشد»، بلکه اسلام آمریکایی هرچیزی است که «خارج از این اسلام ناب است.»۱۱در واقع در مفهوم‌سازی‌های این نظریه، هم «اسلام متحجرِ آمیخته با خرافات» و هم «اسلامِ تطبیق‌داده‌شده‌ی با اصول آمریکایی و مورد نظر غربی‌ها» مورد نقد هستند که «هر دو این‌ها اسلام آمریکایی است.»۱۲از همین روست که از دیدگاه ایشان، اسلام آمریکایی دو نوع عمده دارد: «نوع لائیک و غرب‌گرا» و «نوع متحجر و خشن».۱۳
نگاره‌ی چهار:امام خمینیرحمه‌اللهمفهوم اسلام آمریکایی
را شامل موارد متعدد اسلام تجدد و اسلام تحجر می‌دانند.


نگاره‌ی پنج:
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای نیز مفهوم اسلام آمریکایی را
در موارد متعددی درباره‌ی اسلام تجدد و اسلام تحجر به کار می‌برند.
 

پی‌نوشت‌ها:
۱. پیام به حجاج: ۸ مهر ۱۳۹۳: http://farsi.khamenei.ir/message-content?id=۲۷۷۹۳
۲. صحیفه‌ی امام، ج ۱، ص ۲۱ تا ۲۳.
۳. ولایت فقیه، امام خمینی، ص ۱۰.
۴. همان، ص ۱۱.
۵. همان، ص ۱۴.
۶. همان، ص ۱۲۶.
۷. همان.
۸. بیانات در دیدار شرکت‌کنندگان در اجلاس جهانی اساتید دانشگاه‌های جهان اسلام و بیداری اسلامی، ۲۱ آذر ۱۳۹۱.
۹. پیام به حجاج، ۸ مهر ۱۳۹۳: http://farsi.khamenei.ir/message-content?id=۲۷۷۹۳
۱۰. کلید‌واژه‌ی اسلام آمریکایی، بهتر این سه‌ مرحله را بازنمایی می‌کند؛ چراکه برخی کاربردهای واژه‌ی اسلام ناب در ادبیات رهبری، معنای عام‌تر و فراتر از اصطلاح اسلام ‌ناب در این نظریه را نشان می‌دهد.
۱۱. بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری، ۲ مهر ۱۳۸۸.
۱۲. بیانات در دیدار کارگزاران نظام، ۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۲.
۱۳. خطبه‌های نمازجمعه‌ی تهران، ۱۴ بهمن ۱۳۹۰

۰ نظر ۰۴ دی ۹۳ ، ۲۰:۳۰
مجتبی نامخواه