طبقه سه

ارزیابی‌های شتاب زده یک طلبه

طبقه سه

ارزیابی‌های شتاب زده یک طلبه

طبقه سه

بسم الله
دوست می داشتم این وبلاگ
- این پنجره ی سرد و بی روح - جز یک صفحه نمی داشت
و در آن صفحه جز یک سطر نمی بود
و بر آن سطر جز یک کلمه نمی نشست
و آن کلمه "خمینی" بود و دگر هیچ نبود...
×××
آن هایی که همراه پیغمبر بودند و دعوت پیغمبر را قبول کردند همین مردم "طبقه سه" بود، همین فقرا ؛
صحیفه امام ج8 ص 293

۵ مطلب در فروردين ۱۳۹۶ ثبت شده است

بازتولید «اسلام سرمایه‌داری» در ایران امروز

تعاطی «منورالفکری محافظه‌کار» و«محافظه‌کاری سنت‌زده»

منتشر شده در مجله خردنامه شماره 172

بیان مسئله

چندی پیش در مجله‌ای که با سیاست‌گذاری سیدجوادطباطبایی و سردبیری عضو ارشد حزب کارگزاران سازندگی منتشر می‌شود، مطلبی به چاپ رسید با عنوان «بورژوازی در حجاز». ادعای این مطلب و یکی- دو متن مرتبط دیگر با آن، حول این گزاره کلیدی چرخ می‌زد: «در حوزه سیاست گذاری اقتصادی پیامبر اسلام[ص] یک کاپیتالیست رادیکال است».[1] فارغ از پرداختن به این متن و ادعاهایش، فرامتنِ این نوشته به مثابه‌ یک نشانه‌، حکایت‌گر وضعیت کنونی تفکر به طور عام و وضعیت یک جریان فکری پرنفوذ در مناصب‌ قدرت و مناسبات آن، به طور خاص است. پرسش‌های اصلی این نوشته این است که این جریان فکری‌ای که پیامبراکرم(ص) را کاپیتالیست می خواند، در حال حاضر در چه وضعیتی قرار داد؟ این جریان فکری چه می‌گوید؟ و در تداوم کدام تاریخ و تطورات به شرایط کنونی رسیده است؟

۰ نظر ۲۹ فروردين ۹۶ ، ۰۹:۱۴
مجتبی نامخواه
گفتگویی درباره درباره مستند «داد»: چرا حوزه و دانشگاه «داد» نمی‌زنند؟

می‌پرسیم آقایان دقیقاً دارید چه کاری می‌کنید که به این وظایف ذاتی‌تان نمی‌رسید؟ به پیمانی که خدا از علما گرفته نمی‌رسید؟ به «اخذ الله علی العلماء الایقاروا علی کظة ظالم، ولا سغب مظلوم» نمی‌رسید؟ در بهترین حالت‌ها می‌گویند در حال تولید علوم انسانی اسلامی هستیم! در حال تفکر و نظریه‌پردازی درباره‌ی تمدن اسلامی و مراحل آن هستیم. خیلی هم خوب! فقط احیاناً این علوم انسانی اسلامی‌تان ارتباطی هم با انسان دارد یا نه؟ این کارگرهایی که شلاق می‌خورند هم «انسان» هستند یا نه؟ چرا به این‌ها نمی‌پردازید؟ پاسخ روشن است چون از یک موضع استعلایی به انسان نگاه می‌شود، می‌گویند بحث‌های مهم‌تری هست. ما نخبگان هستیم و باید درباره مسائل کلان حرف بزنیم، درباره مبانی همه چیز حرف بزنیم؛ ما باید درباره‌ی تمدن‌سازی و مباحث تمدنی حرف بزنیم، این مردم مستضعف که اصلا اهمیتی ندارند! اما این تمدن‌بازی است نه تمدن‌سازی.

مطلب منتشر شده در سایت جشنواره عمار(+)

۰ نظر ۲۳ فروردين ۹۶ ، ۰۱:۱۵
مجتبی نامخواه

طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن


چندی پیش در چارچوب طرح مدرسه انقلاب اسلامی با حضور جمعی از طلاب مدرسه علمیه امام باقر علیه السلام قم بحثی با عنوان «اندیشه اجتماعی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای» داشتم که شش جلسه از آن به بازخوانی کتاب مهم طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن گذشت.

ابتدا بنا نبود این جلسات انتشار عمومی بیابد. تصور نمی‌کردم این جلسات یا دست کم انتشارشان چندان مفید باشند چرا که به واسطه برگزاری در ترم سوم طرح مدرسه انقلاب عطف‌های زیادی به مباحث سابق داشته و کمی مبهم می‌نمود. گویا دوستان بزرگوار نظر دیگری داشتند و حالا که در فضای تلگرام منتشر شده، لینک آن مباحث را در اینجا قرار می‌دهم به آن امید که به درد کسی بخورد؛ ان شاءالله.

۰ نظر ۱۶ فروردين ۹۶ ، ۲۳:۲۷
مجتبی نامخواه
جمهوری و مهجوری

بازنشر هفت یادداشت درباره‌ی یک پدیده‌ی فراموش شده: جمهوری اسلامی و مردم سالاری دینی
۰ نظر ۱۳ فروردين ۹۶ ، ۱۱:۵۲
مجتبی نامخواه

سلام و تیریک سال نو.

دو «مسئله‌» هست که در رابطه با این ایام قابل طرح و تأمل بوده و در راستای پاسخ به دو پرسش کلان «کیستی» و «چه باید کرد؟» قابل توجه و پیگیری است:

در یک سطح درک و تحلیل نوروز از منظر هویتی مطرح است و این‌که در نقطه‌ی نوروز، میانه لایه‌های سه گانه‌ی هویتی ما (اسلام، ایران و انقلاب) چه نسبتی بر قرار است؟

این مسئله را سال ‌گذشته در نوشته‌ای دنبال کردم:

معنای متفاوت نوروز از منظر رهبر انقلاب

بیش از پنج دهه پیش هنوز انقلاب اسلامی در ایران تکوین نیافته بود که صحنه‌ی اجتماعی سیاسی  ایران در یک جمع‌بندی نمادین از تجربه جمعی خود در تاریخ معاصر، واجد سه نیروی اجتماعی عمده بود. یک نیروی اجتماعی، متجددهایی بودند که اگر چه انقلابی بودند و بر انقلاب تأکید می کردند اما اسلامی و ایرانی نبودند. روشنفکران چپ‌گرا انقلاب را منهای اسلام و ایران می‌خواستند، از این رو هیچ ابایی نداشتند با «برادر بزرگ‌تر» شان همکاری کنند. بعدها انقلاب اسلامی و صدق مفهوم «چپ امریکایی» - که از جانب امام خمینی مطرح شد-  نشان داد برادر بزرگتر این جماعت، نه شوروی که دیگری است. نیروی عمده‌ی دیگر اما متجددینی بودند که اگر چه ملی‌گرا بودند و بر ایران تأکید می‌کردند اما در عمل اجتماعی خود نه «مسلم» بودند و نه روش‌های انقلابی را بر مبارزات پارلمانتاریستی ترجیح می‌دادند. اگر چه بعدها تمسک منورالفکرهای راست‌گرا به استقلال و سپس آزادی، با انقلاب اول و دوم زیر سؤال رفت و بی‌بنیان شد. نیروی عمده‌ی سوم اما متحجرین بودند: مقدس‌مآبانی که اسلام را می‌خواستند اما نه به ایران و اوضاع آن می‌اندیشیدند و نه با انقلاب و روش‌های دگرگون‌ساز روی خوش نشان می‌دادند. بعدها هنگامی که صدق قدم انقلاب در دگرگونی وضعیت اسلام در جهان پدیدار شد، مدعای این مقدس‌مآبان نیز بیش از پیش بر باد رفت.
هویت ما در تضاد و کشاکش میان متحجرین و متجددین به مهلکه افتاده بود و نوروز هم جزئی از این هویت بود. وقتی خرداد ۱۳۴۲، «انقلاب اسلامی ایران» در غربت و غیبت این سه نیروی اجتماعی عمده متولد شد حامل این استدلال ضمنی بود که «ما» هر سه‌ی این‌ جریان اجتماعی نیستم ولی واجد تعریفی متعالی‌تر از ارزش‌هایی هستم که این سه جریان مدعی آن هستند: ایرانی بودیم، اسلامی شدیم و انقلابی هستیم. در ساحت «انقلاب اسلامی ایران» این سه مفهوم در یک تعاطی و داد و ستد، هویت ما را می‌سازند و این تعارض‌های ظاهری نه در ذات مفاهیم که محصول عدم صدق معرفتی و اجتماعی هوادان‌شان است. به همین دلیل «انقلاب اسلامی ایران» با روشنفکران به اصطلاح انقلابی بر سر مفهومی که داشتند‌‌ و داشته‌ی مفهومی‌شان (انقلاب)، به خاطر نداشته‌هاشان (اسلام و ایران) درگیر می‌شد. «انقلاب اسلامی ایران» با منورالفکران به اصطلاح ملی و ایرانی، بر سر مفهومی که داشتند و داشته‌ی مفهومی‌شان‌ (ایران یا ملیت) و به خاطر نداشته‌هاشان (اسلام و انقلاب) درگیر می‌شد و بالاخره «انقلاب اسلامی ایران» با مقدس‌مآبان به اصطلاح اسلامی بر سر مفهومی که داشتند‌ (اسلام)، به خاطر نداشته‌هاشان (انقلاب و ایران) درگیر می‌شد. این چنین بود که هویت ما حاصل تعاطی این سه امر در یک تعریف متمایز بود، نه تعارض آن‌ها در تعریف موجود. سنت نوروز هم که جزئی از هویت ماست، در ساحت اندیشه‌ی انقلاب اسلامی ایران و رهبرانش واجد این سه معناست. سه معنایی که البته نقش‌های متمایزی در این نمایش آیینی بر عهده دارند؛ یکی محتواست (اسلام)؛ دیگری ظرف تحقق است (ایران) و دیگری جهت تحقق(انقلاب).  
 

نوروز،هویت انقلاب و مخالفان آن

مسئله‌ی دیگر چگونگی مواجهه‌ی ما با نامگذاری‌های سال از جانب رهبر معظم انقلاب است. «نامگذاری به مثابه سیاست‌گذاری عمومی» چارچوبی کلی است که این چگونگی را می‌تواند تا حدودی تشریح کند.

دو سال هم قبل این مسئله را در نوشته‌ای دنبال کرده‌ام:

نام‌گذاری به مثابه سیاست‌گذاری


نام‌گذاری‌های سال‌ها از یک‌سو اعلان عمومی سیاست‌های عمومی نظام جمهوری اسلامی است و از سوی دیگر، زمینه‌سازی برای مشارکت عمومی در تحقق این سیاست‌ها به‌شمار می‌رود. به‌علاوه زمینه‌ی فعال‌ شدن مجموعه‌های مردمی در فرایند سیاست‌گذاری عمومی را فراهم می‌آورد. بخشی از نهادهای رسمی میل فزاینده‌ای دارند که تصویر شعاری و کلیشه‌ای خود را در زمینه‌ی نام‌گذاری‌های سال غالب کنند. این «جناح مؤمن انقلابی» است که باید نام‌گذاری را به‌مثابه‌ی بخش و سطحی از سیاست‌گذاری عمومی انقلاب درک کند و علاوه بر زمینه‌سازی برای تبدیل آن به سیاست‌های جاری، زمینه‌ی فعال‌تر شدن مردم و نهادهای مردمی را در فرایند سیاست‌گذاری عمومی جمهوری اسلامی، فراهم آورد.

سطوح سیاست گذاری در جمهوری اسلامی

۰ نظر ۰۱ فروردين ۹۶ ، ۱۱:۴۲
مجتبی نامخواه