طبقه سه

ارزیابی‌های شتاب زده یک طلبه

طبقه سه

ارزیابی‌های شتاب زده یک طلبه

طبقه سه

بسم الله
دوست می داشتم این وبلاگ
- این پنجره ی سرد و بی روح - جز یک صفحه نمی داشت
و در آن صفحه جز یک سطر نمی بود
و بر آن سطر جز یک کلمه نمی نشست
و آن کلمه "خمینی" بود و دگر هیچ نبود...
×××
آن هایی که همراه پیغمبر بودند و دعوت پیغمبر را قبول کردند همین مردم "طبقه سه" بود، همین فقرا ؛
صحیفه امام ج8 ص 293

طبقه بندی موضوعی

گفتگو با خبرگزاری مهر درباره نظریه اجتماعی امام خمینی(ره) (اینجا)

* اندیشه‌ اجتماعی مسلمین در دوران معاصر، از سید جمال به بعد حول دوگانه‌ی سنت و تجدد سامان می‌یابد. مسئله‌اش سنت‌گرایی و تجددگرایی و یا تلفیق این دو و حدود و ثغور این تلفیق است. امام خمینی اما مرحله‌ی جدیدی در اندیشه اجتماعی می‌گشاید و اندیشه‌ای را سامان می‌دهد که سنت/ تجدد برای‌ش «مسئله» نیست.

* اندیشه اجتماعی امام خمینی یک اندیشه معطوف به تغییر است. «انقلاب» مفهوم مرکزی این اندیشه است. به تعبیری و بر حسب اندیشه اجتماعی امام خمینی، انقلاب یک اتفاق اجتماعی و تاریخی رخ داده در دوره‌ای مشخص نیست؛ شناخت اندیشه امام خمینی بدون مرکزیت دال انقلاب امکان ندارند.

* سکه‌ی اندیشه امام خمینی روی دیگری هم دارد و آن این که سیاست هم باید اجتماعی باشد. هم همه‌ی اجتماع باید سیاسی باشند و آحاد جامعه در امر سیاسی مشارکت کنند؛ و هم سیاست باید اجتماعی باشد.

* پاسخ امام که در پیام سی صفحه‌ای‌شان پس از قطعنامه تئوریزه شده اجمالاً  این است که ۵۹۸ پایان جنگ نیست، و جنگ تازه آغاز شده است: «امروز جنگ حق و باطل، جنگ فقر و غنا، جنگ استضعاف و استکبار، و جنگ پابرهنه ها و مرفهین بی درد شروع شده است»

۱ نظر ۱۵ خرداد ۹۶ ، ۱۶:۱۰
مجتبی نامخواه

مبحث ارائه شده در میزگرد برنامه تلویزیونی جهان­‌آرا، 13 خرداد 1396

برای بررسی دغدغه رهبر انقلاب درباره تحریف امام خمینی، باید قدری به عقب برگشت و به شرایط پیدایش و شکل‌گیری خط امام و اندیشه ایشان پرداخت.

۰ نظر ۱۵ خرداد ۹۶ ، ۱۵:۵۸
مجتبی نامخواه
1396/03/09نسخه قابل چاپ

درباره «مردم»، یکی از مهم‌ترین کلیدواژه‌های رهبر انقلاب

در اندیشه‌ی اجتماعی رهبر انقلاب و در دیدگاهی که ایشان در تحلیل اجتماعی انقلاب اسلامی می­‌پرورانند، «مردم»، مفهوم، نقش و دلالت­‌های قابل توجهی در مبنا و میدان نظام اجتماعی دارند. ایشان استدلال می‌کنند که اگر چه انقلاب اسلامی علت موجِده­ نظام اسلامی است اما بقای آن به واسطه­‌ی «انتخابات» ­ها است.۱ مسئله‌ی دیگر این­که مردم در نظریه‌ای که رهبر انقلاب پیرامون مردم‌سالاری دینی می‌پرورانند، علاوه بر انتخابات، واجد نقش­‌های دیگری نیز هستند. به تعبیری در نظم مدنی پس از  انقلاب اسلامی، «مردم» امکان­‌بخش و معنابخش «موفقیت» یا «ناکامی» های اجتماعی هستند.۲ یادداشت پیش رو می‌کوشد در حد بضاعت و به مثابه درآمدی بر یک بررسی جامع، شرحی به دست بدهد از اصول کلی­‌ای که نقش و معنای «مردم» را مبتنی بر تقریر آیت‌­الله خامنه­‌ای از مردم­‌سالاری دینی توضیح می­‌دهد.

* یادداشت منتشر شده در KHAMENEI.IR (اینجا)
۰ نظر ۱۲ خرداد ۹۶ ، ۱۸:۰۱
مجتبی نامخواه

درآمدی بر پروژه فکری استاد حمید پارسانیا

پروژه فکری و ترانسفر تفکر

نوشتن از پروژه‌ی فکری یک متفکرِ مؤلف، در روزگاری که ترجمه بر تفکر تفوق دارد و جماعتی از طریق ترانسفر متفکر ارتزاق می‌کنند، امری به نسبت دشوار است. این دشواری اغلب به این دلیل است که در اثر پروپاگاندای ژورنالیست‌های حوزه اندیشه، از «پروژه فکری» چیزی ورایِ «واردات اندیشه» مراد نمی‌شود و اطلاق آن بر کوشش‌های مولّد نادر است.

حمید پارسانیا از معدود کسانی است که طی سه دهه اخیر کوشیده­ است فارغ  از مشهورات آکادمیک و شئونات حوزوی، «مسئله» داشته باشد؛ به این مسائل بیاندیشد، پاسخ­هایی «تألیف» و در نهایت منتشر کند. بنابراین اگر پروژه فکری را دست‌کم شامل مؤلفه­های‌ فوق بدانیم، حجت­الاسلام والمسلمین حمید پارسانیا صاحب یک پروژه‌ی فکری است که از قضا بر مهم‌ترین و موثرترین مسئله‌های فکری روزگار ما متمرکز بوده و به تألیف ایده­های نابی منتهی شده است. با این حال چگونه است که این پروژه‌ی ذوابعاد و ‌مهم، در کلیت خود مورد تأمل قرار نمی­گیرد و گزارشی از آن به دست داده نمی­شود؟

حمید پارسانیا مدتهاست ترجیح می­دهد پروژه­ی فکری خود را  در مدًرَسی در کنج فیضیه، در کلاس­هایش در دانشکده علوم اجتماعی، در درس‌گفتارهایی در متن و در حاشیه‌ی نظام آکادمیک، در نشست­هایی متعدد و در کتاب­ها و مقالاتی چند دنبال کند؛ بی ­آن که کلیت این پروژه موضوع یک گزارش اندیشه باشد. در حالی که از باب نمونه نوشته­های منتشر شده در بازتاب پرخاش‌های یک مترجم- متفکر، تنها در یک‌سال اخیر، بیش از آثار خود وی است! آیا بسط ید نیروهای حزبی در میدان ژرونالیسم علوم انسانی باعث نشده به جای روایت اندیشه­ها، سلبریتی­ها متفلسف­‌نما و شومن­های در پوستین علم افتاده برجسته شوند؟

این نوشته خود را قادر به خرق عادتِ تفکرخواندنِ ترجمه نمی‌داند و نمی‌تواند اصطلاح «پروژه فکری» را از جمع توأمان ترجمه و پرخاش به معنای واقعی خود بازگرداند؛ همچنان که نمی‌تواند اولین چراغ را برای بررسی پروژه فکری حجت‌الاسلام والمسلمین حمیدپارسانیا روشن کند. با این حال امیدوارست بتواند در میانه‌ی هیاهویی که نیروی‌های احزاب سیاسی در میدان اندیشه به راه انداخته‌اند، مروری اگر نه بر پروژه فکری، بلکه دست‌کم بر آثار و فعالیت‌های استاد حمید پارسانیا بیاندازد.


* یادداشت منتشر شده در مجله خردنامه، شماره 174

۰ نظر ۱۲ خرداد ۹۶ ، ۱۷:۵۹
مجتبی نامخواه

در تحلیل تکنوکراتیسم از منظر گفتمان انقلاب اسلامی، مهم­‌ترین مسئله پیرامون نسبت عدالت و پیشرفت شکل­ می­‌گیرد. پاسخ تکنوکراتیسم به این پرسش عبارت است از تفوق توسعه بر عدالت. تکنوکرات کسی است که تولید ثروت و توسعه را بر عدالت و توزیع ثروت اولویت دهد. از منظر یک تکنوکرات با انباشت و تکاثر ثروت است که توسعه ممکن می­‌شود و توزیع ثروت، از آن­جا که در این روند اختلال ایجاد می­‌کند، به توزیع فقر کمک کرده است. کم نبوده و نیستند مدیرانی که تفکری انقلابی کار خود را آغاز کردند و پس از مدتی به این باورِ محوری تکنوکراتیسم رسیدند. مردان انقلاب اسلامی یک­‌شبه تکنوکرات نشدند اما آرام و گام به گام، میل نظام­‌مند به «تکاثر» را از اولویت «توسعه» بر «عداالت» شروع کردند.

یادداشت منتشر شده در سایت KHAMENEI.IR (اینجا)
۰ نظر ۲۵ ارديبهشت ۹۶ ، ۲۲:۲۶
مجتبی نامخواه

درباره نخستین جشنواره مردمی موسیقی انقلاب اسلامی «بانگ بیداری»

چندی پیش این بخت را یافتم که در برگزاری نخستین جشنواره موسیقی انقلاب اسلامی در استان خوزستان مشارکت داشته باشم. حرکتی هدف‌مند که با همکاری بی‌چشم‌داشت و مخلصانه جمع ارزشمندیِ از فعالان فرهنگی اجتماعی استان خوزستان، با محوریت «رسانه بیداری» و با حمایت «دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی» برگزار شد.

در ادامه چند لینک و متن مرتبط با این رویداد می‌آید:


نشریه بانگ بیداری شماره 1

نشریه بانگ بیداری در 42 صفحه ضمن به بررسی بنیادهای نظری، وضعیت و مسائل امروز موسیقی انقلاب اسلامی می‌پردازد. همچنین گزارشی از فرایند برگزاری جشنواره و معرفی هیئت داوران را بازتاب می‌دهد. بخش قابل توجه دیگر این نشریه گفتگو با پیشکوتانی است که به بیان تاریخ شفاهی موسیقی و سرود انقلابی در استان خوزستان پرداخته است.


کنفرانس خبری جشنواره بانگ بیداری با حضور حاج صادق آهنگران (دبیر)، محمد گلریز (عضو هیئت داوران) و مسئلان جشنواره

وب سایت جشنواره بانگ بیداری

کانال تلگرام جشنواره بانگ بیداری

خبر فراخوان جشنواره

متنی که در ادامه می‌آید یادداشتی است در اولین شماره نشریه بانگ بیداری منتشر شده و ایده‌ها و اهداف این حرکت را توضیح می‌دهد.

۰ نظر ۲۵ ارديبهشت ۹۶ ، ۲۲:۱۲
مجتبی نامخواه

اشاره: «تدبیر» مدیران فرهنگی دانشگاه حکیم سبزواری در شهرستان سبزوار نیز شامل حال دادخواهی کارگران، پرستاران و رانندگان شد و اکران مستند «داد» در این دانشگاه هم مجوز نگرفت. همین ماجرا اما سبب خیر شد تا به همت انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه حکیم سبزواری، فعالان همه تشکل‌های دانشجویی این دانشگاه، در برنامه «الف بای انقلاب» گردهم بیایند و درباره این مستند به بحث و گفتگو بپردازند.

آنچه در پی می‌آید گفتاری است که در این نشست ارائه شده است.

بسم الله الرحمن الرحیم

مستندی به نام «داد»، اثری است که خواسته‌های عدالت‌خواهانه‌ی رانندگان، پرستاران، کارگران و معلمان و برخوردهای امنیتی با آن‌ها را بازتاب می‌دهد؛ اثری روان و ساده که بیش از آن‌چه گمان می‌رفت دیده شد. این استقبال از «داد» اما بیش از هر چیز، از جمله بیش از جذابیت و ساخت اثر، معلول بستری است که «داد» در آن روییده است. موضوعی که در این جلسه می­خواهیم کمی بیشتر درباره آن گفتگو کنیم، واکاوی این بستر است. این بستر از یک منظر کلی عبارت است از نیاز به اندیشه­‌ورزی و حتی بازاندیشی درباره‌ی پروژه‌ی عدالت‌خواهی: «داد» اگر چه اثری انضمامی درباره‌ی چند رویداد عدالت‌خواهانه و یا به عبارت بهتر، اثری درباره‌ی تفسیری عدالت‌خواهانه از چند رویداد است اما از نگاهی دیگر و از منظری ثانوی حامل مهم‌ترین پرسش‌هایی است که بازشناسی اجتماعی وضعیت امروز عدالت‌خواهی بدان نیازمند است. همین زمینه‌هاست که «داد» را اثری قابل توجه ساخته است. اهم نکات  محورهایی که «داد» در باب اندیشه­ورزی پیرامون عدالت­خواهی می­‌گشاید را می­توان در پنج محور جمع‌­بندی کرد:

۰ نظر ۰۵ ارديبهشت ۹۶ ، ۰۰:۰۲
مجتبی نامخواه

بازتولید «اسلام سرمایه‌داری» در ایران امروز

تعاطی «منورالفکری محافظه‌کار» و«محافظه‌کاری سنت‌زده»

منتشر شده در مجله خردنامه شماره 172

بیان مسئله

چندی پیش در مجله‌ای که با سیاست‌گذاری سیدجوادطباطبایی و سردبیری عضو ارشد حزب کارگزاران سازندگی منتشر می‌شود، مطلبی به چاپ رسید با عنوان «بورژوازی در حجاز». ادعای این مطلب و یکی- دو متن مرتبط دیگر با آن، حول این گزاره کلیدی چرخ می‌زد: «در حوزه سیاست گذاری اقتصادی پیامبر اسلام[ص] یک کاپیتالیست رادیکال است».[1] فارغ از پرداختن به این متن و ادعاهایش، فرامتنِ این نوشته به مثابه‌ یک نشانه‌، حکایت‌گر وضعیت کنونی تفکر به طور عام و وضعیت یک جریان فکری پرنفوذ در مناصب‌ قدرت و مناسبات آن، به طور خاص است. پرسش‌های اصلی این نوشته این است که این جریان فکری‌ای که پیامبراکرم(ص) را کاپیتالیست می خواند، در حال حاضر در چه وضعیتی قرار داد؟ این جریان فکری چه می‌گوید؟ و در تداوم کدام تاریخ و تطورات به شرایط کنونی رسیده است؟

۰ نظر ۲۹ فروردين ۹۶ ، ۰۹:۱۴
مجتبی نامخواه
گفتگویی درباره درباره مستند «داد»: چرا حوزه و دانشگاه «داد» نمی‌زنند؟

می‌پرسیم آقایان دقیقاً دارید چه کاری می‌کنید که به این وظایف ذاتی‌تان نمی‌رسید؟ به پیمانی که خدا از علما گرفته نمی‌رسید؟ به «اخذ الله علی العلماء الایقاروا علی کظة ظالم، ولا سغب مظلوم» نمی‌رسید؟ در بهترین حالت‌ها می‌گویند در حال تولید علوم انسانی اسلامی هستیم! در حال تفکر و نظریه‌پردازی درباره‌ی تمدن اسلامی و مراحل آن هستیم. خیلی هم خوب! فقط احیاناً این علوم انسانی اسلامی‌تان ارتباطی هم با انسان دارد یا نه؟ این کارگرهایی که شلاق می‌خورند هم «انسان» هستند یا نه؟ چرا به این‌ها نمی‌پردازید؟ پاسخ روشن است چون از یک موضع استعلایی به انسان نگاه می‌شود، می‌گویند بحث‌های مهم‌تری هست. ما نخبگان هستیم و باید درباره مسائل کلان حرف بزنیم، درباره مبانی همه چیز حرف بزنیم؛ ما باید درباره‌ی تمدن‌سازی و مباحث تمدنی حرف بزنیم، این مردم مستضعف که اصلا اهمیتی ندارند! اما این تمدن‌بازی است نه تمدن‌سازی.

مطلب منتشر شده در سایت جشنواره عمار(+)

۰ نظر ۲۳ فروردين ۹۶ ، ۰۱:۱۵
مجتبی نامخواه

طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن


چندی پیش در چارچوب طرح مدرسه انقلاب اسلامی با حضور جمعی از طلاب مدرسه علمیه امام باقر علیه السلام قم بحثی با عنوان «اندیشه اجتماعی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای» داشتم که شش جلسه از آن به بازخوانی کتاب مهم طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن گذشت.

ابتدا بنا نبود این جلسات انتشار عمومی بیابد. تصور نمی‌کردم این جلسات یا دست کم انتشارشان چندان مفید باشند چرا که به واسطه برگزاری در ترم سوم طرح مدرسه انقلاب عطف‌های زیادی به مباحث سابق داشته و کمی مبهم می‌نمود. گویا دوستان بزرگوار نظر دیگری داشتند و حالا که در فضای تلگرام منتشر شده، لینک آن مباحث را در اینجا قرار می‌دهم به آن امید که به درد کسی بخورد؛ ان شاءالله.

۰ نظر ۱۶ فروردين ۹۶ ، ۲۳:۲۷
مجتبی نامخواه
جمهوری و مهجوری

بازنشر هفت یادداشت درباره‌ی یک پدیده‌ی فراموش شده: جمهوری اسلامی و مردم سالاری دینی
۰ نظر ۱۳ فروردين ۹۶ ، ۱۱:۵۲
مجتبی نامخواه

سلام و تیریک سال نو.

دو «مسئله‌» هست که در رابطه با این ایام قابل طرح و تأمل بوده و در راستای پاسخ به دو پرسش کلان «کیستی» و «چه باید کرد؟» قابل توجه و پیگیری است:

در یک سطح درک و تحلیل نوروز از منظر هویتی مطرح است و این‌که در نقطه‌ی نوروز، میانه لایه‌های سه گانه‌ی هویتی ما (اسلام، ایران و انقلاب) چه نسبتی بر قرار است؟

این مسئله را سال ‌گذشته در نوشته‌ای دنبال کردم:

معنای متفاوت نوروز از منظر رهبر انقلاب

بیش از پنج دهه پیش هنوز انقلاب اسلامی در ایران تکوین نیافته بود که صحنه‌ی اجتماعی سیاسی  ایران در یک جمع‌بندی نمادین از تجربه جمعی خود در تاریخ معاصر، واجد سه نیروی اجتماعی عمده بود. یک نیروی اجتماعی، متجددهایی بودند که اگر چه انقلابی بودند و بر انقلاب تأکید می کردند اما اسلامی و ایرانی نبودند. روشنفکران چپ‌گرا انقلاب را منهای اسلام و ایران می‌خواستند، از این رو هیچ ابایی نداشتند با «برادر بزرگ‌تر» شان همکاری کنند. بعدها انقلاب اسلامی و صدق مفهوم «چپ امریکایی» - که از جانب امام خمینی مطرح شد-  نشان داد برادر بزرگتر این جماعت، نه شوروی که دیگری است. نیروی عمده‌ی دیگر اما متجددینی بودند که اگر چه ملی‌گرا بودند و بر ایران تأکید می‌کردند اما در عمل اجتماعی خود نه «مسلم» بودند و نه روش‌های انقلابی را بر مبارزات پارلمانتاریستی ترجیح می‌دادند. اگر چه بعدها تمسک منورالفکرهای راست‌گرا به استقلال و سپس آزادی، با انقلاب اول و دوم زیر سؤال رفت و بی‌بنیان شد. نیروی عمده‌ی سوم اما متحجرین بودند: مقدس‌مآبانی که اسلام را می‌خواستند اما نه به ایران و اوضاع آن می‌اندیشیدند و نه با انقلاب و روش‌های دگرگون‌ساز روی خوش نشان می‌دادند. بعدها هنگامی که صدق قدم انقلاب در دگرگونی وضعیت اسلام در جهان پدیدار شد، مدعای این مقدس‌مآبان نیز بیش از پیش بر باد رفت.
هویت ما در تضاد و کشاکش میان متحجرین و متجددین به مهلکه افتاده بود و نوروز هم جزئی از این هویت بود. وقتی خرداد ۱۳۴۲، «انقلاب اسلامی ایران» در غربت و غیبت این سه نیروی اجتماعی عمده متولد شد حامل این استدلال ضمنی بود که «ما» هر سه‌ی این‌ جریان اجتماعی نیستم ولی واجد تعریفی متعالی‌تر از ارزش‌هایی هستم که این سه جریان مدعی آن هستند: ایرانی بودیم، اسلامی شدیم و انقلابی هستیم. در ساحت «انقلاب اسلامی ایران» این سه مفهوم در یک تعاطی و داد و ستد، هویت ما را می‌سازند و این تعارض‌های ظاهری نه در ذات مفاهیم که محصول عدم صدق معرفتی و اجتماعی هوادان‌شان است. به همین دلیل «انقلاب اسلامی ایران» با روشنفکران به اصطلاح انقلابی بر سر مفهومی که داشتند‌‌ و داشته‌ی مفهومی‌شان (انقلاب)، به خاطر نداشته‌هاشان (اسلام و ایران) درگیر می‌شد. «انقلاب اسلامی ایران» با منورالفکران به اصطلاح ملی و ایرانی، بر سر مفهومی که داشتند و داشته‌ی مفهومی‌شان‌ (ایران یا ملیت) و به خاطر نداشته‌هاشان (اسلام و انقلاب) درگیر می‌شد و بالاخره «انقلاب اسلامی ایران» با مقدس‌مآبان به اصطلاح اسلامی بر سر مفهومی که داشتند‌ (اسلام)، به خاطر نداشته‌هاشان (انقلاب و ایران) درگیر می‌شد. این چنین بود که هویت ما حاصل تعاطی این سه امر در یک تعریف متمایز بود، نه تعارض آن‌ها در تعریف موجود. سنت نوروز هم که جزئی از هویت ماست، در ساحت اندیشه‌ی انقلاب اسلامی ایران و رهبرانش واجد این سه معناست. سه معنایی که البته نقش‌های متمایزی در این نمایش آیینی بر عهده دارند؛ یکی محتواست (اسلام)؛ دیگری ظرف تحقق است (ایران) و دیگری جهت تحقق(انقلاب).  
 

نوروز،هویت انقلاب و مخالفان آن

مسئله‌ی دیگر چگونگی مواجهه‌ی ما با نامگذاری‌های سال از جانب رهبر معظم انقلاب است. «نامگذاری به مثابه سیاست‌گذاری عمومی» چارچوبی کلی است که این چگونگی را می‌تواند تا حدودی تشریح کند.

دو سال هم قبل این مسئله را در نوشته‌ای دنبال کرده‌ام:

نام‌گذاری به مثابه سیاست‌گذاری


نام‌گذاری‌های سال‌ها از یک‌سو اعلان عمومی سیاست‌های عمومی نظام جمهوری اسلامی است و از سوی دیگر، زمینه‌سازی برای مشارکت عمومی در تحقق این سیاست‌ها به‌شمار می‌رود. به‌علاوه زمینه‌ی فعال‌ شدن مجموعه‌های مردمی در فرایند سیاست‌گذاری عمومی را فراهم می‌آورد. بخشی از نهادهای رسمی میل فزاینده‌ای دارند که تصویر شعاری و کلیشه‌ای خود را در زمینه‌ی نام‌گذاری‌های سال غالب کنند. این «جناح مؤمن انقلابی» است که باید نام‌گذاری را به‌مثابه‌ی بخش و سطحی از سیاست‌گذاری عمومی انقلاب درک کند و علاوه بر زمینه‌سازی برای تبدیل آن به سیاست‌های جاری، زمینه‌ی فعال‌تر شدن مردم و نهادهای مردمی را در فرایند سیاست‌گذاری عمومی جمهوری اسلامی، فراهم آورد.

سطوح سیاست گذاری در جمهوری اسلامی

۰ نظر ۰۱ فروردين ۹۶ ، ۱۱:۴۲
مجتبی نامخواه

تجربه موسیقایی انقلاب اسلامی

امروزه اغلب مطالعات اسلامی درباره‌ی موسیقی و یا مطالعه درباره‌ی نسبت دین و موسیقی، فارغ از یک تجربه‌ی موسیقایی مهم و متفاوت، دنبال می‌شود: تجربه‌ی موسیقایی انقلاب اسلامی تجربه‌ای اجتماعی و به نسبت همگانی است. تجربه‌ای که در آن انسان جامعه‌ی ایرانی، نسبت متمایزی با موسیقی بر قرار می‌کند. مراد از این تمایز فارغ از داوری و ارزش‌گذاری، در انداختن طرح این پرسش است که  آیا این تمایز و تجربه‌ی متمایز‌ نمی تواند در شکل‌دهی به موضوع مطالعات دینی موسیقی یک متغیر اثر گذار باشد؟


* یادداشت منتشر شده در شماره سوم مجله رسائل

۰ نظر ۳۰ اسفند ۹۵ ، ۱۲:۲۴
مجتبی نامخواه

تعاطی «منورالفکری محافظه‌کار» و«محافظه‌کاری سنت‌زده»

خردنامه 172

در شماره اخیر مجله خردنامه، به بهانه‌ی مطلبی از مجله‌ی سیاست‌نامه، سعی کرده‌ام تأملی مقدماتی داشته باشم پیرامون «اسلام سرمایه‌داری»؛ این مطلب در صفحات 40 تا 49، از شماره 172 این مجله منتشر شده است.

اسلام سرمایه‌داری از مهم‌ترین مضامینی است که امام خمینی در شورش معرفتی سال‌ آخرشان، در تئوری اسلام ناب-اسلام آمریکایی مورد نقد قرار می‌دهند. با این همه، به دلایلی که کم و بیش روشن است، هشدارهای امام خمینی درباره‌ی این «غیر» مهم گفتمان انقلاب اسلامی به ورطه‌ی فراموشی سپرده می‌شود.

۰ نظر ۳۰ اسفند ۹۵ ، ۱۲:۰۹
مجتبی نامخواه

امروز(25 اسفند95) دقیقا یک ­سال از سخنرانی رهبر معظم انقلاب درباره‌ نسبت حوزه و انقلاب اسلامی می­ گذرد. رنگ و بوی انتقادی این سخنرانی و هشدار صریح درباره‌ در معرض خطربودن انقلابی گری در حوزه‌ علمیه‌ قم تحرکاتی را شکل داد: همایش ­ها و گردهمایی­ ها و سخنرانی ­ها و تدوین اسناد بالادستی و حرف‌های کلی از قبیل این که «حوزه‌ انقلابی بوده و خواهد بود»، «جریان غیرانقلابی در حوزه فلان است و بهمان»، «شاخصه‌های حوزه‌ی انقلابی از منظر مقام معظم رهبری». اگر یقین به صداقت گویندگان نباشد، دشوار بتوان از نقش این قبیل سخنان در پوشاندن وجه تحلیلی و به ویژه هشداری رهبری گذشت.


* یادداشت منتشر شده در خبرگزاری رسا (+)

۰ نظر ۲۵ اسفند ۹۵ ، ۲۳:۳۸
مجتبی نامخواه


نشست جایگاه فقه در علم اجتماعی مسلمین

مقدمه

هدف از برگزاری نشست «جایگاه فقه در علم اجتماعی مسلمین» بازخوانی مبانی رویکرد فقهی به مسائل اجتماعی است. اگر چه به واسطه ی سیطره ی انگاره ها و هنجارهای علم مدرن اغلب تصور می شود علم اجتماعی از دوران اخیر و از آگوست کنت شروع شده است اما جامعه اسلامی همواره به خود و به مسائل می اندیشیده است؛ کنش هایش را تفسیر می کرده و در پاسخ به «چه باید کرد؟»هایش تجویزهایی را پیش می کشیده است. ارزش داوری های مبتنی بر پیش فرض های روشنگری، تعریف علم را متأثر ساخته و منبع وحی را فاقد مرجعیت علمی معرفی می کند. فارغ از این پیش فرض ها و پیش داوری ها اما، فقه یک «علم» است که با تکیه بر عقل قدسی به تجویز می پردازد و هنگامی که پیرامون یک کنش اجتماعی به تحلیل و تجویز می پردازد، به مثابه بخشی از علم اجتماعی است.

۰ نظر ۲۳ اسفند ۹۵ ، ۱۲:۰۷
مجتبی نامخواه

مشکلات «این روزهای خوزستان» از زاویه‌ای دیگر

خاک و خوزستان

«مسائل این روزهای خوزستان»، وضعیت «بسیار سخت» و «دلخراش» مردم آن استان، و در پی آن هم‌رسانی همدردی‌های مختلف در فضای مجازی و آن‌گاه فضای عمومی، زمینه‌ای به دست می‌دهد تا یک‌بار دیگر بر روی مسئله‌ی محیط زیست و چالش‌های آن تأمل کنیم. چالش‌هایی که حالا بیشتر از همیشه به ما نزدیک شده‌اند، در برخی مناطق به سر حد بحران رسیده‌ و در کل با سرعتی حیرت‌آور در حال سایه انداختن بر زندگی روزمره‌ی ما هستند. سؤال آن است که «چالش‌های زیست‌محیطی چه ماهیت و خاستگاهی دارند؟» این یادداشت می‌کوشد با فراهم آوردن چارچوبی مفهومی بر اساس «نظریه» ی انقلاب اسلامی، به «مشاهده» و تحلیل موردِ خاص استان خوزستان بپردازد.

* یادداشت منتشر شده در KHAMENEI.IR (+)

قبل تر در زمینه جامعه شناسی محیط زیست از منظر انقلاب اسلامی یادداشتی نوشته بودم با عنوان: «حق محیط زیست، آگاهی و قضاوت‌های مردم‌». (اینجا)


۰ نظر ۲۱ اسفند ۹۵ ، ۱۵:۲۸
مجتبی نامخواه

در زمانه‌ای که «اژدهای سرمایه» بر زندگی‌مان سایه انداخته ولالایی‌های حجتیه‌مآبانه به ما وعده‌ی همسفری با حضرت حجت(عج) در کلیه‌ی سفرهای زیارتی ایشان به «عراق و شام و خراسان» می‌دهد! و از «هواداری» و «گرفتاری» و «خریداری» «سرداری» و «سرباری» برای «یار» می‌گوید؛ چقدر نیازمندیم به جهان شعری  احمد عزیزی.

۰ نظر ۱۸ اسفند ۹۵ ، ۰۹:۰۶
مجتبی نامخواه

در سوگ ماندگی

ایام فاطمیه و انتشار یا بازنشر قطعاتی موسیقایی در این‌باره، فرصتی به دست می‌دهد برای تأمل و تحلیلی اجتماعی درباره‌ی وضعیت موسیقی آیینی: موسیقی آیینی امروز ما در چه وضعیتی به سر می‌برد؟ جامعه‌شناسی موسیقی آیینی و تبیین فراز یا فرودهای آثار کنونی، نیازمند در دست داشتن تصویر روشنی از فلسفه و تاریخ موسیقی آیینی است. چیستی موسیقی آیینی و نیز تاریخ دیروز آن، دو مقدمه‌ی ضروری برای بررسی وضعیت کنونی این موسیقی است و این یادداشت می‌کوشد با گذری بر این دو مقدمه، طرح‌واره‌ای اولیه در بررسی موسیقی آیینی امروز به دست بدهد.


* یادداشت منتشر شده در راه‌نوا (باشگاه ترانه و موسیقی راه) (+)

۰ نظر ۱۲ اسفند ۹۵ ، ۱۴:۵۸
مجتبی نامخواه

«تغییر بنیادینِ انقلاب‌گریانه» یا «تغییر عقیمِ محافظه‌کارانه»


انقلابی‌گری در ذات خود تغییر‌گرایی را به همراه دارد. در مقابل و در ذهن و زبان‌ محافظه‌کاران، این تثبیت وضع موجود است که بر تغییر آن تفوق دارد. این تفوق البته به این معنی نیست که محافظه‌کاران هیچ تغییری را برنمی‌تابد. سطحی از تغییر نه‌ فقط قابل انکار نیست که ضرورت زندگی اجتماعی است. موضع دقیق محافظه‌کاران «تفوق ثبات بر تغییر» است. آنچه محافظه‌کاری با آن مخالف است تغییر «بنیادین» است، نه هرگونه تغییری. همچنین این احتمال وجود دارد محافظه‌کاری به تغییری دل ببندد که در راستای کسب قدرت باشد: محافظه‌کاران همواره همه‌چیز را در حال از دست رفتن تصور می‌کنند؛ این بدان معناست که باید به قدرت و اقتدار کلان دست یابند تا مانع این امر شوند.

انقلابی‌گری اما در پی نیل به وضع مطلوب است و به این واسطه و به نحوی ثانوی به عبور از وضع موجود می‌اندیشد. عبور از وضع موجود هم ‌فقط عبور از رییس‌جمهور نیست. قبیله‌گرایان سیاسی و قبایل اصولگرا و اصلاح‌طلبِ درون آن، بخشی از وضع موجود هستند نه آلترناتیو آن. عبور از یک قبیله به سمت قبیله‌ای دیگر نه آن‌قدر مهم و شورانگیز است که مطلوب باشد و نه حتی با اندک اطلاعی از وضع موجود ممکن خواهد بود. ما در پی آنیم که از کلیت وضع موجود عبور کنیم؛ نه این که با گفتنِ «مردم از دسته‌بندی‌های رایج خسته شده‌اند»، دسته‌بندی‌های غیررایجی ایجاد کنیم که دسته‌بندی‌های رایج را نجات داده و بازتولید کند. سیطره‌ی محافظه‌کاران تجددمآب از یک‌سو و تصلب محافظه‌کاران سنت‌مآب از سوی دیگر، امکان عملی تغییر در عرصه‌ی سیاسی را عمیقاً تحدید ساخته است اما شکستن این محدودیت‌ها برای فرزندان انقلاب، به حول و قوه‌ الاهی کار دشواری نخواهد بود.

۰ نظر ۱۱ اسفند ۹۵ ، ۰۰:۳۹
مجتبی نامخواه

    عدالت خواهی و محافظه کاری

اندیشیدن درباره‌ی مفاهیم و پروژه‌ی عدالت‌خواهی بخشی از کوشش عمومی برای اقامه‌ی قسط است و این کوشش وقتی ممکن می‌شود که در بطن و متن یک حرکت عمومی باشد. ما امروز برای تداوم عدالت‌خواهی‌مان نیازمند بازاندیشی در پروژه‌ی عدالت خواهی هستیم.

بحثی که در ادامه پیرامون عدالت خواهی و محافظه‌کاری خواهیم داشت می‌تواند از مصادیق این بازاندیشی باشد.


* خلاصه بحث ارائه شده در نشست جنبش عدالت‌خواه دانشجویی- مشهد مقدس بهمن 1395
جزوه PDF دریافت
حجم: 1.8 مگابایت

۱ نظر ۲۳ بهمن ۹۵ ، ۰۰:۳۲
مجتبی نامخواه

در حاشیه پیشنهاد یک تحلیل در پیام رهبر انقلاب در تجلیل از آتش‌نشانان

پیام اخیر رهبر انقلاب درباره‌ی آتش‌نشانان۱، در کنار تسلیت و تجلیل، با پیشنهاد یک تحلیل همراه بود: «خانواده‌های داغدار و همه‌ی ملت ایران به این عزم و شهامت برخاسته از ایمان ببالند و صاحب‌نظران، این پدیده را در تحلیل‌ها و محاسبات خود درباره‌ی ایران و ایرانی مؤمن به حساب آورند.»

پدیده‌ی انسان «ایرانی مؤمن» و «عزم» و «شجاعت» ش که این روزها در آتش‌نشانانِ شهید بروز و ظهور یافته موضوع کمتر تحلیل‌شده‌ای است. موضوعی که به معنای واقعی، یک «پدیده» و استثناء است. همین خلاف‌آمدِ عادت بودن است که به روایت کنش آتش‌نشانان ایرانی ارزش خبری «بداعت»۲ بخشیده، به آن بُرد خبری داده و هم‌دردی آتش‌نشانانی از سراسر جهان را برانگیخته است. در آموزش‌های کلاسیک به آتش‌نشانان می‌آموزند نجات جان آتش‌نشان بر جان مردم اولویت دارد. از این‌رو آتش‌نشانِ جهان بیش‌تر از دیگران، عظمت این عزم و شهامت را شهادت می‌دهند.

 *یادداشت منتشر شده در بخش دیگران سایت khamenei.ir (اینجا)

۰ نظر ۲۰ بهمن ۹۵ ، ۲۱:۱۷
مجتبی نامخواه

مستند «داد» فراتر از عدالت‌خواهی، درباره‌ی تکامل عدالت‌خواهی است

یکی از آثاری که در اکران آثار جشنواره عمار در سینما اکسین اهواز مورد توجه مخاطبان قرار گرفت مستند «داد» بود. اکران این اثر با برگزاری یک نشست نقد و بررسی همراه بود. متن زیر سخنانی است که حجت‌الاسلام مجتبی نامخواه در این نشست ارائه کرده است.

سایت جشنواره عمار

سایت عروج
رسانه بیداری

۰ نظر ۲۰ بهمن ۹۵ ، ۲۱:۰۹
مجتبی نامخواه

دیدار فعالان و برگزیدگان جشنواره عمار با رهبر انقلاب را می‌توان به مثابه دیدار با «خود» دانست: دیداری که در آن جشنواره عمار با فلسفه مجسم خود مواجه شده و افق‌های تازه‌ای پیش روی خود می‌یابد. آیا جشنواره عمار همچنان عمار است؟‌ آیا توانسته به استلزامات عماربودن خود پایبند باشد؟ آیا جشنواره عمار از خود بیگانه نشده است؟ اگر در پی پاسخ به چنین پرسش‌هایی باشیم، بازخوانی دیدار اهالی جشنواره عمار با رهبر انقلاب معیارهای قابل توجهی برای تفکر به دست می‌دهد.

چه بسیارند جشن‌ها، جشنواره‌ها و رویدادهایی که به واسطه‌ی انقلاب اسلامی متولد شده و حتی به نشانه‌هایی متناسب با آن نام‌گذاری شده‌اند؛ اما اکنون و در آستانه‌ی چهل‌سالگی، جز اسمی که گاه زائد و در معرض زوال می‌نماید، هیچ ارتباطی روشنی با فلسفه‌ی تأسیسی خود ندارند. عمار در آستانه‌ی هفت‌سالگی اگرچه نسبت به دیگر هم‌قطاران خود، سهم بیشتری از درکِ انقلاب اسلامی دارد اما نباید از نظر دور داشت که عمار، در وضع و دوره‌ی کنونی بیشتر از هر چیز به نهالی‌نو می‌ماند که به پروراندن خویش سخت نیازمند است. نیازمند آن است که همواره و در گام به گام حرکت خود، به خود بیاندیشد و برای خود و عقبه‌ی اجتماعی امیدوار به خود، استدلال کند که چرا چشم‌انداز سه- چهار دهه پس از این، از نظر ربط به انقلاب اسلامی، مانند برخی جشنواره‌های رسمی موجود نخواهد بود. همین نیاز است که ما را همواره و پس از گذشت چندین سال به بازخوانی آن دیدار فرا می‌خواند.

۰ نظر ۱۸ دی ۹۵ ، ۰۸:۱۴
مجتبی نامخواه

امروز 16 دی ماه است؛ سالگرد عملیات که نه، «نهضت ناتمام هویزه». آیینه‌ای گویا از انسان‌های خمینی. متأسفم که به جای ده‌ها کار انجام نداده و تحلیل منتشر نکرده، فقط چند مطلب سابق را باز نشر می‌کنم. هدیه کنیم به روح شهدای بزرگ هویزه تلاوت سوره حمد و توحید.


مانیفست صحیفه خوانی شهید علم الهدی


چند مطلب درباره شهید علم الهدی و نهضت ناتمام هویزه:

◀️جنبش انقلابِ انسان
درآمدی  مطالعه‌ی فعالیت‌های معرفتی ـ اجتماعی شهید سیدحسین علم‌الهدی پس از پیروزی انقلاب اسلامی

◀️بی‌واسطه با شهید علم‌الهدی
اندیش‌گویه‌هایی از درس‌گفتارهای شهید سید حسین علم‌الهدی

◀️استاد شهید علی جمال‌پور، معلم فلسفه هنر انقلاب
(از همراهان شهید علم‌الهدی در فعالیت‌های انقلابی در اهواز)

۰ نظر ۱۶ دی ۹۵ ، ۰۹:۰۱
مجتبی نامخواه

یک دهه پس از تأسیس نظامی مبتنی بر فاشیسم، موسولینی به این نتیجه رسید برای بسط هژمونی خود به سینما نیاز دارد؛ و این چنین بود که اولین جشنواره سینمایی در دامن فاشیسم متولد شد. از آن سال تا کنون ده‌ها و بلکه صدها جشنواره گوناگون در دامنه‌‌ها و زمینه‌های متنوعی به وجود آمده است. با این حال گویی بیشتر این جشنواره‌ها، حامل یک روح سرگردان فاشیستی هستند: تنها جای موسولینی، فاشیست‌های سوسیالیست و لیبرالیست دیگری نشسته است! در تجربه‌ی نزدیک به چهل‌سال پس از انقلاب، ما در ایران نیز کمتر به این مسئله فکر کرده‌ایم که برای تنزه و رهایی یک جشنواره از فاشیسم چه باید کرد؟ فاشیسم در ذات و چیستی جشنواره وجود ندارد اما جشنواره‌ی منزه از فاشیسم نیازمند صورت‌دادن کوشش‌ها و کنش‌هایی است که کمتر انجام یافته است.

۰ نظر ۱۵ دی ۹۵ ، ۲۱:۰۱
مجتبی نامخواه

سینما در تحقق وجودی خود با امر مدرن و در تکون معرفتی خود با «انسان‌مداری» و «جذابیت» پیوند دارد. مدار روایت در سینما «انسان» است. یک اثر سینمایی اگر بخواهد یک اثر سینمایی باشد گریزی از این ندارد که بر مدار انسان بگردد. این ویژگی سینما است و در ضرورت پایبندی به آن میان گونه‌های گوناگون مستند و داستانی تفاوت چندانی وجود ندارد. اعراض از انسان ممکن است یک اثر غیر انسان‌مدارانه به دست بدهد اما از ایجاد یک اثر سینمایی باز می‌ماند. راه گریز از سیطره‌ی مذهب اومانیستی حاکم بر صنعت سینما، فرار از انسان نیست. چاره، در طرح این پرسش است که «کدام انسان؟» محور روایت است؛ چاره کوشش است برای پاسخ به این پرسش از مسیر «انسان‌محوریِ اسلام».

۰ نظر ۱۵ دی ۹۵ ، ۲۱:۰۰
مجتبی نامخواه

شهدای جبهه‌های جهانی مقاومت در سوریه و عراق، یکی از مضامین محوری هفتمین دوره جشنواره عمار اس: یکی از بخش‌های مسابقه به آن اختصاص یافته و حجم قابل توجهی از نشانه‌ها و برنامه‌های جانبی به همراه اصلی‌ترین مضمون پوستر جشنواره، در این‌باره است. در طول یکی دو سال اخیر برنامه‌های تلویزیونی و مستندهای متعددی حول این موضوع ساخته شده و همه‌ی این‌ها نشان می‌دهد که جبهه مقاومت به مرحله «روایت» رسیده است.

۰ نظر ۱۳ دی ۹۵ ، ۲۲:۱۰
مجتبی نامخواه

هر جامعه از دو سطح پویایی و ایستایی تشکیل شده است. پویایی بستر «گردش» قدرت در جامعه است و ایستایی بستر «انباشت». اگر در جامعه‌ای انباشت قدرت بر گردش برتری یابد، طبقه‌ای برخوردارتر (الیگارشی) شکل می‌گیرد که در دهش‌های اجتماعی همواره دست برتر را دارا خواهد بود. پیدایش انقلاب اسلامی معلول درگیری با طبقه‌ای بود که در اثر انباشت قدرت و پیامد آن ثروت، در رژیمی طاغوتی به وجود آمد. با این حال همواره این احتمال وجود داشته و دارد که همین وضعیت، یعنی برتری «انباشت» بر «گردش» در چارچوب جمهوری اسلامی بازتولید شود. احتمالی که دست‌کم تا حدودی به واقعیت تبدیل شده است.

۰ نظر ۱۲ دی ۹۵ ، ۱۹:۱۸
مجتبی نامخواه

جنبش‌واره‌ عمار

ما عمار را به مثابه یک «جشنواره سینمایی» درک می‌کنیم. حداکثر گمان می‌کنیم که عمار یک جشنواره‌ی سینمایی است که درباره‌ی معنای سینما و دیگر ابعاد مرتبط آن ایده‌های متفاوتی دارد. این درک کم و بیش درست است اما امروز بیش از پیش نیازمند این توجه هستیم که عمار «بیش» از آن‌که یک جشن سینمایی (جشن‌واره) باشد، یک شبه جنبش اجتماعی(جنبش‌واره) است. این مدعا دست کم دو بخش عمده دارد: یکی این‌که موضوع جشنواره‌ی عمار فراتر از سینما و امر هنری، امر اجتماعی است و دیگر این که توجه و پرداختی که عمار به این موضوع دارد، فراتر از یک جشن، به مثابه یک جنبش است. این یادداشت می‌کوشد بخش دوم این مدعا را اگر نه اثبات، که تا حدودی شرح دهد. می‌کوشد فهم عمار به مثابه‌ی یک جنبش‌وار‌ه اجتماعی را توضیح دهد و با کاربست آن به مثابه چارچوب فهم عمار، ابعاد بیشتری از پدیده‌ی جنبش‌واره‌ی عمار را فهم  کند.


یادداشت منتشر شده در خبرگزاری فارس(+)


۰ نظر ۱۲ دی ۹۵ ، ۱۹:۱۱
مجتبی نامخواه