طبقه سه

ارزیابی‌های شتاب‌زده یک طلبه

طبقه سه

ارزیابی‌های شتاب‌زده یک طلبه

طبقه سه

بسم الله
دوست می داشتم این وبلاگ
- این پنجره‌ی سرد و بی‌روح - جز یک صفحه نمی‌داشت
و در آن صفحه جز یک سطر نمی‌بود
و بر آن سطر جز یک کلمه نمی‌نشست
و آن کلمه «خمینی» بود و دگر هیچ نبود...
***
آن‌هایی که همراه پیغمبر بودند و دعوت پیغمبر را قبول کردند همین مردم «طبقه سه» بود، همین فقرا.
صحیفه امام ج8 ص 293

***
این صفحه بایگانی "جامع" و ده‌ساله‌ای است از نوشته‌ها و گفته‌هایم، که می‌کوشم «غایت»، «موضوع» و یا «مسئله»شان «انقلاب اسلامیِ اکنون» باشد.

***
معرفی بیشتر و گزارش‌واره‌ای از برنامه پژوهشی این صفحه در قسمت "درباره طبقه سه"، در نوار بالای صفحه آمده است.

***
اینستاگرام @namkhahmojtaba
توییتر @Namkhah1
تلگرام @tabagheh3_ir
ایمیل namkhahmojtaba@gmail.com

بایگانی
آخرین نظرات
  متن زیر گفتگویی است درباره جشنواره علوم انسانی عمار، که در آستانه فراخوان دومین دوره جشنواره با خبرگزاری مهر انجام شده است. در این گفتگو از این بحث کردیم که اغلب مجادلاتی که در بحث های حوزه علوم انسانی اسلامی وجود دارد اصلاً ربطی به انسان ندارد و جشنواره علوم انسانی عمار به مثابه یک دورهمی علمی در پی ترویج گفتگو پیرامون تجربه‌ها و مسئله‌های انسان و اکنون ماست.

خبرگزاری مهر - گروه دین و اندیشه: جشنواره علوم انسانی عمار، سال گذشته همزمان با عبور یک دهه از عمر جشنواره فیلم عمار، کار خود را رسماً آغاز کرد. جشنواره‌ای که سال ۱۳۸۹ با ایده جریان‌سازی در عرصه فیلم و سینما با کلیدواژه «مردمی» وارد میدان شد تا طرحی نو در عرصه سینما در کشور دراندازد، حالا گذشته از آزمون و خطاها، و انتقادات و محاسن، دوره دیگری از حرکت خود را شروع کرده و مسئله «عمار» را تا حوزه علوم انسانی توسعه داده است.

ارتباط میان دو شاخه سینما و علوم انسانی برای عمار، نفس برگزار کردن یک «جشنواره» برای علوم انسانی و کم و کیف داوری در چنین جشنواره‌ای از مسائل کنجکاوی‌برانگیزی بود که تلاش کردیم در گفت‌وگو با دبیر این جشنواره نوپا، آن‌ها را به بحث بگذاریم.

مجتبی نامخواه، دبیر جشنواره علوم انسانی عمار در این گفت‌وگو توضیح می‌دهد که در سازوکار این جشنواره، قرار است نه تنها مقالات و پایان‌نامه‌ها و کتاب‌ها، داوری شوند بلکه یادداشت‌هایی که قالب علمی ندارند از جمله ایده‌ها و حتی گفتارهای شفاهی هم می‌توانند به مرحله داوری در این جشنواره برسند و برنده بودجه حمایتی این جشنواره باشند.

مشروح این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید.

۰ نظر ۰۵ شهریور ۰۱ ، ۱۷:۳۷
مجتبی نامخواه
در نخستین روزهای ماه محرم و در گفتگو با برنامه تلویزیونی ثریا تلاش کردم به این مسئله بپردازم که چگونه عقب‌ماندگی در عدالت انقلاب‌ها را آرام آرام به طرف مسلخ طف می‌برد؟ در پاسخ با تأکید بر خطبه امام حسین علیه السلام در صحرای منا، سطوح چهارگانه عدالت اجتماعی که نقض آن باعث پیدایش مسلخ انقلاب‌ها می‌شود را کمی توضیح دادم.

 

سطوح چهارگانه عدالت اجتماعی در خطبه منا

 

۰ نظر ۲۰ مرداد ۰۱ ، ۱۷:۳۶
مجتبی نامخواه
در این سخنرانی که در برنامه انسان انقلاب اسلامی ارائه شده است درباره الهیات انقلابیگری در صحیفه سجادیه بحث کرده‌ام. درباره این پرسش که چگونه امام سجاد علیه‌السلام با تکیه بر نیایش، انسان منفعل و بی‌کنش و سرگردان در جامعه‌ی پس از عاشورا را به یک انسان دگرگون‌کننده مناسبات اجتماعی تبدیل می‌سازد؟

 

الهیات انقلابیگری در صحیفه سجادیه

۰ نظر ۲۰ مرداد ۰۱ ، ۱۷:۲۸
مجتبی نامخواه
متن زیر گزارشی است از آن چه در نشست بررسی پیامدهای اجتماعی سیاست‌های تعدیل اقتصادی دولت ارائه کردم. در اینجا و در ادامه فایل صوتی این ارائه و در اینجا گزارش کامل این نشست قابل دسترسی است.

تیغ جراحی

 

دریافت
حجم: 7.62 مگابایت
توضیحات: ارائه بحث در بررسی پیامدهای اجتماعی سیاست‌های تعدیل اقتصادی دولت

 

حجت‌الاسلام مجتبی نامخواه مدیر کارگروه مطالعات اجتماعی پژوهشکده تبلیغ و مطالعات اسلامی باقرالعلوم (ع) به عنوان آخرین کارشناس این برنامه که معتقد است سیاست‌های اقتصادی چیز جدیدی نیست و در دهه هفتاد اجرا شده و قربانی آن هم جامعه در فضاهای مختلف بوده است، پاسخ سازمان مدیریت به نامه اقتصاددان‌ها را مورد اشاره قرار داد و گفت: در این متن تأکید شده که جریان اصلی علم اقتصاد اساس اصلاحات ساختاری است که دولت دنبال می‌کند.

۰ نظر ۱۳ مرداد ۰۱ ، ۱۶:۳۷
مجتبی نامخواه
متن زیر یادداشتی است در معرفی کلیات و چارچوب‌های یک برنامه مطالعاتی درباره امام خمینی و معرفی منابعی بدین منظور. این یادداشت در روزنامه قدس (اینجا) منتشر شده است.

 

ما بیشتر امام خمینی را از طریق تبلیغات و خطابه‌های مناسبتی می‌شناسیم. اغلب پاره‌ای از سخنرانی‌های ایشان را بنا به صلاحدید دروازه‌بانان رسانه‌های رسمی و غیررسمی شنیده و یا خوانده‌ایم و بس. این خرده شناخت‌ها هنگامی که به محبت ما به امام خمینی ضمیمه می‌شود، سازه‌ای را تشکیل می‌دهد که با اصلی نسبت ما با امام خمینیبر دوش آن است. این محبت‌ها و آن گفتارها در جای خود خوب است اما وقتثی از جایگاه خود خارج شده و باعث شود ما برای شناخت امام هیچ تلاشی نکنیم، هیچ کتابی نخوانیم و هیچ تأملی نداشته باشیم؛ در این شرایط می‌توانیم بگوییم یک امر خوب به ضد خود تبدیل شده است. مسئله این است که تصویر و تفسیری که این خطابه‌ها و علاقه‌ها از امام خمینی به دست می‌دهد، تفسیری نیست که بتواند وضعیتی را تغییر بدهد، یا نیروی اجتماعی لازم برای این کار را فراهم کند. در حالی که امام خمینی مهم‌ترین تغییر دهنده تاریخ و جامعه ما بوده و ما همچنان نیازمند درک و ادامه آن تغییرات هستیم.

به طور کل مطالعه ما درباره امام خمینی و خمینی‌خوانی می‌تواند سه گام را شامل ‌شود: نخستین گام که مهم‌ترین آن هم هست آثار خود امام است. این آثار در یک تفسیر کلی، با تسامح در عنوان گذاری، به دو سطح مبانی و حکمت عملی قابل تقسیم است. مهم‌ترین اثر امام خمینی در کل آثار امام خمینی، در سطح حکمت عملی او قرار دارد و صحیفه امام است. اثری حاوی قریب به نیم قرن کوشش‌ فکری او برای هدفی که در سراآغاز صحیفه از آن به «قیام لله» تعبیر می‌کنند.

۰ نظر ۱۲ خرداد ۰۱ ، ۱۷:۰۰
مجتبی نامخواه

در گفتار کوتاهی در مراسم یادبود پنجمین سالگرد مرحوم روح‌‍الله نامداری در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه، کمی درباره راه‌حل او برای چالش آزادی و ارزش‌پذیری در تربیت صحبت کردم. این که چگونه می‌توان فرایند جامعه‌پذیری و انتقال ارزش‌ها به مرتبی را پی‌گرفت، بی آن‌که آن‌ها را به شکلی یکسان قالب زد؟ فایل صوتی در کنار ارائه‌های مفید و دقیق دوستان دیگر در کانال تلگرامی طبقه سه و از طریق لینک زیر قابل دسترسی است:

https://t.me/tabagheh3_ir/787?single

۰ نظر ۱۰ خرداد ۰۱ ، ۱۱:۳۷
مجتبی نامخواه
متن زیر گفتگویی است با روزنامه فرهیختگان (اینجا) درباره گفتمان دولت سیزدهم و لوازم پیش و پس از شکل‌گیری آن.
مجتبی نامخواه، پژوهشگر عدالت در گفت‌وگو با «فرهیختگان»:
مهم است که اسناد سیاستی و تحولی چه نسبتی با گفتمان دولت دارند
 

گزیده:

واقعیت این است آنچه در سیاست یا در سطح فکری و ایده کلان دولت از گفتمان یاد می‌شود، از نظر اجتماعی منوط به این است که برآمدن یک دولت از یک خاستگاه اجتماعی مشخص باشد و بخش معینی از جامعه را نمایندگی کند. به میزانی که نمایندگی سیاسی به‌معنای حقیقی، نه به‌معنای صورت‌های حقوقی محقق شود، دولتمردان امکان پیش‌بردن یک گفتمان را دارند.

 

فرهیختگان: با وجود گذشت 9 ماه از آغاز به کار دولت سیزدهم به نظر می‌رسد گفتمان فراگیری وجود ندارد که بتوان اقدامات دولت را ذیل آن جمع‌بندی کرد. گفت‌وگوی روزنامه فرهیختگان با مجتبی نامخواه در همین رابطه را بخوانید.
دولت جدید درحال حاضر گفتمانی دارد؟ و شما به‌عنوان یک پژوهشگر تا چه میزان «عدالت و جمهوریت» را به‌عنوان گفتمان دولت، لمس کردید؟
واقعیت این است آنچه در سیاست یا در سطح فکری و ایده کلان دولت از گفتمان یاد می‌شود، از نظر اجتماعی منوط به این است که برآمدن یک دولت از یک خاستگاه اجتماعی مشخص باشد و بخش معینی از جامعه را نمایندگی کند. به میزانی که نمایندگی سیاسی به‌معنای حقیقی، نه به‌معنای صورت‌های حقوقی محقق شود، دولتمردان امکان پیش‌بردن یک گفتمان را دارند. بنابراین گفتمان تعیین‌کردنی نیست. یک نوع تعین‌یافتنی است، بیش از آنکه تعیین‌کردنی باشد. آنچه تعیین‌شدنی و اعلام‌شدنی و انتخاب‌شدنی است شعار است، نه گفتمان. فقدان گفتمان و فقدان ایده کلان در سطح تئوریک باعث می‌شود در سطح سیاسی دولتمردان انسجام گفتاری مشخصی نداشته باشند، در گزینش همکاران و نیروهای انسانی و نظام منزلتی که برای ما تعریف می‌کنند، جایگاهی که در ساختار برای آنها تعریف می‌کنند هیچ‌گونه انسجامی نداشته باشند و همین‌طور برنامه‌ها و اقدامات نیز فاقد انسجام می‌شود. بنابراین در پاسخ به پرسش اینکه گفتمان دولت چیست، آنچه درخصوص دولت کنونی می‌توان بدان فکر کرد این است که جامعه به همان میزان نقش دارد که دولتمردان نقش دارند، یعنی به همان میزان جامعه از گفتمان دولت حق دارد حرف بزند که دولتمردان می‌توانند. به یک معنا تعیین گفتمان پروژه‌ای نیست. این مقدمات را از این باب عرض کردم که بیان کنم وضعیتی که دولت درحال حاضر با آن مواجه است، وضعیتی است که نه در سطح تئوریک و نهادهای تئوریک مثل مرکز بررسی‌های استراتژیک که بیان کردید، نه در سطح گفتار دولتمردان و نخبگان و نه در سطح رتوریک و نه در سطح اقدامات و برنامه‌ها به یک گفتمان یا یک ایده مشخص ارجاع داده نمی‌شود.

۰ نظر ۱۸ ارديبهشت ۰۱ ، ۱۲:۱۴
مجتبی نامخواه
متن زیر گفتگویی است تفصیلی درباره آسیب‌شناسی فرایند سیاستگذاری فرهنگی. هسته اصلی بحث تقابل جمهوری‌خواهی فرهنگی در برابر اشرافیت فرهنگی است. در این بحث تلاش می‌کنم توضیح بدهم ساختار استعلایی سیاست‌گذاری موجب شکاف سیاست فرهنگی و امر مدنی شده است. گفتگو نیازمند کمی ویرایش است ولی همین نسخه هم قابل خواندن است.

(لینک گفتگو در خبرگزاری مهر)


بازگشت به جمهوری‌خواهی فرهنگی/ اشرافیت فرهنگی کجا شکل می‌گیرد؟

یک پژوهشگر فرهنگی معتقد است آنچه ساختار فرهنگی را در وضعیت نامطلوب فعلی قرار داده، مسئله کلانی با عنوان فاصله بین فرهنگ و امر مدنی یا همان فاصله میان فرهنگ و جامعه است.

خبرگزاری‬ مهر، گروه‬ فرهنگ‬ و‬ اندیشه: ‬ انقلاب اسلامی ایران، اساساً یک انقلاب فرهنگی بوده است. رهبر‬ معظم‬ انقلاب‬ در سال‌های پس از انقلاب با عبارت‌های مختلفی بر مباحث فرهنگی و ضرورت توجه ویژه به این حوزه تأکید فرمودند و در دهه هشتاد نیز بحث مهندسی فرهنگی را بر اساس یک نوع آسیب‏‌شناسی فرهنگی و در جهت پیشرفت متناسب با انقلاب مطرح و تدوین سند مهندسی را مطالبه کردند و در دیدار با هیئت دولت جدید نیز ایشان مجدداً بحث بازسازی فرهنگ را مطرح کردند که گویای این واقعیت است که وضعیت فرهنگی کشور و پیشبرد و مدیریت عرصه فرهنگی، مطلوب نبوده است.

در گفت‌وگوی ذیل‬ حجت الاسلام مجتبی نامخواه، پژوهشگر‬ فرهنگی درباره‬ جایگاه‬ شورای عالی انقلاب فرهنگی‬ در‬ نگاه‬ مقام معظم رهبری به‎‬ عنوان یک قرارگاه فرهنگی‬ به‬ آسیب‏‌شناسی وضعیت فعلی این شورا و عملکرد آن و راهکارهای مردمی شدن فرهنگ پرداخته‬ است.

مشروح این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید.

*حضرت آقا که الگوی قرارگاهی را برای شورای عالی انقلاب فرهنگی در مسئله کلانی به نام فرهنگ مطرح فرمودند، با توجه به اینکه فرهنگ، یک عینیتی با خود بحث انقلاب دارد، سوال نخست این است که ایشان از چه منظری این الگو را مطرح فرمودند و آیا این الگو اساساً توانسته است بحث مدیریت فرهنگی را پیش ببرد یا خیر؟ یعنی الگوی موجود سیاست‏گذاری فرهنگی در شورای عالی که به‏‬ صورت سندنویسی و ابلاغ آن به نهادهای فرهنگی عمل می‌کند، توانسته است ایده انقلاب فرهنگی را محقق سازد یا خیر و اگر در این امر موفق نبوده، چه معضلات و موانعی وجود داشته است؟

این بحث جای تأمل دارد که آیا اساساً مشکلات، ناشی از الگوی سیاست‎گذاری است یا مسائل دیگری نیز وجود دارد که در سطوح مختلف قابل پیگیری است؛ اما پیش از ورود به این بحث، باید ببینیم که بازسازی انقلابی ساختار فرهنگ، به‬ ‏عنوان راه‌حل برای چه وضعیتی است و می‌خواهد به چه مسئله‌ای پاسخ دهد؟ پاسخ اجمالی به این سوال این است که بازسازی انقلابی ساختار فرهنگ می‌خواهد میان راه‌حل‌های اصلاح‏گرایانه خرد و یک راه‌حل بنیادین، تفکیک قائل شود. منظور از بازسازی انقلابی، یک بازسازی بنیادین است.

شاید پیش از آنکه مقام معظم رهبری سخن از بازسازی انقلابی ساختارهای فرهنگی به میان بیاورند، ارزیابی‌ها و تحلیل‌هایی توسط نهادهای رسمی از وضعیت فرهنگی کشور وجود داشته است؛ اما این ارزیابی‌ها نوعاً مشکلات و مسائل را به کارگزاران یا محتوای سیاست‌ها و چیزهایی از این قبیل ارجاع می‌دادند و به‏‬ عنوان مثال، عدم تشکیل شورای عالی انقلاب فرهنگی، عدم اهتمام رئیس جمهور و نقصان سیاست‌ها از جمله موانع این امر تلقّی می‌شد. اما به نظر می‌رسد تعبیر مقام معظم رهبری، اشاره به به یک بحران اساسی‌تر دارد که این بحران در سطح کارگزار و محتوای سیاست‌ها نیست، بلکه در سطح ساختاری است و هرچند بازسازی انقلابی ساختار فرهنگ به معنای دور ریختن تمامیت ساختار موجود نیست؛ اما حداقل به این معنا می‌تواند باشد که مدیران و نهادهای فرهنگی فعلی با نگرش‌های موجود، دیگر نمی‌توانند متولی بازسازی خود هم باشند.

۰ نظر ۱۸ ارديبهشت ۰۱ ، ۱۲:۰۸
مجتبی نامخواه

درباره استاد فقید سید محسن شفیعی و اهمیت اجتماعی «رواداری»

 

متن زیر یادداشتی است درباره مرحوم حجت الاسلام سید محسن شفیعی و نقش اجتماعی او در استان خوزستان. پرسش اصلی این نوشته این است که نیروهای اجتماعی استان چگونه می‌توانند پس از او، که در پیام تسلیت رهبر انقلاب «امید آینده» خوانده شده بودند، آینده استان را بسازند؟ دال اصلی این چگونگی عبارت است از رواداری و همراهی نیروهای متکثر اجتماعی به منظور تغییر در وضعیت کنونی به ویژه دگرگونی مناسبات تبعیض‌زا.

 

آن که زبان از غیب می‌گشود، در غزلی گفته است: «فراق یار نه آن می‌کند که بتوان گفت». درست گفته و به گمانم یکی از کارهای نگفتنیِ «فراق یار»، شناخت است. «عدم» به ما امکان اندیشیدن درباره «وجود» می‌دهد و حالا که چهل روز پس از «امید آینده»، ما همچنان بر پا مانده‌ایم، شاید بتوانیم کمی از این شناخت‌ها و پرسش‌هایی بگوییم که در فقدان او متولد  شده است؛ اگر چه نوشتن در روزگار هجران، هنوز دشوار است. در میانه این داغداری و دشواری، بی‌آن‌که قصد تفصیل باشد، این نوشته می‌خواهد تنها یکی از ابعاد ایده اجتماعی استاد سفر کرده‌مان را به بحث بگذارد: «رواداری». می‌دانیم که آن عزیز سفرکرده‌، در زندکی فکری و تبلیغی خود بیش از گفتار بر رفتار تأکید داشت. او استدلال می‌کرد که «آن‌قدری که با سلوک پیامبر اکرم (ص) به اسلام دعوت شدند، با گفتارو خطبه آن حضرت نشدند». بر این اساس در این بررسی نمی‌توانیم گفتارها و ایده‌های او را درباره رواداری بکاویم و به ناچار باید بیشتر بر رفتار او متمرکز می‌شویم. مسئله دیگر این که او روادار بود ولی این روادای او چیزی بود فراتر از یک ویژگی اخلاقی در یک مرد مذهبی خوب. رواداری او به طور مشخص یکی از دال‌های اصلی در نگاه استاد سید محسن شفیعی و ناظر به یک بستر تاریخی و اجتماعی بود.  بنابراین برای بررسی اهمیت اجتماعی رواداری، بیش از هر چه نیازمند آنیم که بپرسیم چرا این رواداری امروز برای ما ضروری است؟

می‌دانیم که استان خوزستان آزمایشگاه و چه بسا زایشگاه یک برنامه توسعه شکست‌خورده‌ی چند ده ساله است. همین چند ماه قبل بود که آن دولت‌مردی که طی سالیان متمادی از مقامات و مقامات بلندپایه کشور بوده، در شهر اهواز، گویا نخستین بار با تبعیض مواجه شده باشد؛ به زایش تبعیض از توسعه اعتراف کرد. آن روز که آن دولت‌مرد گفت «توسعه‌ای که ما اجرا کردیم متأسفانه عواضش این چنین دارد نشان داده می‌شود»؛ نقطه آغاز تبعیض نبود بلکه آن روزی بود که تبعیض‌های اجتماعی آن‌قدرها دامن گسترانده بود که دیگر امکانی برای انکار آن نبود: ما وارث یک جامعه تبعیض‌زده‌ایم. پرسش اما این جاست که در این زایشگاه تبعیض، چرا نیروی اجتماعیِ ضد تبعیض متولد نشده است؟

۰ نظر ۱۸ ارديبهشت ۰۱ ، ۱۱:۵۹
مجتبی نامخواه

یادی از حاج نادر طالب‌زاده، معلم دگرگونی، جرأت، امید و نقد و خمینی

گزیده:

  • او برای ما بیان‌کننده درکی وجودی و بی‌واسطه از انقلاب اسلامی بود. او انقلاب اسلامی را به مثابه یک دگرگونی ژرف، انسانی، درونی، باطنی و انفسی تجربه کرده بود و آن را این چنین روایت می‌کرد.
  • از جمله ویژگی‌های حاج نادر، یک جمع دشوارِ دیالکتیکی میان نقد و امید بود: حاج نادر سرشار از امید بود، آن قدر که وقتی آن چند ساعت دیدار با او دست می‌داد، تا یکی دو روز، انگار برق چشمانش در وجودمان جهیدن گرفته باشد، سر حال و پُر از نیرو برای دگرگونی اوضاع بودیم.
  • خمینی‌ای که او برایمان تفسیر می‌کرد، سراسر شور ویرانی نظم‌های ناهم‌ساز و ساختن جهانی دیگر بود.
  • شب که از نیمه می‌گذشت هر یک گوشه‌ای می‌خوابیدیم اما او فقط کمی می‌خوابید. قبل از اذان صبح بر می‌خواست و برای خود خلوت سحری داشت؛ نمی‌دانم در آن خلوت چه می‌کرد که بعد از نماز صبح، به عیان می‌دیدیم همچون تیر از چله کمان رها شده، برای حرکت و جنبیدن، نیرو و انگیزه داشت.

۰ نظر ۱۷ ارديبهشت ۰۱ ، ۲۳:۱۱
مجتبی نامخواه

پاسخ به پرسش‌ها و نقدها پیرامون جشنواره علوم انسانی عمار

متن زیر دومین گفتگویی است که در آن، به صورت مبسوط ایده جشنواره علوم انسانی عمار این بار ناظر به نقدها و پرسش‌ها شرح داده شده است. این گفتگو در دومین شماره ویژه‌نامه جشنواره با عنوان «شرح‌ راه» منتشر شده و متن کامل این مجله از اینجا قابل دریافت است.

 

گزیده:

  • عمار یک «جنبش‌واره اجتماعی» است. یعنی بیش از آن که یک رویداد فرهنگی یا هنری و یا یک بخش از ساختار رسمی فرهنگی باشد یک جنبش‌واره و در حوزه امر اجتماعی است.
  • انبوهی از آثار فرهنگی هنری خوب یا خیلی خوب، در مستند، در درام و حتی در هنرهای تجسمی هست که حامل وجوهی روایی از جامعه، حامل وجوهی معرفتی از سنت و حامل بازسازی‌های متکاملی از امر نو است اما آن چنان که باید و شاید مورد توجه اهالی اندیشه به ویژه اهالی تفکر اسلامی و پروژه‌های فکری معطوف به انقلاب اسلامی نیست.
  • مستحضرید که این یک تحلیل و نه «یک» تحلیل که یک استدلال تکرار شونده در زمینه جامعه‌شناسیِ جامعه‌شناسی ایران است که مسئله علوم اجتماعی و به طور مشخص جامعه‌شناسی ایرانی، عدم مواجهه با مسئله است.
  • امر فرهنگی و علمی در جامعه ما انتزاعی است. یک سازمان فرهنگی یا پژوهشی بر اساس اعتبارات مصوب و تخصیص یافته خود، در جلسات کلان و متعدد خود تصمیم می‌گیرد یک همایش و یا جشنواره را برگزار کند؛ در مورد علوم انسانی عمار ابدا این طور نیست. این جشنواره پاسخی جمعی به یک نیاز است که جمعی از اندیشوران علوم انسانی طی قریب به یک دهه گفتگو به آن رسیده‌اند.
  • ما در سنت حوزوی یک فرم از مباحثه علمی را داریم که به آن «گعده علمی» می‌گویند. گعده بر خلاف مباحثه‌های معمول متن‌محور، یک جور بحث تفننی و البته علمی است. از هر دری سخنی، اما سخنی علمی گفته می‌شود. محور مباحثه مسئله و متن است و محور گعده موضوع و دور هم بودن افراد. در مباحثه چیزی فهمیده می‌شود و در گعده، که یک مباحثه آزاد است، فهم‌ها به اشتراک گذاشته می‌شود. در نگاه ما جشنواره یک نوع گعده است.
  • ما به واسطه انقلاب اسلامی این امکان را پیدا کردیم که از یک وضعیت واکنشی خارج شده و کنش اجتماعی داشته باشیم. ما نیاز داریم این کنش‌ها، نیت و معنا و منطق‌شان را بفهمیم. تأمل و تحلیل و تعمیم این کنش‌ها می‌توانند محور تولید سطوح جدید از آگاهی و دانایی باشد.
  • جشنواره و ایده آن یک موجود اجتماعی است. یعنی بیش از این که بر بنیان‌های نظری استوار باشد، بر وضعیت اجتماعی تأکید دارد. تأکید جشنواره بر مشاهده به این معنا نیست که در ایده جشنواره مشاهده فلان موقعیت فلسفی یا بهمان جایگاه را نسبت به نظریه دارد؛ بلکه مبتنی بر یک تحلیل از وضعیت است.
  • بنیادهای عقل عملی در نگاه فارابی، هم از طریق عقل نظری به دست می‌آید و هم از طریق وحی. اما فارابی استدلال می‌کند که آن چه عقل نظری یا وحی به ما می‌دهد، تا زمانی که تجربه حاصل نشود، یک عقل عملی بالقوه است. چه هنگام این عقل عملی بالفعل می‌شود؟ هنگامی که نخست تجربه حاصل شود و دوم این که این تجربه‌ها انباشت شود
  • ما فکر می‌کنیم اگر یک دهه بعد بتوانیم یک تعادلی میان مشاهده‌ها و تأملات‌مان داشته باشیم می‌توانیم بگوییم به هدف جشنواره رسیده‌ایم.

 اشاره: جشنواره علوم انسانی عمار این بخت را داشته که از نخستین روزهای انتشار فراخوان در آذرماه 1400 تا کنون، مورد توجه، همراهی و همراهی انتقادی بخشی از پژوهشگران علوم انسانی قرار گرفته است. طی مدت فراخوان تا روزهای منتهی به اختتامیه، برگزارکنندگان جشنواره این فرصت را پیدا کردند که در نشست‌هایی با برخی از اساتید و پژوهشگران نکات آن‌ها را بی‌واسطه بشنود. برخی از این اندیشوران گرامی نیز با حضور در نشست‌های آموزشی و پیرامونی جشنواره نکات خود را با مخاطبان جشنواره در میان گذاشتند.

۳ نظر ۱۴ اسفند ۰۰ ، ۱۹:۰۵
مجتبی نامخواه

فایل صوتی گفتاری تحت عنوان «انقلاب اسلامی و اجتماعی شدن هنر» از طریق این لینک در کانال تلگرامی طبقه سه در دسترس است. این سخنرانی شهریورماه گذشته در یک نشست آموزشی مجازی در زمینه روزنامه‌نگاریِ فرهنگ و هنر ارائه شده است.

۰ نظر ۲۸ بهمن ۰۰ ، ۱۷:۱۲
مجتبی نامخواه

بایگانی نوشته‌هایم در شبکه‌های اجتماعی

 این یک جنون ساختاری است!

آزادسازی و مقررات‌زدایی در حوزه زمین و مسکن، باعث شده هیولایی از سرمایه‌داری مستغلاتی سربرآورد که به راحتی شهر و مردم را می‌بلعد. این یک جنون ساختاری است. وضعیتی که به نفع مستأجران، مالکان خُرد و در نهایت حاکمیت و دین و جامعه نیست، و تنها به سود نوفئودال‌های طبقه مرفه جدید است.

۰ نظر ۲۸ بهمن ۰۰ ، ۱۷:۰۸
مجتبی نامخواه

بایگانی نوشته‌هایم در شبکه‌های اجتماعی

یک رشته توییت

عدالتخواهان، این بار در آستانه بت‌پرستی!

۰ نظر ۲۸ بهمن ۰۰ ، ۱۷:۰۵
مجتبی نامخواه
متن زیر تحریر و صوت گفتار کوتاهی است که در نشست تفحص عدالت در بودجه 1401، درباره نقد لایحه بودجه از منظر عدالت اجتماعی داشته‌ام.

 

تصمیم‌گرفتن برای جامعه منهای جامعه، زابشگاه تصمیمات شبه تعدیلی است. بودجه اگر چه یک متن و سند مالی در زمینه تخصیص منابع است اما مهم‌ترین یا یکی از مهم‌ترین مصوبات سالانه است که بیشترین تأثیر را بر جامعه می‌گذارد. بنابراین این حق جامعه است که تصمیات حکمرانان را از منظری اجتماعی مورد ارزیابی و مداقه قرار بدهد. از این منظر گمان می‌کنم اهمیت و بلکه ضرورت دارد که برای دفاع از کلیت جامعه، در تدوین و ارزیابی بودجه، این سند از نقطه نظر اجتماعی تحلیل شود و تأثیرات آن از منظر اجتماعی هم بحث و بررسی شود.

تعدیل ساختاری به مثابه عنوانی عام، ویژگی فرایند آن دسته از سیاست‌هایی است که منتزع از جامعه و در یک بستر محاسباتی صرفاً اقتصادی متولد می‌شود. تصمیماتی که البته همان اهداف اقتصادی را هم محقق نمی‌کند. از خرداد 71 تا آبان 98 و طی تمام مدت سه دهه زمان میان این دو برهه، جامعه با انبوهی از تصمیمات تعدیلی، کاردآجین شده است.

۰ نظر ۲۸ بهمن ۰۰ ، ۱۶:۳۶
مجتبی نامخواه


تا کنون درباره ابعاد محتوایی ایده جشنواره علوم انسانی عمار توضیحاتی داده‌ایم اما ایده روش‌شناختی آن را کمتر به بحث گذاشته‌ایم.
تا حدودی هم طبیعی است. ما در حال تولدیم؛ در حال برگزاری نخستین دوره هستیم و تصور ما این است که این دوره، با تمام فعالیت‌های جانبی آن، از نشست‌های آموزشی تا برنامه تلویزیونی و نشریه و نشست‌های آغاز و انجام، خوشبینانه یک فراخوان مقدماتی است، برای دوره‌های بعد.
با این حال شاید لازم باشد نکاتی را درباره بُعد روش‌شناختی ایده جشنواره به بحث بگذارم. اگر بخواهم برای انجام بهتر این بحث، یک کتاب را به عنوان مبنای و متنی برای مباحثه معرفی کنم، آن کتاب این خواهد بود: «عکاسی روشی برای مطالعات اجتماعی». بخش مهمی از مبنای کار ما در جشنواره البته مستند است نه عکاسی ولی میان این دو اشتراک‌هایی وجود دارد.
ما تصور می‌کنیم علوم اجتماعی ایرانی، در کنار نقدها و کوشش‌های نظری، برای بالندگی نیازمند تحرک‌های مشاهداتی است. در وضعیت کنونی ما بیش از نظریه به مشاهده محتاجیم. بخشی از این مشاهده‌های به شکلی مستقیم انجام خواهد پذیرفت اما بخش مهم و شاید مهم‌تر، بهره‌مندی از مشاهده‌های موجود است.

۰ نظر ۲۸ بهمن ۰۰ ، ۱۵:۴۷
مجتبی نامخواه
جنبش ضد خصوصی‌سازی، فراتر از اعتراض به یک سری از تصمیم‌های غلط اقتصادی، یکی از ضروری‌ترین، فوری‌ترین، مهم‌ترین و دینی‎ترین کنش‌های اجتماعی امروز ماست. متن زیر گفتاری است در همین زمینه؛ که تحریری است از بحث ارائه شده در نشستی با عنوان مجمع ملی مطالبه‌گران خصوصی‌سازی، در تاریخ 2 مهرماه 1400. در این گفتار تلاش کرده‌ام مبحثی را در نقد خصوصی‌سازی، در سه زمینه‌ در میان بگذارم: «تحلیل اجتماعی وضعیت»، «پیشنهادهای سیاستی برای برون رفت» و «محتوای فکری و الهیاتی» لازم برای شکل‌دهی به جنبش ضد خصوصی‌سازی.

تحلیل اجتماعی وضعیت(1): خصوصی‌سازی مُرده است

  1.  قبل از طرح بحث لازم است اشاره و تدقیق کنم که ما درباره چه چیزی حرف می‌زنیم؟ اگر خصوصی‌سازی به معنایی است که در متن قانون اجرای سیاست‌های کلی اصل 44 آمده و اگر به معنای روندی است که طی سال‌های اخیر اجرا شده، گزارش‌هایی رسمی به ما می‌گوید این یک ایده و مفهوم به کلی شکست خورده است. مسئله روی دادن مواردی از خطا نیست؛ مسئله یک خطای کلی است. مسئله این است که گزارش‌های رسمی، از جمله گزارش تفریغ بودجه 1397 و گزارش نهاد مربوطه در مجمع تشخیص به ما می‌گوید طی یک و نیم دهه، ذیل این کلمه اتفاقاتی افتاده که موارد انحراف یافته آن بیشتر از موارد صحیح آن بوده است.
۰ نظر ۲۸ بهمن ۰۰ ، ۱۰:۲۲
مجتبی نامخواه

در این گفتگو با بسیج دانشجویی دانشگاه شریف، درباره اعتراض و اهمیت اجتماعی آن صحبت کردم و به طور ویژه به این بحث پرداختم که اعتراض در فرایند شناخت و درک مسئله اجتماعی چه اهمیتی دارد.

۰ نظر ۲۸ بهمن ۰۰ ، ۰۸:۴۳
مجتبی نامخواه

در گفتگو با نسیم آنلاین در حاشیه تحلیل دی ۹۶ و آبان ۹۸، از سه منظر جامعه‌شناسی، فلسفه و الهیات به مقوله «اعتراض» پرداخته‌ام.

فایل صوتی این گفتگو با حدف پرسش‌های بزرگواری که با او گفتگو می‌کردم، به مدت یک ساعت و 15 دقیقه و از طریق لینک زیر در کانال تلگرامی طبقه سه قابل دسترسی است.

۰ نظر ۲۸ بهمن ۰۰ ، ۰۸:۳۵
مجتبی نامخواه
گروه فرهنگ و هنر دانشکده فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق(ع) با همکاری نهادهای دیگر یک سلسله از نشست‌ها در تحلیل اجتماعی و ادبی مداحی‌های محرم هر سال برگزار می‌کند. سال گذشته در این سلسله نشست‌ها بحثی در خصوص تحلیل مداحی‌های حاج مهدی رسولی ارائه دادم (اینجا) . امسال موضوع بحثم تحلیل مداحی‌های حاج میثم مطیعی بود که بیشتر به وجود مضامین عدالت‌خواهی در این مداحی‌ها پرداختم. متن زیر چکیده‌ای از مطالبی است که در این نشست ارائه دادم. متن کامل‌تر گزارش نشست و ارائه دیگر محققان بزرگوار را در این گزارش بخوانید (اینجا).

در نگاه و آثار مطیعی، عاشورا اکنون است

حجت‌الاسلام مجتبی نامخواه، [پژوهشگر] دانش اجتماعی مسلمین به عنوان اولین منتقد اظهار داشت: در جامعه‌شناسی دینداری هیأت با دو سطح پروژه‌ای و پروسه‌ای مواجهیم. در سطح پروژه‌ای با نغمه‌پرداز، مداح و شاعر و تعامل این‌ها با هم و در سطح بعدی با مخاطبان هیأت روبرو هستیم.

وی افزود: در سطح پروسه‌ای با افرادی مواجهیم که نحوه‌ای خاص از سلوک دین‌داری را دارند که به جوان مومن انقلابی معروف شده‌اند. رویارویی این افراد با مسائل اجتماعی هم متفاوت است.

برای فرزند و نسل‌های بعدی هم سخن می‌گوید

نامخواه با اشاره به اینکه نوع ‌دین‌داری که مطیعی آن را نمایندگی می‌کند دارای دو ویژگی است، گفت: در نگاه او و آثارش به طور برجسته‌ای اکنون بودن عاشورا را شاهدیم که امری تاریخی تلقی نشده است. او نمی‌گوید ای کاش بودم بلکه احساس می‌کند قافله هنوز هست و باید به آن برسد. دوم آن که آینده هم دارد و برای فرزند و نسل‌های بعدی هم سخن می‌گوید.

۰ نظر ۲۸ بهمن ۰۰ ، ۰۸:۲۷
مجتبی نامخواه
مصاحبه زیر درباره مصوبه کمیسیون تلفیق بودجه پیرامون سربازی است. این مصوبه هر چند یکی دو روز بیشتر عمر نداشت! و به سرعت توسط تصویب‌کنندگان آن لغو شد اما حامل معانی‌ و ابعادی از ذهنیت قانون‌گذاران و حکمرانان بود که ارزش تأمل دارد. در گفتگوی زیر با روزنامه فرهیختگان که در حد فاصل کوتاه تصویب تا لغو این مصوبه انجام شده، سعی شده برخی از ابعاد این پدیده مورد بررسی قرار گیرد.

 

پیشنهاد مجلس درباره خرید سربازی عدالت را نمی‌بیند

نرگس چهرقانی، خبرنگار گروه سیاست: درحالی‌که در هشت‌سال گذشته با اقدامات دولت روحانی نابرابری در سطوح مختلف اجتماعی تشدید شده است، از مجلس یازدهم انتظار می‌رفت درجهت کاهش نابرابری‌ها قدم بردارد؛ اما طی چند روز گذشته نمایندگان کمیسیون تلفیق با خرید سربازی برای سربازان غایب موافقت کردند. پیرامون اثراتی که پیشنهاد مجلس بر افکارعمومی دارد و خدشه‌ای که بر عدالت اجتماعی وارد می‌کند با مجتبی نامخواه به گفت‌وگو پرداختم. او در ابتدای گفت‌وگو به این پرداخت که پیشنهاد کمیسیون تلفیق درباره سربازی به احتمال زیاد در صحن علنی مجلس رد می‌شود. نامخواه می‌گوید: «در همین 24ساعت اخیر، این اقدام مجلس واکنش‌های منفی بسیاری را به‌همراه داشته است. این مساله بیشتر از آنکه از جنبه حقوقی و قانونی اهمیت داشته باشد، از جنبه اجتماعی و فرهنگی اهمیٓت بسیار بالایی دارد. به این معنا که این پیشنهاد کمیسیون تلفیق، اجمالا یک پیام و ایده‌ای را به جامعه مخابره می‌کند که مردم می‌گویند ما در وضعیتی قرار داریم که برای اداره‌کنندگان کشور، پول از همه‌چیز مهم‌تر است. همچنین این اقدام مجلس این پیام را به مردم مخابره می‌کند که مسئولان می‌خواهند یک رشد 8درصدی را محقق کرده و برای کشور درآمد ایجاد کنند و حاضر هستند در این راستا هر چیزی را به کالا تبدیل کنند. ایده انقلاب اسلامی در قانون اساسی درمورد سلامت، آموزش، مسکن و... در چندین اصل تصریح شده است و همه این موارد را حق اساسی مردم می‌داند، مثلا فرض کنید این مواردی که اشاره کردم با یک قانون موقت یک‌ساله آموزش عمومی از یک حق به یک کالا تبدیل شد، به‌طوری‌که هرکس هر میزان پول بدهد می‌تواند از این کالا تهیه کند. این مسیر ادامه پیدا کرده است و از یک وضع تراژدیک به یک وضع کاملا کمدی می‌رسد که دیگر حتی می‌توانند مجازات را هم بخرند. شما فرض کنید اگر مجازات شوند، لایروبی می‌کنند. یا مثلا در بحث امنیت، اگر شما پول بیشتری داشته باشید، می‌توانید امنیت محله‌تان را تامین کنید. اینها همه‌اش ایده‌هایی است که یک مسئولی در سطوح بالا یا پایین یک‌جایی به‌عنوان ایده‌ای آن را مطرح کرده، چیزی هنوز محقق نشده است، مثل همین مصوبه‌ای که درباره خرید سربازی اخیرا مطرح شده؛ اما این نشان‌دهنده این است که گویا این تراژدی نابرابری را پذیرفتند، نابرابری‌ای که آن تراژدی در عرصه‌های مختلف اجتماعی ایجاد کرده از طرف تصمیم‌گیران کشور پذیرفته شده است. تصمیم‌گیران پذیرفتند ارزش محوری، پول است که با آن می‌شود همه‌چیز را خرید و با آن همه‌چیز را معامله کرد. تاثیر فرهنگی و اجتماعی این مصوبه به‌مراتب از تاثیرش در نحوه خدمت بسیار بیشتر است. یعنی یک مصوبه‌ای که پول را می‌بیند، رشد را می‌بیند، اما عدالت را نمی‌بیند. کسب درآمد را می‌بیند، اما عدالت را نمی‌بیند.

۰ نظر ۲۷ بهمن ۰۰ ، ۱۱:۱۶
مجتبی نامخواه
در ماه‌های اخیر طرحی تحت عنوان تحول در شورای عالی انقلاب فرهنگی در جریان افتاده که گویا به مراحل نهایی آن نزدیک شده است. چندی قبل نشستی به منظور نقد و بررسی این طرح برگزار شده بود. متن زیر مهم‌ترین نکاتی که در این نشست مطرح کرده‌ام. گزارش کامل نشست را در اینجا بخوانید. فایل صوتی نشست و ویراست سیزدهم طرح موسوم به تحول شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز در انتهای متن قابل دانلود می‌باشد.

طرح تحول شورای عالی انقلاب فرهنگی را یک کودتا علیه قانون اساسی است. شورا در این طرح به اصطلاح تحول، اختیاراتی برای برپایی یک دیکتاتوری فرهنگی طلب می‌کند. قانون اساسی حتی برای رهبر انقلاب هم اختیاراتی که شورا در این طرح طلب کرده را لحاظ نکرده است.

۰ نظر ۲۲ بهمن ۰۰ ، ۲۳:۳۴
مجتبی نامخواه
متن زیر یادداشتی است که خانم رفعت کاظمی نوشته‌اند و در آن بخش‌هایی از متن «سخنرانی مادرِ نهضت‌ها: جنبش مقاومت فاطمی؛ الگوی قیام‌ها» را مبنای استدلال و پرسش خود قرار داده‌اند.

حجت‌الاسلام مجتبی نامخواه نوشت: «حضرت زهرا(س) رهبر یک جنبش اجتماعی است، جنبشی که همه چیز دارد؛ از اعتراض و ایده‌ئولوژی و مطالبه و نقد نخبگان و حاکمیت تا رساندن پیام اعتراض با هر امکانی. استدلال، هشدار و بحث اصلی این نهضت چیست؟ مقاومت برعلیه یک انقلابِ معکوس و ارتجاعی».

به این بیاندیشیم که ‏یک زن در راس رهبری یک جنبش اجتماعی با چنین شاخصه‌هایی، یکی از نیازهای جدیِ این روزهای جامعه‌ی زنان است که حداقل به یادمان بیاورد چقدر از وضع موجود کنش‌های زنانه‌ای که تحت عناوین مختلف انجام می‌شود با وضع مطلوب فاصله داریم

۰ نظر ۲۲ بهمن ۰۰ ، ۲۳:۲۵
مجتبی نامخواه
متن زیر پرسشی است درباره پروژه فکری استاد فرامرز رفیع‌پور که در دیدار جمعی از همراهان جشنواره علوم انسانی عمار با ایشان، مطرح کردیم.

استاد رفیع‌پور به‌رغم تصمیم‌شان بر کناره‌گیری و انزوا، از همراهان و راه‌یاران جشنواره علوم انسانی عمار است و این از موهبت‌های این حرکت تازه آغاز شده است. ما در جشنواره علوم انسانی عمار همزمان که چشم امید به رویش ایده‌های نو داریم آرزومند بازخوانی پروژه‌های فکری مؤثر گذشته نیز هستیم. آرزو داریم نسل‌های جدیدتر، مشاهده‌های اندیش‌وران گذشته را بازیابند و نظریه‌هاشان را چارچوب مشاهده‌های تازه گردانند.

این ناسازگاری‌های زمانه ماست که شاید به علت فقدان ژورنالیسم اندیشه یا ضعف فراوان آن، کم‌مایه‌هایی پروژه‌باز، صاحب پروژه فکری شمرده می‌شوند و این سو و آن‌سو حرف از اندیشه‌هاشان در میان است اما امثال فرامرز رفیع‌پور، با این همه اثر مؤثر، بر کنجی افتاده و از برنامه فکری مهم و آثار به نسبت منسجم او سخنی به میان نیست.

سخن درباره پروژه فکری استاد رفیع‌پور البته مجال و بسط بیشتری می‌طلبد. متن زیر طرح تنها یک پرسش از این پروژه است. این پرسش در حاشیه کتاب توسعه و تضاد پرورانده شده و در دیداری پرسیده شده که در آغازین روزهای دی‌ماه، در کنار جمعی از همراهان جشنواره علوم انسانی عمار با ایشان داشتیم:

۰ نظر ۱۷ بهمن ۰۰ ، ۲۲:۴۲
مجتبی نامخواه
متن زیر گفتگویی با روزنامه فرهیختگان است که در آن توضیح داده‌ام چگونه در وضعیت تأخر و عقب‌ماندگی در عدالت، عدالت به عنوان تنها ارزش مطلق نمی‌تواند ارزش‌های دیگر که جملگی نسبی هستند را پشتیبانی کند؛ در نتیجه جامعه پیشرفت‌ها، ارزش‌ها و امکان‌های خود را نمی‌بیند و جاده برای «تحریف» صاف می‌شود. درست در این شرایط است که «جهاد تبیین» اهمیت پیدا می‌کند.

نرگس چهرقانی، خبرنگار گروه سیاست: در یک سال اخیر، مقام معظم رهبری تاکید بسیاری بر جهاد تبیین داشته‌اند. دیروز در دیدار با مداحان نیز بر این مساله تاکید کردند و فرمودند: «هیات، کانون جهاد تبیین است.» در همین راستا برای بررسی اهمیت جهاد تبیین با مجتبی نامخواه، پژوهشگر و استاد حوزه به گفت‌وگو پرداختیم.

او در ابتدا به چرایی اهمیت جهاد تبیین پرداخته و می‌گوید: «علاوه‌بر زمینه‌های کلی تعریف واقعیت‌ها و هجمه‌های تبلیغاتی که طبعا در هر جامعه‌ اقلیت یا معترض نسبت به ارزش‌های نابرابر جهانی تحلیل می‌شود، از طرفی امپراتوری‌های رسانه‌ای، سیاسی و کارتل‌های ثروت و جریان‌های قدرت در جهان اجازه نمی‌دهند جوامع مستقل ارزش‌هایش را در مسیری که می‌خواهد دنبال بکند. این از گذشته تاکنون بوده، فرض بفرمایید سال‌های منتهی به انقلاب و بعد از انقلاب همواره این تعارض با ارزش‌های مدنظر سیاستمداران و قطب‌های قدرت و ثروت در جهان باعث می‌شد که جامعه ما تحت یک آماجی از تبلیغات باشد. طبعا گسترش رسانه‌های عمومی همچنان که امکان ارتباط بیشتری به جامعه داده، برای جریان‌های رسانه‌ای اصلی و ثروتمند جهان امکانی را فراهم کرده که ارزش‌ها و آرمان‌های خودش را در جوامعی شبیه به جامعه ما ترویج ‌کند. منتها آن چیزی که در یک یا دو دهه اخیر، ضرورت جهاد تبیین را افزایش داده، شاید از این جهت مدنظر رهبری است و تاکید بیشتری هم در این سال‌ها بر این مفهوم بوده، این است که نوعی از تاخر یا عقب‌ماندگی از عدالت باعث شده که نگاه بخش‌های قابل‌توجهی از جامعه به پیشرفت‌ها، امکان‌های جامعه، ارزش‌های جامعه و ارزش‌های انقلاب منفی بشود. وقتی در جامعه‌ای عدالت نباشد یا عقب‌مانده باشد، آن جامعه پیشرفت‌ها، ارزش‌ها و امکان‌های خودش را هم نمی‌بیند و لحاظ نمی‌کند. درواقع ارزش‌های خودش را ضدارزش می‌بیند، پیشرفت‌‌های خودش را ضدپیشرفت می‌بیند، این به این دلیل است که عدالت ارزش بنیادین جوامع انسانی است. براساس نگاه شیعی، کلامی که ما داریم، ارزش‌های درونی جامعه عموما همه ارزش‌ها نسبی‌اند مگر ارزش عدالت. عدالت ارزش اصلی است و بقیه ارزش‌ها نسبی‌اند. وقتی یک جامعه‌ای از عدالت عقب می‌افتد یعنی همه ارزش‌ها به نسبتی از جانب عدالت پشتیبانی نمی‌شوند و طبعا در چنین موقعیتی جهاد تبیین ارزش بیشتری پیدا می‌کند.»

۰ نظر ۰۶ بهمن ۰۰ ، ۱۱:۴۷
مجتبی نامخواه
متن زیر یادداشتی است در حاشیه مستند بانو و کتاب مادر ایران. ایده اصلی این یادداشت، که پیش از این آن را در یک گفتگو به بحث گذاشته بودم عبارت است امکان‌های ساخت امر اجتماعی از طریق کشف و بازخوانی سویه‌های امر اجتماعی در تاریخ و تجربه اجتماعی و اکنونی‌مان.

یکی از نیازهای ضروری و فوری امروز ما ابداع و ایجاد امر اجتماعی است. ما در عمل جمعی خود فاقد بُعد اجتماعی هستیم؛ نه در سطح سیاستی، سیاست اجتماعی یا دست‌کم سیاست‌گذارانی متوجه ضرورت سیاست اجتماعی داریم و و نه در کنشگری اجتماعی‌مان معطوف به امر اجتماعی هستیم. در جشنواره عمار اما ما با یک سلسله از مستندها یا شاید هم با یک ژانر مستند و یک گونه از روایت مواجهیم که به مثابه نوعی سازوکار اکتشافی، به ما کمک می‌کند امکان‌هامان برای ایجاد امر اجتماعی را کشف کنیم و از طریق این اکتشاف‌ها به ابداع و سپس بازتولید امر اجتماعی بپردازیم. این گونه که در ادوار گوناگون و گذشته جشنواره عمار آثار متعددی از آن دیده‌ایم پرتره‌های از آدم‌های معمولی هستند که به تعبیر دقیقی که در جشنواره به کار می‌رود، قهرمان هستند.

۱ نظر ۰۴ بهمن ۰۰ ، ۱۵:۴۱
مجتبی نامخواه

جنبش مشاهده در تکاپوی نظریه

دعوت به دیالکتیک مستمر میان «هنر- نظر» و «مشاهده- نظریه»

جنبش مشاهده در تکاپوی نظریه

متن زیر نکاتی است که در کنفرانس خبری جشنواره علوم انسانی عمار درباره این رویداد مطرح کردم.

سیر شکل‌‌گیری و اهداف جشنواره

می‌توان ایده و هدف جشنواره علوم انسانی عمار را در ضمن سیر شکل‌گیری آن توضیح داد. بیش از ده سال قبل وقتی جشنواره مردمی فیلم عمار شکل گرفت، یکی از ایده‌های اصلی آن پیوند میان اندیشه، هنر و رسانه بود و یکی از موقعیت‌هایی که این ایده خودش را نشان می‌داد ترکیب هیئت داوران جشنواره بود. در فرایند داوری آثار یک هم‌نشینی میان اهالی اندیشه و فرهنگ و رسانه اتفاق می‌افتاد. به عنوان نمونه آثاری در زمینه مسکن، آموزش، سلامت، فقر، مسائل کارگری و محیط زیست و نقد وضعیت اجتماعی یا تاریخ اجتماعی و فرهنگی سال‌های اخیر ارائه می‌شد. هنگامی که این آثار به داوری گذاشته می‌شد، اندیشوران بیشتر درباره آن مسئله و اهالی هنر و رسانه درباره بازنمایی آن گفتگو می‌کردند. این گفتگوها در هر دو سو حامل وجوهی از بداعت بودند: هم برای اهالی اندیشه مشاهده و بازنمایی‌ای که در آثار وجود داشت تازگی داشت؛ هم برای اهالی رسانه و هنر، تحلیل‌های اهل اندیشه نغز و جدید بود و به نوعی بداعت مواجهه مجدد با موضوع را تجربه می‌کردند. اهالی اندیشه و علوم اجتماعی، با این که قاعدتاً کارشان تحلیل جامعه و مسئله‌های اجتماعی است، ابراز می‌کردند که تا کنون با این ژرفا با مسئله‌ها، با مسئله مسکن، مسئله محیط زیست، مسائل کارگری و نابرابری مواجه نشده بودند. خود سازندگان آثار هم اغلب پس از این گفتگوها می‌گفتند با آن که ما خود اهل رسانه و هنر و بازنمایی همین مسائل عینی بوده‌ایم، کمتر از منظرهای تحلیلی به مشاهدات‌مان عمق بخشیده‌ایم. نقطه مشترک هم عبارت بود از تأکید و حتی طلبِ ادامه. مطالبه‌ای که از سوی دو سمت این گفتگو مطرح می‌شد؛ مطالبه ادامه جدی‌تر این هم‌نشینی میان علوم انسانی و اندیشه با هنر و رسانه.

۰ نظر ۱۹ دی ۰۰ ، ۱۱:۲۰
مجتبی نامخواه

درباره انقلاب اجتماعی و بسط تأثیرگذاری گروه‌های مردمی و مدنی در سیاست‌گذاری اجتماعی

بایگانی نوشته‌هایم در شبکه‌های اجتماعی

۰ نظر ۰۸ آذر ۰۰ ، ۱۴:۵۲
مجتبی نامخواه
در گفتگو با صفحه بسیج دانشجویی دانشگاه امیرکبیر درباره اعتراض و ضداعتراض صحبت کرده‌ام. درباره این‌که جمهوری اسلامی در سطح سیاستی به تاچریسم اسلامی دعوت می‌شود و این سوژه معترض است که مسئله‌های اصلی را برای ساختارهای رسمی روایت می‌کند.

لینک دو کلیپ گزیده گفتگو در تلگرام، در ادامه مطلب:

۰ نظر ۰۸ آذر ۰۰ ، ۱۴:۴۷
مجتبی نامخواه
فایل زیر گفتاری است که سال گذشته درباره «هویت بسیج» ارائه کردم. در این گفتار تلاش شده تا هویت و نقش اجتماعی بسیج بازخوانی شده و بر این اساس کارکردهای آن طی سال‌های اخیر نقد و بررسی شود. بازیابی هویتی و بازسازی اجتماعی بسیج بر اساس ایده انقلاب اسلامی، ضرورتی انکار ناپذیر است.

تحول در بسیج

 

 

زمان سخنرانی یک ساعت و ده دقیقه است.

۰ نظر ۰۲ آذر ۰۰ ، ۲۲:۱۵
مجتبی نامخواه

 

متن زیر نقدی است که پژوهشگر ارجمند، آقای مرتضی نقره‌ای پیرامون مباحث میزگرد نقد نهاد نمازجمعه طی چند فرسته در صفحه اینستاگرام ایشان منتشر کرده‌اند و جهت اطلاع مخاطبان تقدیم می‌گردد.

اخیراً گفتگویی چالشی در باب اینکه چرا «ائمه جمعه در برابر سرمایه‌داری پیش‌رونده در شهر موضعی ندارد؟» را در بخش اندیشه روزنامه فرهیختگان مطالعه کردم. به نظرم این گفتگو را فارغ از جزئیات آن، می‌توان دعوایی دانست که آینده انقلاب اسلامی از دل آن بیرون خواهد آمد. یک سر این دعوا (ادعای جناب نامخواه) این است که رشد سرمایه‌داری به خاطر عدم مطالبه گفتمان عدل-ظلم بوده و این گفتمان به دوگانه سنت-تجدد فروکاست کرده و دعوا را از ساحتی اجتماعی به ساحتی انتزاعی و تمدنی برده است که خود، به بازتولید وضعیت موجود کمک می‌کند؛ زیرا محافظه‌کارانه می‌خواهد با شعار اسلامی کردن همه‌چیز، مبارزه با ظلم و بی‌عدالتی را که اس و اساس انقلاب است، به تأخیر بیندازد.

۱ نظر ۱۸ آبان ۰۰ ، ۲۳:۳۲
مجتبی نامخواه

گفتگو با دوست فاضلم آقای حسین مهدی‌زاده درباره نهاد نمازجمعه آغاز شد اما مباحث مطرح شده دامنه بیشتری یافت. فایل پیوست یک سلسله استوری است که جناب آقای مهدی‌زاده پس از انتشار میزگرد در صفحه اینستاگرام‌شان منتشر کرده‌ و پس از تقریر بخش‌هایی از مباحث سابق، نقدهایی دیگری را هم مطرح کرده‌اند.

 

دریافت
توضیحات: تقریر خلاطه مباحث میزگردی نمازجمعه و نقدهایی دیگر

 

۰ نظر ۱۸ آبان ۰۰ ، ۲۳:۲۷
مجتبی نامخواه

نهاد امامت جمعه در میزگرد «فرهیختگان» با حسین مهدیزاده و مجتبی نامخواه  

(بخش دوم)

 

جامعه و منافع گوناگون افراد پیچیدگی‌هایی دارد که بسیار بیشتر از قابلیت تبیین کلامی و بحث عصمت و پیامبری و خانواده است. در جامعه حداکثر می‌توانید یک ولی عادل و معصوم داشته باشید اما یک سیستم معصوم که نمی‌توان داشت.

۰ نظر ۱۸ آبان ۰۰ ، ۲۳:۲۲
مجتبی نامخواه

نهاد امامت جمعه در میزگرد «فرهیختگان» با حسین مهدیزاده و مجتبی نامخواه (بخش نخست)

 

 

نهاد نمازجمعه در ذات خود اهمیت دارد؛ در تجربه تاریخی و اجتماعی ما و در سال‌های اول انقلاب هم اهمیتی داشت که امروز ندارد. این فقدان جایگاه نمازجمعه تنها معلول رتوریک ائمه‌جمعه امروز نیست. اگر امام‌جمعه شهر «الف» فن خطابه ندارد امام‌جمعه شهر «ب» شاید داشته باشد اما ما با یک مساله عمومی روبه‌رو هستیم. فکر می‌کنم تنزل جایگاه نمازجمعه قابل‌پژوهش باشد.

 

سیدجواد نقوی، روزنامه‌نگار: گرچه رهبر انقلاب وظیفه اساسی نهاد امامت جمعه را گفتمان‌سازی دانسته‌اند، در سال‌های اخیر شاهدیم که رتوریک این نهاد مانند گذشته در جامعه ایجاد کنش و گفتمان‌سازی نمی‌کند. در هفته‌های گذشته برخی فعالان رسانه‌ای نقدهایی به این نهاد وارد کرده‌اند اما این نقدها فاقد عمق تئوریک بود. با حسین مهدیزاده دبیر میز نظریه اجتماعی فرهنگستان علوم اسلامی قم و مجتبی نامخواه مدیر کارگروه اجتماعی پژوهشکده تبلیغ و مطالعات اسلامی گفت‌وگویی کرده‌ایم که چرا نهاد ائمه جمعه نتوانسته است گفتمانی مبنی‌بر کنش اجتماعی ایجاد کند؟ بخش اول این گفت‌وگو را از نظر می‌گذرانید.

۰ نظر ۱۸ آبان ۰۰ ، ۲۳:۲۰
مجتبی نامخواه

فلسفه ولایت معیت دعوت و عدالت

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دریافت

صوت سخنرانی در هیئت راه فاطمه سلام (الله علیها) با موضوع: «فلسفه ولایت؛ همراهی دعوت اسلامی و عدالت اجتماعی».

۰ نظر ۲۱ مهر ۰۰ ، ۰۰:۱۴
مجتبی نامخواه

رشته توییت درباره ضرورت تغییر در سیاست‌های اجتماعی

 

بایگانی نوشته‌هایم در شبکه‌های اجتماعی

 

گزارش پایش فقر ۱۳۹۹ نشان می‌دهد به رغم رشد قابل توجه فقر در چهار سال اخیر، هیچ تغییر معناداری در وضعیت نهادها، مأموریت‌ها و سیاست‌های اجتماعی پدید نیامده و هیچ سیاست اجتماعی یا سیاست اجتماعی مؤثری اتخاذ نشده است.
‏این رشد فقر  نتیجه چیست؟ می‌توان حدس زد که تحریم‌های جهانی، سیاست‌های تبعیض‌آمیز توسعه، تورم کم‌سابقه و بیماری همه‌گیر کرونا از عوامل مؤثر جهش فقر است.
در مقابل اگر پول‌پاشی‌های دولتی و صدقات نهادهای حاکمیتی را نادیده بگیریم، ما تقریباً سیاست اجتماعی  نداریم!
‏اگر یک سیاست اجتماعی «زنده» و پویا وجود داشت، بی‌شک نسبت به این رشد فقر واکنش نشان می‌داد و چه بسا می‌توانست همین منابع کنونیِ اقدامات حمایتی را از توزیع بدوی و چند پاره خارج ساخته و به پشتوانه یک سیاست اجتماعی مؤثر تبدیل سازد.
‏بنابراین ضرورت و فوریت دارد که حرکت‌های اجتماعی عدالت‌خواهانه به پایه‌گذاری یک ‎#سیاست_اجتماعی مؤثر بیاندیشند.

۱ نظر ۱۷ مهر ۰۰ ، ۱۱:۴۷
مجتبی نامخواه

درباره نقطه آغاز در باسازی ساختاری حوزه فرهنگ


‏طی سالیانی، همواره در نقد مدیریت فرهنگی این‌گونه تصور می‌کردم که رویکردها و تفکرات محافظه‌کارانه‌ی مدیران و سازمان‌های فرهنگی کشور، عامل اصلی ناکارآمدی‌های آن‌هاست؛ تا این که طی سه سال گذشته، فرصت یک تجربه مدیریتی کوچک در حوزه فرهنگ را پیدا کردم و به نتایج تازه‌ای رسیدم. ‎

احیا ذیحسابی

دوره این مدیریت خُرد را پیش از هر چیز به چشم یک فرصت مطالعاتی نگاه می‌کردم؛ فرصتی برای مطالعه یک سازمان رسمی در حوزه فرهنگ؛ و از آن‌جا که خواه ناخواه در تعامل با دیگر سازمان‌ها بودم، فرصتی برای مطالعه ساختار فرهنگی کشور. یک نوع مشاهده مشارکتیِ ساختارهای فرهنگی کشور. ‎

۰ نظر ۱۱ مهر ۰۰ ، ۲۰:۲۵
مجتبی نامخواه

  بایگانی نوشته‌هایم در شبکه‌های اجتماعی

  ایده انقلاب این چیزی نیست که به قول لسان الغیب، «مشتی دلق‌پوش» و «صوفی‌‌وش»، با دهان‌هایی گشوده و گشاده فریاد می‌زنند و به هم می‌بافند.

۰ نظر ۲۲ شهریور ۰۰ ، ۲۲:۳۷
مجتبی نامخواه

بایگانی نوشته‌هایم در شبکه‌های اجتماعی

یک رشته توییت درباره عقب‌ماندگی در عدالت و پیوست عدالت

دیروز [1400/6/6] رهبر انقلاب بار دیگر و برای چندمین بار در ده سال اخیر از عقب‌ماندگی در عدالت گفتند. آیا با این مباحث، شرایط عمومی برای طرحِ ایده‌های مرتبط با عدالت تغییری خواهد کرد؟ خیلی بعید می‌دانم. اولویت سیاست بر عدالت و بی‌توجهی مطلقِ سیاست‌ ایرانی به عدالت اجتماعی، مهم‌ترین واقعیت اجتماعی امروز ماست.

عدالت از انقلاب به نظام منتقل نشده و از حرف که بگذریم، سطوح مختلف حکمرانی، از سیاست‌مداران تا سیاست‌گذاری و اجرایی، اصلاً به عدالت توجهی ندارد. البته در وضعیت فکری و تفکر اسلامی هم همین طور است و هیچ کسی نه در سطح اندیشه و نه در سطح نهادهای علمی، عدالت را جدی نمی‌گیرد که یک بحث مجزاست.

۰ نظر ۲۲ شهریور ۰۰ ، ۲۲:۲۳
مجتبی نامخواه
 
 
متن زیر مناظره‌ای است که درباره وضعیت عدالت در حکمرانی در خبرگزاری رسا (اینجا) داشته‌ام. نقد وضعیت عدالت در سطوح سیاسی و سیاستی و راهکارهای ارتقا آن محورهای مبحثی است که در این گفتگو مطرح کرده‌ام.
۰ نظر ۰۹ شهریور ۰۰ ، ۲۲:۴۸
مجتبی نامخواه