طبقه سه

ارزیابی‌های شتاب‌زده یک طلبه

طبقه سه

ارزیابی‌های شتاب‌زده یک طلبه

طبقه سه

بسم الله
دوست می داشتم این وبلاگ
- این پنجره‌ی سرد و بی‌روح - جز یک صفحه نمی‌داشت
و در آن صفحه جز یک سطر نمی‌بود
و بر آن سطر جز یک کلمه نمی‌نشست
و آن کلمه «خمینی» بود و دگر هیچ نبود...
***
آن‌هایی که همراه پیغمبر بودند و دعوت پیغمبر را قبول کردند همین مردم «طبقه سه» بود، همین فقرا.
صحیفه امام ج8 ص 293
***
معرفی بیشتر وبلاگ در قسمت "درباره طبقه سه" در نوار بالای صفحه

بایگانی
آخرین نظرات

مروری بر واکنش‌های دیندارانه‌ مردم جهان به بیماری همه‌گیر کروناویروس

 

پیشینه:

در ماه‌های اخیر و در خصوص مسائل ناشی از بیماری‌گیر کرونا، تأمل و جستجو از سه منظر را مهم می‌دانستم؛ این سه محور عبارتند از:  

  • بیماری بیماری و نابرابری (بازخوانی تجربه دوران بیماری همه‌گیر از منظر سیاست اجتماعی)
  •  بیماری و دینداری (بررسی وضعیت دینداری در زمانه بیماری همه‌گیر)
  •  بیماری و یاری (بازخوانی تجربه یاریگری در برابر بیماری همه‌گیر)

در هر سه حوزه به نتایجی اولیه دست پیدا کردم که به امید دریافت نظرات و برای بهبود بحث‌ها، این نتایج را در قالب چند گفتگوی لایو، یادداشت و سخنرانی به اشتراک گذاشته و یا مطالبی در شبکه‌های اجتماعی منتشر کردم. تلاش می‌کنم برای جمع‌بندی بیشتر، به مرور این نتایج را در وبلاگ نیز قرار بدهم.

متن زیر یادداشت و گزارشی مقدماتی است برای بحثی که در محور بیماری و دینداری دنبال می‌کردم. این متن سه ماه قبل تدوین شده و ناظر به واکنش‌های آن هنگام است؛ هر چند طی این سه ماه بر خلاف کمیت احتمالاً کاهشی، کیفیت واکنش‌های دین‌دارانه به مسئله کرونا تغییر چندانی نکرده است.

از دوستان دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی و تیم پژوهشی برنامه ایام به خاطر همکاری در ارائه داده‌های رصدی این متن ممنونم.

۰ نظر ۱۸ تیر ۹۹ ، ۲۳:۴۹
مجتبی نامخواه

در ایام اخیر و به اقتضای این بیماری همه‌گیر، از منظرهای مختلف درباره مسائل آن جستجو کرده و برخی نتایج  اولیه آن را، به امید نقد و تکمیل، در فضای مجازی به اشتراک گذاشتم. متن زیر چهار فرسته‌ای است که از منظر مرگ‌آگاهی به این مسئله توجه کرده، می‌کوشد طرحی از بحث در این حوزه را پیش بکشد و پیش از این در صفحه اینستاگرامم منتشر شده است.

 


 

مرگ، عشق، زندگی
در حاشیه جهاد در غسالخانه

🔽 معنای زندگی بسته به این است که چه تصویر و تفسیری از مرگ داریم.
همبستگی میان «معنای زندگی» و «چیستی مرگ» به آن اندازه است که تطور درک انسان‌ها از مرگ، ادوار زندگی اجتماعی و تمدنی انسان را رقم می‌زند. چه آن‌که رنسانس اعراض از مرگ‌اندیشی سقراطی بود.
🔽 در تحلیل‌هایی پردامنه، امام خمینی به ما نشان می‌دهد که چگونه شهادت‌خواهی و «عشق به موت» انسان دیگری را در زمین تاریخی و جهان اجتماعی ما خلق کرد: انسان انقلاب اسلامی مولود و مولد تطور معنای مرگ بود.
🔽 انسان انقلاب اسلامی در تجربه‌زیسته خود با مرگ زندگی می‌کرد و برای او مردن همان زندگی بود. این معنا از مرگ، زندگی دیگری را برای جامعه ایرانی رقم زد و به او این امکان را داد تا تاریخ خود را ایجاد کند؛ جامعه خود را بسازد و در جنگی مستمر بایستد.
شهید نماینده جامعه بود برای مواجهه با مرگ. در این مواجهه شهید برای جامعه معانی و گونه‌های جدیدی از زندگی به بشارت می‌آورد. در عالم رازی است که جز با خون افشا نمی‌شود و شهید جان خود را هزینه را می‌دهد تا آن راز را برای دیگران افشا کند. .
🔽 کسانی که می‌میرند با مرگ مواجه نمی‌شوند. تجربه مواجهه با مرگ برای کسانی ممکن می‌شود که از حجاب هراس از مرگ رها شده و زندگی‌شان در دامنه آتش‌فشانِ مرگ بنا کنند. چه چیزی به انسان امکان رفتن به مرگ و تجربه مواجهه با آن را می‌دهد؟ مرگ کوچک. به تعبیر ابن‌عربی عشق «موت الاصغر» است و تنها مرگ کوچک است که می‌تواند امکان مواجهه با مرگ بزرگ را فراهم آورد.

 

۰ نظر ۱۸ تیر ۹۹ ، ۱۱:۱۳
مجتبی نامخواه

نقد زیر را برزگواری به نام مرتضوی درباره مطلب انسان ایرانی «گرگ انسان» نیست کامنت گذاشتند.


البته با عبارت «جامعه تر» که به کار بردید و همان طور هم که از آن مشخص است؛ برای اثبات چنین چیزی، باید رفتار، نیات و تعاملات اعضای جامعه با یکدیگر به گونه ای «جامع» ، «عمیق» و دارای «اثر زیاد» و «محسوس» باشد تا بتوان از آن نتیجه گرفت که ما واقعا «جامعه تر» هستیم.

شما برای اثبات فرضیه ی خود، به مدت زمان محدودی به یک سری از رفتارهای کسری از جامعه که مثبت بود اما فاقد عمق، اثر و از همه مهمتر، جامعیت و استمرار بود؛ اشاره کردید در حالی که پس از سپری شدن آن دوره ی زمانی کوتاه، دیگر شاهد آن یاریگری، خودداری از حرص و به فکر دیگری بودن، بخشیدن اجاره بها و... نیستیم ، برعکس (و البته که بدتر) شاهد مسابقه در حرص و طمع در عمق لایه های جامعه، افزایش اجاره بها و مسکن و مایحتاج و ارزاق هستیم که البته به گفته مسئولان عالی و رسمی کشور، هیچ دلیل منطقی برای آن وجود ندارد و این افزایش ها و زیاده خواهی ها، صرفا به خاطر جبران فروش کم و به دست آوردن سود بیشتر و ضررهایی است که در دوران اولیه همه گیری کرونا وارد شده است.

۰ نظر ۱۴ تیر ۹۹ ، ۰۰:۰۴
مجتبی نامخواه

گاهی مطالب منتشر شده در این صفحه با نقدهایی مواجهه می‌شوند. فارغ از این که این نقدها را وارد می‌دانم یا نمی‌دانم؛ و یا پاسخی دارم و ندارم؛ به خاطر اهمیت بازاندیشی، گفتگو و اطلاع از دیدگاه‌های متفاوت، از این به بعد این نقدها را همین‌جا بازنشر می‌کنم.

قبل‌ترها هم نقدهایی بود که البته برایم مهم بودند اما به ذهنم نرسیده بود که متنشر کنم. در مواردی که برایم ممکن باشد، بعد از گذشت چند وقتی، برخی از مهم‌ترین پاسخ‌هایم را نیز مدون و منتشر خواهم کرد. این نقدها را در بخشی جداگانه در موضوعات، تحت عنوان نقد طبقه سه و هم‌چنین از طریق همین کلمه کلیدی دنبال کنید.

*****

نقد زیر را بزرگواری به نام آقای وحید طراوت درباره مطلب کنکاشی در ریشه‌های فکری عقب‌ماندگی در عدالت در محیط پیام‌رسان بله منتشر کرده است.

۰ نظر ۱۳ تیر ۹۹ ، ۲۳:۵۵
مجتبی نامخواه

به روز بودن یا به قاعده بودن؟

یکی از تعابیر یا مفاهیمی که کم و بیش درباره چگونگی زندگی اجتماعی طلاب زیاد به کار برده می‌شود، مفهوم «به روز بودن» است. به روز بود موضوع، مضمون و زمینه گپ و گفت‎ها و تصمیم‌ها و تجویزهای فراوانی است؛ اما مفهوم «به روز بودگی» چه معنای محصلی دارد و معادل کدام مفهوم یا واژه‌یِ به کار برده شده در کدام متن معتبر و موجه است؟ در کدام نظریه یا دانش به آن پرداخته شده است؟ در این‌ نوشته می‌خواهم تا حدی استدلال و تأکید کنم که این ترکیب و تعبیر، اهمیت و یا حتی معنای چندانی ندارد؛ گمان می‌کنم این مفهوم که این همه در تعیین و تصمیم‌های شخصی برای شکل‌دهی به زی‌طلبگی مهم انگاشته می‌شود، مهم نیست. بر این باورم که مفهومِ «به روز بودن» و برجسته بودنِ این مفهوم در ارتباط با کنشگری اجتماعی روحانیت، بیش از هر چیز یک تعبیرِ تا حدودی عامیانه و ناشی از پیش­فرض‌هایی برگرفته از سویه‌های نظری، کژکارکردهای ساختاری و زمینه‌ای گسترده‌‌تر از تغییرات و مناسبات اجتماعی است. این یادداشت می‌کوشد این سه زمینه را شرح داده و معطوف به پاسخی جایگزین، نقد نماید.

۰ نظر ۰۷ تیر ۹۹ ، ۰۰:۱۸
مجتبی نامخواه

 

متن زیر بحثی است که  خردادماه سال98 و در نشست رونمایی از «پایگاه مطالعات انقلاب اسلامی حوزه های علمیه خواهران» ارائه شده است.

متفکران حوزوی انقلاب اسلامی

 

انقلاب و مسئله ارتجاع

یک مسئله ای که در خصوص انقلاب ما مطرح است، همان طور که برای انقلاب اسلامی پیامبر اکرم(ص) هم مطرح بود، مسئله احتمال بازگشت و ارتجاع در انقلاب اسلامی است. هر انقلاب در ارتباط با اهداف و آرمان هایی که دارد، مسیری را طی می کند، نظم موجودی را از بین می برد و نظم جدیدی را بنیان می گذارد. اما هر لحظه و هر دوره ای این احتمال وجود دارد که مسیر پیشرونده انقلاب به گذشته برگردد، ارتجاعی رخ دهد و آن انقلاب تبدیل به ضد خودش شود.

به تعبیر قرآن کریم این نقطه حساس دوره ای است که انقلاب به مرحله پس از بنیان­گذار خودش گذار پیدا می کند و عبور می کند؛ یعنی از مرحله ای که رهبر انقلاب و بنیانگذار انقلاب حضور دارد و در اثر رویدادی که مرگ یا شهادت است، از میان جامعه رخ بر می­بندد و حالا انقلاب می خواهد تجربه ای داشته باشد که در آن رهبر انقلاب حضور ندارد. قرآن کریم از جامعه می پرسد: «أَفَإِنْ مَاتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِکُمْ»؛ آیا ارتجاع و انقلاب به عقب و انقلاب معکوس خواهید داشت، اگر رهبر انقلاب و پیامبر در میان شما نباشد؟ این آسیب و احتمال برای هر انقلاب دیگری مطرح است و برای انقلاب اسلامی ما نیز همواره مطرح خواهد بود. اگرچه ما از این مرحله به سلامت عبور کرده ایم؛ اما احتمال ارتجاع، احتمالی است که امروز رهبر معظم انقلاب نیز از آن سخن می گوید. تقدس این انقلاب و شهدای بزرگی که با خون آنها نهال انقلاب آبیاری شده است، مانع از آن نخواهد شد که ارتجاع در خصوص این انقلاب نیز رخ دهد. در بیانات رهبر معظم انقلاب در این سال­ها مرتب مسئله ارتجاع مطرح شده است. همان طور که درباره انقلاب پیامبر نیز مطرح بود. در واقع، در تاریخ انقلاب صدر اسلام، در نقطه گذار از دوره پس از بنیانگذار در یک سطحی این ارتجاع رخ داد و آغاز شد و در چهل سالگی انقلاب پیامبر، با شمشیری که توسط جریان تحجرِ زمان بر فرق امیرالمؤمنان(ع) فرود آمد، این ارتجاع یک مرحله جدیدی را تجربه کرد و دو دهه بعد سال، تجسد و تجسم همه آرمان‌های انقلاب را به مسلخ طف برد. این امر درباره هر انقلابی ممکن است اتفاق بیفتد.

بازتولید انقلاب در برابر ارتجاع؛ چگونه؟

مسئله کلیدی این است که چگونه می توان در برابر این ارتجاع صف علم کرد؟ به چه ترتیبی و به چه شکل و صورتی می توان فرآیندی را ایجاد و بازتولید کرد که انقلاب را به نحو مستمر بازتولید کند و استمرار ببخشد؟

پاسخ این است: همان گونه که انقلاب رخ داد، امکان بازتولید انقلاب نیز وجود دارد.

۰ نظر ۰۶ تیر ۹۹ ، ۰۸:۵۵
مجتبی نامخواه

 

متن زیر گفتگویی است با یک نشریه طلبگی که اواسط سال قبل انجام شده اما به دلیل منتفی شدن انتشار آن مجله، منتشر نشده است. مباحث گفتگو پیرامون کنشگری اجتماعی طلاب جوان، خدمت اجتماعی، تشکل‌های طلبگی و مسئله فقدان سازوکارهای نمایندگی طلاب جوان دور می‌زند. امیدوارم برای دوستانی که مباحث این وبلاگ درباره مبحث «جنبش طلاب جوان» را پیگیری می‌کرده‌اند مفید باشد.  

 

از ماجرای جنگ که بگذریم سالها بود که ما اجتماع بزرگی از طلاب انقلاب سر یک مسئله واحد ندیده بودیم. چه شد که در ماجرای سیل این حجم عظیم در حرکتی واحد وارد گود حل مشکلات مردم بشوند؟

 

شاید با چاشنی کمی طنز بتوان گفت به این خاطر که ایام تعطیلات بود و بالاخره ساختارهای ملاحظه‌ساز حوزوی تعطیلات بودند! و طلبه‌ها آزاد بودند!

واقع امر این است که مدت‌هاست کنشگری طلاب در محاق نوعی ملاحظه‌سازی و محافظه‌کاری مذهبی و حوزوی فروافتاده و به ملسخ رفته است. نیروی اجتماعیِ طلاب جوان، که می‌تواند یک جنبش اجتماعی فراگیر باشد و بر سر مسئله‌های مختلف جامعه متمرکز شود، توسط این محافظه‌کاریِ منتشر، زمین‌گیر شده است. با همان مناطی که سیل مسئله جامعه بود و حضور طلاب جوان ضرورت داشت، میدان‌ها و مسئله‌های متعددی هست که غیبت نیروی اجتماعی انقلاب و به طور مشخص طلاب جوان در آن میدان‌ها توجیه ندارد. علت این غیبت غیرموجه که آن مسئله‌ها را روز به روز لاینحل‌تر و حادشونده‌تر کرده چیست؟

۰ نظر ۰۵ تیر ۹۹ ، ۲۳:۳۹
مجتبی نامخواه

مطلبی که ده سال قبل و در نخستین روز وبلاگ طبقه سه منتشر شد (این لینک)، با اندکی ویرایش 

 

درآمدی بر ...«طبقه مرفه جدید»

بسمل....

قرار بود در روزهای اخیر جلسه‌ای برگزار شود درباره ی «عملکرد و روش امام علی (ع) در مبارزه با طبقه ی مرفهین به وجود آمده از دل نظام صدر اسلام»؛ آن جلسه به دلایلی برگزار نشد ولی بعدها یادداشت‌هایی که برای بحث آن جلسه آماده کرده بودم را تکمیل‌تر کردم، شد نوشته ای به نسبت مفصل که علاوه بر موضوع فوق چیزهایی هم درباره شباهت‌ها و ضرورت الگوگیری از آن روش در جمهوری اسلامی، بستر ها تأثیرات وجود طبقه مرفه جدید در جامعه و حکومت  غیره. همین که شد طرحی از آب و گل در آمده، گذاشتم در کوزه! یک بار که برای نوشیدن آب کوزه گذرم به آن نوشته افتاد، احساس کردم یک چیزی کم دارد. آخر مسئله نسبت ما و طبقه مرفه جدید فقط طرح و حرف و مقاله  نیست که نوشتنی  باشد و دردی است که فریاد زدنی ست؛ از آنجا که آن موقع نصف شب بود و نمی شد فریاد بزنم، نوشتم اش، شد این؛ شاید مقدمه ای باشد بر آگاهی تفصیلی تر ما از طبقه ی مرفهین بی درد در دل نظام جمهوری اسلامی، آگاهی‌ای که اگر از مقدمه ی ضروری طرح حرف ونقد  وبحث ضرورتا عبور نکند و به عمل نیانجامد، بود و نبودش توفیری ندارد؛ تازه برای «طبقه ی مرفه جدید» بهتر هم هست؛ در ادامه این متن می‌آید و بحث «عملکرد و روش امام علی (ع) در مبارزه با طبقه ی مرفهین به وجود آمده از دل نظام صدر اسلام» هم بماند برای بعد  ...

«کسانی هستند که تلاش می کنند و حقیقتاً درصدد این هستند که طبقه ی ممتازه ی جدیده در جمهوری اسلامی به وجود آوردند».

شده بود این جمله و هاله ای از نکات و سؤال پیرامون  آن بارها به ذهن‌ام هجوم آورند. آخر این نه خبر از یک شبکه ماهواره‌ای ضد انقلاب بود و نه حرف یک شخص کم اطلاع، نه شعار و چماق یک گروه سیاسی بود برای کوبیدن برسر رقیب و نه ...

۰ نظر ۰۳ تیر ۹۹ ، ۲۲:۲۲
مجتبی نامخواه

درست ده سال قبل در چنین روزی بود که تجربه کمتر از یک دهه فعالیت مسجدی، کار فرهنگی، فعالیت خبرنگاری و سپس روزنامه‌نگاری و دست‌آخر فعالیت‌های محدودِ سیاسی را جمع‌بندی و مرور کردم و درست در شرایطی که از ناکارآمدیِ تجربه‌های پیشین ملول و از در اختیار داشتن امکان بیان در رسانه‌های رسمی به کلی ناامید شده بودم، برای طی آن‌چه مسیر بایسته در آینده می‌دانستم، این وبلاگ متولد شد.

طبقه سه پس از ده سال

 

۱ نظر ۰۳ تیر ۹۹ ، ۰۱:۴۸
مجتبی نامخواه

آزادی از جمله ارزش‌های حیاتی‌ای است که در ذهن و زبان ما، در سایه اولویت و اولیت عدالت قرار گرفته و به دلیل فوریت و عقب‌ماندگی در عدالت، کمتر فرصت گفتگوهای عمیق و راهبردی درباره آن را داشته‌ایم. آزادی اگر چه به وسیله عدالت تحقق می‌یابد اما به واسطه آزادی است که درک عدالت و ناعدالتی ممکن می‌شود. در یک گفتگوی لایو اینستاگرامی در 1399/1/19 درباره آزادی و آزادی‌خواهی در دوران جمهوری اسلامی و موانع فکری و دشمنان اجتماعی آن گفتگو کردیم.

دریافت
عنوان: آزادی در جمهوری اسلامی و دشمنان آن
حجم: 16.5 مگابایت

 

۰ نظر ۲۷ خرداد ۹۹ ، ۱۲:۰۸
مجتبی نامخواه

29 اردیبهشت ماه، در یک گفتگوی لایو اینستاگرامی با تشکل طلبگی ربیّون، درباره جنبش طلاب جوان و موانع معرفتی و ساختاری بازتولید آن بحث کردیم. این گفتگو در ادامه مباحث پیشین درباره «جنبش طلاب جوان» و «جهان طلبگی» بوده و امیدوارم برای علاقه‌مندان به این مباحث مفید باشد.

دریافت فایل صوتی گفتگو
حجم: 23.6 مگابایت

 زمان: 68 دقیقه
 

۰ نظر ۲۷ خرداد ۹۹ ، ۱۱:۴۷
مجتبی نامخواه

مسئله «بحران نمایندگیِ» طبقات فرودست یکی از جدی‌ترین مسئله‌های زمانه و جامعه ماست. مسئله تنها این نیست که اقشار مستضعف درآمد کافی، امکانات رفاهی، مسکن و حتی در برخی مناطق آب شرب سالم ندارند. مسئله این‌جاست که  این اقشار، به مرور زمان، هر روز کمتر از گذشته امکان‌ها و کرسی‌هایی دارند که خواست‌های آن‌ها را در سطوح تصمیم‌گیری، تصمیم‌سازی، خط مشی‌گذاری و حاکمیت نمایندگی کند.

محافظه‌کارانِ ثبات‌گرا می‌کوشند با تقلیل مسئله به ابعاد معیشتی (اقتصادی) از طرح راه‌حل‌های دگرگون‌ساز جلوگیری کرده و سطح پاسخ‌ها را در حد بسته غذایی و ساخت سرویس بهداشتی در مناطق محروم نگه دارند. در حالی که آن جنگ فقر و غنایی که امام خمینی به ما آموخت که آینده انقلاب به آن بستگی دارد، یک جنگ تمام عیار اجتماعی است که به وضوح تمامی عرصه‌های سیاسی، اقتصادی و حتی فرهنگی را شامل می‌شود.

۰ نظر ۲۴ خرداد ۹۹ ، ۲۲:۳۲
مجتبی نامخواه

امام کوخ نشینان

 

هفته پیش جمعی از دوستان دانشجو و طلبه با سفر به کرمانشاه و برگزاری چند تجمع اعتراضی، نشست تحلیلی و گفتگوی اجتماعی، مورد آسیه پناهی را دست‌مایه اعتراض به سیاست‌ها و فرایندهایی به وجود آورنده این وضعیت تأسف‌بار کردند. علی‌رغم هماهنگی اولیه، نتوانستم در این برنامه شرکت کنم. در این گفتگو لایو اینستاگرامی با صفحه جنبش عدالت‌خواه دانشجویی، پس از شنیدن گزارش قابل توجه یکی از دانشجویان حاضر در برنامه، کمی درباره وجوه مختلف این مسئله و زمینه‌های فرهنگی و اجتماعی آن بحث کردم. بحث‌های تکمیلی‌ام در این‌باره را در متنی تفصیلی تدوین کرده‌ام که به یاری خدا به زودی منتشر خواهد شد.

فایل صوتی گفتگو درباره زمینه‌های اجتماعی واقعه کرمانشاه دریافت

۰ نظر ۲۲ خرداد ۹۹ ، ۰۰:۵۲
مجتبی نامخواه

بیانیه گام دوم و طلاب جوان

در میزگرد مجله حوزه با دوستانی درباره بیانیه گام دوم و طلاب جوان گفتگو کردیم. بحث من درباره دو نگاه ثبات‌گرا و تغییرگرا به بیانیه گام دوم بود و در نقد نگاه‌های محافظه‌کارانه به این متن و کلیت نگرش انقلاب اسلامی و رهبر انقلاب حرف زدم. همین‌طور در این‌باره که این بیانیه به چه میزان در جهان طلبگی ما بازتاب داشته است. در آخر هم اشاره‌ای کردم به این‌که این متن چگونه می‌تواند به بازتولید جنبش طلاب جوان کمک کند. این میزگرد در بهار سال 1398 برگزار و در صفحات 84 تا 103 شماره 181 مجله حوزه  منتشر شده است.

دریافت فایل pdf مجله حوزه ش 181

 

۰ نظر ۲۲ خرداد ۹۹ ، ۰۰:۱۵
مجتبی نامخواه

ما امروز با مسائل و ظرفیت‌هایی مواجهیم که اندیشه امام خمینی به مثابه یک دستگاه فکری می‌تواند این مسئله‌ها و تجربه‌ها را صورت‌بندی کرده و به ما این امکان را بدهد که با آن‌ها مواجهه فعال داشته باشیم و آن‌ها را درک و حل کنیم. اگر امروز در عدالت دچار مشکلیم؛ دچار عقب‌ماندگی در عدالت (1396/11/29) هستیم،  اگر رهبر و نیز جامعه «از کارکرد عدالت در کشور نارضایتی دارند» (بیانیه گام دوم1397/11/22)، اگر «نمره‌ی مطلوبی در باب عدالت»(1399/3/7) نداریم، این مسئله را می‌توان در دستگاه تحلیل اندیشه امام به بحث گذاشت و با مفاهیم راهبردی حاصل از این نگرش، مفاهیمی مهمی مانند جنگ فقر و غنا به درک و حل آن کمک کرد.

۰ نظر ۱۷ خرداد ۹۹ ، ۲۳:۳۵
مجتبی نامخواه

در گفتگویی سه قسمتی با برنامه تلویزیونی «سه دیدار» تلاش کردم ضمن مرور فشرده بر مؤلفه‌های اندیشه امام خمینی؛ از تصورات کلیشه‌ایِ موجود درباره این اندیشه دگرگون‌ساز آشنایی‌زدایی کنم. اگر در پی نقشه‌ای هوایی برای بازخوانی اندیشه امام خمینی هستید، پیشنهاد می‌کنم این برنامه سه قسمتی و پلی‌بک‌های آن را ببنید.

لینک مشاهده و دانلود در ادامه مطلب

 

سه دیدار

۰ نظر ۱۷ خرداد ۹۹ ، ۲۲:۵۷
مجتبی نامخواه

خلاصه مصاحبه:

در برخی مجادلات بی‌حاصلِ رسانه‌ای، سخنان و حتی اشعار امام در مورد حجاب بودن فتوحات و فصوص و عرفان و دیگر جملات از این قبیل، نشانه‌ای از اِعراض امام از فلسفه و عرفان دانسته شده است! شاید اطلاع درستی نداشته باشند، اما واقع امر آن است که این قبیل جملات امام خمینی، که به طور مشخص در نامه‌ها و اشعاری که اشاره شد نظایر بسیار دیگری نیز دارد، نه فقط اِعراض از عرفان نیست، بلکه در چارچوب مهم‌ترین مضامین عرفانی مطرح شده است.

امام خمینی دریچه جدیدی به نسبت نظر / عمل پیش روی ما می‌گشایند و به واسطه این منظر جدید است که گویی ما وارد جهانی جدید می‌شویم. از واکنش‌گرایی خارج می‌شویم و کنش‌گرایی می‌رسیم. به کنشگرانی فعال تبدیل می‌شویم که جامعه و تاریخ خودمان را می‌سازیم. در بنیاد این تغییرات اجتماعی و تاریخی، دیدگاه امام خمینی درباب مسئله عمل قرار دارد. نگرش امام خمینی درباره چیستی، چگونگی و جهت‌گیری عمل، به صورت فشرده‌ای در مفهوم «قیام لله» مندرج است. قیام‌لله یکی از بیّنات و ابرمفهوم‌ها در اندیشه امام خمینی است که در عین ریشه داشتن در فلسفه، عرفان، اخلاق و به طور کل الهیات اسلامی، مفهومی است که از خاستگاه‌های مهم اندیشه امام در تفسیر و ایجاد تغییرِ جامعه و تاریخ ماست.

در اندیشه امام مسئله عمل و قیام‌لله محوریت می‌یابد. این محوریت وقتی به جامعه منتقل می‌شود، انسان ایرانی را به کنشگری فعال و تاریخ‌ساز تبدیل می‌کند.

امام خمینی کمال انسان را به عقل عملی می‌دانند، یا این‌که می‌گویند جمیع علوم مطلقاً عملی هستند و به تعبیری دوگانه علوم نظری / علوم عملی را نمی‌پذیرند.

محوریت و غایت بودگی عمل در اندیشه امام به این معنا نیست که معرفت مهم نیست؛ به این معناست که این معرفت هم در پرتو قیام‌لله امکان می‌یابد؛ به تعبیر امام خمینی قیام لله، معرفت الله می‌آورد، هنگامی که این تفکر مندرج در متون فلسفی، عرفانی و اخلاقی امام خمینی به پهنه اجتماعی می‌آید و به یک معرفت اجتماعی تبدیل می‌شود، تغییر در سرنوشت ممکن و سپس واقع می‌شود.

گفتگو با خبرگزاری مهر

۰ نظر ۱۷ خرداد ۹۹ ، ۲۲:۳۸
مجتبی نامخواه

در این ایام که درگاه‌های متعدد رسانه‌های جریان رسمی، یک‌بار دیگر بحث واقعا بیهوده‌ی‌ ولایت و عدالت را دامن می‌زدند، با پیام‌ها و پرسش‌های متعددی روبرو شدم که می‌خواستند در این باره موضعی- حرفی داشته باشم. با موضع‌گیری در این قبیل موضوعات پیش پا افتاده و فرعی مخالف بوده و هستم. حالا که زمان و رمضان گذشته و می‌بینم هنوز این پرسش برای دوستانی همچنان باقی است، این چند خط را نه به عنوان بازی در زمین سازندگان این دوگانه، بلکه از باب انجام وظیفه در پاسخ به پرسش‌ها می‌نویسم:

۰ نظر ۰۶ خرداد ۹۹ ، ۰۱:۰۱
مجتبی نامخواه

الهیات عدالت‌خواهی: نسبت توحید و عدالت در حرکت‌های انبیا؛ بحثی در حاشیه آیه 25 سوره حدید

حرکت توحیدی از عدالت آغاز می‌شود. در یک جامعه نابرابر، انسان؛ امکان موحد بودن ندارد مگر آنکه این نابرابری را نفی کند. دوگانه‌ای بنام توحید و عدالت وجود ندارد.

دریافت صوت

۰ نظر ۰۵ خرداد ۹۹ ، ۰۲:۵۵
مجتبی نامخواه

الهیات عدالت‌خواهی: بحثی در روش شکل‌دهی به جنبش اجتماعی با محوریت آیه  آخر سوره فتح

 

خداوند با یک استعاره گام به گام، مراحل نهضت را برای ما توضیح می‌دهد. اگر می‌خواهید یک نهضتی داشته باشید که در معیّت با پیامبر(ص) باشد و به این فتح و گشایش اجتماعی که حرکت پیامبر (ص) رسید برسد، باید مراحلی را طی کنید و این مراحل را با استعاره‌ای بیان می‌کند: «مَثَلُهُمْ فِی الْإِنْجِیلِ کَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَىٰ عَلَىٰ سُوقِهِ»

دریافت

۰ نظر ۰۵ خرداد ۹۹ ، ۰۲:۴۷
مجتبی نامخواه


 ایران «جامعه‌تر» از دیگر ملل با بحران‌ها روبرو می‌شود

 

جامعه تر

۱ نظر ۱۴ ارديبهشت ۹۹ ، ۲۲:۲۰
مجتبی نامخواه

الهیات عدالت‌خواهی؛ گذری بر مضامین سوره ماعون

متن بازتنظیم شده (سایت ایام)

 

بسم الله الرحمن الرحیم

خیلی خوش‌وقتم که در این شب‌های نورانی؛ شب‌های مبارک ماه میهمانی خدا؛ توفیق داریم دقایقی را با موضوع الهیات عدالتخواهی در محضر آیات قرآن وروایات اهل بیت علیهم‌السلام باشیم.

امیرالمؤمنین علیه السلام، که به نوعی این ماه منسوب و در ارتباط با ایشان هست، در روایتی به کمیل، آن یار صدیق و وفادار خودش می‌فرماید که «یا کمیل ما من حرکة الا و انت محتاج فیها الی معرفه»: ای کمیل در هر حرکتی که انسان بخواهد انجام بدهد نیازمند معرفت و اگاهی‌ای هست که  آن حرکت را بتواند سامان بدهد؛ جهت بدهد و جهت‌گیری آن حرکت را اصلاح کند و به سمت اصلاح جامعه پیش ببرد؛ حرکت‌های انسان، چه حرکت‌هایی با اهداف معنوی وانسانی باشد چه  اجتماعی، هر حرکتی محتاج به معرفت است.

امروز یکی از مهمترین نیازهای جامعه‌ی ما، که در دشواری های مختلف این نیاز به نحو بیش از پیشی خودش را نشان می دهد، مسأله عدالت و نیاز ما به عدالت است. عقب ماندگی در عدالت مسأله‌ی اساسی جامعه‌ی ماست. اصولاً در نگرش شیعی آن وقتی یک حرکت اجتماعی حرکتی رو به جلو و مترقی است؛ آن وقتی حرکتی به سمت اصلاح جامعه است که هدف و جهت‌گیری اصلی آن قسط و برپایی عدالت باشد؛ برپایی یک جامعه‌ی توحیدی و عادلانه باشد.

امروز این نیاز بیش از همیشه در جامعه ی ما احساس می‌شود و چقدر ابتکار خوبی را دوستان برگزار کننده این جلسه مجازی انجام دادند؛ اگر حرکتی رو می‌خواهند تحت عنوان عدالتخواهی دنبال کنند؛ اگر می‌خواهند تحت عنوان عدالت پرچمی را بلند کنند، این کار محتاج معرفت است. اگر چه حرکت عدالتخواهانه یک حرکت فطری است؛ یعنی انسان‌ها به خودی خود محتاج و در پی این ارزش در جامعه هستند اما سامان دادن یک حرکت اجتماعی در این بستر فطری احتیاج به معرفت دارد و یکی از مهمترین انحا معرفت معرفتی است که به واسطه‌ وحی به مار رسیده است. آموزه های وحیانی حالا یا آن آموزه‌هایی که مستقیم و از طریق آیات قرآن، و یا غیرمستقیم از طریق وجود ذی جود ائمه معصوم به ما رسیده است. ایده الهیات عدالت‌خواهی در واقع تلاش می‌کند آیات و روایاتی را به بحث بگذارد که به طور مستقیم می‌تواند حرکت ما را جهت بدهد؛ نیرو بدهد و روح ببخشد.

امشب مایلم دقایق باقی مانده بحث را درباره‌ی یکی از شگفت انگیزترین سوره‌های قرآن صحبت کنم. سوره کوچکی که ادبیات و لحن کلام آن انسان را واقعا به شگفتی وا می‌دارد و به یک معنا انسان را به هراس می اندازد. من خودم درهمین مدتی که تأمل می‌کردم برآیات کوتاه این سوره‌ی کوتاه واقعا فکر می‌کردم که ای کاش سوره و آیات دیگری رو به بحث می‌گذاشتیم. فکر می‌کنم یکی از هراس‌انگیزترین آیات قرآن را ما در این سوره داریم. می‌بینیم؛ «سوره ی ماعون»

۰ نظر ۰۹ ارديبهشت ۹۹ ، ۲۱:۵۲
مجتبی نامخواه

در گفتگو با روزنامه قدس درباره چارچوب کلی الهیات مواسات گفتم و این‌که چرا مواسات منهای مساوات معنا ندارد؛ و دیگر آن‌که کرونا نابرابری را ایجاد نکرد، تنها آن را آشکار کرد. در ادامه مطلب فایل پی.دی.اف صفحه قابل دریافت است.

مواسات و مساوات

۰ نظر ۰۸ ارديبهشت ۹۹ ، ۰۰:۰۶
مجتبی نامخواه

 

نقدی بر «جهش تولید» از طریق «کاهش حداقل حقوق در مناطق کمتر برخوردار»

 

راهپیمایی کارگری حزب جمهوری اسلامی 1358

راهپیمایی حزب جمهوری اسلامی در روز جهانی کارگر در سال 1358

 

تحلیل‌های رهبر انقلاب، با تمام سرشاری‌شان از امید، در مواردی حاوی نقدهایی به کلی بنیادین است. از جمله در پیام آغاز امسال‌شان؛ در ارزیابی‌ای که از رونق تولید، به مثابه خط‌مشی عمومی سال گذشته داشتند: «لکن اثری در زندگی مردم از آن محسوس نشد». چرا رونق تولید از نقطه نظر «زندگی مردم» بلااثر شد؟ یکی از کاستی‌هایی که مانع درک و تحقق شعار سال گذشته و جاری در زندگی مردم می‌شود این است که این شعارها صرفا اقتصادی و محافظه‌کارانه فهمیده می‌شوند و نه اجتماعی یا  «در زندگی مردم». در نتیجه‌ی این یک‌جانبه‌گرایی یا تقلیل‌گرایی‌ در تحلیل‌ها، راهکارهایی برای رونق تولید مطرح می‌شود که یا به کلی بلااثر است یا در شرایطی درست بر ضد آن عمل می‌کند. در ادامه تلاش می‌شود فرایند بلااثر یا تبدیل شدن جهش تولید به ضد آن، ناظر به یک پیشنهاد توضیح داده شود.

۱ نظر ۰۹ فروردين ۹۹ ، ۰۰:۴۰
مجتبی نامخواه

در تحلیل اجتماعی فقر و نابرابری، دو پرسش مهم وجود دارد. یک پرسش علت فقر است. چرا کسی در جامعه فقیر می‌شود؟ در انگاره‌هایی که به طور مشخص توسط نئولیبرال‌های ایرانی، طبقه مرفه جدید و تمام کسانی که از مسیرهای مختلف دانسته یا نادانسته مدافع نابرابری‌های وضع موجود هستند ترویج می‌شود، علت فقر تن‌پروری، بی‌سوادی و یا بی‌غیرتی فقیران است. البته امروزه کمتر کسی هست که مسائل اجتماعی، از جمله مسائلی پیچیده و چندلایه‌ای مانند فقر و نابرابری را تک عاملی تحلیل کند. مسئله اما این‌جاست که در پیدایی و پایایی فقر، علت اصلی یا مهم‌تر کدام است؟ پاسخ‌های متعددی در برابر این پرسش بنیادین، در تحلیل علت ویژگی‌ها یا عملکرد فقیران را محور قرار می‌دهند.
پرسش بنیادین دیگر این است که آیا فقر عارضه جوامع است یا جوهره آن‌؟ همان‌طور که می‌دانیم فقر و نیازمندی عده‌ای همواره همراه جوامع انسانی بوده است. مسئله این جاست که آیا همراهی همیشگی است یا عارضی؟

*
سه کلمه از روایتی منقول از «عبد صالح» و  شهید امروز هست که به این دو پرسش پاسخ می‌دهد: «لو عدل فی الناس لاستغنوا»؛ این یعنی علت نیازمندی بی‌عدالتی است و جامعه‌ای که در ‌عدالت اجتماعی (فی‌الناس) و بالتبع بی‌نیازی عمومی محقق شده باشد، «ممکن» است.

۰ نظر ۰۱ فروردين ۹۹ ، ۰۱:۱۴
مجتبی نامخواه

درآمدی بر پیدایی بنیادگرایی متحجرانه و مقدس‌مآبی جدید

 

چند سالی است رسم شده هرگاه تحجرِ ریشه دوانده در متن و بطن جامعه مذهبی در جایی بروز می‌کند و سر بر می‌آورد، با برچسب شیعه انگلیسی، سر و ته مسئله را هم می‌آوریم. نمی‌دانم چگونه می‌توان اعلان کرد که اغلب قریب به اتفاق نشانه‌های حادّ تحجر، در کسانی بروز کرده که نه تنها هیچ و تاکید می‌کنم هیچ ارتباطی با ضد انقلاب ندارند، بلکه از قضا به کلی در درون خانواده انقلاب قرار دارند.
ترویج خرافات و مطالب سست و بی‌بنیاد به عنوان طب اسلامی و سنتی، مخالفت با تدابیر بهداشتی، ایجاد دوگانه سلامت/ زیارت، مخالفت‌ها و ان‌قلت‌های انبوه در زمینه محدودیت و سپس تعطیلی مساجد و حرم‌ها و حجم زیاد از مباحث بی‌حاصلی که مآلاً پیشگیری را کُند و به شیوع کمک می‌کند؛ از سوی طلاب جوان یا فضلای موجهی صادر می‌شود که هیچ ارتباطی با شیعه انگلیسی ندارند. هراس انگیزتر از سرایت کروناویروس، سرایت آن چیزی است که در آینه این ایام به عینه دیدیم؛ ما با سرایت ویروسی به مراتب مهلک‌تر از کرونا مواجهیم: مقدس‌مآبی و تحجر.

۰ نظر ۲۸ اسفند ۹۸ ، ۱۱:۱۱
مجتبی نامخواه

تأملی بر تلاقی مسائل زنان و انقلاب اسلامی

آیت‌الله خامنه‌ای پنج دهه پیش در گفتارهای طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن و در گزارشی از وضعیت اندیشه اسلامی از ناکارآمدی فراگیر آن در ایجاد تغییر اجتماعی و جامعه‌سازی سخن می‌گویند. از این‌که اندوخته‌های حکمی کلامی درباره توحید، شامل کلیاتی است که در برابر امر عینی، در مواجهه با مسئله و در تشکیل یک جامعه توحیدی، بی‌اثر است.

 نگاهی کلی و گذرا به پژوهش‌های اسلامی در حوزه زن و البته در سطوحی کلان‌تر در حوزه علوم اجتماعی نشان می‌دهد گویا بار دیگر و نیم قرن پس از آن گزارش انتقادی، وضعیت اندیشه اسلامی به ویژه در حوزه زنان به کلی‌گویی، جزئی‌نگری و مآلاً ناکارآیی در مواجهه با حل مسئله و ایجاد تغییر مواجه شده است. طرفه آن‌که به عنوان نمونه بیش از دو دهه پژوهش متمرکز در حوزه زنان٬ در مواجهه با مسئله زنانگیِ نابرابری، هیچ گفتار مؤثری یا حتی مدونی ندارد. حال آن‌که این از واضح‌ترین مسائل جامعه زنان و جامعه ماست و منابع مالی اغلب پژوهش‌ها و مراکز پژوهشی اسلامی در حوزه زنان نیز همین جامعه و منابع عمومی است.

 تحدید مطالعات و مسائل زنان به موضوع‌هایی در حوالی حجاب و پوشش و خانواده که از اساس طرحی ایستا و متحجرانه است؛ آن‌گاه پافشاری چند ده‌ساله بر این زمین نازا و نادیدن دیگر مسائل حوزه زنان، جملگی در سلسله عاملان وضع موجودِ اندیشه اسلامی در حوزه زنان به شمار می‌روند.

۱ نظر ۲۰ اسفند ۹۸ ، ۱۱:۴۴
مجتبی نامخواه

معرفی یک مجله و پیشنهاد سیزده مقاله

پیش‌تر همواره دلزده از کلی‌گویی‌ها و خشت-کتاب‌های بی‌حاصلِ علوم اجتماعی ایرانی، آرزو داشتم متن‌های تحلیلی و مسئله‌مند روزنامه‌ها و مجلات جهان را بخوانم. کم و بیش می‌دانیم هنوز در جهان روزنامه‌هایی هستند که بر خلاف بولتن‌های حزبی‌ای که در این‌جا روی دکه می‌بینیم عمل می‌کنند. روزنامه‌ها و مجلاتی که به صفحات‌شان را از هجویات سیاسی پُر نمی‌کنند و حامل وجوهی از اندیشه نیز هستند.

یک مثال بزنم؛ چهل‌سال پیش فوکو برای مشاهده انقلاب به ایران آمد و نتیجه مشاهداتش را در چند یادداشت برای روزنامه کوریره دلا سرا نوشت. الان دقیقا چهل‌سال است که برخی اندیشوران علوم اجتماعی در ایران، انتزاعیاتی در مورد آن یادداشت‌های فوکو به هم بافته‌اند که اگر همین‌ها را همان موقع در خیابان‌های تهران یا قم به خودِ می‌گفتند، فوکو هم عابد و زاهد و مسلمانا!

الغرض دوست داشتم مقالاتی را بخوانم که شبیه متن‌های فوکو در روزنامه کوریره دلا سرا باشند: متن‌هایی که عمیقا علمی هستند، آن‌قدری که بتوانند چهل سالی دکان‌دارانی در علوم اجتماعی را سرگرم کند! در عین حال کاملا ناظرند به مسئله‌ها و رویدادهای عینی. مشکل اما آن‌جا بود که خواندن حجم بالایی از مقالات به زبانی غیرفارسی کمی وقت‌گیر و شاید خسته‌کننده باشد؛ به علاوه رصد این همه مجله و روزنامه و انتخاب برخی مقالات از میان آن، به طور عادی از عهده یک نفر خارج است.

چند سالی است اما یک جمع واقعا خوش فکر دقیقاً این کار را می‌کنند. اوائل فقط یک سایت داشتند؛ بعد انتشارات‌شان اضافه شد و بعدتر یک فصل‌نامه. کارشان دقیقاً همان چیزی بود که روزی آرزو داشتم؛ خیلی از ما آرزو داریم ترجمه فارسی مقالات اندیشه‌ای-روزنامه‌ای جهان را بخوانیم و ترجمان با یک دروازه‌بانی عالی، هدف‌مند و فهمیده دقیقاً همین کار را می‌کند؛ مقالات بنگاه‌های معتبری مثل NewYorker، Jacobin، aeon، NewStatesman، Atlantic، Guardian، DemocracyJournal را سایت و مجله ترجمان منتشر می‌کنند. خلاصه این‌که اگر اهل خواندن باشیم، ترجمان چیزی شبیه یک آرزوی تحقق یافته است.

۰ نظر ۱۴ اسفند ۹۸ ، ۱۵:۴۴
مجتبی نامخواه

در روزهای اخیر اقدام‌های رو به جلو علیه کرونا با یکی از هفت نگرش اجتماعی بازدارنده مواجه می‌شد:

اول. عده‌ای گفتند بازی سیاسی طرفداران دولت برای کاهش مشارکت است. برای آن‌ها سیاست مهم‌تر از سلامت است.

دوم. عده‌ای گفتند اعمال محدودیت‌ها برای زدن زیارت و ولایت است. برای آن‌ها درکی که از زیارت و مذهب دارند مهم‌تر از سلامت است.

سوم. عده‌ای گفتند توطئه آمریکا و غرب است. برای این‌ها توطئه مهم‌تر از سلامت است.

چهارم. عده‌ای گفتند سرایت بیماری امکان ندارد! و درمان آن نزد اطباء اسلامی است. برای آن‌ها پاسخ اسلامی به مسئله مهم‌تر از سلامت است

پنجم. عده‌ای گفتند از شنبه همه چیز عادی می‌شود اما شنبه آغاز هفته پیک کرونا ست. آن‌ها متخصص امنیت هستند و برای آن‌ها امنیت مهم‌تر از سلامت است.

ششم. عده‌ای هم تلاش کردند از هر اقدام یا عدم اقدامی برای مخالفت با جمهوری اسلامی و بازتولید هراس در جامعه استفاده کنند. برای آن‌ها براندازی مهم‌تر از سلامت است.

هفتم. عده دیگری هم البته وجود داشتند؛ کسانی که بسترساز برآمدنِ «از شنبه همه چیز عادی می‌شود» هستند اما یا در سکوتند و یا آدرس سازمان بهداشت جهانی را می‌دهند. برای آن‌ها غرب مهم‌تر از سلامت است.

سلامت مسئله برجسته این روزهای ماست. عدالت اما مسئله هر روز ماست. مواضع هفت گانه فوق اما در برابر هرگونه مسئله گرایی مقاومت منفی بازتولید می کنند. از این روی نقش این هفت دسته فوق در قصه عقب‌ماندگی در عدالت، با نقش این روزهاشان تقریباً مشابه است.

۰ نظر ۱۱ اسفند ۹۸ ، ۱۲:۳۱
مجتبی نامخواه