طبقه سه

ارزیابی‌های شتاب‌زده یک طلبه

طبقه سه

ارزیابی‌های شتاب‌زده یک طلبه

طبقه سه

بسم الله
دوست می داشتم این وبلاگ
- این پنجره‌ی سرد و بی‌روح - جز یک صفحه نمی‌داشت
و در آن صفحه جز یک سطر نمی‌بود
و بر آن سطر جز یک کلمه نمی‌نشست
و آن کلمه «خمینی» بود و دگر هیچ نبود...
***
آن‌هایی که همراه پیغمبر بودند و دعوت پیغمبر را قبول کردند همین مردم «طبقه سه» بود، همین فقرا.
صحیفه امام ج8 ص 293
***
معرفی بیشتر وبلاگ در قسمت "درباره طبقه سه" در نوار بالای صفحه

بایگانی
آخرین نظرات
متن زیر گزارشی است که خبرگزاری تسنیم درباره کتاب تولد یک جنبش‌واره منتشر کرده است. (+)
  • ۲۶ آبان ۱۳۹۹
این کتاب درباره «عمار» نیست/ جمهوری‌خواهی فرهنگی در سینما

موفقیت جشنواره فیلم عمار به این دلیل است که توانسته در برابر اراده معطوف به اشرافیت ظاهرالصلاح در حوزه فرهنگ، فرمول‌هایی برای مشارکت مردم ارائه کند.

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، جشنواره مردمی فیلم عمار که امسال قرار است یازدهمین دوره آن همانند سال‌های گذشته در دی ماه برگزار ‌شود، هم از جهت مضامین و هم فرم برگزاری تفاوت بسیاری با انبوه جشنواره‌های فرهنگی و هنری دیگر دارد به صورت سالانه در کشور برگزار می‌شود.

مجتبی نامخواه که فارغ التحصیل دکتری دانش اجتماعی دانشگاه باقرالعلوم علیه‌السلام است، در کتاب «تولد یک جنبش‌واره» به عنوان جلد اول از مجموعه کتاب‌های «جشنواره مردمی فیلم عمار» انتشارات «راه یار»، این جشنواره فیلم را از بُعد اجتماعی و جامعه‌شناسی تحلیل و بررسی کرده است. نامخواه در این کتاب، تلاش خود را برای بازخوانی تجربه جشنواره عمار در دو فصل «عمّار و امر اجتماعی» و «آورده‌های عمار» سامان داده است. نامخواه در فصل سوم نیز بر سه اثر «بانو»، «داد» و «زمستان یورت» از میان صدها اثر برگزیده جشنواره مردمی فیلم عمار متمرکز شده و تحلیل خود را در متن و نقد این سه اثر پی گرفته است. اما نامخواه درباره میزان ارتباط کتابش با جشنواره عمار این چنین می‌گوید که «عجیب خواهد بود اگر ادعا بکنم این کتاب هیچ ارتباطی با جشنواره عمار ندارد و پیش و بیش از آنکه درباره عمار باشد؛ درباره امر اجتماعی و جنبش‌واره است.»

۰ نظر ۲۷ آبان ۹۹ ، ۱۵:۳۳
مجتبی نامخواه
یادداشت زیر در حاشیه مستند «درخشش مکاشفه»، اشاره‌ای دارد به چیستی اجتماعیِ وحدت (مذاهب اسلامی) و چگونگی بازنمایی رسانه آن.

درخشش مکاشفه

 

وحدت (مذا‌هب اسلامی) یک ایده/ واقعیت اجتماعی است که قابل تقلیل به گفتارهای اعتقادی نیست. وحدت بیش و پیش از آنکه همفکری باشد، همزیستی است. بیش از آنکه تفکر و تکفیر باشد، نحوه‌ای از زندگی است و بالأخره بیشتر از آنکه نظریه‌ای در اذهان یا افواه نخبگان باشد، روش و واقعیتی جاری در متن زندگی توده‌های مردم است. 

انگاره‌های متحجرانه درباره وحدت که طی نیمه اول سده اخیر، در برابر اصل ایده وحدت صف‌آرایی می‌کرد؛ طی چهار دهه اخیر و با پیروزی انقلاب اسلامی، به واسطه رسمیت یافتن ایده وحدت، صورت عوض کرده است و در تفسیر چگونگی آن حضور دارد. مسئله امروز، مخالفت صریح با وحدت اسلامی نیست؛ مسئله، تفسیرهای مقدس‌مآبانه‌ای است که برخلاف تفوه به ایده وحدت، با تقلیل آن، ایده وحدت را در عمل به بن‌بست می‌کشانند. 

بسته به اینکه چه میزان دوگانه‌های جدی را در ساخت ایده/ وضعیت وحدت بپذیریم، نسبت به رسوبات تحجر و محافظه‌کاری در حوزه، منفعل یا منتقدیم. دوگانه‌های اجتماعی/ اعتقادی، همزیستی/همفکری، روش/ نظریه، نخبگانی/ توده‌ای، ذهنی/ زندگی از مهم‌ترین دوگانه‌های این مسئله است و امروز حاملان رسوبات متحجرانه تلاش می‌کنند ضمن سکوت در برابر اصل ایده وحدت، با تفسیرهای معوج وحدت، سیاست‌گذاری وحدت را بر اساس آن تفسیر کنند. 

کافی است نگاهی به بازنمایی رسانه‌ای از مقوله وحدت داشته باشیم. آیا صداوسیما و رسانه‌های رسمی، وحدت را به صورت واقعیت اجتماعی جاری در متن زندگی جامعه ایرانی و جهان اسلام بازنمایی می‌کنند یا مسئله‌ای اعتقادی؛ آن هم در گفت‌وگوی انتقادی با اهل‌سنت؟ آیا همزیستی جاری در جوامع اسلامی را بازنمایی می‌کنند یا به انعکاس همفکری روحانیون مذاهب اسلامی بسنده می‌کند؟ آیا وحدت را به مثابه یک روش جاری در زندگی آحاد گوناگون جهان اسلام بازنمایی می‌کنند یا نظریه‌ای متعلق به برخی نخبگان جهان اسلام می‌دانند؟

بازنمایی رسانه‌ای وارونه از مقوله وحدت، از مهم‌ترین عناصری است که زایش کنشِ اجتماعیِ متناسب و برآمده از ایده وحدت را به محاق برده و علایق چهره‌های میان‌مایه و در تاریخ‌ مانده دو طرف را برجسته کرده است. هنگامی که در پرمخاطب‌ترین بازه‌های برنامه مذهبی در صداوسیما باورداشت‌های مشترک اسلامی همچون توحید نیز به صورت مذهبی و فرقه‌ای تفسیر می‌شود؛ وقتی بازنمایی همزیستی جاری در جامعه ایران و جوامع اسلامی، هیچ سهمی از آنتن صداوسیما نداشته و وحدت محدود می‌شود به گفتارهای اعتقادی و مناسبتی ایام خاصی از سال، آیا نباید نگران بسط تفسیرهای محافظه‌کاری بود که با وجود اذعان اولیه به ایده وحدت، صورت‌های ممتنع و ناممکن را از آن ارائه می‌دهند؟

۰ نظر ۱۸ آبان ۹۹ ، ۲۲:۴۱
مجتبی نامخواه

نزدیک‌ترین مفهوم جامعه‌شناختی که برای توصیف منورالفکران/روشنفکران ایرانی می‌توان به کار برد، مفهومی است که «گئورگ زیمل» در حاشیه کارهایش پرورانده: مفهوم «غریبه».

غریبه از آن‌جا که از خارج از جامعه وارد آن می‌شود هم امکان‌هایی برای درک بهتر دارد و هم فرصت‌هایی برای درک بیشتر به جامعه می‌دهد. با این همه غربیه در کنار فرصت‌های ادراکی که به وجود می‌اورد و در کنار این که تغییر را آغاز می‌کند، از نظر اجتماعی از اثرگذاری ناتوان است؛ او همیشه مظنون و در خطر است. به بیان ساده‌تر در نمایش تغییر اجتماعی، غریبه شمرخوان است.

غریبه

نام اثر: غربیه، حبیب الله صادقی

 

این‌که عوض نقد، تجسم ظلم به حضرت زهرا(س) را «میزانسن میخ در پهلو» بخوانی؛ غریبگی است و این که آن را تجسم «الهیات غلو» بخوانی البته غلط است. غُلو هیچ‌گاه بر محور تصویر ظلم به اهل‌بیت(ع) نمی‌شده.

شاید کسانی دوست داشته باشند در نسبت خودشان با مذهب، غریبگی و غلط را واسطه کنند؛ خودشان این راه را انتخاب کردند و چاره‌ای نیست.

غریبگی روشنفکران ایرانی البته مآلاً دیگریِ متحجر، مقدس‌مآب و در تاریخ‌ درمانده‌شان را به پرخاش برمی‌کشد؛ و این دقیقاً میزانسن تفکر اسلامی در دوره معاصر است: سنتز متجددانِ غریبه با تاریخ و سنت و مقدس‌مآبانِ غربیه با جامعه واکنون، پرخاش می‌زاید و گفتگو را می‌کُشد.

هنر انسان/ تفکر انقلاب اسلامی این است که در میانه این میدان، الهیات انقلاب اسلامی و انقلابیگری خود را از جاری اهل‌بیت(ع) برداشت کند؛ متجددان با تاریخ و مقدسان با جامعه غریبه‌اند و خشت بر دریا می‌زنند؛ ما اما به گرداب اندریم؛ ما انسانِ مسوول جامعه و تاریخ خویشیم. حضرت زهرا(س) برای ما الگوی آخرین انقلاب جهانی برای عدالت است؛ او برای ما مادر نهضت‌هاست و ما باید در میانه این دعاوی، مسیر الهیاتی خودمان را پیش ببریم.

روزگارِ تراژدی تقابل با تجدد و تحجر را گذرانده‌ایم و در دوره کمدی آنیم؛ کمدی‌ای با میدان‌داری نوشتک‌ها و مناظره‌ها اینفلونسرهای اینستاگرامی و توییتری و منبری‌ها/ روشنفکرهای تلویزیونی.

تابلو «غریبه»؛ اثر حبیب‌الله صادقی به طرزی هوشمندانه به ما می‌گوید غریبگیِ روشنفکران ایرانی و البته غریبگی دیگری‌های مقدس‌شان، بیش و پیش از آن که فکری-فرهنگی باشد، اقتصادی-اجتماعی است.

 

* این یادداشت را در صفحه اینستاگرامم منتشر کرده بودم که به دلیل ریپورت شدن پست حذف شد.

۰ نظر ۱۳ آبان ۹۹ ، ۱۹:۱۳
مجتبی نامخواه

در نشست سوم از سلسله نشست‌هایی که درباره تحلیل هنری و اجتماعی عزاداری‌های محرم 99  و به همت گروه فرهنگ و هنر دانشکده فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق(علیه‌السلام) و اندیشکده راهبردی اربعین برگزار شده، سعی کردم بازتاب مؤلفه‌های دینداری نسل جوان متأثر از انقلاب اسلامی را در مضمامین و ملودی‌های مداحی‌های دهه اول محرم حاج مهدی رسولی نشان داده و تحلیل و نقد کنم. متن زیر بخشی از ارائه آن شب است که در خبرگزاری دانشجو (اینجا) منعکس شده است.

 

تحلیل مداحی های محرم امسال

۰ نظر ۲۳ مهر ۹۹ ، ۲۲:۲۷
مجتبی نامخواه

 

بررسی‌هایی درباره نسبت موسیقی، مذهب و کنش انقلابی؛ و پرسش‌های پیرامون پدیده‌ی «حامد زمانی»

این یادداشت دو سال قبل، در حاشیه یک بحث تحلیلی درباره موسیقی انقلاب نوشته شده؛ در این متن ضمن بررسی نسبت «کنش انقلابی»، «مذهب و دینداری» و «موسیقی»، برخی از آثار حامد زمانی را به نمایندگی از گونه‌های کارهایش، به اجمال بررسی کرده‌ام. یادداشت به دلایلی منتشر نشده بود؛ روزهای اخیر برای تدوین بحثی مشابه دوباره آن را مرور کردم و برای بررسی بیشتر در این‌جا منتشر می‌کنم.

بررسی تطورات کنش انقلابی در دهه اخیر، ما را با یک تفاوت مهم میان کنش انقلابیِ دهه سوم و دهه چهارم مواجه می‌سازد: کنشگری روی‌آور به انقلاب اسلامی در دهه اخیر آهنگین‌تر از دهه سوم است. این انقلابیگری است که موسیقایی شده یا موسیقی است که انقلابی گردیده است؟ تفاوت چندانی ندارد. واقعیت این است که ساخت کنش انقلابی در دهه چهارم، از انحصار و تقلیلِ سیاست‌زدگی‌های خشک و بی‌روح دهه‌ی پیش از آن خارج شده و توانسته تا حدودی قابل توجه، میان ایدئولوژی و ملودی پیوند برقرار کند. این پیوند انرژی‌هایی را در دو سطح اجتماعی و موسیقایی آزاد کرده است. از جمله‌ی بناهایی که با این نیرو ساخته شده است شکل‌گیری موجی نو در تولید موسیقی‌های انقلابی است. نمی‌توان و نمی‌باید از تحلیل و نقد و حتی نقد رادیکالِ این موج و تغییرات غافل بود. هم‌چنان که نمی‌توان سطح تحلیل‌ را به موسیقی و هنر منحصر کرد و زمینه‌ها و تأثیرات اجتماعی آن را نادیده گرفت.

یادداشت حاضر می‌کوشد در مروری گذرا، درکی اجتماعی از موج اخیر موسیقی انقلاب به دست بدهد. از منظر موسیقی نمی‌دانم اما از منظر مطالعات انقلاب، این موج اخیر در موسیقی انقلابی، تأثیر به سزایی در تطور کنشگری انقلابی داشته است. به همین دلیل است که فراچنگ آوردن درکی اجتماعی از این موج، اهمیت و ضرورت می‌یابد. ضرورتی که طی دو مقدمه و نیم‌گام، به احتمال زیاد دست یافتن بدان را آسان‌تر سازد: یکی نیم‌گامی به عقب و طرح و درانداختن این پرسش که «موسیقی در ساخت کنش انقلابی سال‌های منتهی به انقلاب و دهه‌ی پس از آن چه جایگاهی داشته است؟» و تلاش برای پاسخ تاریخی و فلسفی به این پرسش. نیم‌گام دیگر، محدود ساختن بررسی‌های نوشته، به حامد زمانی؛ خواننده و آهنگساز جوانی که از هر سو بدو بنگریم، نمونه، نشانه و شاید پدیده‌ای است از انقلابیگری‌هایِ آهنگین در دهه اخیر.

۰ نظر ۱۷ مهر ۹۹ ، ۱۷:۴۸
مجتبی نامخواه
این متن را سه - چهار سال قبل در حاشیه برنامه پژوهشی تاریخ شفاهی جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی (دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی)  نوشتم و به دلایلی منتشر نشد. هدف از نشر اولیه در این صفحه، اخذ نظرات اندیشوران گرامی جهت انتشار نهایی آن است. زمانی که این متن را می‌نوشتم هنوز محصولات چندانی از این پروژه منتشر نشده بود. امروز که به لطف خداوند ده‌ها کتابِ تاریخ فرهنگی اجتماعی در این پروژه منتشر شده؛ همواره تصور می‌کنم و امیدوارم این برنامه یکی از معدود روندهایی باشد که بهبود روایت انقلاب اسلامی را در آینده‌ای میان‌مدت نوید می‌دهد.

بیان مسئله

این نوشته در جستجوی «نسبت تاریخ و علوم اجتماعی در ساحت انقلاب اسلامی» به این پرسش می‌پردازد که: «تاریخ مردمی» انقلاب اسلامی در ساخت و تولید نظریه‌ در علوم اجتماعی ایرانی اسلامی یا علوم اجتماعی جایگزین، چه ظرفیت‌هایی به دست می‌هد؟ به عبارت دیگر میان تاریخ مردمی انقلاب اسلامی و تولید یک رهیافت ایرانی- اسلامی و جایگزین در علوم اجتماعی چه نسبتی برقرار است؟ پاسخ کامل به این پرسش امکان و زمینه‌‌های مبسوط‌تری می‌طلبد اما می‌توان امیدوار بود در حد یک یادداشت، ‌طرح‌واره‌ای از پاسخ به دست بیاید. برای این منظور لازم است دو سطح از بحث را دنبال کنیم: یکی این‌که وقتی از «تاریخ مردمی» انقلاب اسلامی حرف می‌زنیم، از چه چیز حرف می‌زنیم؟ و دیگر این‌که میان «تاریخ مردمی انقلاب اسلامی» و «علوم اجتماعی جایگزین» چه نسبتی بر قرار است؟

۰ نظر ۱۰ مهر ۹۹ ، ۱۹:۵۶
مجتبی نامخواه

تلاش کردم در ابتدای بحثم در جمع طلاب مدرسه علمیه مشکات، توضیحی درباره چیستی افشاگری داشته باشم (موضوع‌شناسی)؛ در ادامه و در گفتگو با حضار درباره برخی احکام، عناوین و حدود  فقهی و اخلاقی افشاگری نکاتی را مطرح کردم. فایل صوتی این جلسه در ادامه قابل دسترسی است.

 

پوستر مبانی افشاگری

 

 


دریافت

۰ نظر ۰۸ مهر ۹۹ ، ۲۳:۵۷
مجتبی نامخواه
این یادداشت را در دی‌ماه 97 نوشته بودم اما در دفتر یادداشت‌هایم مانده بود و منتشر نشده بود. این یادداشت بیشتر به دنبال درآمدی بر درک آینده و نسبت آینده‌نگاری و عدالت‌خواهی است و گذری انتقادی دارد بر رمان زایو، نوشته مصطفی رضایی کلوزی.

درک آینده چگونه ممکن می‌شود؟ در روزگار کنونی و در مواجهه با یک انقلاب چهل‌ساله، بیش از همیشه مسئله‌ی آینده داغ است. با این همه عطش جامعه ایرانی برای پاسخ به پرسش «به کجا می‌رویم؟» کم و بیش بی‌جواب است. درک درست از آینده، مستلزم در دست داشتن تصویر روشنی از «پیش از آینده» یا شرایط منتهی به آینده است. برای درک آینده باید تصویری روشن داشته باشیم از اکنونی که در آن قرار داریم و البته گذشته‌ای که پشت سر گذاشته‌ایم. ما این تصویر روشن را نداریم. مسئله این نیست که وضع کنونی ما روشن نیست؛ بیش‌تر و پیش‌تر از این، مسئله این‌جاست که تصویر ما از وضع کنونی ناروشن و تار است.

درک اکنون اجتماعی‌مان نیازمند دانش اجتماعی و انسانی‌ای است که ما در اختیار نداریم. ما چیزهای زیادی از نظریه‌هایی می‌دانیم که اندیشمندان علم اجتماعی در جهانی دیگر یا بخش دیگر از جهان آفریده‌اند. به همان میزان یا کم‌تر درباره‌ی نقد این نظریه‌ها می‌دانیم و درباره اسلامی‌سازی علوم انسانی نظریه داریم. مسئله‌ی ما و اکنون ما را اما آن ترجمه‌ها و این نقدها درک نمی‌کنند؛ حق هم دارند. موضوع نظریه و نقد نظریه، ترجمه و  اسلامی‌سازی است. اساساً در این دو گرایش فکری، چندان قرار نیست به وضع کنونی‌مان و مسائل آن فکر شود. از باب نمونه امروز جامعه ایرانی با مسئله‌هایِ حزن‌‌آفرینی همچون نابرابری اجتماعی و پدیده‌های شوق‌آفرین همچون امکان اجتماعی- نظامی نابودی داعش مواجه است. چقدر به این مسئله‌ها و این پدیده‌ها توجه نظری شده است؟ خیلی خیلی کم و یا تقریباً هیچ. در شرایطی که از دیدن اکنون‌مان الکنیم، آینده را می‌توانیم ببینیم؟

۰ نظر ۰۷ مهر ۹۹ ، ۰۹:۲۵
مجتبی نامخواه

درباره‌ی کتاب «راز جعبه آینه»

این یادداشت را چهار سال قبل درباره کتاب «راز جعبه آینه‌ها؛ جستاری پیرامون جعبه آینه‌های مزار شهدا» نوشتم ولی به دلایلی در مسیر انتشار باقی مانده بود. درک فرهنگی اجتماعی جنگ کماکان یکی از مهم‌ترین مسئله‌های امروز ماست. قبل‌تر اشاره‌هایی در زمینه درک اجتماعی از شهیدان (این‌جا) و دفاع مقدس داشته‌ام(این‌جا)؛ این یادداشت و یادداشتی که سال‌ها قبل با عنوان بررسی‌هایی درباره نظریه اجتماعی غیر رسمی: مناسبات مطالعات دفاع مقدس و رویکردهای پست مدرن منتشر شده، بیشتر تأملاتی است معرفت‌شناختی و روش‌شناختی درباره درک فرهنگی از دفاع مقدس.

اعتراض چندی پیش رهبر انقلاب به یکسان‌سازی مزارهای شهدا، بار دیگر ماجرای این طرح ویرانگر را داغ کرد. کسانی که تا دیروز با بی‌تفاوتی از کنار این مسئله می‌گذشتند یا حتی عاملیت آن را بر عهده داشتند، به یک‌باره در مقام منتقد تمام عیار این طرح ظاهر شده و اندر مضرات این کار سخنانی بیهوده به هم بافتند. در این میان بازخوانی یک اثر پژوهشی درباره المان‌هایی که در این طرح نابود شده‌اند، خالی از لطف نیست. «راز جعبه آینه» کتابی است که دو نیم سال پیش از این منتشر شده و می‌کوشد مطالعه‌ای نشانه شناسانه پیرامون یکی از قربانیان طرح یکسان‌سازی مزار شهدا، یعنی جعبه آینه‌ها داشته باشد.

کوشش «راز جعبه آینه» رخ‌نمایی و تا حدودی بررسی معنایی نشانه‌هایی است که جعبه‌آینه‌ها یا حجله‌های مزار شهدای دفاع مقدس در صدد انتقال آن هستند. بررسی این معانی و تأمل معرفت‌شناختی-روش‌شناختی در باب چگونگی این بررسی، در زمره‌ی مهم‌ترین مسائل و منبعی برای پاسخ مهم‌ترین پرسش‌هایی است که انقلاب اسلامی در مسیر بازتولید فرهنگی خود با آن مواجه بوده، هست و خواهد بود. ناکارآمدی نهادهای فرهنگی نظام جمهوری اسلامی در انتقال معانی منبعث از انقلاب اسلامی، از جمله پرسش‌ها و چالش‌هایی است که در آینده و در کشاکش گذارهای نسلی، بیش از پیش خود را نشان خواهد داد. این پرسش پاسخ‌هایی کلان و صرفاً نظری ندارد. پرسش از چگونگی انتقال معانی انقلاب اسلامی، از دلِ بررسی انتقال‌های محقق و مؤثر معنایی می‌گذرد. امری که حجله‌ها یا جعبه آینه‌های شهدا می‌تواند یکی از نمونه‌های آن به شمار آید. 

 این یادداشت می‌کوشد انتقال معنا در حوزه دفاع مقدس را با تمرکز بر کتاب راز جعبه آینه مورد بررسی قرار داده و البته پیش از این فرامتنی را بررسی نماید که پژوهش در این زمینه را امکان و ضرورت بخشیده است. بنابراین این یادداشت از سه بخش تشکیل شده است. در آغاز به بستر اندیشیدن درباره جعبه آینه‌ها پرداخته شده است. در ادامه کتاب «راز جعبه آینه» را از نظر گذرانده و در نهایت نیز بر اساس این بستر و این اثر، چگونگی بررسی دفاع مقدس را به بحث گذاشته است.

۰ نظر ۰۶ مهر ۹۹ ، ۲۰:۵۶
مجتبی نامخواه
مطلب زیر محتوای چند استوری است که خانم فاطمه عظیمی‌پسند درباره مطلب تجربه یک «عدالت‌خواهی زنانه» در صفحه اینستاگرام‌شان منتشر کرده‌اند.

تحسینی بر نوشته ایشان دارم و در پی آن تحسین، نقدی. البته نگاه آقای نامخواه گرامی را نسبت به زنان زیاد نمی‌شناسم. اما ابتدا لطفا کامل این پست رو بخوانید.

داخل این متن، حق آزادی و انتخاب آزاد و عادلانه به درستی تبیین شده است. وجود عقل برابر و پی آن، قدرت تشخیص و قدرت ورود به عرصه های اساسی سیاسی برابر و بر مبنای شایستگی ها و مهارت اشخاص بدون در نظر گرفتن جنسیت آنها. گویای اینکه تا زمانی که به زنان و قدرت آنها اعتماد نداشته باشیم و همچنان نسبت به فعالیت های میدانی و عملی زنان ترس و واهمه داشته باشیم، در نهایت امر یعنی نتیجه عینی کار در جامعه اصولگرا، همین آش است و همین کاسه!

۰ نظر ۰۴ مهر ۹۹ ، ۲۰:۳۶
مجتبی نامخواه

یادداشت منتشر شده در صفحه اینستاگرام

🔻بر اساس تعریفی که #محافظه‌کاری_مذهبی و سیاسی تا حدود زیادی برای نیروهای انقلاب جا انداخته، وظیفه یا مهم‌ترین وظیفه زن انقلابی عبارت است از فعالیت در عرصه حجاب و عفاف، خانواده، جمعیت، نقد فمینیسم و حداکثر مباحث موسوم به سبک زندگی. کافی است گشتی در اهالی کار فرهنگی داشته باشیم تا چنین واقعیتی را تأیید کنیم.
  🔻در سخنرانی‌ای که رهبر انقلاب از عقب‌ماندگی در عدالت می‌گویند و به وجود آن اعتراف و اقرار می‌کنند و حتی به خاطر آن از خدا و مردم عذرخواهی می‌کنند؛ در کنار مردان از زنان مؤمنی می‌گویند که به همت آنان این مسئله حل خواهد شد.

🔻امروز دچار نوعی تفکر اسلامی راکد هستیم که کل یوم دوگانه‌ای، دعوایی، شبهه‌ای، احتیاطی چیزی جلوی پای خلق‌الله می‌گذارد که احتیاطاً عدالت‌خواهی نکنند و کارهای دیگری اولویت داشته باشد. بر اساس این برداشت از اسلام، واحد خواهران که جای خود دارد واحد برادران را هم چه به جنگ فقر و غنا؛ وقتی این همه مبانی معرفتی و ولایت و مواسات و مطالبه و سیاست اهمیت و اولویت دارد؟

۰ نظر ۰۲ مهر ۹۹ ، ۲۱:۱۲
مجتبی نامخواه
متن زیر مجموعه پرسش‌ها و نقدهایی است که جمعی از اعضای انجمن اسلامی دانشجویان دفتر تحکیم وحدت دانشگاه تبریز در حلقه مطالعاتی خود پس از بررسی یادداشت کنشگری و مشارکت اجتماعی در ایران آینده؛ مدرسه هفت تپه در این زمینه تدوین کرده‌اند.


1.  اعتراض که معادل protest است، نوعی فریاد است در واکنش به یک اقدام نامطلوب ولی آنچه در تحصن هفت تپه اتفاق افتاد نوعی التماس بود برای پرداخت حقوق. این تفاوت زیادی با جنبش‌های اعتراضی دارد. به نظرتان اینگونه از مطالبه گری التماس گونه حداقلی میتواند موجب باز شدن راه مشارکت جدید باشد؟

۰ نظر ۲۶ شهریور ۹۹ ، ۲۰:۵۷
مجتبی نامخواه
مطلب زیر را خانم رها عبداللهی در نقد رویکردِ مطلب کنشگری و مشارکت اجتماعی در ایران آینده؛ مدرسه هفت تپه نوشته و در صفحه اینستاگرام خودشان (اینجا) منتشر کرده‌اند.

هفت تپه مدرسه یا دو واحد اجباری

اعتصاب #هفت_تپه مدرسه نبود؛
یک کلاس جبرانی بود به عنوان واکنش طبیعی عقب‌ماندگی‌ها در مدیریت و مسئله #عدالت!
آیا یک نظام آموزشی با کلاس جبرانی در رشد و پیشرفت موفق خواهد شد؟ یا باید برای تئوریزه کردن مطالبه گری دنبال ایده آل دیگری باشیم؟!
جنبش‌های اعتراضی و به عبارت دقیق تر ناجنبش ها به ویژه اعتراضات صنفی که امروز خود را به عنوان نوع جدید کنشگری اجتماعی در ایران نشان داده اند، اگر چه سیاسیون و مدیران را وادار به دیدن چیزهایی میکند که عمداً یا سهواً نمی‌بینند و در عمل راه دیگری برای این وادارکردن وجود نداشته، اما تثبیت کننده یک روال معیوب هستند. روالی که در آن، همه عادت می‌کنند مطالبات را با اعتراض خیابانی وصول کنند. همه یعنی مردم، مدیران، سیاسیون...
کنش اعتراضی خیابانی مشابه ۷۰ روز اعتصاب کارگران هفت تپه یک راه حل اورژانسی است نه کشف و تجویز راه درمان!

۰ نظر ۲۶ شهریور ۹۹ ، ۰۱:۰۲
مجتبی نامخواه
مطلب زیر را خانم زهرا محسنی‌فر در نقد مطلب کنشگری و مشارکت اجتماعی در ایران آینده؛ مدرسه هفت تپه نوشته و در صفحه اینستاگرام خودشان (اینجا) منتشر کرده‌اند.

نقد مطلب هفت تپه

چند نکته در باب عدالت‌خواهی و مطالبه‌گری در موضوعاتی نظیر #هفت_تپه :
۱- ارتباط مجلس با بدنه‌ی کنشگران اجتماعی برای شناخت و لمس مشکلات و سیاست‌گذاری‌های کلان برای رفع ساختاری عوامل فساد و ناعدالتی ضروری‌است اما نباید به رویه‌ای برای حل مورد به مورد مشکلات تبدیل شود. اینکه حل مشکل کارگران یک شرکت، کارویژه‌ی نمایندگان مجلس می‌شود، از لحاظ انسانی و وجدانی قابل قبول اما از لحاظ ساختاری و حاکمیتی ضعف بزرگی است. اینکه بخشی از حاکمیت وظیفه خود را انجام ندهد و بخش دیگر به ناچار آن را گردن بگیرد، صرفا برای شرایط اضطراری قابل تجویز است.
۲- عدالت اجتماعی از طریق تشکیلات ساختاری محقق می‌شود، نه از طریق ضریب دادن به کنش‌های اعتراضی ضدساختاری. تنها توجیهی که می‌تواند عدالتخواهان را پشتیبان حرکت‌های اعتراضی خیابانی قرار دهد، فقدان بسترهای ساختاری عدالت‌گستری اجتماعی است. همان توجیهی که اضطرار را مجوز اکل میت می‌کند. در ماجرای هفت تپه اعتراض تنها راه پیش رو بود.

۰ نظر ۲۶ شهریور ۹۹ ، ۰۰:۵۵
مجتبی نامخواه

 

هفتاد روز اعتراض کارگرانِ هفت تپه یک قاب یا فریم از آینده بود؛ بلکه می‌توان گفت یک پنجره یا مدرسه بود برای درک وضعیت کنشگری و مشارکت اجتماعی سیاسی در ایران آینده. این یادداشت تلاش می‌کند مروری داشته باشد بر مهم‌ترین نکته‌هایی که در تفسیر فرامتن این رویداد قابل توجه است.

گزیده یادداشت:

🔻ما اکنون در زمانه‌ای شرکت می‌کنیم که دو گونه از کنشگری و مشارکت اجتماعی در آن قابل شناسایی است. مشارکت کلاسیک که در چارچوب انتخابات، احزاب و نهادهای مدنی و خیریه انجام می‌شود و مشارکت جدید در قالب حرکت‌های شهروندی و جنبش‌های اعتراضی.

🔻به مورد هفت تپه بازگردیم؛ از یک موضع کاملاً هم‌سو با انقلاب اسلامی نگاه کنیم: آیا تأثیر مثبت و سازنده اعتراض هفت تپه بر بهبود شرایط اجتماعی و تحقق آرمان‌های انقلاب اسلامی، از مشارکت‌های متداول و کنش‌های احزاب رسمی کمتر است؟  

🔻گونه‌ای جدید از مشارکت اجتماعی متولد شده است اما احزاب تلاش می‌کنند حاکمیت را متقاعد کنند همچنان مشارکت اجتماعی و سیاسی را به نحو کلاسیک بفهمد و به رسمیت بشناسد.

🔻این جنبش‌ها در مقایسه با حرکت‌های معمولِ ذیل جناح‌های رسمی، از قدرت بسیج کنندگی فوق‌العاده بیشتری بر خوردارند. کنشگران این حرکت‌ها از انگیزه‌های به مراتب قوی‌تر برخودارند.

🔻ساخت کنش در این جنبش‌های اعتراضی هرگز شباهتی با سازوکارهای کنشگری احزاب یا سازمان‌های مدنی ندارد. آن‌ها به معنای متداول جنبش نیستند. رسانه رسمی، مانیفست یا بیانیه، کادر و شورای مرکزی و رهبر یا چهره شاخص ندارند اما توانایی فوق‌العاده‌ای در تعیین دستور کار احزاب رسمی و ملی و همچنین نهادهای حاکمیتی دارند.

🔻در ماجرای اعتراض هفت تپه این حرکت اعتراضی در شهر شوش توانست نمایندگانی را در پایتخت درگیر مسئله‌های خود کند که چند ماه قبل بدون هیچ‌گونه ایده یا برنامه خاصی در این زمینه‌ها در رقابت‌های انتخاباتی شرکت کرده بودند. کارگران هفت تپه توانستند حمایت کسانی را جلب کنند که در جریان فعالیت‌های متداول حزبیِ خود هیچ تعهدی برای حمایت از حقوق مدنی و کنشگری طبقات فرودست ابراز نکرده‌اند؛ هیچ‌گاه از به رسمیت شناخته شدن حرکت‌های اعتراضی سخنی به میان نیاورده و به نابرابری‌های حاصل از خصوصی‌سازی هیچ اشاره‌ای نداشته‌ و حتی از بیان گفتارهایی کلان درباره عدالت و نابرابری هم صرف نظر کرده بودند.

🔻این جنبش‌ها یک پاسخ کاملاً ابتکاری به مسئله مرکز- پیرامون پیش کشیده‌ و  مسیر طرح مسئله را به کلی معکوس کرده‌اند: آن‌چه در مرکز مسئله احزاب و بازیگران رسمی میدان سیاسی است در پیرامون بازتولید نمی‌شود؛ بلکه آن‌چه برای کارگران  شوش مسئله است، دستور کار  مرکز را تعیین می‌کند. هفتاد روز هفت تپه یک مدرسه است برای آموختن کنشگری اجتماعی در ایرانِ آینده.

 

متن کامل یادداشت در ادامه مطلب

 

۰ نظر ۱۵ شهریور ۹۹ ، ۲۱:۲۸
مجتبی نامخواه

 

گفتگو درباره عدالتخواهی شهید اژه ای

دریافت
حجم: 41.9 مگابایت
توضیحات: گفتگوی لایو با مجموعه شهید اژه‌ای درباره عدالت‌خواهی
زمان گفتگو یک ساعت و نیم

 

گزیده گفتگو:

حرکت امام حسین علیه‌السلام حامل تعاریف مهمی درباره عدالت است. از جمله آن‌جا که می‌گویند:

«أَنَّ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیَ عَنِ الْمُنْکَرِ دُعَاءٌ إِلَى الْإِسْلَامِ مَعَ رَدِّ الْمَظَالِمِ وَ مُخَالَفَةِ الظَّالِمِ وَ قِسْمَةِ الْفَیْ‏ءِ وَ الْغَنَائِمِ وَ أَخْذِ الصَّدَقَاتِ مِنْ مَوَاضِعِهَا وَ وَضْعِهَا فِی حَقِّهَا ثُمَّ »؛ این دقیقا تعریف عدالت اجتماعی است؛

یا آن جا که می‌فرمایند:

«أَمَّا حَقَّ الضُّعَفَاءِ فَضَیَّعْتُمْ وَ أَمَّا حَقَّکُمْ بِزَعْمِکُم‏ فَطَلَبْتُمْ».


البته به نظرم ما پرسشی داریم که مهم‌تر از پرسش از چیستی قسط است. مهم‌تر از «تعریف عدالت چیست؟» پرسیدن این پرسش است که «عدالت چه اهمیتی دارد که اباعبدالله(ع) برای  آن قیام می‌کند؟»؛ «قسط چه پدیده‌ای است که انسان‌هایی برای آن حاضرند جان خود را فدا بکنند؟»
نگاه اباعبدالله (ع) و اصحاب آخرالزمانی او این است که بدون قسط برپایی جامعه توحیدی و حتی توحید امکان ندارد. این نگاه است که قسط را تا آن اندازه ارزشمند می‌کند که حسین(ع) برای آن فدا می‌شود و طنین این نگاه  چهارده قرن بعد اصحاب آخرالزمانی امام حسین(ع) را می‌آفریند. امثال شهید حمید رمضانی که در نامه‌ای به پسر یک‌ساله‌اش علت شهادتش را این چنین توضیح می‌دهد: «برای این که نمی‌توانست نابرابری‌ها را ببیند و سکوت کند».

۰ نظر ۱۴ شهریور ۹۹ ، ۲۲:۱۸
مجتبی نامخواه

گفتگو با نسیم آنلاین (اینجا)

 

حجت‌الاسلام مجتبی نامخواه در گفت‌وگو با نسیم آنلاین گفت: نوع مواجهه ما با محرم و چگونگی برپایی مناسک، با وجود محدودیت‌های همیشگی و محدودیت‌های اخیر، به نوع نگاهی که ماجرای محرم داریم بستگی دارد. یک محرم تاریخی برای بازتولید مناسک و آیین‌های خود در جامعه هیچ مسئله و مرز اجتماعی‌ای ندارد. قبل از این نداشت و در شرایط اکنون و بیماری کرونا هم ندارد. اما نگاه اجتماعی به محرم، نگاهی که تلاش می‌کند در ماده و صورت، در فرم و در محتوایِ آیین‌ها و مناسکِ محرم، به مضامین و اهداف قیام امام حسین (علیه‌السلام) ارجاع بدهد؛ همواره به امکان‌های اجتماعی برای بازتولید آرمان‌های قیام اباعبدالله (ع) فکر می‌کند و تلاش می‌کند با بازشناسی مسئله‌ها و محدودیت‌ها، عشق خود را ابراز کند، این یک چارچوب کلی است.

فرم و محتوای مناسک محرم باید تبلور اهداف قیام سید‌الشهدا باشد

مهم‌ترین چارچوبی که امام خمینی در تحلیل چیستی انقلاب اسلامی طرح می‌کنند و رهبر انقلاب هم همین چارچوب را بعدها شرح می‌دهند؛ چارچوب جدال و به تعبیر دقیق‌تر جایگزینی دو اسلام است.

این تحلیل را امام با همین این تعبیر «جایگزینی» دارند. امام خمینی می‌گویند انقلاب اسلامی عبارت است از جایگزینی «اسلام ناب» با «اسلام سلطنتی»، «اسلام سرمایه‌داری»،‏‎ ‎‏«اسلام التقاط» و در یک کلمه «اسلام آمریکایی». رهبر انقلاب بعدها در مواقف گوناگون از جمله در پیامی که به مناسبت نخستین سالگرد امام خمینی دارند، همین مفهوم جایگزینی را در سطوحی ده‌گانه شرح می‌دهند. توجه داریم که تحلیل انقلاب در چارچوب جایگزینی دو اسلام، از دگرگونی انقلابی، یک تفسیر و تصویر فکری ارائه می‌دهد. در این تصویر از انقلاب، شما با انقلاب به مثابه یک امر تشکیکی مواجهید. یعنی از یک‌سو انقلاب به معنای درگیری و دوگانه در تمام ساحت‌های فکری و اجتماعی حضور دارد و گام به گام ممکن است به پیش یا پس برود. اگر بر این اساس به بحث خود درباره محرم برگردیم؛ می‌بینیم که محرم، تفسیر و تحلیل فکری و ذهنی ما از قیام عاشورا و نمود عینی این تفسیر در چارچوب آیین‌ها و نمادها و غیره؛ یکی از مهم‌ترین میدان‌های این تقابل فکری انقلاب و یکی از میدان‌های بروز این دوگانه است.

۰ نظر ۲۹ مرداد ۹۹ ، ۲۱:۱۳
مجتبی نامخواه
برخی دوستان و مخاطبان بزارگوار، مباحثِ پیشینِ وبلاگ که در ارتباط با امر اجتماعی بوده، از جمله مطلب «بازگشت به امر اجتماعی» و کتاب «تولد یک جنبش‌واره» را دنبال کرده و درباره چیستی امر اجتماعی پرسش‌های مهمی را مطرح کرده بودند. در این گفتگو تلاش شده در حاشیه کتاب تولد یک جنبش‌واره، جشنواره عمار و آثار بخش ملت قهرمان این جشنواره، مستند بانو و همچنین در حاشیه روایت دو تن از انسان‌های انقلاب، به بخشی از پرسش‌ها درباره امر اجتماعی و نسبت آن با امر انقلابی پاسخ داده شود.

 

منتقد ماکسیم گورکی، وسط میدان کربلای پنج چه می‌کند/ «تولد یک جنبش‌واره» ارتباطی با جشنواره عمار ندارد!

 

جشنواره عمار در بدو تولد خود، از یک آرمان عدالت‌خواهانه بر می‌خیزد و از بحران و «فتنه» سال ۸۸، فراتر از یک تحلیل سیاسی و مسئله امنیتی، یک درک اجتماعی و عدالت‌خواهانه به دست می‌دهد.

به گزارش مشرق، حجت‌الاسلام ... مجتبی نامخواه در کتاب «تولد یک جنبش‌واره» تلاش کرده جشنواره مردمی فیلم عمار را که در اولین سالگر فتنه ۸۸ شکل گرفته است، از بُعد اجتماعی و جامعه‌شناسی تحلیل کند. جشنواره‌ای که در اولین سالگرد فتنه ۸۸ شکل گرفت و امسال در آستانه یازدهمین دوره خود است. این جشنواره، علاوه بر اقبال مردمی، بارها مورد توجه رهبر معظم انقلاب نیز قرار گرفته و تنها جشنواره‌ای است که عوامل آن با رهبر انقلاب دیدار خصوصی داشته است.

نامخواه در کتابش، علاوه بر بازخوانی تجربه جشنواره عمار در دو فصل «عمار و امر اجتماعی» و «آورده‌های عمار»، بر سه اثر از میان صدها اثر منتخب این جشنواره نیز متمرکز شده و با توجه به آنها، نظرات خود پیرامون وجوه اجتماعی جشنواره عمار را بسط داده است. با دکتر نامخواه درباره این کتاب، گفتگویی داشتیم که در ادامه می‌آید.

**: کتاب در بعضی بخش‌ها از مدار تحلیل بی‌طرف خارج می‌شود و به وادی تجلیل از جشنواره عمار وارد می‌شود؛ موضوع کتاب، تحلیل جشنواره عمار است یا تجلیل از آن؟

در واقع هیچ‌کدام! عجیب خواهد بود اگر ادعا بکنم این کتاب هیچ ارتباطی با جشنواره عمار ندارد و پیش و بیش از آنکه درباره عمار باشد؛ درباره امر اجتماعی و جنبش‌واره است. امر اجتماعی چیست؟ ببینید تلاش برای تحقق یک وضعیت دیگر اجتماعی، مستلزم دگرگونی است. سطحی از این دگرگونی در انقلاب رخ می‌دهد. پس از انقلاب چه می‌شود؟

جامعه که نمی‌تواند تا ابد در شرایط انقلابی و هیجانات سیاسی و اجتماعی باقی بماند. باید به زندگی بازگردد. در اینجا مطالعه‌ها و تحلیل‌های محافظه‌کارانه می‌گویند ترمیدور و بازگشت انقلاب رخ می‌دهد. حالا اگر آن نیروی دگرگون‌ساز در جریان انقلاب، آن کسانی که هویت خودشان را معطوف به آرمان‌های انقلاب تعریف کردند؛ بخواهند پس از فروپاشی نظم سابق و برپایی نظام جدید به تلاش‌شان برای تحقق آن وضع دیگر ادامه بدهند، باید چه کار کنند؟ پاسخ، معمولاً این است که انقلابی باشند، انقلابی بمانند و انقلابیگری کنند.

۰ نظر ۲۲ مرداد ۹۹ ، ۱۴:۴۱
مجتبی نامخواه

جنبش عدالت‌خواهی امروزِ ایران فراتر از ابعاد اجتماعی، پیوستی معرفتی- الهیاتی دارد. پروژه/ نهضتی فکری که از بازخوانی و بازتولید تفسیر خاصی از دین و اسلام آغاز می‌شود و به تحقق حرکت‌های اجتماعیِ دگرگون‌ساز در جامعه ختم می‌گردد. ابعاد معرفتی و الهیاتی عدالت‌خواهی چیست؟ بر چه بستر کنونی و ریشه‌های تاریخی‌ای ایستاده و با کدامین دیگری‌های فکری و اجتماعی مواجه است؟ نوشته زیر، با تأکید بر غدیر به مثابه یک نمونه و نشانه، در پی پاسخ به این پرسش‌هاست.

۰ نظر ۱۹ مرداد ۹۹ ، ۲۳:۵۴
مجتبی نامخواه

متن ویراسته گفتاری در جمع خانواده‌های شهدای پاکستانی مدافع حرم، شب عید غدیر، 17 مرداد 1399

 

سلام عرض می‌کنم خدمت حضار محترم؛ فرزندان گرامی شهدای گرامی زینبیون

یکی از مهم‌ترین مسائلی که در این شب گرامی می‌توانیم درباره آن صحبت کنیم دو درک از غدیر است: یکی درک فردی و معنوی رایج و دیگری درک اجتماعیِ تا حد زیادی مهجور. درک فردی از غدیر بر فضائل امیرالمؤمنین(ع) متمرکز می‌شود. نتیجه این تفسیر از غدیر بیشتر تاریخی است و گرامی‌داشت‌های حاصل از این نگاه، متوقف در چراغانی و سروده‌خوانی. درک اجتماعی از غدیر اما نیاز امت به علی(ع) را در کانون توجه خود قرار می‌دهد. تأکید می‌کند که نیاز جامعه اسلامی به عدالت اجتماعی زمینه شکل‌گیری رویداد غدیر است. تصریح می‌کند نتیجه غدیر برآمدن مردی است که نه فقط در زمانه حاکمیت دیگران بلکه در اوج حکومت خود بر سرزمین‌های پهناور اسلامی، دغدغه جنگ فقر و غنا و عدالت اجتماعی را دارد. می‌فرماید نگاه کنید که جامعه را سراسر رنج و حرمان محرومان و کفران نعمت اغنیا فرا گرفته است: «فهل تبصر الّا فقیراً یکابد فقرا او غنیاً بدل نعمه الله کفرا»؟ سپس انسانی را طلب می‌کند که می‌توانیم آن را انسان غدیر بدانیم. اگر غدیر را یک مکتب بدانیم انسان غدیر از نظر صاحب این مکتب عبارت است از کسی که تغییر دهنده این نابرابری‌ها باشد: «ظهر الفساد؛ فلا زاجر مزدجر؛ فلامنکر مغیّر». انسان غدیر کسی است که مغیّر و تغییر دهنده این اوضاع باشد.

امام خمینی همه ما را با معنای دوم از غدیر آشنا کرد. نتیجه این شد که سراسر جهان اسلام را مبارزانی فراگرفت که انسانِ غدیر بودند. اندیشه چپ در جهان، یک چگوارا داشت که در آرژانتین به دنیا آمده بود؛ در جریان انقلاب کوبا مبارزه کرده بود و در بولیوی کشته شده بود. یک بُعد مهم جذابیت چگوارا، جهان‌وطن بودن آن بود. نگاه عدالت‌خواهانه امام خمینی به مذهب و به غدیر اما انبوهی از انسان‌هایی را آفرید که به معنای واقعی جهان‌وطن بودند. مستضعفینی که در پاکستان متولد می‌شدند، در ایران درس می‌خواندند و هزاران کیلومتر آن‌سوتر از محل تولدشان در سوریه به شهادت می‌رسیدند. قهرمان‌هایی که برای انسان‌ می‌جنگیدند. به روایت شبستر راز: «جهان انسان شد و انسان جهانی»؛ انسان‌هایی جهانی که برای جهان انسانی مبارزه می‌کردند و شما فرزندان چنین قهرمانان و چنین انسان‌هایی هستید. هر چند جهان آشفته ما، رسانه‌های وارونه ما این قهرمانی را روایت نکنند. هنگامی که نگاه عدالت‌خواهانه و انسانی به غدیر و به کل مذهب به میان آمد، مرزهای زمین بی‌معنا می‌شود و انسان‌هایی جهانی خلق می‌شوند.

۰ نظر ۱۸ مرداد ۹۹ ، ۲۳:۳۱
مجتبی نامخواه

به دعوت تشکل طلبگی ربیون، در دومین دوره/ گردهم‌آیی طلبگی عصر اقامه شرکت کردم. در این برنامه که به دلیل محدودیت‌های این روزها به صورت مجازی برگزار می‌شد درباره تحجر بحثی ارائه کردم که بعدتر فایل آن را به اشتراک خواهم گذاشت. در حاشیه جلسه برای شرح بیشتر مباحث، چند متن هم درباره تحجر معرفی کردم که فایل آن در ادامه می‌آید.

درباره تحجر با تمام اهمیت آن تنها سه چهار کتاب و مقاله بیشتر سراغ ندارم که در موقع مقتضی باید مورد نقد و بررسی بیشتر قرار بگیرند. اجمالاً آوردن‌شان در معرفی منابعِ این گفتار وجهی نداشت و متن‌های معرفی شده بیشتر برای طرح سرفصل‌های مرتبط با تحجر و بسط مباحث ارائه شده بود.

 

 

عصر اقامه

دریافت
حجم: 92.8 کیلوبایت
توضیحات: چند متن درباره تحجر

۰ نظر ۱۸ مرداد ۹۹ ، ۲۲:۵۴
مجتبی نامخواه

گفتگو با روزنامه قدس درباره مفهوم جنگ فقر وغنا در اندیشه امام خمینی

 

جنگ فقر و غنا روزنامه قدس

 

دریافت فایل PDF

دریافت
حجم: 397 کیلوبایت
توضیحات: جنگ فقر و غنا در اندیشه امام خمینی
 

گزیده گفتگو

🔻امام(ره) به ما تذکر می‌دهد جنگ حق و باطل، انتزاعی و بریده از اختصاصات و تعینات تاریخی و اجتماعی نیست و جنگ حق و باطلی که بی‌تفاوت به جنگ فقر و غنا باشد، نبرد حق و باطل نیست. فرهنگ اسلامی، اسلام نابی که جنگ حق و باطل را در حد مرزهای جامعه نیاورد و به آن تعین خاص اجتماعی ندهد که جنگ حق و باطل امروز ما نیست. جنگ حق و باطل یک حیث انتزاعی و ذهنی دارد که در جای خودش مهم است و یک حیث کاملاً انضمامی دارد. توجه به این بعد آن کاری است که پیام قطعنامه دارد انجام می‌دهد.

۰ نظر ۰۲ مرداد ۹۹ ، ۰۰:۱۱
مجتبی نامخواه

برشی از برنامه سه دیدار

ادبیات جنگ فقر و غنا، ادبیاتی است که امام، گذشته، حال و آینده انقلاب را در آن تصویر می‌کند.

دامنه جنگ فقر و غنا امروزه چنان گسترده شده که همه ابعاد زندگی ما چون  آموزش، درمان و... را در بر گرفته است.

اگر ما در جنگ فقر و غنا مغلوبه بشویم، تمام عرصه‌های حیاتی زندگی ما را تبدیل به کالا می‌کنند و تمام امکان زیستن و امکان زندگی کردن از دسترس طبقات پایین خارج می‌شود و جامعه ما به نقطه‌ای می‌رسد که فاصله دهک پایین و بالای آن در هزینه‌ای که برای آموزش می‌کند، بیش از پنجاه برابر است.

 


دریافت
مدت زمان: 2 دقیقه 44 ثانیه

***

مطالب بیشتر درباره جنگ فقر و غنا

 

۰ نظر ۰۱ مرداد ۹۹ ، ۰۱:۰۲
مجتبی نامخواه

مروری بر واکنش‌های دیندارانه‌ مردم جهان به بیماری همه‌گیر کروناویروس

 

پیشینه:

در ماه‌های اخیر و در خصوص مسائل ناشی از بیماری‌گیر کرونا، تأمل و جستجو از سه منظر را مهم می‌دانستم؛ این سه محور عبارتند از:  

  • بیماری بیماری و نابرابری (بازخوانی تجربه دوران بیماری همه‌گیر از منظر سیاست اجتماعی)
  •  بیماری و دینداری (بررسی وضعیت دینداری در زمانه بیماری همه‌گیر)
  •  بیماری و یاری (بازخوانی تجربه یاریگری در برابر بیماری همه‌گیر)

در هر سه حوزه به نتایجی اولیه دست پیدا کردم که به امید دریافت نظرات و برای بهبود بحث‌ها، این نتایج را در قالب چند گفتگوی لایو، یادداشت و سخنرانی به اشتراک گذاشته و یا مطالبی در شبکه‌های اجتماعی منتشر کردم. تلاش می‌کنم برای جمع‌بندی بیشتر، به مرور این نتایج را در وبلاگ نیز قرار بدهم.

متن زیر یادداشت و گزارشی مقدماتی است برای بحثی که در محور بیماری و دینداری دنبال می‌کردم. این متن سه ماه قبل تدوین شده و ناظر به واکنش‌های آن هنگام است؛ هر چند طی این سه ماه بر خلاف کمیت احتمالاً کاهشی، کیفیت واکنش‌های دین‌دارانه به مسئله کرونا تغییر چندانی نکرده است.

از دوستان دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی و تیم پژوهشی برنامه ایام به خاطر همکاری در ارائه داده‌های رصدی این متن ممنونم.

۰ نظر ۱۸ تیر ۹۹ ، ۲۳:۴۹
مجتبی نامخواه

در ایام اخیر و به اقتضای این بیماری همه‌گیر، از منظرهای مختلف درباره مسائل آن جستجو کرده و برخی نتایج  اولیه آن را، به امید نقد و تکمیل، در فضای مجازی به اشتراک گذاشتم. متن زیر چهار فرسته‌ای است که از منظر مرگ‌آگاهی به این مسئله توجه کرده، می‌کوشد طرحی از بحث در این حوزه را پیش بکشد و پیش از این در صفحه اینستاگرامم منتشر شده است.

 


 

مرگ، عشق، زندگی
در حاشیه جهاد در غسالخانه

🔽 معنای زندگی بسته به این است که چه تصویر و تفسیری از مرگ داریم.
همبستگی میان «معنای زندگی» و «چیستی مرگ» به آن اندازه است که تطور درک انسان‌ها از مرگ، ادوار زندگی اجتماعی و تمدنی انسان را رقم می‌زند. چه آن‌که رنسانس اعراض از مرگ‌اندیشی سقراطی بود.
🔽 در تحلیل‌هایی پردامنه، امام خمینی به ما نشان می‌دهد که چگونه شهادت‌خواهی و «عشق به موت» انسان دیگری را در زمین تاریخی و جهان اجتماعی ما خلق کرد: انسان انقلاب اسلامی مولود و مولد تطور معنای مرگ بود.
🔽 انسان انقلاب اسلامی در تجربه‌زیسته خود با مرگ زندگی می‌کرد و برای او مردن همان زندگی بود. این معنا از مرگ، زندگی دیگری را برای جامعه ایرانی رقم زد و به او این امکان را داد تا تاریخ خود را ایجاد کند؛ جامعه خود را بسازد و در جنگی مستمر بایستد.
شهید نماینده جامعه بود برای مواجهه با مرگ. در این مواجهه شهید برای جامعه معانی و گونه‌های جدیدی از زندگی به بشارت می‌آورد. در عالم رازی است که جز با خون افشا نمی‌شود و شهید جان خود را هزینه را می‌دهد تا آن راز را برای دیگران افشا کند. .
🔽 کسانی که می‌میرند با مرگ مواجه نمی‌شوند. تجربه مواجهه با مرگ برای کسانی ممکن می‌شود که از حجاب هراس از مرگ رها شده و زندگی‌شان در دامنه آتش‌فشانِ مرگ بنا کنند. چه چیزی به انسان امکان رفتن به مرگ و تجربه مواجهه با آن را می‌دهد؟ مرگ کوچک. به تعبیر ابن‌عربی عشق «موت الاصغر» است و تنها مرگ کوچک است که می‌تواند امکان مواجهه با مرگ بزرگ را فراهم آورد.

 

۰ نظر ۱۸ تیر ۹۹ ، ۱۱:۱۳
مجتبی نامخواه

نقد زیر را برزگواری به نام مرتضوی درباره مطلب انسان ایرانی «گرگ انسان» نیست کامنت گذاشتند.


البته با عبارت «جامعه تر» که به کار بردید و همان طور هم که از آن مشخص است؛ برای اثبات چنین چیزی، باید رفتار، نیات و تعاملات اعضای جامعه با یکدیگر به گونه ای «جامع» ، «عمیق» و دارای «اثر زیاد» و «محسوس» باشد تا بتوان از آن نتیجه گرفت که ما واقعا «جامعه تر» هستیم.

شما برای اثبات فرضیه ی خود، به مدت زمان محدودی به یک سری از رفتارهای کسری از جامعه که مثبت بود اما فاقد عمق، اثر و از همه مهمتر، جامعیت و استمرار بود؛ اشاره کردید در حالی که پس از سپری شدن آن دوره ی زمانی کوتاه، دیگر شاهد آن یاریگری، خودداری از حرص و به فکر دیگری بودن، بخشیدن اجاره بها و... نیستیم ، برعکس (و البته که بدتر) شاهد مسابقه در حرص و طمع در عمق لایه های جامعه، افزایش اجاره بها و مسکن و مایحتاج و ارزاق هستیم که البته به گفته مسئولان عالی و رسمی کشور، هیچ دلیل منطقی برای آن وجود ندارد و این افزایش ها و زیاده خواهی ها، صرفا به خاطر جبران فروش کم و به دست آوردن سود بیشتر و ضررهایی است که در دوران اولیه همه گیری کرونا وارد شده است.

۰ نظر ۱۴ تیر ۹۹ ، ۰۰:۰۴
مجتبی نامخواه

گاهی مطالب منتشر شده در این صفحه با نقدهایی مواجهه می‌شوند. فارغ از این که این نقدها را وارد می‌دانم یا نمی‌دانم؛ و یا پاسخی دارم و ندارم؛ به خاطر اهمیت بازاندیشی، گفتگو و اطلاع از دیدگاه‌های متفاوت، از این به بعد این نقدها را همین‌جا بازنشر می‌کنم.

قبل‌ترها هم نقدهایی بود که البته برایم مهم بودند اما به ذهنم نرسیده بود که متنشر کنم. در مواردی که برایم ممکن باشد، بعد از گذشت چند وقتی، برخی از مهم‌ترین پاسخ‌هایم را نیز مدون و منتشر خواهم کرد. این نقدها را در بخشی جداگانه در موضوعات، تحت عنوان نقد طبقه سه و هم‌چنین از طریق همین کلمه کلیدی دنبال کنید.

*****

نقد زیر را بزرگواری به نام آقای وحید طراوت درباره مطلب کنکاشی در ریشه‌های فکری عقب‌ماندگی در عدالت در محیط پیام‌رسان بله منتشر کرده است.

۰ نظر ۱۳ تیر ۹۹ ، ۲۳:۵۵
مجتبی نامخواه

به روز بودن یا به قاعده بودن؟

یکی از تعابیر یا مفاهیمی که کم و بیش درباره چگونگی زندگی اجتماعی طلاب زیاد به کار برده می‌شود، مفهوم «به روز بودن» است. به روز بود موضوع، مضمون و زمینه گپ و گفت‎ها و تصمیم‌ها و تجویزهای فراوانی است؛ اما مفهوم «به روز بودگی» چه معنای محصلی دارد و معادل کدام مفهوم یا واژه‌یِ به کار برده شده در کدام متن معتبر و موجه است؟ در کدام نظریه یا دانش به آن پرداخته شده است؟ در این‌ نوشته می‌خواهم تا حدی استدلال و تأکید کنم که این ترکیب و تعبیر، اهمیت و یا حتی معنای چندانی ندارد؛ گمان می‌کنم این مفهوم که این همه در تعیین و تصمیم‌های شخصی برای شکل‌دهی به زی‌طلبگی مهم انگاشته می‌شود، مهم نیست. بر این باورم که مفهومِ «به روز بودن» و برجسته بودنِ این مفهوم در ارتباط با کنشگری اجتماعی روحانیت، بیش از هر چیز یک تعبیرِ تا حدودی عامیانه و ناشی از پیش­فرض‌هایی برگرفته از سویه‌های نظری، کژکارکردهای ساختاری و زمینه‌ای گسترده‌‌تر از تغییرات و مناسبات اجتماعی است. این یادداشت می‌کوشد این سه زمینه را شرح داده و معطوف به پاسخی جایگزین، نقد نماید.

۰ نظر ۰۷ تیر ۹۹ ، ۰۰:۱۸
مجتبی نامخواه

 

متن زیر بحثی است که  خردادماه سال98 و در نشست رونمایی از «پایگاه مطالعات انقلاب اسلامی حوزه های علمیه خواهران» ارائه شده است.

متفکران حوزوی انقلاب اسلامی

 

انقلاب و مسئله ارتجاع

یک مسئله ای که در خصوص انقلاب ما مطرح است، همان طور که برای انقلاب اسلامی پیامبر اکرم(ص) هم مطرح بود، مسئله احتمال بازگشت و ارتجاع در انقلاب اسلامی است. هر انقلاب در ارتباط با اهداف و آرمان هایی که دارد، مسیری را طی می کند، نظم موجودی را از بین می برد و نظم جدیدی را بنیان می گذارد. اما هر لحظه و هر دوره ای این احتمال وجود دارد که مسیر پیشرونده انقلاب به گذشته برگردد، ارتجاعی رخ دهد و آن انقلاب تبدیل به ضد خودش شود.

به تعبیر قرآن کریم این نقطه حساس دوره ای است که انقلاب به مرحله پس از بنیان­گذار خودش گذار پیدا می کند و عبور می کند؛ یعنی از مرحله ای که رهبر انقلاب و بنیانگذار انقلاب حضور دارد و در اثر رویدادی که مرگ یا شهادت است، از میان جامعه رخ بر می­بندد و حالا انقلاب می خواهد تجربه ای داشته باشد که در آن رهبر انقلاب حضور ندارد. قرآن کریم از جامعه می پرسد: «أَفَإِنْ مَاتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِکُمْ»؛ آیا ارتجاع و انقلاب به عقب و انقلاب معکوس خواهید داشت، اگر رهبر انقلاب و پیامبر در میان شما نباشد؟ این آسیب و احتمال برای هر انقلاب دیگری مطرح است و برای انقلاب اسلامی ما نیز همواره مطرح خواهد بود. اگرچه ما از این مرحله به سلامت عبور کرده ایم؛ اما احتمال ارتجاع، احتمالی است که امروز رهبر معظم انقلاب نیز از آن سخن می گوید. تقدس این انقلاب و شهدای بزرگی که با خون آنها نهال انقلاب آبیاری شده است، مانع از آن نخواهد شد که ارتجاع در خصوص این انقلاب نیز رخ دهد. در بیانات رهبر معظم انقلاب در این سال­ها مرتب مسئله ارتجاع مطرح شده است. همان طور که درباره انقلاب پیامبر نیز مطرح بود. در واقع، در تاریخ انقلاب صدر اسلام، در نقطه گذار از دوره پس از بنیانگذار در یک سطحی این ارتجاع رخ داد و آغاز شد و در چهل سالگی انقلاب پیامبر، با شمشیری که توسط جریان تحجرِ زمان بر فرق امیرالمؤمنان(ع) فرود آمد، این ارتجاع یک مرحله جدیدی را تجربه کرد و دو دهه بعد سال، تجسد و تجسم همه آرمان‌های انقلاب را به مسلخ طف برد. این امر درباره هر انقلابی ممکن است اتفاق بیفتد.

بازتولید انقلاب در برابر ارتجاع؛ چگونه؟

مسئله کلیدی این است که چگونه می توان در برابر این ارتجاع صف علم کرد؟ به چه ترتیبی و به چه شکل و صورتی می توان فرآیندی را ایجاد و بازتولید کرد که انقلاب را به نحو مستمر بازتولید کند و استمرار ببخشد؟

پاسخ این است: همان گونه که انقلاب رخ داد، امکان بازتولید انقلاب نیز وجود دارد.

۰ نظر ۰۶ تیر ۹۹ ، ۰۸:۵۵
مجتبی نامخواه

 

متن زیر گفتگویی است با یک نشریه طلبگی که اواسط سال قبل انجام شده اما به دلیل منتفی شدن انتشار آن مجله، منتشر نشده است. مباحث گفتگو پیرامون کنشگری اجتماعی طلاب جوان، خدمت اجتماعی، تشکل‌های طلبگی و مسئله فقدان سازوکارهای نمایندگی طلاب جوان دور می‌زند. امیدوارم برای دوستانی که مباحث این وبلاگ درباره مبحث «جنبش طلاب جوان» را پیگیری می‌کرده‌اند مفید باشد.  

 

از ماجرای جنگ که بگذریم سالها بود که ما اجتماع بزرگی از طلاب انقلاب سر یک مسئله واحد ندیده بودیم. چه شد که در ماجرای سیل این حجم عظیم در حرکتی واحد وارد گود حل مشکلات مردم بشوند؟

 

شاید با چاشنی کمی طنز بتوان گفت به این خاطر که ایام تعطیلات بود و بالاخره ساختارهای ملاحظه‌ساز حوزوی تعطیلات بودند! و طلبه‌ها آزاد بودند!

واقع امر این است که مدت‌هاست کنشگری طلاب در محاق نوعی ملاحظه‌سازی و محافظه‌کاری مذهبی و حوزوی فروافتاده و به ملسخ رفته است. نیروی اجتماعیِ طلاب جوان، که می‌تواند یک جنبش اجتماعی فراگیر باشد و بر سر مسئله‌های مختلف جامعه متمرکز شود، توسط این محافظه‌کاریِ منتشر، زمین‌گیر شده است. با همان مناطی که سیل مسئله جامعه بود و حضور طلاب جوان ضرورت داشت، میدان‌ها و مسئله‌های متعددی هست که غیبت نیروی اجتماعی انقلاب و به طور مشخص طلاب جوان در آن میدان‌ها توجیه ندارد. علت این غیبت غیرموجه که آن مسئله‌ها را روز به روز لاینحل‌تر و حادشونده‌تر کرده چیست؟

۰ نظر ۰۵ تیر ۹۹ ، ۲۳:۳۹
مجتبی نامخواه