طبقه سه

ارزیابی‌های شتاب‌زده یک طلبه

طبقه سه

ارزیابی‌های شتاب‌زده یک طلبه

طبقه سه

بسم الله
دوست می داشتم این وبلاگ
- این پنجره‌ی سرد و بی‌روح - جز یک صفحه نمی‌داشت
و در آن صفحه جز یک سطر نمی‌بود
و بر آن سطر جز یک کلمه نمی‌نشست
و آن کلمه «خمینی» بود و دگر هیچ نبود...
***
آن‌هایی که همراه پیغمبر بودند و دعوت پیغمبر را قبول کردند همین مردم «طبقه سه» بود، همین فقرا.
صحیفه امام ج8 ص 293

***
این صفحه بایگانی "جامع" و ده‌ساله‌ای است از نوشته‌ها و گفته‌هایم، که می‌کوشم «غایت»، «موضوع» و یا «مسئله»شان «انقلاب اسلامیِ اکنون» باشد.

***
معرفی بیشتر و گزارش‌واره‌ای از برنامه پژوهشی این صفحه در قسمت "درباره طبقه سه"، در نوار بالای صفحه آمده است.

***
اینستاگرام @namkhahmojtaba
تلگرام @tabagheh3_ir
توییتر @Namkhah1
ایمیل namkhahmojtaba@gmail.com

بایگانی
آخرین نظرات

  بایگانی نوشته‌هایم در شبکه‌های اجتماعی

  ایده انقلاب این چیزی نیست که به قول لسان الغیب، «مشتی دلق‌پوش» و «صوفی‌‌وش»، با دهان‌هایی گشوده و گشاده فریاد می‌زنند و به هم می‌بافند.

۰ نظر ۲۲ شهریور ۰۰ ، ۲۲:۳۷
مجتبی نامخواه

بایگانی نوشته‌هایم در شبکه‌های اجتماعی

یک رشته توییت درباره عقب‌ماندگی در عدالت و پیوست عدالت

دیروز [1400/6/6] رهبر انقلاب بار دیگر و برای چندمین بار در ده سال اخیر از عقب‌ماندگی در عدالت گفتند. آیا با این مباحث، شرایط عمومی برای طرحِ ایده‌های مرتبط با عدالت تغییری خواهد کرد؟ خیلی بعید می‌دانم. اولویت سیاست بر عدالت و بی‌توجهی مطلقِ سیاست‌ ایرانی به عدالت اجتماعی، مهم‌ترین واقعیت اجتماعی امروز ماست.

عدالت از انقلاب به نظام منتقل نشده و از حرف که بگذریم، سطوح مختلف حکمرانی، از سیاست‌مداران تا سیاست‌گذاری و اجرایی، اصلاً به عدالت توجهی ندارد. البته در وضعیت فکری و تفکر اسلامی هم همین طور است و هیچ کسی نه در سطح اندیشه و نه در سطح نهادهای علمی، عدالت را جدی نمی‌گیرد که یک بحث مجزاست.

۰ نظر ۲۲ شهریور ۰۰ ، ۲۲:۲۳
مجتبی نامخواه
 
 
متن زیر مناظره‌ای است که درباره وضعیت عدالت در حکمرانی در خبرگزاری رسا (اینجا) داشته‌ام. نقد وضعیت عدالت در سطوح سیاسی و سیاستی و راهکارهای ارتقا آن محورهای مبحثی است که در این گفتگو مطرح کرده‌ام.
۰ نظر ۰۹ شهریور ۰۰ ، ۲۲:۴۸
مجتبی نامخواه
متن زیر ویرایشی دیگری از گفتاری است که در  نشست «چگونه عدالت‌خواهی در حوزۀ عمومی به زبان می‌آید؟»، یادبود چهارمین سالگرد درگذشت روح‌الله نامداری ارائه دادم به زحمت و پیشنهاد برخی دوستان تدوین شده است. پیش از این متنی که توسط برگزار کنند این نشست تدوین شده بود را در اینجا منتشر کرده‌ام.

۰ نظر ۰۶ شهریور ۰۰ ، ۱۱:۵۹
مجتبی نامخواه

یک #رشتو کوتاه درباره «داعش یواش» یا «مخالفان مردم»

بایگانی نوشته‌هایم در شبکه‌های اجتماعی

۰ نظر ۰۶ شهریور ۰۰ ، ۱۱:۲۱
مجتبی نامخواه

چند توییت درباره چیستی طالبان

بایگانی نوشته‌هایم در شبکه‌های اجتماعی

 

شما از «جمهوریِ واقعیِ اسلامیِ دوم» شدنِ طالبان می‌نویسید و ما بیشتر نگران نیرویی هستیم که «امارتِ اسلامیِ اول» شدن ایران فکر می‌کند.

طالبان عوض شده؟ شاید اما بیشتر از طالب‌ها شما عوض شده‌اید که «جمهوری اسلامی» و «امارت اسلامی» را اول و دوم یکدیگر می‌پندارید.

۰ نظر ۰۶ شهریور ۰۰ ، ۱۰:۵۰
مجتبی نامخواه
دوستان بزرگواری پیشنهاد می‌دهند که در ایام تعطیلات تابستان، حلقه‌هایی برای مطالعات ضروری اجتماعی داشته باشیم. در حال حاضر واقعاً این کار و راه‌اندازی حلقه مجدد برای من مقدور نیست اما دوران این بیماری و خانه‌نشینی نسبی و برنامه‌های مجازی، فرصت بسیار خوبی است برای جهت شکل‌دهی به یک چنین برنامه‌هایی.
این ایام با جمعی از دانشجویان در یک حلقه مجازی مطالعاتی همراه هستم و کاری که می‌توانم بکنم این است که به عنوان پیشنهاد و مشورت، در ادامه مطلب فایل طرح درس این برنامه مطالعاتی را در اختیار دوستان علاقه‌مند قرار بدهم.

 

اهداف حلقه مطالعاتی:

  1. به دست آوردن چارچوبی از تاریخ اجتماعی و فکری معاصر
  2. به دست آوردن درکی تاریخی از تکوین ایده انقلاب اسلامی
  3. روش‌شناسی اندیشه اجتماعی رهبران، متفکران و روشنفکران انقلاب اسلامی
  4. درآمدی بر جهان فکری متفکران انقلاب اسلامی
  5. به دست آوردن ابزارهای مفهومی برای تحلیل اجتماعی متناسب با ایده انقلاب اسلامی
  6. به دست آوردن چارچوبی برای تهذیب و پالایش مستمر فکری خود
  7. بازشناسی خودِ تاریخی، اجتماعی و فکری و بازسازی هویتی خود به مثابه کنشگر یک جنبش معطوف به انقلاب اسلامی

 

۰ نظر ۰۳ شهریور ۰۰ ، ۰۱:۱۸
مجتبی نامخواه
مرحوم روح‌الله نامداری، که تنها سی و هفت سال میان ما زیست و اردیبهشت 1396 برای همیشه از این ورطه رخت برکشید، در زمان حیات خود با گردآوری و تألیف آثاری همچون «جدال دو اسلام»، «فردی بودم مستضعف»، «اسماعیل زنده است» و همچنین با تدوین مجموعه دو جلدی «انقلاب و نظریه اجتماعی»، به بسط و بازسازی تفکر انقلاب اسلامی کمک بسیاری کرد. «خمینی پدیده پیچیده انسانی» و در روزهای اخیر «ستیز با خویشتن، ستیز با جهان»، نوشته‌هایی از او هستند که پس از درگذشتش منتشر شده‌اند. آن‌چه در ادامه می‌آید، تحریر و تکمیل بحثی است که در نشست یادبود چهارمین سالگرد درگذشت زنده‌یاد روح‌الله نامداری و رونمایی از کتاب «ستیز با خویشتن، ستیز با جهان» ارائه کرده‌ام. در این بحث تلاش شده تا نشان داده شود مفهوم جدال و ستیز، که مرحوم نامداری این همه بر آن تأکید داشت، تا چه میزان در سنت فکری ما ریشه دارد؛ به چه اندازه در جهان معاصر اهمیت دارد و چگونه در وضعیت کنونی و برای بازتولید یک حرکت عدالت‌خواهانه مهم بوده و ضرورت دارد. عنوانی که برگزارکنندگان برای این نشست در نظر گرفته بودند، این پرسش بود: «چگونه عدالت‌خواهی در حوزه عمومی به زبان می‌آید؟»؛ در این مطلب تلاش شده تا این چنین استدلال شود که برای بازآفرینی عدالت‌خواهی در حوزه عمومی، نیازمند یک دیالکتیک عدالتخواهانه هستیم.
۱ نظر ۰۳ شهریور ۰۰ ، ۰۱:۰۶
مجتبی نامخواه
‏در گفتگو با روزنامه قدس (اینجا) از نسبت مرحوم علامه حکیمی با عدالت‌خواهان جوان گفتم و این که چگونه پروژه او در زمینه الهیات عدالت‌خواهی به احیای سوژه عدالت‌خواه کمک کرد.

دریافت فایل PDF

 

گزیده: علامه محمد رضا حکیمی یکی از کسانی بود که عمیقاً به این ایده مهم خطبه منا و قیام عاشورا، یعنی معیت و همبستگی دعوت اسلامی و عدالت اجتماعی باور داشت. پروژه او دعوت به چنین اسلامی بود. این باور، در شرایطی که اندیشه اسلامی و گفتارهای دینی از نظر عدالت اجتماعی یک برهوت تمام عیار بود، بسیار ارزشمند بود.

علامه حکیمی اندیشه اسلامی را در عینیت جامعه مطرح می‌کرد و این در شرایطی بود که ذهنیت‌گرایی غالب بر ذهن و زبان اندیشوران اسلامی، هیچ امکانی برای بازتولید کنش عدالت‌خواهانه فراهم نمی‌آورد. به همین خاطر آثار مرحوم حکیمی در برآمدن سوژه عدالت‌خواه بسیار مهم بود.

به منبرهای دهه محرم فکر کنیم. از فرزندآوری تا امنیت، تا طب سنتی و نور و ولایت و اخلاق و همه چیز بود اما هیچ خبری از عدالت نبود؛ مشخص است وضعیت این طوری نخواهد ماند. آن همت و نیروی مؤمن و انقلابی که رهبر انقلاب گفتند برای عدالت برخواهد خاست. این برخاستن نیازمند یک خاستگاه الهیاتی است.

اگر منتظر باشیم تا امر عدالت‌خواهانه، در یک تفسیر جامع و جامعه‌مدار از دین و به مدد الهیات عدالت‌خواهی برخیزد، می‌توانیم با اطمینان بگوییم مرحوم حکیمی پس از مرگش زنده خواهد بود و تکثیر خواهد شد و به احیای مجدد سوژه عدالت‌خواه کمک خواهد کرد.

۰ نظر ۰۲ شهریور ۰۰ ، ۱۳:۱۹
مجتبی نامخواه
 
در یک گفتگوی مبسوط با آقای سیدجواد نقوی از روزنامه فرهیختگان درباره بنیادهای فلسفی، عرفانی و اخلاقی ایده اسلام ناب اسلام‌آمریکایی، زمینه‌هایی اجتماعی نسیان و فراموشی این ایده، تداوم و دلالت‌های اجتماعی آن و همچنین درباره اهمیت این ایده برای شکل دهی به یک گفتار و رتوریک سیاسی صحبت کرده‌ام. این گفتگو در سه بخش زیر تقدیم می‌شود. متنی که در ادامه می‌آید بخش سوم این گفتگو است.
 
 
دریافت فایل PDF
 
گفت‌وگوی «فرهیختگان» با مجتبی نامخواه (بخش سوم و پایانی)
 

اگر حکمرانی تکلیف خود را در حوزه ایده کلان روشن کند و با صراحت در حوزه‌های اصلی به ایده اسلام ناب-اسلام آمریکایی بازگردد، به الزاماتی که قانون اساسی دولت را موظف کرده، برگردد، حتما زمینه برای اینکه این ایده به نحو تکاملی پیش برود، فراهم خواهد شد.

۰ نظر ۳۱ مرداد ۰۰ ، ۰۱:۲۰
مجتبی نامخواه
 
در یک گفتگوی مبسوط با آقای سیدجواد نقوی از روزنامه فرهیختگان درباره بنیادهای فلسفی، عرفانی و اخلاقی ایده اسلام ناب اسلام‌آمریکایی، زمینه‌هایی اجتماعی نسیان و فراموشی این ایده، تداوم و دلالت‌های اجتماعی آن و همچنین درباره اهمیت این ایده برای شکل دهی به یک گفتار و رتوریک سیاسی صحبت کرده‌ام. این گفتگو در سه بخش زیر تقدیم می‌شود. متنی که در ادامه می‌آید بخش دوم این گفتگو است.
 
 
گفت‌وگوی «فرهیختگان» با مجتبی نامخواه (بخش دوم)
 
 

اگر ایده اسلام ناب اسلام آمریکایی به‌سمت مقوله عدالت حرکت کند، اگر این ایده ما را به‌سمت مقوله عدالت سوق بدهد، ارجاع بسیار درستی است. یعنی انتقال درستی از سطح رتوریک به سطح تئوریک اتفاق افتاده است. چون دقیقا مساله همین‌جاست. شرور و تضاد و حرکت و فطرت، همه مفاهیم حکمی‌ای هستند که ما را به سمت‌وسوی عدالت سوق می‌دهند. عدالت از دل ظلم و نابرابری ممکن می‌شود. حتی تصویر عدل الهی منهای توضیح شرور ناممکن است.

۰ نظر ۳۱ مرداد ۰۰ ، ۰۱:۱۶
مجتبی نامخواه
در یک گفتگوی مبسوط با آقای سیدجواد نقوی از روزنامه فرهیختگان درباره بنیادهای فلسفی، عرفانی و اخلاقی ایده اسلام ناب اسلام‌آمریکایی، زمینه‌هایی اجتماعی نسیان و فراموشی این ایده، تداوم و دلالت‌های اجتماعی آن و همچنین درباره اهمیت این ایده برای شکل دهی به یک گفتار و رتوریک سیاسی صحبت کرده‌ام. این گفتگو در سه بخش زیر تقدیم می‌شود. متنی که در ادامه می‌آید بخش اول این گفتگو است.
 
دریافت فایل PDF
 
گفت‌وگوی «فرهیختگان» با مجتبی نامخواه(بخش نخست)
 
باید از سطح رتوریک امام(ره) به سطح تئوریک ایشان برویم.

ما در وضعیت توضیح مبانی تصوری ایده اسلام ناب-اسلام آمریکایی هستیم و از تداوم این مسیر به دلالت‌های تطبیقی آن و به ریشه‌های فکری آن می‌رسیم و به این می‌رسیم که این ایده چه ریشه‌های عمیق فلسفی و عرفانی‌ای دارد. ما هنوز تصویر جامعی از این ایده اسلام ناب و اسلام آمریکایی نداریم. یکی از دلایل آن این است که ما همواره به مبانی ارجاع داده‌ایم.

۰ نظر ۳۱ مرداد ۰۰ ، ۰۱:۰۹
مجتبی نامخواه
در دهه اول محرم امسال، به دعوت جمعی مجازی، هر شب دقایقی، حدود پنج تا ده دقیقه در ترجمه و توضیح خطبه منا اباعبدالله علیه‌السلام بحثی ارائه ‌کردم. فایل‌های صوتی این ده گفتار کوتاه را از طریق هشتگ #خطبه_منی در کانال دنبال تلگرام طبقه سه به آدرس @tabagheh3_ir و از طریق این لینک https://t.me/tabagheh3_ir/598 دنبال کنید. متنی که در پی می‌آید، چکیده مباحث این جلسات است.
۰ نظر ۳۰ مرداد ۰۰ ، ۱۹:۰۶
مجتبی نامخواه
متن زیر گزارش پایگاه خبری صدای حوزه از بحثی است که در میزگردی با عنوان حوزه و جامعه مطرح کرده‌ام. گزارش کامل نشست در این‌جا قابل دسترسی است.

 

گزیده:

حتی روحانیت انقلابی را منادی عدالت و آزادی نمی­‌بینیم. گویا این شعارها فراموش‌مان شده است و گفتارهای دینی‌مان تنها به امر مناسکی محدود شده و در فضای تبلیغات اسلامی، صدای ایده‌های متأثر از اسلام مناسک میان‌تهی بیش از همیشه بلند شده است.

گویی یک عقب‌نشینی در میان جریان کلی روحانیت رخ داده است؛ در زمانه ما و دو سه دهه اخیر، روحانیت دیگر منادی و پیشران آرمان عدالت و آزادی نیست.

رخوت و رکود الهیات انقلاب به طور طبیعی باعث می‌شود روحانیت از فرایند نظم و میدان تغییرات اجتماعی به عقب رانده شود اما در این مرحله ما می‌بینیم که بخشی از روحانیت سعی می­‌کند با اتکا به قدرت سیاسی در برابر این فاصله و عقب‌نشینی ایستادگی کند. خیلی طبیعی است که واکنش جامعه به این وضعیت جدید روحانیت، واکنشی انتقادی باشد و منجر به فاصله گرفتن و کاهش سرمایه اجتماعی روحانیت شود.

راه حل این مسئله از طریق بازخوانی و بازتولید امکان‌های الهیات انقلاب است ممکن می‌شود.

۰ نظر ۳۰ مرداد ۰۰ ، ۱۵:۰۶
مجتبی نامخواه

وحدت علیه مردم


این ارائه چکیده‌ای است از حرف‌هایی که درباره تحلیل تاریخی اجتماعی ایران اکنون و درباره چه باید کردِ آینده دارم.
بیست دقیقه فشرده‌ درباره مردم، انقلاب، عدالت، طبقه مرفه جدید، قیم‌مآبی و طبقه ویژه سیاسی، تحجر، تجدد، جنبش، نمایندگی و غیره. روایتی اجتماعی و تاریخی از تصوری که از پروژه عدالت‌خواهی دارم.

 

دریافت
عنوان: گود وحدت علیه مردم
حجم: 22.3 مگابایت
توضیحات: برنامه گود با عنوان وحدت علیه مردم

لینک دانلود با کیفیت بهتر در صفحه آپارات برنامه گود

۰ نظر ۱۳ مرداد ۰۰ ، ۱۰:۴۱
مجتبی نامخواه
متن زیر چکیده‌ای است از  آن‌چه در نشست «مردم در انقلاب اسلامی»، پژوهشکده شهید صدر مطرح کردم.


تصور می‌کنم ما یک نیاز فوری و ضروری داریم به تغییر رویکرد به مقوله اعتراض. در حال حاضر  وقتی بخشی از جامعه به امر معترض است، این اعتراض، بر علیه امری تفسیر می‌شود. آن امر هم معمولاً نظام سیاسی است. هر چند طی یک دهه اخیر تفسیر کردن اعتراض به مخالفت با نظام کم‌رنگ‌تر شده است و کسانی پیدا می‌شوند که اعتراض را حق معترضان می‌دانند و چه بسا به شنیدن صدای معترضان هم اعتقاد داشته باشند اما فضای غالب هنوز مواجهه با اعتراض به مثابه یک ابژه ضد امنیتی و با معترض به عنوان یک سوژه خرابکار است. شما برخورد صداوسیما با اعتراض‌های خوزستان را ببینید. نظام در عالی‌ترین سطح خود اعلام می‌کند از مردم معترض خوزستان هیچ گله‌ای نمی‌شود داشت اما آیا بازنمایی صداوسیما از سوژه معترض، این چنین بازنمایی‌ای است؟ آیا به سوژه معترض تریبون و امکان بیان می‌دهد؟

۰ نظر ۱۲ مرداد ۰۰ ، ۱۹:۰۷
مجتبی نامخواه

درباره وجوه سه‌گانه برنامه پژوهشی و فرهنگی مرحوم رجایی

در زمانه جدایی، انسان‌هایی که به وصل کردن می‌اندیشند اهمیتی بسیاری دارند. این اهمیت هنگامی کلان‌تر می‌شود که بستر کوشش برای وصل انسان‌ها، در افق دو جامعه بوده و عبور از مرزهای جغرافیایی را هدف بگیرد. مرحوم محمد سرور رجایی از جمله این انسان‌های مهم زمانه ما بود. او راه خود را پیدا کرده بود. پروژه فرهنگی و فکری خود را شکل‌داده و زندگی خود را وقف ارتباطات میان‌فرهنگی ایران و افغانستان ساخته بود. توجه تامّ او به امر بینافرهنگی به او این امکان را داده بود که در میان‌سالی خط سیری مشخص را در پروژه‌اش تأسیس کند و در تداوم این سیر حرف‌های بدیعی بزند. حرف‌هایی که اگر او نمی‌گفت، هیچ وقت و در هیچ کجای دیگر برای ما گفته نمی‌شد.

۰ نظر ۱۲ مرداد ۰۰ ، ۱۲:۳۶
مجتبی نامخواه

یک رشتوی کوتاه درباره غدیر

 

بایگانی نوشته‌هایم در شبکه‌های اجتماعی

۰ نظر ۱۰ مرداد ۰۰ ، ۱۴:۰۲
مجتبی نامخواه

رشتوی کوتاه درباره مرحوم محمدسرور رجایی

بایگانی نوشته‌هایم در شبکه‌های اجتماعی

۰ نظر ۱۰ مرداد ۰۰ ، ۱۴:۰۰
مجتبی نامخواه
متن زیر نقدی است که حجت‌الاسلام والمسلمین حیدری، قائم مقام پژوهشکده تبلیغ و مطالعات اسلامی درباره‌ مطلب مسئله خوزستان و نقدی بر یک راه‌حل نوشته‌اند که بنابر روال سابق و جهت بهره‌مندی مخاطبان محترم به اشتراک می‌گذارم.

درباره یادداشت اخیرتان با موضوع « استاندار ویژه یا جامعه قوی» جسارتا سه نکته به نظرم رسید؛

1. تقابلی که میان جامعه قوی و راه‌کار استاندار ویژه(تقویت دولت و حاکمیت) دیده‌اید به معنای آن است جامعه قوی را نه مشتمل بر دولت قوی بلکه دولت یا حاکمیت قوی را بیرون از جامعه به حساب آورده‌اید(!)؛ درک می‌کنم که خواسته‌اید بر ضرورت اهتمام به جامعه فراتر از دولت تأکید کنید اما حال و هوای این یادداشت یک تقابل را حکایت می‌کند. جامعه شامل مردم و دولت است و نه صرف مردم.

۰ نظر ۱۰ مرداد ۰۰ ، ۱۳:۵۷
مجتبی نامخواه
در گفتگویی مجازی با صفحه مجمع دانشجویان عدالت‌خواهان دانشگاه تهران از مسئله خوزستان و راه‌حل آن گفته‌ام. متن زیر بخشی از گزارش خبرگزاری دانشجو است از گفته‌هایی است که در آن گفتگو داشته‌ام. متن کامل گزارش در لینک انتهای مطلب قابل دسترسی است.

 

حجت الاسلام نامخواه دیگر فعال عدالتخواه نیز در این گفتگوی مجازی با تاکید بر اینکه با این حد توجه از سوی مسئولان و نظام مشکلی از خوزستان حل نمی‌شود؛ اما نمی‌خواهم زنجیره‌های امید را نادیده بگیرم، گفت: وضعیت کنونی استان خوزستان پیش روی دیگر استان‌ها نیز قرار دارد و ممکن است خیلی زود دیگر استان‌ها هم به این وضعیت دچار شوند.

وی به وجود سه نظام بازار، اداری و اجتماعی در کشور اشاره کرد و افزود: اتفاقی که در خوزستان افتاده این است که نظام بازار می‌خواهد به طبیعت، هور و مناطق مختلف دست اندازی کند و آن‌ها را برای تولید به خدمت بگیرد تا جایی که حتی صنعت بر کشاورزی توفق یابد و این نظام اداری است که خواسته‌های نظام بازار را تامین می‌کند به گونه‌ای که نظام اداری به بازوی اجرایی نظام بازار تبدیل شده است.

۰ نظر ۱۰ مرداد ۰۰ ، ۱۳:۴۸
مجتبی نامخواه

 

گزیده:

استاندار ویژه؟ اختیار و قدرت ویژه‌‌ای اگر هست، باید آن را به جامعه داد نه به دولت و دولت‌مردان.
مگر مشکلات کنونی خوزستان و غیره زاییده عدم اختیار مدیران بوده که پاسخ و راه‌حل، نصب استانداری با اختیار ویژه باشد؟ از قضا برعکس، مسائل کنونی بیش‌تر زاییده اختیار اضافی مدیران بوده؛ معلول این بوده که دولت‌مردان، امکان و قدرت تجاوز به جامعه و طبیعت را داشته‌اند ...

ایران قوی بیش و پیش از هر چیز ‎#جامعه_قوی می‌خواهد.

بایگانی نوشته‌هایم در شبکه‌های اجتماعی

۰ نظر ۰۲ مرداد ۰۰ ، ۱۲:۱۵
مجتبی نامخواه

روایتی از مصائب این روزهای خوزستان

 

گزیده:

جمع‌بندی‌ام از تحلیل وضعیت، بسط ایده‌ی یکی از مردمانی بود که با او گفتگو کردم: می‌خواهند شهر را ویران کنند تا جامعه‌ای نباشد که هر روز از کارتل(های) نفتی مطالبه کند که چرا هوالعظیم را خشک کردی؟ مسئولیت اجتماعی تو چه شد؟ و غیره. می‌گفتند خوزستان در چشم‌اندازی نزدیک برای #نفت است نه برای #انسان.

بایگانی نوشته‌هایم در شبکه‌های اجتماعی

۰ نظر ۰۲ مرداد ۰۰ ، ۱۲:۰۷
مجتبی نامخواه

تلاشی برای طرح یک پاسخ درباره خوزستان، به مثابه یک مسئله اجتماعی

گزیده یادداشت:

  • همان طور که می‌دانیم در وضع کنونی ما و در برابر مسائلی مشابه خوزستان، سه رویکرد/پاسخ‌ کلی برجسته است: «باتوم» و بالاتر؛ «بطری آب معدنی» و «تانکر» که استعاره‌هایی هستند از رویکرد امنیتی، خیریه‌ای و جهادی-حاکمیتی. می‌خواهم در این ادامه توضیح بدهم که می‌توان و می‌باید به رویکرد چهارمی فکر کنیم؛ به رویکرد اجتماعی و اعتراضی.
  • نقطه مشترک سه رویکرد فوق (باتوم، بطری، تانکر) این است که می‌خواهند به صدای اعتراض «پاسخ» بدهند. در حالی که صدای اعتراض بیش و پیش از پاسخ، نیازمند شنیدن است. صدای اعتراض به ما امکان شناخت جامعه را می‌دهد. صدای اعتراض به ما می‌گوید چند دهه قبل در بالادست تصورشان این بود که بخشی از طبقه محروم زیر چرخ‌های توسعه له می‌شوند، اما خوزستان نشانه‌ روشنی است از این که به ما می‌گوید همه جامعه و اصل ایران در خطر است. این حرفی است که اعتراض به ما می‌گوید و جز اعتراض کسی به ما این را نمی‌گوید. اعتراض امکان قدسی شدن جامعه است.
  • آیا تفاوت نمی‌کند با باتوم  به اعتراض پاسخ بدهی یا با بطری و تانکر؟ بله خودِ پاسخ‌ها تفاوت دارند اما آیا غایت پاسخ‌ها هم تفاوت دارد؟ آیا در نتیجه که شنیده نشدن اعتراض است، تفاوتی وجود دارد؟ صدای اعتراض است که می‌تواند به ما امکان اندیشیدن به چگونگی توسعه را بدهد.
۰ نظر ۳۱ تیر ۰۰ ، ۱۴:۳۹
مجتبی نامخواه

مطالبی که تا کنون درباره خصوصی‌سازی در این صفحه منتشر شده، بیشتر پیرامون تحلیل اجتماعی این پدیده و به طور عمده ناظر به پنج پرسش زیر بوده است:

 

پرسش کلیدی

عنوان یادداشت‌ها

آدرس

چگونه در زمینه خصوصی‌سازی از ادراکی مشترک و مورد توافق محرومیم؟

خصوصی‌سازی‌ها و نابرابری: مسئله چیست؟ راه‌حل کدام است؟

http://tabagheh3.ir/1398/05/24

چگونه اعتراض به خصوصی‌سازی به یک نیروی اجتماعی جدید شکل داده است؟

مبشرانِ عصرِ فراتر

http://tabagheh3.ir/1398/05/08

چگونه اعتراض به خصوصی‌سازی نحوه مشارکت اجتماعی و سیاسی را تغییر داده است؟

کنشگری و مشارکت اجتماعی در ایرانِ آینده؛ مدرسه هفت تپه

http://tabagheh3.ir/1399/06/15

چگونه خصوصی‌سازی می‌تواند بر امید اجتماعی تأثیرگذار باشد؟

مدرسه هفت تپه و درکی اجتماعی از امید

http://tabagheh3.ir/1400/02/23

چگونه خصوصی‌سازی اصلی‌ترین حوزه‌های خدمات دولت را در بر می‌گیرد؟

جامعه‌شناسی یک پایان: درباره خصوصی‌سازی آموزش و پروش

http://tabagheh3.ir/1395/04/14

۰ نظر ۲۰ تیر ۰۰ ، ۱۹:۱۹
مجتبی نامخواه

بایگانی نوشته‌هایم در شبکه‌های اجتماعی

۰ نظر ۰۴ تیر ۰۰ ، ۱۲:۰۲
مجتبی نامخواه

بایگانی نوشته‌هایم در شبکه‌های اجتماعی

۰ نظر ۰۳ تیر ۰۰ ، ۰۸:۱۴
مجتبی نامخواه

بایگانی نوشته‌هایم در شبکه‌های اجتماعی

۰ نظر ۰۲ تیر ۰۰ ، ۲۰:۲۷
مجتبی نامخواه

امروز درست یازده سال، یعنی بیش از چهار هزار روز است که آن‌چه درباره مسائل مختلف می‌نویسم یا می‌گویم را در طبقه سه بازنشر و بایگانی می‌کنم. این نوشته‌ها، انتخاب مسئله‌ها و مفهوم‌هاشان، اگر چه بر اساس یک طرح قبلی بود اما این طرح روزاروز روشن‌تر و مبسوط‌تر شده است.
روز نخست با الهام از عنوان کتاب «ارزیابی‌های شتاب‌زده» جلال آل‌احمد، وبلاگ و رویکرد کلی آن را این گونه معرفی کردم: «ارزیابی‌های شتاب‌زده یک طلبه»؛ بعد از قریب به یازده سال، همچنان این جمله را وصفِ این صفحه می‌دانم:

سعی می‌کنم بیشتر از مباحث نظری و انتزاعی، به «ارزیابی» بها بدهم.

برای پرداختن به مسائل انضمامی ناگزیر از پذیرش میزانی از «شتاب‌زدگی» هستم.

و در نهایت این که می‌کوشم از دریچه «جهان طلبگی» به مسئله‌ها نگاه کنم.

پ.ن:
وبلاگ http://tabagheh3.ir
اینستاگرام @namkhahmojtaba
تلگرام @tabagheh3_ir
توییتر @namkhah1

۱ نظر ۰۲ تیر ۰۰ ، ۰۱:۴۷
مجتبی نامخواه

گفتاری درباره نقش سیاسی حوزه‌های علمیه و مسئله امید و ناامیدی

حرف آخر را اول بزنم: مسیر از حوزه به مردم، که اسم آن را هدایت بگذاریم یا بصیرت یا هر عنوان دیگر، البته محترم و مهم است اما حوزه‌های علمیه باید بازتاب دهنده مطالبات اجتماعی هم باشند. یعنی مسیر باید دو طرفه باشد و مردم هم باید با حوزه‌های عملیه حرف بزنند. حوزه‌های خواهران هم باید بازتاب دهنده و بازنماینده مطالبات جامعه زنان باشد.

بر اساس راهبردی که رهبر انقلاب ترسیم کرده‌اند، روحانیت و حوزه‌های علمیه سه نقش و وظیفه عمده دارند: هدایت، سیاست و خدمت. این نقش منفک از هم نیستند: سیاست بخشی از هدایت است و خدمت اجتماعی را ممکن می‌کند. حوزه علمیه‌ای که رسالتِ آن تربیتِ «آخوند مسئله‌گو» باشد، ربطی به سیاست ندارد اما حوزه علمیه‌ای که رسالت انبیا را به دوش بکشد و لیقوم الناس باقسط افق و هدف و آرمان آن باشد، حضور در میدان سیاست برای او ذاتی است. آنانی که در ایام انتخابات فعال می‌شوند و تبلیغ می‌کنند و بعد از مدتی می‌روند دنبال کارشان، احزاب و لابی‌های سیاسی هستند. حوزه‌های علمیه به میدان سیاست می‌آیند و آن قدر تلاش مجاهدانه می‌کنند که سیاست به خدمت انسان در آید.

امروز مبحث امید و ناامیدی خیلی مطرح است. ناکارآمدی‌ها و نابرابری‌های زیادی شعله‌های امید را در جامعه ما کم فروغ کرده. سو سو زدن شمع امید، مهم‌ترین تهدید برای هر جامعه‌ای است. ناامیدی جامعه را بسان برّه‌ای رام، به انقیاد فرادستان فرا می‌خواند و امکان کنشگری را از او سلب می‌کند. ظاهر قضیه این است که انسان ناامید، «منتقد» است اما واقع قضیه این است که انسان ناامید «منفعل» است و برای انسان‌ها و لابی‌های «منتفع» از وضع موجود، چه چیزی بهتر از این؟

۰ نظر ۲۷ خرداد ۰۰ ، ۱۴:۴۶
مجتبی نامخواه

در دل یک تاریخ پر از حادثه و قیام؛ در سده‌ای که در تجربه جمعی ما انبوهی از حرکت‌های ملی و منطقه‌ای، پارلمانی و پارتیزانی روی داده است؛ آن‌چه در پانزده خرداد 1342 رخ داد، به ظاهر یک رویداد خیلی مهم نیست. از انقلاب ملی مشروطه تا انقلاب‌های منطقه‌ای نهضت جنگل و نهضت آزادیستان، تا حرکت‌های پارتیزانی رئیسعلی دلواری و جهاد عشایر خوزستان، تا حرکت پارلمانی مدرس و نهضت ملی‌شدن صنعت نفت، تجربه‌ و تکاپوهای متراکمی از تاریخ معاصر ما هستند که جملگی در شکل‌گیری یک اراده ملیِ متوجه و معطوف به دگرگونی اساسی و انقلاب اسلامی نیز نقش داشته‌اند؛ اما در میان همه این‌ها قیام‌ها و رویدادها، چرا پانزده خرداد، اخگر آغاز آینده و انقلابی اسلامی است؟

امام خمینی در بیت آخر غزلی معروف، پس از تغزل‌هایی شگفت‌، چنین سروده‌اند: «سال‌ها می‌گذرد حادثه‌ها می‌آید‏/ ‏‏انتظار فرج از نیمه خرداد کشم». چرا در نظر امام خمینی دیگر رویدادها با تمام اهمیت‌شان، حادثه‌هایی‌ هستند که می‌آیند و می‌روند و این نیمه خرداد است که در تداوم یک هجر و عشق عرفانی، کانونی برای امید به رقم خوردن یک آینده اجتماعی و تاریخی است؟ نوشته زیر تلاش می‌کند به شکلی گذرا، طرحی از پاسخ به این پرسش را به دست بدهد.

۰ نظر ۱۷ خرداد ۰۰ ، ۲۳:۱۰
مجتبی نامخواه

درباره جمهوری‌خواهی، ابعاد امر مردمی و موانع آن

 

در این ارائه دراین باره صحبت کرده‌ام که جمهوریت، در موقعیت هواداری سیاسی، اهمیتی ندارد و تنها هنگامی که از موضعی فراتر از موقعیت حزبی به سیاست بپردازیم، مسئله می‌شود. سپس در این باره بحث کرده‌ام که جمهوریت چه بنیان‌های حکمی و الهیاتی‌ای دارد؟ و ابعاد امر مردمی در جامعه کنونی ما چیست؟ در آخر هم کمی از تحدیدهای ساختاری و حقوقی امر مردمی بحث کرده‌ام.

این بحث در اردوی دانشجویان بسیج دانشگاه علامه طباطبایی و در تاریخ 1400/3/7 ارائه شده است. کیفیت فایل صوتی چندان مناسب نیست. سعی می‌کنم در روزهای آتی گزارشی مکتوب از آن را  منتشر کنم.

 

 

 


دریافت

۰ نظر ۱۴ خرداد ۰۰ ، ۱۶:۰۳
مجتبی نامخواه

در این نشست مجازی درباره مبانی و اهمیت جمهوریت صحبت کرده‌ام. اشاره‌ای هم داشته‌ام به درباره موضوع تأیید صلاحیت‌ها و توجیه‌های نظری پس از آن و این‌که امر جمهوری تا چه اندازه در ذهن و زبان نیروهای انقلاب اسلامی سست و لرزان شده است.

این نشست در تاریخ 1400/3/6 توسط مدرسه مستضعفین تی وی برگزار شده و آقایان روح الله رشیدی و محمدحسین بدری هم مباحث قابل توجهی در زمینه روایتی مردم‌شناختی از جمهوریت ارائه کرده‌اند.

فایل صوتی نشست از این لینک دانلود کنید دریافت

فایل تصویری این نشست را از این لینک ببینید.

۰ نظر ۱۴ خرداد ۰۰ ، ۱۵:۵۶
مجتبی نامخواه
در این وبینار توضیح داده‌ام که چگونه سیاست‌زدگی و سیاست‌گریزی، نظام نمایندگی را در جامعه ما ناکارآمد کرده است؟ چگونه این ناکارآمدی امکان‌های امر زنانه در میدان سیاست را محدود کرده است؟ و چگونه این محدودیت به برآمدن نمایش نمایندگی امر زنانه در عرصه سیاست منتهی شده است؟ همچنین در این باره صحبت کرده‌ام که چگونه در نگاه حکمی و تجربه انقلاب اسلامی، امر زنانه از حاشیه به متن سیاست می‌آید؟ و چگونه می‌توان و می‌بایست با احیای نگاه اجتماعی به سیاست، ظرفیت‌های امر زنانه در میدان سیاست را کشف کرد؟

۰ نظر ۱۴ خرداد ۰۰ ، ۱۳:۵۵
مجتبی نامخواه

محافظه‌کاری دیگریِ ذاتیِ تغییرخواهی است و اگر نظم، امنیت و ایستایی جوامع را تأمین می‌کند، تغییر تمهید کننده پویایی و عدالت است. محافظه‌کاری قتلگاه، تغییرخواهی، انقلابی‌گری، عدالت‌خواهی است اما این بدان معنا نیست که محافظه‌کارها یک‌سره با عدالت در ستیزند. آن‌ها عدالت را نفی نمی‌کنند بلکه تغییراتی که زمینه‌ساز عدالت است را پی نمی‌گیرند یا بر نمی‌تابند.

عدالت دشمنانی دارد. در مقام نظر و دست‌کم در جهان فکری و در زمانه ما، محافظه‌کاران و هواداران لیبرالیسم(کاپیتالیسم)، برجسته‌ترین‌شان هستند. با این همه نه محافظه‌کاران و نه لیبرال‌ها عدالت را نه تنها نفی نمی‌کنند بلکه در نوشتجات خود برجسته هم می‌کنند.

۰ نظر ۰۶ خرداد ۰۰ ، ۲۲:۰۲
مجتبی نامخواه

از منظر اسلامی، حکمی و اجتماعی که به سیاست بنگریم، یکی از دو مسئله سیاست این است که سیاست‌مداران، خواست اجتماعی را نمایندگی نکنند: در این صورت سیاست‌مداران و سیاست، به عناصر و میدانی برای تخریب «جامعه» تبدیل خواهند شد. وضعیتی که ما نیز کم و بیش، بدان دچاریم.

نانمایندگیِ سیاست‌مداران رسمی، احزاب سیاسی و الیت اصولگرا/ اصلاح طلب، بسیار بیشتر از آن است که در رسانه‌های رسمی بازتاب داده می‌شود؛ و بسیار بیشتر از آن است که گفتگو از این نانمایندگی، نیازمند پیمودن مسیر و استدلالی باشد. با این حال می‌توانیم به یاد بیاوریم که مطابق برخی پیمایش ها، از جمله موج اخیر سنجش نگرش ایرانیان، ضریب نفوذ دو جناح رسمی، چیزی است در حدود ۱۵ درصد: اقلیت محض در جامعه و اکثریت مطلق در سیاست. این به آن معنا است که حتی با تایید صلاحیت کلیه نامزدهای این دو جناح و غیره، مسئله نانمایندگی حل نمی‌شود. باید برای وضعیت نانمایندگی، نگران باشیم اما نباید از خاطر ببریم که نانمایندگی کنونی، مسئله‌ای نیست که با رویدادهای سیاسی و حقوقی ایجاد شده باشد و با احراز صلاحیت کلیه نامزدها، «و غیره» و نیز کلیه ثبت نام کنندگان در وزارت کشور، حل شود.

۰ نظر ۰۶ خرداد ۰۰ ، ۱۳:۰۵
مجتبی نامخواه

در شرایط کنونی که سیاست‌زدگی از یک‌سو و سیاست‌گریزی از سویی دیگر در فراز است؛ در وضعیتی که معنا و خِرَد، بیشتر از هر زمان دیگری از ورطه سیاستِ جامعه ما رخت برکشیده است؛ ایده جنگ فقر و غنا، که امام خمینی گذشته و آینده انقلاب اسلامی را در چارچوب آن تصویر و تحلیل می‌کردند، بیش از همیشه برای بازگرداندن معنا به سیاست و بازسازی سیاست ایرانی راهگشا است. متن زیر تلاش می‌کند نشان بدهد چگونه مسئله سیاست، نزاع‌های متداول، آسیب‌شناسی‌ها و گفتارهای کنونی نیست و ما برای احیای سیاست بیش از هر چیز دیگری، نیازمند توجهی تام به جنگ فقر و غنا هستیم.

۰ نظر ۰۱ خرداد ۰۰ ، ۱۴:۴۳
مجتبی نامخواه

گزیده:

  • تجربه انقلاب اسلامی به ما می‌گوید امر زنانه در متن و بطن سیاست نهفته است و رسالت ما، رسالت تمام کسانی که از موضع امر مدنی و جامعه به سیاست می‌نگرند.
  • مسئولیت تمام کسانی که از خاستگاه حکمت به سیاست می‌نگرند و از افق انقلاب اسلامی سیاست را پی می‌‌گیرند این است که نهفتگیِ امر زنانه‌‌ در متن سیاست را کشف و آشکار کنند؛ بی آن‌که با مستوری امر زنانه در تنافی باشد و ربطی به آشکارگی زمانه ما داشته باشد.
  • این کشف، افق همه کسانی است که می‌خواهند سیاست تنها در دسترس الیت و فرادستان نباشد، بلکه امری عمومی باشد و فرودستان، یا به تعبیر قرآن «مستضعفین» و «الناس» امکان‌های تامّی برای مشارکت در سیاست و بلکه مشارکت در رهبری سیاسی جامعه داشته باشند.
۰ نظر ۳۱ ارديبهشت ۰۰ ، ۱۸:۲۲
مجتبی نامخواه

بایگانی نوشته‌هایم در شبکه‌های اجتماعی

 

کاش مسئولان یکی را داشته باشند که این یکی دو روزه چرخی در تایملاین و استوری‌های ملت بزند و ببیند تا چه اندازه ملی‌شدن هفت تپه، به کاربران و کارگران شادی و امید را هدیه کرده است.

بررسی‌های مختلف می‌گویند در جامعه کنونی ما ناامیدی، چالشی جدی است. مهم تر از ناامیدی اما درک ما از امید و ناامیدی است. مدرسه هفت تپه به ما می گوید ناامیدی بیشتر از آن‌که ناشی از مغلوبه شدن در #جنگ_روایت‌ها باشد ناشی از شکست در #جنگ_فقر_و_غنا ست.

بین این دو تلقی از ناامیدی تفاوت زیادی وجود دارد. اگر ناامیدی معلول جنگ روایت‌ها باشد، راه حل آن این است که میلیاردی هزینه کنیم و گردان و لشکر سایبری به خط می‌کنیم تا کشتگانِ جنگ هیبریدی را با حقنه کردن روایت های موسوم به #خبر_خوب، احیا و امیدوار کنند.

۰ نظر ۲۳ ارديبهشت ۰۰ ، ۱۲:۵۸
مجتبی نامخواه
متن زیر یادداشتی است که در گرامی‌داشت مرحوم محمدعلی ابرآویز (1317-1392) آهنگ‌ساز انقلابی نوشته شده است. زمان نگارش این متن حوالی ایام درگذشت او بوده و امیدوارم بازنشر و بایگانی آن در این صفحه در ادامه مباحث پیشین درباره موسیقی و انقلاب اسلامی و برای مخاطبین علاقه‌مند به این مباحث مفید باشد.

 

درآمدی بر جامعه شناسی موسیقی انقلاب اسلامی

در حاشیه یادی از مرحوم ابرآویز

 

 

 بازشناسی موسیقی انقلاب اسلامی به مثابه یک موجود اجتماعی و از منظر تأثیر و تأثراتی که با جامعه­ داشته، راهی کم­تر طی شده است که هم از منظر مطالعات موسیقی، هم از منظر مطالعه و فهم انقلاب اسلامی، کاملا مورد نیاز است. جامعه­شناسی موسیقی انقلاب اسلامی ما را به بازشناسی گونه­ای از موسیقی می­رساند که تمایزات قابل ملاحظه­ای با دیگر موسیقی­های زمان خود دارد: از یک­سو مرزهای روشنی با موسیقی انقلابی در معنای توده­ای و چپیِ خود دارد و از سوی ­دیگر واجد تمایزاتی بنیادینی با موسیقی مدرن و «هنر برای هنر» است.

موسیقی انقلاب اسلامی باعث پیوند موسیقی ایرانی با «امروز» می­شود. به نوعی می­توان گفت آنچه موسیقی ایرانی را از حالت ابژ­ه­­گی نسبت به فضای تجدد خارج می­سازد، پیدایش موسیقی انقلاب اسلامی است. به گونه­ای که موسیقی اصیل ایرانی تا قبل از آن تنها یک موجود خاطره­انگیز است و تازه پس از آن تبدیل به یک موجود زنده اجتماعی و واجد تأثیرات در تحولات روز اجتماع می­‌شود.

۰ نظر ۲۳ ارديبهشت ۰۰ ، ۱۲:۰۳
مجتبی نامخواه