طبقه سه

ارزیابی‌های شتاب‌زده یک طلبه

طبقه سه

ارزیابی‌های شتاب‌زده یک طلبه

طبقه سه

بسم الله
دوست می داشتم این وبلاگ
- این پنجره‌ی سرد و بی‌روح - جز یک صفحه نمی‌داشت
و در آن صفحه جز یک سطر نمی‌بود
و بر آن سطر جز یک کلمه نمی‌نشست
و آن کلمه «خمینی» بود و دگر هیچ نبود...
***
آن‌هایی که همراه پیغمبر بودند و دعوت پیغمبر را قبول کردند همین مردم «طبقه سه» بود، همین فقرا.
صحیفه امام ج8 ص 293
***
معرفی بیشتر وبلاگ در قسمت "درباره طبقه سه" در نوار بالای صفحه

بایگانی
آخرین نظرات

۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «کنش انتخاباتی» ثبت شده است

 ما و امکان‌های انقلابی، اسلامی، ایرانی و جهانی مشارکت اجتماعی

مجتبی نامخواه*

برگزاری انتخابات مجلس یازدهم از جهات مختلفی دست‌مایه‌ها و فرصت‌های لازم برای اندیشیدن درباره مفهوم مشارکت فراهم آورده است. اگر چه سیاست‌زدگی و کلیشه‌های تکراری الیت‌های سیاسی این امکان را نیز بسیار محدود کرده و یا به کلی به محاق برده است. با این حال پدیده‌ها و واقعیت‌ها (در این‌جا مشارکت) در فرض یا در وضع عدم، بیش از پیش مورد توجه قرار می‌گیرند. عدم یک پدیده، امکان مهمی برای اندیشیدن پیرامون وجود آن پدیده است. هنگامی که مشارکت در یازدهمین انتخاب مجلس شورای اسلامی در پایتخت به حدود 25 درصد و در پیرامون به کمتر از 50 درصد رسیده است؛ این وضهیت از یک منظر امکان مهمی برای اندیشیدن پیرامون مشارکت به دست می‌دهد. اندیشیدن پیرامون این که مشارکت چیست؟ چه وضعیت و چه اهمیتی دارد؟ و این که چشم‌انداز آینده مشارکت چیست و کدام الگوی مشارکت در آینده مطرح است؟ در ادامه تلاش می‌کنم در پرتو پرسش‌های فوق، اگر نه یک بحث، که دست‌کم طرحی از یک بحث پیرامون مشارکت و ابعاد و امکان‌های چهارگانه امر مردمی در ایران امروز را ارائه کنم.

۰ نظر ۱۱ اسفند ۹۹ ، ۱۲:۴۱
مجتبی نامخواه

تلاش برای بازتعریف اجتماعی انتخابات؛ گذری بر معنای «پیروزی»


از جمله مهمترین مفاهیمی که به واسطه تفوق تفکر جناح راست و احزاب اصولگرا، در ذهن نیروی اجتماعی انقلاب اسلامی (حزب الله) مغلوبه شده، مفاهیم و دوگانه های شکست/پیروزی، تکلیف/نتیجه و مانند آن است. از آن جا که احزاب در معنای کنونی آن تنها قبائلی جهت کسب، حفظ و بسط قدرت هستند، کلیه روندهای مشارکت سیاسی را به فرایندهای در راستای کسب قدرت تقلیل داده‌اند. آن‌ها در هیچ انتخاباتی، هیچ هدفی به جز طی مسیرهای منتهی به کسب قدرت ندارند. انتخابات یک فرصت بی‌بدیل برای بسط جمهوریت به لایه‌های اجتماعی، گفتگو، دیدار با دیگری، بیان ایده‌ها، بازتولید سرمایه اجتماعی، ابراز هویت و غیریت و نقد و پالایش روندهای بسیج نیروی اجتماعی است. حزبی‌ها اما از انتخابات فقط کرسی را می‌فهمند. آن‌ها عملا «انتخابات» را به «منتخب» تقلیل داده‌اند و تنها چیزی که برای‌شان اهمیت دارد طی مسیرهایی است که قبیله را در دست‌یابی به قدرت نزدیک‌تر کند. از این رو دال مرکزی گفتار و رفتار انتخاباتی آن‌ها وحدت است نه هیچ چیز دیگر.
در نگاه انقلاب اسلامی اما آن‌چه سیاست‌ورزان حرفه‌ای و حزبی مقصد می‌پندارند تنها یک بهانه است. نتیجه با پیروزی به دست نمی‌آید، بلکه با عمل به دست می‌آید: «موجیم و وصل ما از خود بریدن است؛ ساحل بهانه است، رفتن رسیدن است».

۰ نظر ۰۳ اسفند ۹۸ ، ۱۴:۲۰
مجتبی نامخواه

 

 

جریان‌های سیاسی عمده در ایرانِ امروز در دو سطح نگرش­‌ها و کنش‌گرها، امنیت‌بنیان هستند. امنیت البته عنصری نیست که اصل یا اهمیت آن مورد تردید باشد؛ آن‌چه هست تفوق و تعدی استلزامات امر امنیتی به میدان امر اجتماعی است. تفوقی که به وضوح ثبات‌گرایی و انسداد تغییر را دامن می­‌زند. در سایه­‌ی همین نگرش امنیتی است که ما، نیروهای اجتماعی معطوف به انقلاب اسلامی، بیشتر به تهدیدهای عرصه­‌ی سیاسی متوجهیم و از «تحدید»های این حوزه غافلیم: به تهدیداتی می­اندیشیم که متوجه ثبات در عرصه سیاست است و از تحدیداتی که تغییر در میدان سیاست را نحیف و مسدود می­‌کند، به کلی فارغیم. این یادداشت در ادامه می­‌کوشد با تمرکز بر مصداق ملموس انتخابات، تحدیدِ تغییرِ سیاسی را با سه محور-استدلالِ «تهی­‌شدن انتخابات از امر مدنی»، «خصوصی­‌سازی انتخابات» و «حرفه­‌ای شدن انتخابات» توضیح دهد. در ادامه نیز در پی آن است که طرحی اولیه از «چه باید کرد؟» در این باره را دنبال نماید. برای آغاز از تجربه زیسته­‌ای شروع می­‌کنیم که به احتمال زیاد، بسیاری از ما کم و بیش در آن مشترکیم.


* این یادداشت، متن تکمیل یافته‌ی یادداشتی است که در ایام انتخابات اخیر (اردیبهشت 96) در نهمین شماره مجله بهمن آذربایجان منتشر شده است. 
۱ نظر ۲۶ شهریور ۹۶ ، ۱۵:۲۷
مجتبی نامخواه
  • وقتی ما به متن اندیشه امام مراجعه می‌کنیم، مسأله تحجر  بسیار جدی شمرده شده است؛ آن هم نه فقط گاهی و نه فقط در مورد برخی؛ بلکه حتی به‌طور مشخص درباره بسیاری از نزدیکان خودشان.
  • وقتی ما از تحجر در دیدگاه امام و چهارچوب تحلیلی ایشان در کتاب ولایت فقیه و در طول دو دهه بعد از آن تا سال ۶۷ به‌عنوان دغدغه مداوم، صحبت می‌کنیم در واقع یک موضوع را از دیدگاه ایشان بررسی نمی‌کنیم؛ بلکه چهارچوب فکری ایشان را بررسی می‌کنیم
  • وقتی می‌پرسیم چرا در چند دهه بعد از امام، مقوله تحجر آن‌چنان که باید و شاید، مورد توجه نبوده و در اندیشه‌های نظری غایب بوده و به آن پرداخته نشده، باید به این نکته متذکر شویم که احتمالاً ما به کلیت اندیشه امام راه نبرده‌ایم؛ نه این‌که یک مفهوم از اندیشه امام را متوجه نشده باشیم.

* متن ذیل گفتاری است که در نشست «جامعه‌شناسی کنشگری روحانیت در انتخابات» ارائه کردم. این نشست را پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی دفترتبلیغات حوزه علمیه قم در اردیبهشت سال جاری برگزار کرده بود.
۰ نظر ۲۳ تیر ۹۶ ، ۰۹:۵۰
مجتبی نامخواه