طبقه سه

ارزیابی‌های شتاب‌زده یک طلبه

طبقه سه

ارزیابی‌های شتاب‌زده یک طلبه

طبقه سه

بسم الله
دوست می داشتم این وبلاگ
- این پنجره‌ی سرد و بی‌روح - جز یک صفحه نمی‌داشت
و در آن صفحه جز یک سطر نمی‌بود
و بر آن سطر جز یک کلمه نمی‌نشست
و آن کلمه «خمینی» بود و دگر هیچ نبود...
***
آن‌هایی که همراه پیغمبر بودند و دعوت پیغمبر را قبول کردند همین مردم «طبقه سه» بود، همین فقرا.
صحیفه امام ج8 ص 293
***
معرفی بیشتر وبلاگ در قسمت "درباره طبقه سه" در نوار بالای صفحه

بایگانی
آخرین نظرات

۵۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «عدالت‌خواهی» ثبت شده است

تلاش کردم در ابتدای بحثم در جمع طلاب مدرسه علمیه مشکات، توضیحی درباره چیستی افشاگری داشته باشم (موضوع‌شناسی)؛ در ادامه و در گفتگو با حضار درباره برخی احکام، عناوین و حدود  فقهی و اخلاقی افشاگری نکاتی را مطرح کردم. فایل صوتی این جلسه در ادامه قابل دسترسی است.

 

پوستر مبانی افشاگری

 

 


دریافت

۰ نظر ۰۸ مهر ۹۹ ، ۲۳:۵۷
مجتبی نامخواه
این یادداشت را در دی‌ماه 97 نوشته بودم اما در دفتر یادداشت‌هایم مانده بود و منتشر نشده بود. این یادداشت بیشتر به دنبال درآمدی بر درک آینده و نسبت آینده‌نگاری و عدالت‌خواهی است و گذری انتقادی دارد بر رمان زایو، نوشته مصطفی رضایی کلوزی.

درک آینده چگونه ممکن می‌شود؟ در روزگار کنونی و در مواجهه با یک انقلاب چهل‌ساله، بیش از همیشه مسئله‌ی آینده داغ است. با این همه عطش جامعه ایرانی برای پاسخ به پرسش «به کجا می‌رویم؟» کم و بیش بی‌جواب است. درک درست از آینده، مستلزم در دست داشتن تصویر روشنی از «پیش از آینده» یا شرایط منتهی به آینده است. برای درک آینده باید تصویری روشن داشته باشیم از اکنونی که در آن قرار داریم و البته گذشته‌ای که پشت سر گذاشته‌ایم. ما این تصویر روشن را نداریم. مسئله این نیست که وضع کنونی ما روشن نیست؛ بیش‌تر و پیش‌تر از این، مسئله این‌جاست که تصویر ما از وضع کنونی ناروشن و تار است.

درک اکنون اجتماعی‌مان نیازمند دانش اجتماعی و انسانی‌ای است که ما در اختیار نداریم. ما چیزهای زیادی از نظریه‌هایی می‌دانیم که اندیشمندان علم اجتماعی در جهانی دیگر یا بخش دیگر از جهان آفریده‌اند. به همان میزان یا کم‌تر درباره‌ی نقد این نظریه‌ها می‌دانیم و درباره اسلامی‌سازی علوم انسانی نظریه داریم. مسئله‌ی ما و اکنون ما را اما آن ترجمه‌ها و این نقدها درک نمی‌کنند؛ حق هم دارند. موضوع نظریه و نقد نظریه، ترجمه و  اسلامی‌سازی است. اساساً در این دو گرایش فکری، چندان قرار نیست به وضع کنونی‌مان و مسائل آن فکر شود. از باب نمونه امروز جامعه ایرانی با مسئله‌هایِ حزن‌‌آفرینی همچون نابرابری اجتماعی و پدیده‌های شوق‌آفرین همچون امکان اجتماعی- نظامی نابودی داعش مواجه است. چقدر به این مسئله‌ها و این پدیده‌ها توجه نظری شده است؟ خیلی خیلی کم و یا تقریباً هیچ. در شرایطی که از دیدن اکنون‌مان الکنیم، آینده را می‌توانیم ببینیم؟

۰ نظر ۰۷ مهر ۹۹ ، ۰۹:۲۵
مجتبی نامخواه
مطلب زیر محتوای چند استوری است که خانم فاطمه عظیمی‌پسند درباره مطلب تجربه یک «عدالت‌خواهی زنانه» در صفحه اینستاگرام‌شان منتشر کرده‌اند.

تحسینی بر نوشته ایشان دارم و در پی آن تحسین، نقدی. البته نگاه آقای نامخواه گرامی را نسبت به زنان زیاد نمی‌شناسم. اما ابتدا لطفا کامل این پست رو بخوانید.

داخل این متن، حق آزادی و انتخاب آزاد و عادلانه به درستی تبیین شده است. وجود عقل برابر و پی آن، قدرت تشخیص و قدرت ورود به عرصه های اساسی سیاسی برابر و بر مبنای شایستگی ها و مهارت اشخاص بدون در نظر گرفتن جنسیت آنها. گویای اینکه تا زمانی که به زنان و قدرت آنها اعتماد نداشته باشیم و همچنان نسبت به فعالیت های میدانی و عملی زنان ترس و واهمه داشته باشیم، در نهایت امر یعنی نتیجه عینی کار در جامعه اصولگرا، همین آش است و همین کاسه!

۰ نظر ۰۴ مهر ۹۹ ، ۲۰:۳۶
مجتبی نامخواه

یادداشت منتشر شده در صفحه اینستاگرام

🔻بر اساس تعریفی که #محافظه‌کاری_مذهبی و سیاسی تا حدود زیادی برای نیروهای انقلاب جا انداخته، وظیفه یا مهم‌ترین وظیفه زن انقلابی عبارت است از فعالیت در عرصه حجاب و عفاف، خانواده، جمعیت، نقد فمینیسم و حداکثر مباحث موسوم به سبک زندگی. کافی است گشتی در اهالی کار فرهنگی داشته باشیم تا چنین واقعیتی را تأیید کنیم.
  🔻در سخنرانی‌ای که رهبر انقلاب از عقب‌ماندگی در عدالت می‌گویند و به وجود آن اعتراف و اقرار می‌کنند و حتی به خاطر آن از خدا و مردم عذرخواهی می‌کنند؛ در کنار مردان از زنان مؤمنی می‌گویند که به همت آنان این مسئله حل خواهد شد.

🔻امروز دچار نوعی تفکر اسلامی راکد هستیم که کل یوم دوگانه‌ای، دعوایی، شبهه‌ای، احتیاطی چیزی جلوی پای خلق‌الله می‌گذارد که احتیاطاً عدالت‌خواهی نکنند و کارهای دیگری اولویت داشته باشد. بر اساس این برداشت از اسلام، واحد خواهران که جای خود دارد واحد برادران را هم چه به جنگ فقر و غنا؛ وقتی این همه مبانی معرفتی و ولایت و مواسات و مطالبه و سیاست اهمیت و اولویت دارد؟

۰ نظر ۰۲ مهر ۹۹ ، ۲۱:۱۲
مجتبی نامخواه

 

هفتاد روز اعتراض کارگرانِ هفت تپه یک قاب یا فریم از آینده بود؛ بلکه می‌توان گفت یک پنجره یا مدرسه بود برای درک وضعیت کنشگری و مشارکت اجتماعی سیاسی در ایران آینده. این یادداشت تلاش می‌کند مروری داشته باشد بر مهم‌ترین نکته‌هایی که در تفسیر فرامتن این رویداد قابل توجه است.

گزیده یادداشت:

🔻ما اکنون در زمانه‌ای شرکت می‌کنیم که دو گونه از کنشگری و مشارکت اجتماعی در آن قابل شناسایی است. مشارکت کلاسیک که در چارچوب انتخابات، احزاب و نهادهای مدنی و خیریه انجام می‌شود و مشارکت جدید در قالب حرکت‌های شهروندی و جنبش‌های اعتراضی.

🔻به مورد هفت تپه بازگردیم؛ از یک موضع کاملاً هم‌سو با انقلاب اسلامی نگاه کنیم: آیا تأثیر مثبت و سازنده اعتراض هفت تپه بر بهبود شرایط اجتماعی و تحقق آرمان‌های انقلاب اسلامی، از مشارکت‌های متداول و کنش‌های احزاب رسمی کمتر است؟  

🔻گونه‌ای جدید از مشارکت اجتماعی متولد شده است اما احزاب تلاش می‌کنند حاکمیت را متقاعد کنند همچنان مشارکت اجتماعی و سیاسی را به نحو کلاسیک بفهمد و به رسمیت بشناسد.

🔻این جنبش‌ها در مقایسه با حرکت‌های معمولِ ذیل جناح‌های رسمی، از قدرت بسیج کنندگی فوق‌العاده بیشتری بر خوردارند. کنشگران این حرکت‌ها از انگیزه‌های به مراتب قوی‌تر برخودارند.

🔻ساخت کنش در این جنبش‌های اعتراضی هرگز شباهتی با سازوکارهای کنشگری احزاب یا سازمان‌های مدنی ندارد. آن‌ها به معنای متداول جنبش نیستند. رسانه رسمی، مانیفست یا بیانیه، کادر و شورای مرکزی و رهبر یا چهره شاخص ندارند اما توانایی فوق‌العاده‌ای در تعیین دستور کار احزاب رسمی و ملی و همچنین نهادهای حاکمیتی دارند.

🔻در ماجرای اعتراض هفت تپه این حرکت اعتراضی در شهر شوش توانست نمایندگانی را در پایتخت درگیر مسئله‌های خود کند که چند ماه قبل بدون هیچ‌گونه ایده یا برنامه خاصی در این زمینه‌ها در رقابت‌های انتخاباتی شرکت کرده بودند. کارگران هفت تپه توانستند حمایت کسانی را جلب کنند که در جریان فعالیت‌های متداول حزبیِ خود هیچ تعهدی برای حمایت از حقوق مدنی و کنشگری طبقات فرودست ابراز نکرده‌اند؛ هیچ‌گاه از به رسمیت شناخته شدن حرکت‌های اعتراضی سخنی به میان نیاورده و به نابرابری‌های حاصل از خصوصی‌سازی هیچ اشاره‌ای نداشته‌ و حتی از بیان گفتارهایی کلان درباره عدالت و نابرابری هم صرف نظر کرده بودند.

🔻این جنبش‌ها یک پاسخ کاملاً ابتکاری به مسئله مرکز- پیرامون پیش کشیده‌ و  مسیر طرح مسئله را به کلی معکوس کرده‌اند: آن‌چه در مرکز مسئله احزاب و بازیگران رسمی میدان سیاسی است در پیرامون بازتولید نمی‌شود؛ بلکه آن‌چه برای کارگران  شوش مسئله است، دستور کار  مرکز را تعیین می‌کند. هفتاد روز هفت تپه یک مدرسه است برای آموختن کنشگری اجتماعی در ایرانِ آینده.

 

متن کامل یادداشت در ادامه مطلب

 

۰ نظر ۱۵ شهریور ۹۹ ، ۲۱:۲۸
مجتبی نامخواه

 

گفتگو درباره عدالتخواهی شهید اژه ای

دریافت
حجم: 41.9 مگابایت
توضیحات: گفتگوی لایو با مجموعه شهید اژه‌ای درباره عدالت‌خواهی
زمان گفتگو یک ساعت و نیم

 

گزیده گفتگو:

حرکت امام حسین علیه‌السلام حامل تعاریف مهمی درباره عدالت است. از جمله آن‌جا که می‌گویند:

«أَنَّ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیَ عَنِ الْمُنْکَرِ دُعَاءٌ إِلَى الْإِسْلَامِ مَعَ رَدِّ الْمَظَالِمِ وَ مُخَالَفَةِ الظَّالِمِ وَ قِسْمَةِ الْفَیْ‏ءِ وَ الْغَنَائِمِ وَ أَخْذِ الصَّدَقَاتِ مِنْ مَوَاضِعِهَا وَ وَضْعِهَا فِی حَقِّهَا ثُمَّ »؛ این دقیقا تعریف عدالت اجتماعی است؛

یا آن جا که می‌فرمایند:

«أَمَّا حَقَّ الضُّعَفَاءِ فَضَیَّعْتُمْ وَ أَمَّا حَقَّکُمْ بِزَعْمِکُم‏ فَطَلَبْتُمْ».


البته به نظرم ما پرسشی داریم که مهم‌تر از پرسش از چیستی قسط است. مهم‌تر از «تعریف عدالت چیست؟» پرسیدن این پرسش است که «عدالت چه اهمیتی دارد که اباعبدالله(ع) برای  آن قیام می‌کند؟»؛ «قسط چه پدیده‌ای است که انسان‌هایی برای آن حاضرند جان خود را فدا بکنند؟»
نگاه اباعبدالله (ع) و اصحاب آخرالزمانی او این است که بدون قسط برپایی جامعه توحیدی و حتی توحید امکان ندارد. این نگاه است که قسط را تا آن اندازه ارزشمند می‌کند که حسین(ع) برای آن فدا می‌شود و طنین این نگاه  چهارده قرن بعد اصحاب آخرالزمانی امام حسین(ع) را می‌آفریند. امثال شهید حمید رمضانی که در نامه‌ای به پسر یک‌ساله‌اش علت شهادتش را این چنین توضیح می‌دهد: «برای این که نمی‌توانست نابرابری‌ها را ببیند و سکوت کند».

۰ نظر ۱۴ شهریور ۹۹ ، ۲۲:۱۸
مجتبی نامخواه

جنبش عدالت‌خواهی امروزِ ایران فراتر از ابعاد اجتماعی، پیوستی معرفتی- الهیاتی دارد. پروژه/ نهضتی فکری که از بازخوانی و بازتولید تفسیر خاصی از دین و اسلام آغاز می‌شود و به تحقق حرکت‌های اجتماعیِ دگرگون‌ساز در جامعه ختم می‌گردد. ابعاد معرفتی و الهیاتی عدالت‌خواهی چیست؟ بر چه بستر کنونی و ریشه‌های تاریخی‌ای ایستاده و با کدامین دیگری‌های فکری و اجتماعی مواجه است؟ نوشته زیر، با تأکید بر غدیر به مثابه یک نمونه و نشانه، در پی پاسخ به این پرسش‌هاست.

۰ نظر ۱۹ مرداد ۹۹ ، ۲۳:۵۴
مجتبی نامخواه

گفتگو با روزنامه قدس درباره مفهوم جنگ فقر وغنا در اندیشه امام خمینی

 

جنگ فقر و غنا روزنامه قدس

 

دریافت فایل PDF

دریافت
حجم: 397 کیلوبایت
توضیحات: جنگ فقر و غنا در اندیشه امام خمینی
 

گزیده گفتگو

🔻امام(ره) به ما تذکر می‌دهد جنگ حق و باطل، انتزاعی و بریده از اختصاصات و تعینات تاریخی و اجتماعی نیست و جنگ حق و باطلی که بی‌تفاوت به جنگ فقر و غنا باشد، نبرد حق و باطل نیست. فرهنگ اسلامی، اسلام نابی که جنگ حق و باطل را در حد مرزهای جامعه نیاورد و به آن تعین خاص اجتماعی ندهد که جنگ حق و باطل امروز ما نیست. جنگ حق و باطل یک حیث انتزاعی و ذهنی دارد که در جای خودش مهم است و یک حیث کاملاً انضمامی دارد. توجه به این بعد آن کاری است که پیام قطعنامه دارد انجام می‌دهد.

۰ نظر ۰۲ مرداد ۹۹ ، ۰۰:۱۱
مجتبی نامخواه

مطلبی که ده سال قبل و در نخستین روز وبلاگ طبقه سه منتشر شد (این لینک)، با اندکی ویرایش 

 

درآمدی بر ...«طبقه مرفه جدید»

بسمل....

قرار بود در روزهای اخیر جلسه‌ای برگزار شود درباره ی «عملکرد و روش امام علی (ع) در مبارزه با طبقه ی مرفهین به وجود آمده از دل نظام صدر اسلام»؛ آن جلسه به دلایلی برگزار نشد ولی بعدها یادداشت‌هایی که برای بحث آن جلسه آماده کرده بودم را تکمیل‌تر کردم، شد نوشته ای به نسبت مفصل که علاوه بر موضوع فوق چیزهایی هم درباره شباهت‌ها و ضرورت الگوگیری از آن روش در جمهوری اسلامی، بستر ها تأثیرات وجود طبقه مرفه جدید در جامعه و حکومت  غیره. همین که شد طرحی از آب و گل در آمده، گذاشتم در کوزه! یک بار که برای نوشیدن آب کوزه گذرم به آن نوشته افتاد، احساس کردم یک چیزی کم دارد. آخر مسئله نسبت ما و طبقه مرفه جدید فقط طرح و حرف و مقاله  نیست که نوشتنی  باشد و دردی است که فریاد زدنی ست؛ از آنجا که آن موقع نصف شب بود و نمی شد فریاد بزنم، نوشتم اش، شد این؛ شاید مقدمه ای باشد بر آگاهی تفصیلی تر ما از طبقه ی مرفهین بی درد در دل نظام جمهوری اسلامی، آگاهی‌ای که اگر از مقدمه ی ضروری طرح حرف ونقد  وبحث ضرورتا عبور نکند و به عمل نیانجامد، بود و نبودش توفیری ندارد؛ تازه برای «طبقه ی مرفه جدید» بهتر هم هست؛ در ادامه این متن می‌آید و بحث «عملکرد و روش امام علی (ع) در مبارزه با طبقه ی مرفهین به وجود آمده از دل نظام صدر اسلام» هم بماند برای بعد  ...

«کسانی هستند که تلاش می کنند و حقیقتاً درصدد این هستند که طبقه ی ممتازه ی جدیده در جمهوری اسلامی به وجود آوردند».

شده بود این جمله و هاله ای از نکات و سؤال پیرامون  آن بارها به ذهن‌ام هجوم آورند. آخر این نه خبر از یک شبکه ماهواره‌ای ضد انقلاب بود و نه حرف یک شخص کم اطلاع، نه شعار و چماق یک گروه سیاسی بود برای کوبیدن برسر رقیب و نه ...

۰ نظر ۰۳ تیر ۹۹ ، ۲۲:۲۲
مجتبی نامخواه

آزادی از جمله ارزش‌های حیاتی‌ای است که در ذهن و زبان ما، در سایه اولویت و اولیت عدالت قرار گرفته و به دلیل فوریت و عقب‌ماندگی در عدالت، کمتر فرصت گفتگوهای عمیق و راهبردی درباره آن را داشته‌ایم. آزادی اگر چه به وسیله عدالت تحقق می‌یابد اما به واسطه آزادی است که درک عدالت و ناعدالتی ممکن می‌شود. در یک گفتگوی لایو اینستاگرامی در 1399/1/19 درباره آزادی و آزادی‌خواهی در دوران جمهوری اسلامی و موانع فکری و دشمنان اجتماعی آن گفتگو کردیم.

دریافت
عنوان: آزادی در جمهوری اسلامی و دشمنان آن
حجم: 16.5 مگابایت

 

۰ نظر ۲۷ خرداد ۹۹ ، ۱۲:۰۸
مجتبی نامخواه