طبقه سه

ارزیابی‌های شتاب زده یک طلبه

طبقه سه

ارزیابی‌های شتاب زده یک طلبه

طبقه سه

بسم الله
دوست می داشتم این وبلاگ
- این پنجره ی سرد و بی روح - جز یک صفحه نمی داشت
و در آن صفحه جز یک سطر نمی بود
و بر آن سطر جز یک کلمه نمی نشست
و آن کلمه "خمینی" بود و دگر هیچ نبود...
×××
آن هایی که همراه پیغمبر بودند و دعوت پیغمبر را قبول کردند همین مردم "طبقه سه" بود، همین فقرا ؛
صحیفه امام ج8 ص 293

۳ مطلب در فروردين ۱۳۹۴ ثبت شده است

طبقه سه - بررسی نظریه‌ی انقلاب امام خمینی و دلالت‌های آن در سیاست‌گذاری فرهنگیمتن زیر چکیده‌ی پایان نامه‌ای است که دی ماه 1392 دفاع کرده‌ام و در مسیر انتشار است. از نقد و نظری که دوستان بزرگوار داشته باشند استفاده خواهم کرد. (namkhahmojtaba@gmail.com)

 

دانشگاه باقرالعلوم علیه السلام

دانشکده علوم سیاسی، اجتماعی و تاریخ

پایان‌نامه جهت اخذ درجه کارشناسی ارشد

رشته: دانش اجتماعی مسلمین

بررسی نظریه‌ی انقلاب امام خمینی و دلالت‌های آن در سیاست‌گذاری فرهنگی

استاد راهنما: حجت الاسلام و المسلمین دکتر مریجی

استاد مشاور: دکتر هاشمیان

نگارش: مجتبی نامخواه

دی1392

چکیده:  

تصویر که امام خمینی از انقلاب اسلامی دست می‌هند، آن قدرها متمایز و خلاف آمدعات هست، که  باوجود بحث و گفتگوهای فراوان پیرامون امام خمینی و اندیشه‌های ایشان، نادیده گرفته شود و یا حداکثر تلاش شود به برخی نظریه‌های رایج همچون ماکس وبر به تأویل برده و تقلیل داده شود. مسئله‌ای که این تحقیق با روشی توصیفی تحلیلی از آراء و اندیشه‌های امام خمینی در پی آن است، صورت‌بندی همین درک متمایز است. این تصویر مانند بسیاری از نظریات انقلاب گرچه با تأکید بر یک مورد مشخص ارائه می‌شود اما استدلال‌های روشنی را نیز درباره‌ی یک انقلاب اجتماعی پیش می‌کشد. تحلیل امام خمینی از انقلاب با نظریه‌های جامعه‌شناسی انقلاب تمایزات بنیادینی دارد. نظریه انقلاب امام بر خلاف دیگر نظریه‌ها، انقلاب اجتماعی را محصول دیگر تحولات اجتماعی نمی‌داند و آن را بر اساس یک انقلاب انسانی، درونی و باطنی تحلیل می‌کنند. تفاوت دیگر اینکه نظریه انقلاب امام موضعی محافظه کارانه ندارد؛ امام خمینی در پاسخ‌هایی که به پرسش از چیستی، چگونگی و پیامدهای انقلاب می‌دهند، در پی بازتولید انقلاب هستند. یکی از نمودهای این بازتولید آن جاست که امام خمینی فهمی که از انقلاب دارند را در نظام پس از آن مبنای سیاست گذاری‌ها قرار می‌دهند.

  بر این اساس می‌توانیم بر اساس دیدگاه امام خمینی، انقلاب اسلامی را در چهار مرحله و مفهوم دنبال کنیم. اولین مرحله ارائه درکی ناب اما مهجور از آموزه¬های اسلام است. ارائه‌ی اسلام انقلابی به انقلابی انسانی و درونی در جامعه ایرانی منجر می¬شود. از دل این انقلاب درونی که به یاری دست غیب و مقلب القلوبی خداوند متعال انجام شده انسان جدیدی خلق می‌شود: انسان انقلابی که انقلاب اسلامی محصول کنش جمعی همین انسان انقلابی است. پس از انقلاب است که اسلام انقلابی راه خود را به عرصه‌ی سیاست گذاری‌های فرهنگی باز می‌کند و تجربه‌ی متمایز نهادهای انقلاب اسلامی بر اساس کنش‌های متمایز انسان انقلابی به وجود می‌آیند. 

کلمات کلیدی:

امام خمینی(ره)، نظریه انقلاب، اسلام انقلابی، انقلاب انسانی، انسان انقلابی، انقلاب اسلامی، سیاست گذاری، سیاست گذاری فرهنگی.

لینک در سایت دانشگاه باقرالعلوم(علیه السلام)

 

۰ نظر ۱۹ فروردين ۹۴ ، ۱۹:۳۰
مجتبی نامخواه
طبقه سه - تأملی بر جایگاه نام‌گذاری سال‌ها از منظر خط‌مشی‌گذاری عمومی در جمهوری اسلامیتأملی بر جایگاه نام‌گذاری سال‌ها از منظر خط‌مشی‌گذاری عمومی در جمهوری اسلامی
تأملی بر جایگاه نام‌گذاری سال‌ها از منظر خط‌مشی‌گذاری عمومی در جمهوری اسلامی؛
نام‌گذاری به‌مثابه سیاست‌گذاری
 
بیش از یک‌ونیم دهه است که رهبر انقلاب همه‌ساله در پیام ‌سال ‌نو، برای سالی که دقایقی است آغاز شده، یک شعار و نام انتخاب می‌کنند. با وجود گذشت این مدت، عموماً درک ناقصی از فلسفه‌ی این نام‌گذاری‌ها وجود دارد و طبیعی است کار‌هایی که براساس این درک ناقص انجام می‌شود، اغلب شعاری است و هیچ ارتباطی با عنوان سال ندارد و یا حتی گاه برخلاف آن عمل می‌شود. تمام این فعالیت‌ها اما یک وجه مشترک دارند: به‌نحوی ملال‌آور به تکرار عنوان سال می‌پردازند و بر آن تأکید می‌کنند و صحه می‌گذارند. چندی پیش مقام معظم رهبری نسبت به برخوردهای بی‌خاصیت و شعاری با عنوان سال اعتراض کردند. فعالان مذکور این اعتراض را هم «تکرار» کردند. آن‌هایی که پیشاپیش همه در جاده‌ی شعاری‌سازی شعار سال می‌دویدند، به‌یکباره بانگ برداشتند در اعتراض به این برخورد شعاری و باز هم «تکرار» کردند.[1]
 
۰ نظر ۱۵ فروردين ۹۴ ، ۱۹:۳۰
مجتبی نامخواه

«جنبش انقلابِ انسان»*

درآمدی  مطالعه‌ی فعالیت‌های معرفتی ـ اجتماعی شهید سیدحسین علم‌الهدی پس از پیروزی انقلاب اسلامی

 

تصویر نسبتاً رایج از شهید علم‌الهدی تصویری است که «فرد» شهید علم‌الهدی را با «محوریت جنگ» و دفاع مقدس روایت می‌کند؛ تصویری که بخش‌های کمی از حقیقت را به ما می‌نمایاند. این روزها شاهدیم گاهی از شهید علم‌الهدی با عنوان «سردار سرلشکر شهید علم‌الهدی» یاد می‌شود. البته قاعدتاً منظور از چنین تعبیری بزرگداشت ایشان است، شهید علم‌الهدی هنگام شهادت فرمانده‌ی سپاه هویزه بوده است؛ البته سپاه هویزه در شرایط دومین سال پیروزی پس از انقلاب و نه حتی سپاه کنونی هویزه؛ یعنی مجموعه‌ای با شصت و چند پاسدار که حتی ابتدایی‌ترین اسلحه‌ها را هم نداشتند.اگر این تعابیر به‌ظاهر گرامی را کنار بگذاریم، آن‌وقت، مقام علم‌الهدی بهتر فهمیده می‌شود؛ چراکه آن‌وقت جا دارد بپرسیم: اگر جایگاه نظامی مبیّن شأن شهید علم‌الهدی نیست، پس راز عظمت و منزلت ایشان چیست؟ چرا شهید علم‌الهدی با وجود نقش مهمی که در مبارزات انقلاب و حوادث پس از پیروزی انقلاب در کشور و نقش بنیادینی که در تأسیس بسیاری از نهادهای انقلاب اسلامی در استان خوزستان داشت، چرا به هویزه رفت و فرمانده‌ی سپاه این شهرستان شد؟

۰ نظر ۰۴ فروردين ۹۴ ، ۱۹:۳۰
مجتبی نامخواه