طبقه سه

ارزیابی‌های شتاب‌زده یک طلبه

طبقه سه

ارزیابی‌های شتاب‌زده یک طلبه

طبقه سه

بسم الله
دوست می داشتم این وبلاگ
- این پنجره‌ی سرد و بی‌روح - جز یک صفحه نمی‌داشت
و در آن صفحه جز یک سطر نمی‌بود
و بر آن سطر جز یک کلمه نمی‌نشست
و آن کلمه «خمینی» بود و دگر هیچ نبود...
***
آن‌هایی که همراه پیغمبر بودند و دعوت پیغمبر را قبول کردند همین مردم «طبقه سه» بود، همین فقرا.
صحیفه امام ج8 ص 293
***
معرفی بیشتر وبلاگ در قسمت "درباره طبقه سه" در نوار بالای صفحه

بایگانی
آخرین نظرات

۱۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «جهان طلبگی» ثبت شده است

به دعوت تشکل طلبگی ربیون، در دومین دوره/ گردهم‌آیی طلبگی عصر اقامه شرکت کردم. در این برنامه که به دلیل محدودیت‌های این روزها به صورت مجازی برگزار می‌شد درباره تحجر بحثی ارائه کردم که بعدتر فایل آن را به اشتراک خواهم گذاشت. در حاشیه جلسه برای شرح بیشتر مباحث، چند متن هم درباره تحجر معرفی کردم که فایل آن در ادامه می‌آید.

درباره تحجر با تمام اهمیت آن تنها سه چهار کتاب و مقاله بیشتر سراغ ندارم که در موقع مقتضی باید مورد نقد و بررسی بیشتر قرار بگیرند. اجمالاً آوردن‌شان در معرفی منابعِ این گفتار وجهی نداشت و متن‌های معرفی شده بیشتر برای طرح سرفصل‌های مرتبط با تحجر و بسط مباحث ارائه شده بود.

 

 

عصر اقامه

دریافت
حجم: 92.8 کیلوبایت
توضیحات: چند متن درباره تحجر

۰ نظر ۱۸ مرداد ۹۹ ، ۲۲:۵۴
مجتبی نامخواه

به روز بودن یا به قاعده بودن؟

یکی از تعابیر یا مفاهیمی که کم و بیش درباره چگونگی زندگی اجتماعی طلاب زیاد به کار برده می‌شود، مفهوم «به روز بودن» است. به روز بود موضوع، مضمون و زمینه گپ و گفت‎ها و تصمیم‌ها و تجویزهای فراوانی است؛ اما مفهوم «به روز بودگی» چه معنای محصلی دارد و معادل کدام مفهوم یا واژه‌یِ به کار برده شده در کدام متن معتبر و موجه است؟ در کدام نظریه یا دانش به آن پرداخته شده است؟ در این‌ نوشته می‌خواهم تا حدی استدلال و تأکید کنم که این ترکیب و تعبیر، اهمیت و یا حتی معنای چندانی ندارد؛ گمان می‌کنم این مفهوم که این همه در تعیین و تصمیم‌های شخصی برای شکل‌دهی به زی‌طلبگی مهم انگاشته می‌شود، مهم نیست. بر این باورم که مفهومِ «به روز بودن» و برجسته بودنِ این مفهوم در ارتباط با کنشگری اجتماعی روحانیت، بیش از هر چیز یک تعبیرِ تا حدودی عامیانه و ناشی از پیش­فرض‌هایی برگرفته از سویه‌های نظری، کژکارکردهای ساختاری و زمینه‌ای گسترده‌‌تر از تغییرات و مناسبات اجتماعی است. این یادداشت می‌کوشد این سه زمینه را شرح داده و معطوف به پاسخی جایگزین، نقد نماید.

۰ نظر ۰۷ تیر ۹۹ ، ۰۰:۱۸
مجتبی نامخواه

 

متن زیر بحثی است که  خردادماه سال98 و در نشست رونمایی از «پایگاه مطالعات انقلاب اسلامی حوزه های علمیه خواهران» ارائه شده است.

متفکران حوزوی انقلاب اسلامی

 

انقلاب و مسئله ارتجاع

یک مسئله ای که در خصوص انقلاب ما مطرح است، همان طور که برای انقلاب اسلامی پیامبر اکرم(ص) هم مطرح بود، مسئله احتمال بازگشت و ارتجاع در انقلاب اسلامی است. هر انقلاب در ارتباط با اهداف و آرمان هایی که دارد، مسیری را طی می کند، نظم موجودی را از بین می برد و نظم جدیدی را بنیان می گذارد. اما هر لحظه و هر دوره ای این احتمال وجود دارد که مسیر پیشرونده انقلاب به گذشته برگردد، ارتجاعی رخ دهد و آن انقلاب تبدیل به ضد خودش شود.

به تعبیر قرآن کریم این نقطه حساس دوره ای است که انقلاب به مرحله پس از بنیان­گذار خودش گذار پیدا می کند و عبور می کند؛ یعنی از مرحله ای که رهبر انقلاب و بنیانگذار انقلاب حضور دارد و در اثر رویدادی که مرگ یا شهادت است، از میان جامعه رخ بر می­بندد و حالا انقلاب می خواهد تجربه ای داشته باشد که در آن رهبر انقلاب حضور ندارد. قرآن کریم از جامعه می پرسد: «أَفَإِنْ مَاتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِکُمْ»؛ آیا ارتجاع و انقلاب به عقب و انقلاب معکوس خواهید داشت، اگر رهبر انقلاب و پیامبر در میان شما نباشد؟ این آسیب و احتمال برای هر انقلاب دیگری مطرح است و برای انقلاب اسلامی ما نیز همواره مطرح خواهد بود. اگرچه ما از این مرحله به سلامت عبور کرده ایم؛ اما احتمال ارتجاع، احتمالی است که امروز رهبر معظم انقلاب نیز از آن سخن می گوید. تقدس این انقلاب و شهدای بزرگی که با خون آنها نهال انقلاب آبیاری شده است، مانع از آن نخواهد شد که ارتجاع در خصوص این انقلاب نیز رخ دهد. در بیانات رهبر معظم انقلاب در این سال­ها مرتب مسئله ارتجاع مطرح شده است. همان طور که درباره انقلاب پیامبر نیز مطرح بود. در واقع، در تاریخ انقلاب صدر اسلام، در نقطه گذار از دوره پس از بنیانگذار در یک سطحی این ارتجاع رخ داد و آغاز شد و در چهل سالگی انقلاب پیامبر، با شمشیری که توسط جریان تحجرِ زمان بر فرق امیرالمؤمنان(ع) فرود آمد، این ارتجاع یک مرحله جدیدی را تجربه کرد و دو دهه بعد سال، تجسد و تجسم همه آرمان‌های انقلاب را به مسلخ طف برد. این امر درباره هر انقلابی ممکن است اتفاق بیفتد.

بازتولید انقلاب در برابر ارتجاع؛ چگونه؟

مسئله کلیدی این است که چگونه می توان در برابر این ارتجاع صف علم کرد؟ به چه ترتیبی و به چه شکل و صورتی می توان فرآیندی را ایجاد و بازتولید کرد که انقلاب را به نحو مستمر بازتولید کند و استمرار ببخشد؟

پاسخ این است: همان گونه که انقلاب رخ داد، امکان بازتولید انقلاب نیز وجود دارد.

۰ نظر ۰۶ تیر ۹۹ ، ۰۸:۵۵
مجتبی نامخواه

 

متن زیر گفتگویی است با یک نشریه طلبگی که اواسط سال قبل انجام شده اما به دلیل منتفی شدن انتشار آن مجله، منتشر نشده است. مباحث گفتگو پیرامون کنشگری اجتماعی طلاب جوان، خدمت اجتماعی، تشکل‌های طلبگی و مسئله فقدان سازوکارهای نمایندگی طلاب جوان دور می‌زند. امیدوارم برای دوستانی که مباحث این وبلاگ درباره مبحث «جنبش طلاب جوان» را پیگیری می‌کرده‌اند مفید باشد.  

 

از ماجرای جنگ که بگذریم سالها بود که ما اجتماع بزرگی از طلاب انقلاب سر یک مسئله واحد ندیده بودیم. چه شد که در ماجرای سیل این حجم عظیم در حرکتی واحد وارد گود حل مشکلات مردم بشوند؟

 

شاید با چاشنی کمی طنز بتوان گفت به این خاطر که ایام تعطیلات بود و بالاخره ساختارهای ملاحظه‌ساز حوزوی تعطیلات بودند! و طلبه‌ها آزاد بودند!

واقع امر این است که مدت‌هاست کنشگری طلاب در محاق نوعی ملاحظه‌سازی و محافظه‌کاری مذهبی و حوزوی فروافتاده و به ملسخ رفته است. نیروی اجتماعیِ طلاب جوان، که می‌تواند یک جنبش اجتماعی فراگیر باشد و بر سر مسئله‌های مختلف جامعه متمرکز شود، توسط این محافظه‌کاریِ منتشر، زمین‌گیر شده است. با همان مناطی که سیل مسئله جامعه بود و حضور طلاب جوان ضرورت داشت، میدان‌ها و مسئله‌های متعددی هست که غیبت نیروی اجتماعی انقلاب و به طور مشخص طلاب جوان در آن میدان‌ها توجیه ندارد. علت این غیبت غیرموجه که آن مسئله‌ها را روز به روز لاینحل‌تر و حادشونده‌تر کرده چیست؟

۰ نظر ۰۵ تیر ۹۹ ، ۲۳:۳۹
مجتبی نامخواه

29 اردیبهشت ماه، در یک گفتگوی لایو اینستاگرامی با تشکل طلبگی ربیّون، درباره جنبش طلاب جوان و موانع معرفتی و ساختاری بازتولید آن بحث کردیم. این گفتگو در ادامه مباحث پیشین درباره «جنبش طلاب جوان» و «جهان طلبگی» بوده و امیدوارم برای علاقه‌مندان به این مباحث مفید باشد.

دریافت فایل صوتی گفتگو
حجم: 23.6 مگابایت

 زمان: 68 دقیقه
 

۰ نظر ۲۷ خرداد ۹۹ ، ۱۱:۴۷
مجتبی نامخواه

بیانیه گام دوم و طلاب جوان

در میزگرد مجله حوزه با دوستانی درباره بیانیه گام دوم و طلاب جوان گفتگو کردیم. بحث من درباره دو نگاه ثبات‌گرا و تغییرگرا به بیانیه گام دوم بود و در نقد نگاه‌های محافظه‌کارانه به این متن و کلیت نگرش انقلاب اسلامی و رهبر انقلاب حرف زدم. همین‌طور در این‌باره که این بیانیه به چه میزان در جهان طلبگی ما بازتاب داشته است. در آخر هم اشاره‌ای کردم به این‌که این متن چگونه می‌تواند به بازتولید جنبش طلاب جوان کمک کند. این میزگرد در بهار سال 1398 برگزار و در صفحات 84 تا 103 شماره 181 مجله حوزه  منتشر شده است.

دریافت فایل pdf مجله حوزه ش 181

 

۰ نظر ۲۲ خرداد ۹۹ ، ۰۰:۱۵
مجتبی نامخواه

حضور امر مدرن در جامعه ایرانی، تحدید نقش‌ها و کارکردهای اجتماعی نهاد روحانیت را به دنبال داشت. آغاز مواجهه‌ ما با امر مدرن، آشنایی با رویه‌ سخت و نظامی آن بود. بهت و حیرتی که در جنگ‌های ایران و روس و پس از مشاهده‌‌ جنگ‌افزارهای ملل راقیه، به سربازان ایرانی دست داد، از دروازه‌ جنگ به جهان اجتماعی ما ایرانیان راه یافت. کمی بعد پای اقتدار سیاسی ملل اروپایی نیز به جامعه ایرانی باز شد. استعمار با تقویت استبداد، به تثبیت بهت حاصل از مواجهه ما با امر مدرن دامن ‌زد و ذهن جست‌وجوگر انسان ایرانی را بیش از پیش کنجکاوِ درک معمای مدرنیته کرد. برای انسان ایرانی این پرسش به صورت جدی مطرح می‌شد که «چرا آنها پیشرفت کردند و ما عقب ماندیم؟» مرحله‌ بعدی آشنایی ما با امر مدرن، آشنایی با نظام‌های معرفتی و نظری پشتیبانِ این امر بود. در این مرحله بود که انسان‌هایی مبهوت و شیدا راز امر مدرن را در نظام فرهنگی و معرفتی و فلسفی آن جست‌وجو کرده، به تقلید از آن و تولید تام آن، از فرق سر تا ناخن پا اقدام کردند.

۰ نظر ۱۶ اسفند ۹۷ ، ۲۳:۴۲
مجتبی نامخواه


خدمت و امر اجتماعی

در یک بررسی گذرا پیرامون فلسفه و تاریخچه نهاد روحانیت شیعه، می‌توان کارکردهای اجتماعی روحانیت را به دو دسته عام «کارکردهای فکری- نظری» و «کارکردهای عینی- عملی» تقسیم کرد. در ساحت فکری- نظری روحانیت به «هدایت فکری و دینی»، بازخوانی و بازنشر آموزه‌های دینی در میان آحاد جامعه می‌پردازد. اما کوشش‌های روحانیت در ساحت عینی- عملی شامل دو بخش می‌شود: در یک سطح، روحانیت کلیت نظام اجتماعی را نشانه می‌گیرد و در سطحی کلان، برای برپایی نظام اسلامی به هدایت سیاسی می‌پردازد. در سطح خُرد نیز «خدمت اجتماعی» همواره وجهه همت روحانیت شیعه بوده است. به‌عبارت دیگر، اگر بر حسب استدلال فارابی غایت زندگی اجتماعی انسان را «سعادت» بدانیم؛ «سیاست»، تدبیرِ کلان نیل مُدُن به آن و «خدمت»، راهبرد خُرد آن است.

اگر مبتنی بر چنین منطقی به تحلیل کارکرد / وظایف روحانیت بپردازریم می‌توانیم به سه‌گانه «هدایت فکری و دینی»، «هدایت سیاسی و بصیرت‌افزایی» و «راهنمایی و حضور در عرصه خدمات اجتماعی» دست پیدا کنیم. رهبر انقلاب در سخنرانی در جمع طلاب تهران از این سه مورد به‌عنوان وظایف عمده روحانیت شیعه یاد می‌کنند. بر حسب این تحلیل، خدمت اجتماعی یک‌سوم یا یکی از سه وظیفه / کارکرد عمده روحانیت شیعه است؛ درحالی‌که معدود متون تحلیلی / جامعه‌شناختی پیرامون سازمان روحانیت و فلسفه آن، از اساس کارکرد «خدمت» را برای روحانیت قائل نیستند. به این دلیل است که پرداختن به موضوع و موضع «روحانیت و خدمت» تا حدودی دشوار است. از انکار یا نادیده گرفتن اساس این کارکرد که بگذریم، کمتر متن مدونی به این موضوع پرداخته است؛ کمتر گزارش عینی یا تحلیلی نظری در این‌باره وجود دارد و کمتر صاحب‌نظری را در این حوزه می‌توان سراغ گرفت.

۰ نظر ۱۶ اسفند ۹۷ ، ۲۳:۳۰
مجتبی نامخواه

  شهید مطهری یکی از اصلی‌­ترین متفکرانی است که کوشیده تحلیل­‌هایی اسلامی درباره مسائل اجتماعی معاصر ارائه بدهد. کوشش­‌های انتقادی شهید مطهری علیه تفکر التقاطی و اندیشه­‌های متأثر از ماتریالیسم نظری و عملی، و خوانش­‌های ایجابی از ظرفیت­‌های اجتماعی مفاهیم اسلامی، میراث گران‌بها و تجربه­‌ای مهم از تأمل پیرامون مقولات اجتماعی به دست می­‌دهد. مقوله «خدمت اجتماعی» یا خدمت به خلق یکی از این مفاهیم است. یادداشت پیش‌رو می­‌کوشد گزارشی اجمالی از دیدگاه شهید مطهری در تحلیل مفهوم خدمت به دست بدهد.

۰ نظر ۱۶ اسفند ۹۷ ، ۲۳:۲۶
مجتبی نامخواه


نگاهی به کارکردهای سه‌گانه روحانیت و کارکرد فراموش‌شده

چندی پیش رهبر انقلاب در یک صورت‌بندی سه‌گانه‌ از نقش و کارکردهای اجتماعی روحانیت، «هدایت»، «سیاست» و «خدمت» را به‌مثابه سه وظیفه مهم برجسته کردند.[1] از این سه کارکرد، هدایت به‌نوعی همزاد روحانیت است. توجه به کارکرد سیاست نیز اگرچه گاه در فراز و گاه همچون سال‌های منتهی به آغاز نهضت امام خمینی، در فرود بوده اما دست‌کم در پنجاه سال اخیر، روزبه‌روز مورد توجه فزاینده قرار گرفته است. «خدمت»، اما کارکردی است که کمتر مورد توجه قرار گرفته و در شرایط کنونی به دلایلی روحانیت کمتر نسبت به خدمت اجتماعی احساس وظیفه می‌کند.

مراد از خدمت اجتماعی در این تقسیم‌بندی رهبر انقلاب، آن‌چنان که خود تصریح می‌کنند عبارت است از «مدرسه‌سازی، بیمارستان‌سازی، کمک به مردم هنگام حوادث و دیگر عرصه‌ها». خدمت اجتماعیِ روحانیت به این معنا گاه به‌کلی فراموش و یا حتی انکار شده است.[2] با این حال این نسیان و انکار، بیشتر یک عارضه معاصر و دست‌کم مربوط به یک سده اخیر است. بررسی‌های تاریخی نشان می‌دهد پیش از آغاز قرن جاری، نه فقط روحانیت، کارکرد خدمت اجتماعی را انکار یا فراموش نمی‌کرده است، بلکه با اهتمام تام به آن متوجه بوده و تجربه‌های بی‌بدیلی در این زمینه شکل داده است.

۰ نظر ۱۶ اسفند ۹۷ ، ۲۳:۲۴
مجتبی نامخواه