طبقه سه

ارزیابی‌های شتاب‌زده یک طلبه

طبقه سه

ارزیابی‌های شتاب‌زده یک طلبه

طبقه سه

بسم الله
دوست می داشتم این وبلاگ
- این پنجره‌ی سرد و بی‌روح - جز یک صفحه نمی‌داشت
و در آن صفحه جز یک سطر نمی‌بود
و بر آن سطر جز یک کلمه نمی‌نشست
و آن کلمه «خمینی» بود و دگر هیچ نبود...
***
آن‌هایی که همراه پیغمبر بودند و دعوت پیغمبر را قبول کردند همین مردم «طبقه سه» بود، همین فقرا.
صحیفه امام ج8 ص 293
***
معرفی بیشتر وبلاگ در قسمت "درباره طبقه سه" در نوار بالای صفحه

آخرین نظرات

۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «تحجر» ثبت شده است

به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا، حجت الاسلام مجتبی نامخواه پژوهشگر حوزه علمیه قم عصر امروز در همایش "نقش حوزه در گام دوم انقلاب" که از سوی خبرگزاری رسا در سالن همایش های پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی برگزار شد، به تبیین ابعاد نظری و اجتماعی مفهوم "تحجر" در اندیشه امام راحل پرداخت و یکی از شاخصه های بارز امام خمینی(ره) را مبارزه با متحجران و مقدس نمایان دانست و گفت: امام راحل اسلام عقیده و جهاد، خصم با ستمگران و نرمی با مستضعفان و اسلام ناب محمدی را برای ما به ارمغان آوردند و ما را از دام اسلام آمریکایی و اسلامی که آفت جان ملت ها بود، نجات دادند.

وی با بیان اینکه امام خمینی(ره) به صورت مستمر با «تحجر» درگیر بودند، عنوان کرد: ایشان همواره سعی می کردند حوزه را از تحجر بر حذر داشته و با مقدس نمایان مبارزه می کردند؛ منشور گام دوم در راستای مبارزه با همین دسته از حوزویان که دیدگاه اجتماعی نداشتند تنظیم شده است.

حجت الاسلام نامخواه تأکید کرد: رهبر کبیر انقلاب اسلامی همواره در نوشتارها و تألیفات خودشان با متحجران و مقدس نمایان درگیری و مبارزه داشتند و اینگونه نیست که گمان کنیم ایشان در یک مقطع خاص با این دسته از روحانیت مخالفت داشته اند.

این پژوهشگر حوزوی خاطرنشان کرد: نسبت حوزه علمیه قم با انقلاب نسبت حمایت یکپارچه نبوده و گاهی برخی از روحانیون که تحجرگرا بودند با انقلاب اسلامی مخالفت های بسیار داشته و با آن همراهی نمی کردند؛ امروز ما باید شاخصه های انقلابی گری را به خوبی مطالعه کنیم تا دچار تحجرگرایی نشویم.

وی با اشاره به اینکه امام راحل همواره نسبت به خطر "تحجر" هشدار می دادند، ابراز داشت: ایشان همواره اهمیت و خطر این موضوع را حتی به کسانی که در متن انقلاب بودند هشدار می دادند؛ امروز باید ابعاد مختلف «تحجر» را بررسی کنیم و همواره مراقب باشیم تا در جرگه متحجران قرار نگیریم.

حجت الاسلام نامخواه جمود، پرخاشگری و تکفیر را از جمله عواقب دینداری متحجرانه در ابعاد مختلف دانست و ابراز کرد: هرچقدر برداشت از دین متحجرانه باشد، فرهنگ سرمایه داری در ابعاد مختلف سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی جامعه رشد خواهد کرد./841/پ202/ق

گزارش‌های دیگر از فارس، شبستان


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ اسفند ۹۷ ، ۰۰:۲۷
مجتبی نامخواه

بازشناسی تحجر در حوزه علمیه

عنوان بحث: «بازشناسی پدیده تحجردرحوزه علمیه»

به مناسبت ایام صدور پیام منشور روحانیت امام خمینی

یکشنبه 6 اسفندبعدازنمازعشا
قم مدرسه علمیه جهانگیرخان
بسیج مدرسه جهانگیرخان- جنبش قیام لله

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۶ اسفند ۹۶ ، ۰۷:۳۳
مجتبی نامخواه

زمینه­‌های فکری و پیامدهای اجتماعی برآمدن اسلام مناسک میان­‌تهی


یکی از پدیده‌هایی که سال به سال بیش از گذشته با آن مواجهیم، گسترش آیین­‌های مذهبی و پیدایش آیین­‌هایی تازه است. یک آیین مذهبی می‌تواند ترویج‌کننده و احیاگر آرمان‌های اصلی دین بوده و به واسطه‌ی معرفت‌ها و  نشانه‌هایی که به میانه‌ی جامعه می‌آورد به بزرگداشت ایده‌­های محوری دین کمک کند. تعظیم شعائر اسلامی مفهومی است برخاسته از متن الهیات اسلامی که آیات و روایات فراوانی به آن دلالت می‌دهد. پرسش اما این­‌جاست آیین به خودی خود مفید است یا وقتی واجد این نقشِ ذاتی باشد؟

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ آذر ۹۶ ، ۲۳:۴۲
مجتبی نامخواه

در حاشیه­‌ی دادگاهِ دادخواهانِ شیرازی


خلاصه:

·         امام خمینی سه کارکرد عمده را برای بسیج برجسته می‌کنند: مخالفت با استکبار، مخالفت با پول‌پرستی و مخالفت با تحجرگرایی و مقدس‌نمایی.

·         در برابر این نگره­‌ی خمینیستی رهیافت محافظه­‌کارانه­‌‌ای وجود دارد که مایل است نقش بسیج را به جریان-سازمانی خدماتی فروبکاهد. خدماتی که در دهه­‌ی پیشین عبارت بود از اقداماتی همچون کویرزدایی و قطره­‌چکانی فلج اطفال و البته در شرایط کنونی معادل­‌های دیگری یافته است.

·         برآیند نقشی که ما ایفا کرده و می‌کنیم، در تمام سال‌های این سه‌دهه، به کدام یک از این دو رهیافت فوق نزدیک‌تر است. اگر چه تئوریسین‌های نقش دوم بسیج بر خلاف دیروز، امروز دیگر به عنوان استوانه­‌های انقلاب ترویج نمی­‌شوند اما مسئله این جاست که ساختاری که دیروز بسیجیان را ذیل رهیافت دوم  و از جمله ذیل افراد مذکور قرار می‌داد، هم امروز هم با تغییرات و برخی جوان‌گرایی‌هایی! زنده و فعال است.

·         اگر دیروز جناح راست و اصولگرایی نام ‌داشت و کویرزدایی و قطره‌چکانی را ترویج می‌کرد و امروز اصول‌گرایی تحول‌‌خواه و نواصولگرایی و غیره نام دارد و می‌خواهد به بهانه اردوهای جهادی یا دیگر کارهای خوب، حزب‌الله را از میدان مبارزه‌ی اجتماعی بیرون برده و به حاشیه شهرها بکشاند.

·         راه رفتن به اردوی جهادی و ساخت «سرویس بهداشتی در مناطق محروم» را هموار می‌کند اما نوبت به عدالت‌خواهی که می‌رسد منبرها و رسانه­بولتن‌هاشان را آبستن ده‌ها آسیب‌شناسی و آینده‌شناسی و فتنه‌شناسی می‌کنند و هر ورز به بهانه‌ای فتوا به احتیاط می‌می‌دهند. 

·         همواره بر صدر بوده‌اند بی‌آنکه بگویند  پس ده‌ها سال تریبون‌داری و میدان‌داری‌شان، کجاست رویکردهای ضد تحجر و کجاست ضدیت با مقدس‌مآبی نیروهای انقلاب؟ کجاست کنش‌های ضدپول‌پرستی‌مان؟ چه کسانی آرام و بی‌سر و صدا هویت ما را دزدیدند و ما را به یک‌سری ظرفیت‌های بومی توسعه استحاله کردند؟

·         امروز پس از سال‌ها پیروی از احزاب قبیله‌ی اصولگرایان و رسانه‌هاشان و منبرهاشان، حزب‌‌الله را می‌بینیم که نه فقط از نقش و کارکرد خمینیستی خود بازمانده، بلکه از هویت اصیل خود نیز خلع شده است. نه تنها نمی‌تواند تاریخ را ورق بزند، بلکه به دلیل همراهی با حزبی‌ها، از کسب موفقیت در سطحی‌ترین تغییرات اجتماعی در انتخابات‌ها نیز ناتوان است.

·         رهیافتی که حزب‌الله را به مثابه یک پامنبری برای بحث‌های عمدتاً فردی-مذهبی می‌خواسته یا حداکثر یک عنصر اهل اردوی جهادی در حاشیه شهرها می‌پسندید، جریانی است که ده‌ها هیئت و محفل قرارگاه مذهبی جهادی ایجاد می‌کند اما به دلیل فقدان اعتقاد راسخ به  عدالت‌خواهی از شکل دادن یک حرکت کوچک عدالت‌خواهانه در حمایت از حقوق کارگرانِ شلاق‌خورده و حقوق ناگرفته عاجز است. از حمایت از حقوق معلمان، فقرا و مستضعفان ناتوان است؛ از ساماندهی یک حرکت کوچک در اعتراض به بلایایی که سرمایه‌داری بر سپرده‌های مردم در بانک‌ها ایجاد می‌کند ناتوان است، از حمایت از حقِ مسکن پایمال شده مستضعفین ناتوان است، از تقابل با طبقه مرفه جدید ناتوان است اما پیرامون مسائل «فرهنگی» و «مذهبی» و «تمدنی» و «اردوهای جهادی»، تا بتوانند «جبهه» و «محفل» و «همایش» و «قرارگاه و خیریه» برپا می‌کنند.

·         با این حال گویی اخیراً متوجه شده‌اند که این حرکت‌ها چون فارغ از درگیری با ظلم است، جذابیت چندانی برای فطرت خمینیست‌های جوان ندارد. متوجه شده‌اند رویه‌ی کنونی ناکارآمدی‌شان، تجویزهای آن‌ها در عرصه‌های اجتماعی را بیشتر از پیش ناکارآمد می‌سازد و اگر دیروز مردم را از دست دادند، امروز در حال از دست دادن حزب‌الله هستند.

·         در برابر این خودآگاهی البته ابزارهای تعریف شده‌ای دارند؛ بخشی از ابزارها همان برچسب‌های عدالت‌خوار،  عدالت‌باز، خوارج، فتنه آینده، عدالت‌خواهی مارکسیستی، عدالت‌خواهی حجتیه‌ای، عدالت‌خواهی نق‌نقو است که در ماه‌های اخیر مطرح کرده‌اند. بخش مهم‌تر ابزارشان اما اتفاقی است که در 25 مهرماه در شیراز خواهد افتاد.

متن کامل در ادامه مطلب

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ مهر ۹۶ ، ۱۷:۳۸
مجتبی نامخواه

خلاصه مطلب:
  • دوگانه ولایت‌ فقیه/ ضد ولایت ‌فقیه باعث شده حزب‌الله کمتر به مسئله‌ی درک و تصویر خود از ولایت فقیه بیاندیشد. شناخت ولایت فقیه، همواره در نسبت با طرف دیگر دوگانه‌ سنجیده می­شده و ما هیچ وقت شناخت خودمان از این دوگانه را زیر ذره‌بین نبرده‌ایم.  ولایت فقیه آری؛ اما کدام درک و تصویر و تفسیر از ولایت فقیه؟

  • امروز در میان ده‌ها و بلکه صدها کلاس و حلقه و کارگاهی که درباره‌ی ولایت فقیه برگزار می‌شوند، متن چند درصدشان اصل کتابِ ولایت فقیه امام‌خمینی است؟ پاسخ درصد کمی را شامل می‌شود. چرا؟؛ آیا این تغییر منبع یک تغییر صرفاً آموزشی از کتابی مرجع به درسنامه‌هایی تدوین یافته است و یا دست کم بخشی از این تغییر، ریشه در مباحث سلیقه‌ای و فکری داشته و یا دست‌کم در این حوزه هم مؤثر بوده است؟

  • عدم درگیری با تحجر در مسئله‌ی ولایت فقیه، کم‌کم حساسیت‌ها را به انگاره‌های متحجرانه کم کرده و باعث شده این نگرش، آرام و بی‌سر وصدا، وارد میدان درک ما از ولی فقیه شود و در نتیجه امروز تصویر و تفسیر غلطی که بسیاری از نظریه‌ها و افراد و به ویژه اهالی قدرت و سیاست­ از ولی‌فقیه دارند، همان درکی است که از شاه داشتند؛ البته یک شاه مجتهد و عادل و خوب! گزاره‌ی «شاه شیعه است» تبدیل شده به «شاه شیعه­ی مجتهد (فقیه) است» یا «شاه ولی فقیه است». (همین درک زمینه به دست لبه‌ی دیگر این قیچی، یعنی متجددان داده و می‌دهد که بگویند «ولی‌فقیه شاه است».)

  • اگر رهبری بارها از عدالت‌خواهی و تبعیض و اشرافیت بگویند، در عمل و نظر قبائل تفاوت و مابه‌ازاء عینی‌ای ایجاد نمی‌شود. چون این حرف‌ها از موضع رهبری «انقلاب» بیان شده است. کُد اما از آن‌جا که دقیقا مطابق تصویری است که ما از نقش رهبری ساخته‌ایم؛ نه فقط همواره مورد استقبال است؛ بلکه تولید هم می‌شود. چه بسیار تحلیل‌گرانی که درباره‌ی مطالبات صریح و اندیشه‌های رهبری چیزی نمی‌گویند و حتی نمی‌دانند اما یک تنه، خطِ تولید کُد‌هایی از خصوصی‌ترین جلسات رهبر انقلاب هستند!  
متن کامل در ادامه مطلب
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ مرداد ۹۶ ، ۱۰:۵۶
مجتبی نامخواه
  • وقتی ما به متن اندیشه امام مراجعه می‌کنیم، مسأله تحجر  بسیار جدی شمرده شده است؛ آن هم نه فقط گاهی و نه فقط در مورد برخی؛ بلکه حتی به‌طور مشخص درباره بسیاری از نزدیکان خودشان.
  • وقتی ما از تحجر در دیدگاه امام و چهارچوب تحلیلی ایشان در کتاب ولایت فقیه و در طول دو دهه بعد از آن تا سال ۶۷ به‌عنوان دغدغه مداوم، صحبت می‌کنیم در واقع یک موضوع را از دیدگاه ایشان بررسی نمی‌کنیم؛ بلکه چهارچوب فکری ایشان را بررسی می‌کنیم
  • وقتی می‌پرسیم چرا در چند دهه بعد از امام، مقوله تحجر آن‌چنان که باید و شاید، مورد توجه نبوده و در اندیشه‌های نظری غایب بوده و به آن پرداخته نشده، باید به این نکته متذکر شویم که احتمالاً ما به کلیت اندیشه امام راه نبرده‌ایم؛ نه این‌که یک مفهوم از اندیشه امام را متوجه نشده باشیم.

* متن ذیل گفتاری است که در نشست «جامعه‌شناسی کنشگری روحانیت در انتخابات» ارائه کردم. این نشست را پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی دفترتبلیغات حوزه علمیه قم در اردیبهشت سال جاری برگزار کرده بود.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ تیر ۹۶ ، ۰۹:۵۰
مجتبی نامخواه