طبقه سه

ارزیابی‌های شتاب‌زده یک طلبه

طبقه سه

ارزیابی‌های شتاب‌زده یک طلبه

طبقه سه

بسم الله
دوست می داشتم این وبلاگ
- این پنجره‌ی سرد و بی‌روح - جز یک صفحه نمی‌داشت
و در آن صفحه جز یک سطر نمی‌بود
و بر آن سطر جز یک کلمه نمی‌نشست
و آن کلمه «خمینی» بود و دگر هیچ نبود...
***
آن‌هایی که همراه پیغمبر بودند و دعوت پیغمبر را قبول کردند همین مردم «طبقه سه» بود، همین فقرا.
صحیفه امام ج8 ص 293

***
این صفحه بایگانی "جامع" و ده‌ساله‌ای است از نوشته‌ها و گفته‌هایم، که می‌کوشم «غایت»، «موضوع» و یا «مسئله»شان «انقلاب اسلامیِ اکنون» باشد.

***
معرفی بیشتر و گزارش‌واره‌ای از برنامه پژوهشی این صفحه در قسمت "درباره طبقه سه"، در نوار بالای صفحه آمده است.

***
اینستاگرام @namkhahmojtaba
تلگرام @tabagheh3_ir
توییتر @Namkhah1
ایمیل namkhahmojtaba@gmail.com

بایگانی
آخرین نظرات

۵ مطلب در بهمن ۱۳۹۹ ثبت شده است

متن زیر بخش دوم گفتگویی است که با مجله الکترونیکی اخوت درباره نسبت انقلاب اسلامی و دوگانه شیعه/ سنی داشته‌ام. لینک مصاحبه

 

گزیده: شما نمی توانید با اسلام نابی که مسئله‌اش عدل ظلم و اقدام علیه طاغوت و ایجاد جامعه توحیدی است، با چنین اسلامی انقلاب کنید بعد با اسلام مناسک میان تهی و با تغلیظ مناسک و فضائل، تمدن اسلامی ایجاد کنید.

 

ادامه گفتگو با حجت الاسلام مجتبی نامخواه درباره نگاه درست و اصیل به انقلاب اسلامی. قسمت اول گفتگو را اینجا بخوانید

* طبق فرمایش شما ما در ایجاد انقلاب اسلامی به شیعه و سنی بودن و حتی کافر بودن فرد نگاه نمی کردیم، با این حساب در آن پنج مرحله ای که حضرت آقا در تحقق اهداف انقلاب می دانند یعنی؛ انقلاب، نظام، دولت، جامعه و امت،آیا آن امت و تمدن را که به گونه ای هدف نهایی انقلاب است، می توانیم بصورت تمدنی شیعی بسازیم؟

بعد از انقلاب اتفاقی که افتاده این است که تمام کسانی که نه فقط به کنش گران بلکه به کادر انقلاب هم تهمت وهابی گری می زدند که یک خط فکری بودند و یک آدم که نبود، یک خط فکری بود که از بین نرفت بلکه خودش را مرتب بازتولید کرد و توانست به مسیرهای مهمی برساند. در روند تدوین قانون اساسی هم آن خط وارد شد و حتی جاهایی حساسیت شیعی را برجسته کرد.  باعث شد بخش‌هایی از قانون اساسی رنگ و بوی شیعی بگیرد. ولی واقعیتی که وجود دارد این است که این پنج مرحله یا مراحل شکل گیری تمدن اسلامی به ما می گوید تمدن اسلامی یک پدیده از جنس انقلاب اسلامی و در تداوم انقلاب اسلامی است. شما نمی توانید با اسلام نابی که مسئله‌اش عدل/ ظلم و اقدام علیه طاغوت و ایجاد جامعه توحیدی است، با چنین اسلامی انقلاب کنید بعد با اسلام مناسک میان تهی و با تغلیظ مناسک و فضائل، تمدن اسلامی ایجاد کنید. انقلاب اسلامی دقیقاً حرفش این است که اگر مسیر به سمت تمدن اسلامی وجود داشته باشد، این مسیر از ادامه انقلاب اسلامی می گذرد. نمی شود کسانی و تفکری که در موقعیت تهمت انقلابیون به وهابی گری بودند امروز در موضع برپایی تمدن اسلامی بنشینند. معلوم است این تفکر یک تمدن شیعی و در واقع یک تمدن مناسکی را باز تولید می‌کنند. تمدن اسلامی، تمدن آینده و تمدن بزرگ را پیش از انقلاب جریان های مختلف می گفتند. این انقلاب اسلامی بود که به تمدن رنگ وبوی توحیدی داد. امروز همه از تمدن حرف می زنند و آن تفکر مناسک میان تهی پیش از انقلاب که هیچ وقت اسلام را اسلام عقیده و جهاد نمی دید، امروز از تمدن اسلامی دم می زند. مهم و مسئله ما این است، کدام تمدن اسلامی؟ کدام اسلام می تواند تمدن اسلامی را بسازد؟

۰ نظر ۳۰ بهمن ۹۹ ، ۲۳:۰۰
مجتبی نامخواه
متن زیر بخش نخست گفتگویی است که با مجله الکترونیکی اخوت درباره نسبت انقلاب اسلامی و دوگانه شیعه/ سنی داشته‌ام. لینک مصاحبه

 

گزیده: مبارز انقلابی سال 57 ،وقتی برای کنش انقلابی‌اش نیاز به دانش و بینش داشته هرگز در تأمین این محتوی، نگاه فرقه‌ای و دوگانه شیعه و سنی به محتوای این دانش نداشت. انقلاب اسلامی ما در تجربه تاریخی خودش از تمام عقبه معرفتی جهان اسلام، بدون لحاظ این دوگانه بهره می‌گیرد.

 

گفتگوی اختصاصی اخوت با حجت الاسلام مجتبی نامخواه، مدیر گروه مطالعات اجتماعی پژوهشکده باقرالعلوم علیه السلام درباره نگاه درست و اصیل به انقلاب اسلامی

 * آیا انقلاب ایران در سال 57 یک انقلاب با قرائت شیعی بوده یا اساسا قرائتی فرامذهبی دارد؟

ـ شیعه یا سنی بودن پدیده انقلاب و پرسش از این موضوع یک دوگانه و مسئله متاخر است. برای کنشگر و کارگزار تغییرات منتهی به انقلاب، مثلا در سال‌های 56-57،  در بحث‌های فکری، معرفتی و ایدئولوژیکی که به طور جدی مطرح بوده، هیچ وقت دوگانه شیعه و سنی با این معنای امروزی، برای‌شان مسئله نبوده است. مبارز انقلابی سال 57 ،وقتی برای کنش انقلابی‌اش نیاز به دانش و بینش داشته هرگز در تأمین این محتوی، نگاه فرقه‌ای و دوگانه شیعه و سنی به محتوای این دانش نداشت. انقلاب اسلامی ما در تجربه تاریخی خودش از تمام عقبه معرفتی جهان اسلام، بدون لحاظ این دوگانه بهره می‌گیرد. به همین خاطر می‌بینیم نه در سطح ایدئولوگ‌های گروه‌های کوچک سازمانی یا در سطح سخنرانان منطقه‌ای، بلکه در عالی ترین سطوح انقلاب که امام و رهبر و انقلاب و مرحوم مطهری و شهید بهشتی و دیگران هستند و مبانی فکری انقلاب اسلامی را بازتولید می‌کنند، این دوگانه به صورت یک مسئله اصلا مطرح نیست و در در این سطح، رهبران عالی مبارزات فکری انقلاب از نویسندگانی اثر ترجمه می کنند که به لحاظ مذهبی اهل سنت هستند. هیچ وقت این تفاوت مذهبی برایشان مسئله نیست. چه آن زمانی که دارند ترجمه می‌کنند، یا موقع انتشار کار و در هنگام مطالعه شدن و خوانده شدن توسط مخاطبان، اصلا این دوگانه مطرح نیست.

۰ نظر ۳۰ بهمن ۹۹ ، ۲۲:۵۷
مجتبی نامخواه

تصور می‌کنم پروژه پروژه تاریخ مردمی دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی، که طی سال‌های اخیر کتاب‌های متعددی از آن منتشر شده، در آینده یکی از مهم‌ترین منبع‌هایی خواهد بود که درک جدیدی از انقلاب اسلامی را شکل خواهد بود. در باب دلایل این تصور و اهمیت این پروژه بعدتر بیشتر خواهم نوشت.

***

طی سال‌ها اخیر، در چندین جلسه درباره انسان انقلاب اسلامی با پژوهشگران این پروژه، و یا کسانی که در حال آمادگی برای مشارکت در این پروژه بوده‌اند، گفتگو کرده‌ام.
پرسش‌های اصلی مباحث، اغلب موارد زیر بوده است:

  • ما در تاریخ مردمی، تاریخ فرهنگی اجتماعی و تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی به دنبال چه هستیم؟
  • چگونه می‌توانیم کنش‌های اجتماعی گوناگون و متمایز مرتبط با انقلاب اسلامی را بهتر درک کنیم؟
  • چگونه درک معانی مبارزه‌ها و کوشش‌های اجتماعی، موسیقی، شعر، نقاشی، کنشگری مدنی و جهادی و جنگ و مرگ طی سال‌های منتهی به انقلاب و پس از آن بهتر ممکن می‌شود؟
  • چرا و چگونه می‌توانیم انسان انقلاب اسلامی را به مثابه یک تجربه‌ای اجتماعی متمایز از نسبت با زندگی، مرگ، انسان، مذهب، جامعه، تعاون، عشق، خانواده، تنهایی بفهمیم؟
  • چگونه می‌توانیم این تجربه متمایز را ثبت و انباشت کنیم و به مرزهای خلق یک کانون و یا رهیافت جدید در دانش اجتماعی نزدیک شویم؟

و مباحثی مانند آن.
صوت سه جلسه از این جلسات را در ادامه بارگزاری می‌کنم؛

۰ نظر ۲۶ بهمن ۹۹ ، ۱۰:۳۵
مجتبی نامخواه

 

درباره دکتر سید جواد طاهایی و پروژه او

در نشست رونمایی از کتاب «انقلاب 57 و انکشاف تاریخ» (اینجا)، درباره پروژه دکتر سید جواد طاهایی و اهمیت، چارچوب و موضوع پروژه او و کتاب جدیدش بحث کردم. متن زیر یادداشت‌هایی است که برای تنظیم بحث آن جلسه نوشتم.

دکتر سید جواد طاهایی و پروژه او

مسئله اول اهمیت پروژه داشتن است در دورانی که اندیشوران علم اجتماعی در ایران یا پروژه ندارند و اصولا به جامعه خود علاقه ندارد و بیشتر ترجمه دارند؛ یا به جامعه و دگرگونی‌های آن از جمله دگرگونی 57 علاقه دارند اما پروژه ندارند و بیشتر بنا به سفارش کارفرماهایی کار می‌کنند که اغلب درکی از علم اجتماعی ندارند؛ در نتیجه هر روز در جایی می‌ایستند و اسیر روزمرگی هستند. در یک چنین شرایط اصل پروژه داشتن اهمیت دارد و این خیلی خوب است که سید جواد طاهایی پروژه و مسئله دارد و بیش از بیست سال است درست در یک نقطه ایستاده و بر یک خط حرکت می‌کند

۰ نظر ۲۰ بهمن ۹۹ ، ۱۸:۵۵
مجتبی نامخواه
در گفتگو با روزنامه وطن امروز (1399/11/12) به بحث دوگانه اسلام ناب اسلام آمریکایی و ابعاد و اهمیت این دوگانه در اندیشه امام خمینی و رهبر انقلاب پرداختم.

گفتگو با وطن امروز تصویر

 

فایل صفحه روزنامه دریافت

فایل نمودارهای ضمیمه مصاحبه دریافت

 

گزیده گفتگو

  • هویت انسان انقلاب اسلامی در غیریت با تحجر و تجدد شکل گرفته بود. طبیعی بود که نیروی اجتماعی انقلاب هم در تقابل با این دو جریان قرار بگیرد.
  • صورت‌بندی تحجر، تجدد و در برابر آن‌ها یک نیروی فکری پویا که هویت خود را در از انقلاب اسلامی می‌گیرد و در انقلاب اسلامی می‌جوید، صورت‌بندی نیروهای فکری اجتماعی دست‌کم نیم قرن اخیر ماست.
  • رهبر انقلاب هشدار می‌دهند که مراقب باشیم تصویر ما از اسلام و دینداری نشود یک سری «مناسک میان‌تهی» و دیگر اسلام را آن‌چنان که باید، به عنوان «عقیده و جهاد» نبینیم.
  • رهبر انقلاب استدلال می‌کنند که «مدرسه انقلاب» و مکتب امام خمینی عبارت است از درگیری با اسلامی که می‌خواهد به مثابه ضلع تزویر و «در خدمت زر و زور» باشد؛ و تلاش برای سربرکشیدن اسلامی که هم با «فرعون‌ها» و قدرت‌مندان مقابله کند و هم با ثروت‌مندانی که در لوای انقلاب و توحید رشد می‌کنند و بعد در مقابل اصل حرکت می‌ایستند که استعاره قرآنی آن «قارون» است.
  • چرا منابر و تریبون‌ها و پژوهش‌هایی که در زمینه تفکر اسلامی وجود دارد، هشدارهای اصیل انقلاب اسلامی درباره تبدیل شدن تفکر اسلامی به ابزار زر و زور و تقابل با اسلام مناسک میان‌تهی و مضامینی از این قبیل را بازتولید نمی‌کند؟ یکی از زمینه‌های این وضعیت این است که در پژوهش و گفتارهای مذهبی زمانه ما و به طور مشخص در فرهنگ عمومی دینی، تحجر یا دست‌کم بی‌تفاوتی نسبت به تحجر رشد کرده است. از آن طرف در سطوحی دیگر که بیشتر الیت بروکرات‌ها و تکنوکرات‌ها هستند، تجددزدگی و التقاط با آموزه‌های سرمایه‌داری رشد کرده است و این‌ها زمینه‌های انقلاب ارتجاعی است.
  • در یک جامعه نابرابر و طبعاً ناهم‌بسته یا از هم‌گسیخته، هیچ پروژه‌ای جلو نمی‌رود مگر پروژه‌های ارتجاعیِ کسانی که مستظهر به تکاثر ثروت و قدرت هستند. در این‌جاست که رهبر انقلاب اسلام ناب را به عنوان «اسلام عدالت‌خواه» تعبیر می‌کنند. یا بارها و بارها می‌گویند ما در زمینه عدالت اجتماعی دچار «عقب‌ماندگی» هستیم.
  • وقتی سال‌هاست رهبری از مجلس خبرگان رهبری و چه بسا تمام نخبگان اجتماعی یک ارزیابی اسلامی از وضعیت عدالت خواسته‌اند، و جواب نگرفته‌اند؛ وقتی یک دهه است از حوزه و دانشگاه رشته عدالت‌پژوهی خواسته‌اند و جوابی نیامده است؛ وقتی ارزیابی ایشان مبتنی بر عقب‌ماندگی در عدالت در محیط‌های نخبگانی پژواک لازم را ندارد؛ وقتی حتی اصل ارزیابی وضعیت عدالت یا اصل نابرابری و عدالت، مسئله عمومی ما نیست؛ یعنی باید بر راهبردهای ضد ترمیدوری تمرکز بیشتری بکنیم و متوجه باشیم که انقلاب ارتجاعی، بر خلاف انقلاب تکاملی، خیلی آرام و تدریجی اتفاق می‌افتد.
  • رسانه‌های یک درصدی، آدم‌های حزبی، مسائل جزئی و فرعی مرتب تولید غفلت می‌کند و این باعث می‌شود ما این اصول را فراموش کنیم. باعث می‌شود دستگاه تحلیلی ما با این مفاهیم کار نکند و ما این تعابیر را به عنوان ابزارهای مفهومی و تحلیلی به کار نبریم.
  • مفهوم «اسلام سرمایه‌داری» یا «مفهوم اسلام پابرهنگان»، در ادبیات دینی علاقه‌مندان به انقلاب کجاست؟ آیا اگر ایده «اسلام سرمایه‌داری» یک مفهوم جان‌دار بود و بسط و شرح لازم را پیدا کرده بود، امروز وضعیت ما در «عقب‌ماندگی در عدالت» به آن‌جا می‌رسید که رهبر انقلاب به تعبیر خودشان مجبور به اعتراف و عذرخواهی شوند؟
  • این همه منابر و مجامع پژوهش اسلامی، که گاهی این همه با مقولاتی مثل تمدن اسلامی و مراحل تمدن اسلامی و غیره بازی می‌کنند و جمله‌سازی می‌کنند؛ اگر دنبال پروژه‌بازی نیستند و به ادبیات امام خمینی علاقه‌مند هستند، چرا یک‌بار درباره تحجر و مقدس‌مآبی، درباره جنگ فقر و غنا و درباره اسلام سرمایه‌داری حرف نمی‌زنند؟ اگر مسئله‌شان ایده‌های رهبری است چرا از اسلام مناسک میان‌تهی و اسلام عدالت‌خواه و عقب‌ماندگی در عدالت نمی‌گویند؟ مگر ایده‌های کلیدی و پرتکرار رهبر انقلاب نیست؟ چرا تنها به نوشتن انشانویسی درباره تمدن اسلامی و دولت اسلامی علاقه نشان می‌دهند؟

۰ نظر ۱۲ بهمن ۹۹ ، ۰۹:۳۰
مجتبی نامخواه