طبقه سه

ارزیابی‌های شتاب زده یک طلبه

طبقه سه

ارزیابی‌های شتاب زده یک طلبه

طبقه سه

بسم الله
دوست می داشتم این وبلاگ
- این پنجره ی سرد و بی روح - جز یک صفحه نمی داشت
و در آن صفحه جز یک سطر نمی بود
و بر آن سطر جز یک کلمه نمی نشست
و آن کلمه "خمینی" بود و دگر هیچ نبود...
×××
آن هایی که همراه پیغمبر بودند و دعوت پیغمبر را قبول کردند همین مردم "طبقه سه" بود، همین فقرا ؛
صحیفه امام ج8 ص 293

۱۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «جامعه‌شناسی جشنواره عمار» ثبت شده است

گفتگو درباره جشنواره عمار

* گزیده:
نیاز است ما جشنواره عمار را فراتر از یک اتفاق هنری و سینمایی، به عنوان یک پدیده اجتماعی ببینیم، به عنوان یک جشنواره اجتماعی ببینیم، وظیفهی اصلی این جشنواره به تصویر کشاندنِ یک سری معانی اجتماعی است که در فضای متداول رسانه ای باز نمایی نمی شوند.
همه ما نیاز داریم به بازگشت به امر اجتماعی؛ نیازمندیم به بازگشت به جامعه. این دعوت اصلی جشنواره عمار است و ما باید به آن فکر کنیم؛ از مسیر جشنواره عمار یا از مسیر هر کنش عماری دیگری.

۰ نظر ۰۲ بهمن ۹۶ ، ۱۵:۵۹
مجتبی نامخواه

گزیده:

* به دلیل تفوق ذهنیت‌های سیاسی(درواقع سیاست‌زده) و فرهنگی (درواقع اعتقادی و یا ذهنی)، بازگشت به امر اجتماعی برای حزب‌الله در وضعیت کنونی چندان ساده نیست و پیچیدگی‌های خاص خود را می‌طلبد. یکی از این پیچیدگی‌ها تدارک «درکِ موردنیاز برای بازگشت به امر اجتماعی» است. چنین بازگشتی اگر بنای رخ دادن داشته باشد، علاوه برداشتن عقبه‌ای حکمی و الهیاتی، عمیقاً محتاج خواهد بود به یک عقل عملی بالفعل که بر تجزیه تجربه کنش‌های مؤثر اجتماعی استوار است.


* جشنواره عمار ازجمله کنش‌هایی است که در دامن درک اجتماعی از فتنه می‌روید. عمار متوجه امر اجتماعی است و به همین دلیل می‌تواند یک کنش مستمر هشت‌ساله ایجاد کند و همان‌طور که پیش‌تر و به‌تفصیل توضیح داده‌شده، جشنواره عمار درواقع یک جنبش‌واره است. غرض از طرح «توجه عمار به امر اجتماعی»، «‌مسئلۀ استمرار» و «جنبش‌واره بودن عمار» نه تجلیل، که تحلیل ماجراست. غرض این است که جشنواره‌ عمار به‌مثابه یک نمونه می‌تواند به ما تجربه مفیدی به دست بدهد برای بازتولیدِ بازگشت به امر اجتماعی.


۱ نظر ۱۵ دی ۹۶ ، ۰۷:۴۱
مجتبی نامخواه

در طول هشت سالی که از جشنواره عمار می‌گذرد، همواره به زمینه‌ها، آسیب‌ها، چشم‎‌‌انداز و معانی اجتماعیِ این رویداد به عنوان یک موضوع برای پرسش و اندیشه‌ورزی نگاه کرده‌‌ام. به نظرم جشنواره عمار موضوعی است که تحلیل آن می‌تواند ما به جایی فراتر از خود و به «کنشِ عماری» یا «کنش آگاهی بخش متناسب با انقلاب اسلامی» برساند. احتمالاً حالا بعد از هشت سال خیلی‌ها جشنواره عمار را با افراد خاصی بشناسند یا به دلایل مختلف نسبت به آن موضع منفی و مثبت داشته باشند. برای نگارنده اما بیشتر از هر چیز، ماهیت پایین به بالایی و مدنی عمار موضوعیت داشته و این‌که یکی از معدود بازآفرینی‌های کنش مدنی انقلاب در دهه چهارم آن است.

لینک زیر، و دو مطلبی که در روزهای آینده منتشر خواهم کرد، حاصل این نگاه در این چند سال است ...


جامعه شناسی جشنواره عمار

جامعه‌شناسی جشنواره عمار


۰ نظر ۱۴ دی ۹۶ ، ۰۸:۲۵
مجتبی نامخواه
درباره عمار و علوم اجتماعی

گزیده:

* اکنون رهیافت متمایز عمار در مواجهه با یک امر مدرن (سینما)، به نتیجه‌های قابل‌تاملی رسیده و این پرسش را مطرح است که اگر این روش در شکل‌دهی به یک سینمای مردمی موفق بوده است، چرا نتوان آن را به‌مثابه یک رهیافت موثر در شکل‌دهی به علوم اجتماعی جایگزین بازتولید کرد؟

* چرا اصحاب علوم اجتماعی نه آنان‌که مدافع و مترجم علوم اجتماعی موجود بوده و نه حتی آنان‌که منتقد علوم اجتماعی موجود هستند، هیچ یک به مردم و کنش‌ها و مسائل متمایزی که در سایه‌ انقلاب اسلامی ممکن و محقق ساخته‌اند آن‌چنان که باید توجهی ندارند؟

متن کامل در ادامه مطلب

۰ نظر ۱۳ دی ۹۶ ، ۰۷:۳۲
مجتبی نامخواه

چشم‌انداز بخش پژوهش در جشنواره عمار


گزیده:

*کنش‌گری معطوف به انقلاب اسلامی در ساحت علوم اجتماعی، از موضعی منتقدانه در گفتگویی مداوم و چند ساله با جریان مسلط قرار دارد. جریان هژمونِ علوم اجتماعی در جهان غیر غربی، دچار «ذهن اسیر» است. این جریان اروپا و غرب را محور می‌بیند و در آموزه‌ها، اسیر شده است. منتقدان این وضعیت اگر چه از موضع نقدگرایانه، با شکل‌دهی به استدلال‌هایی پردامنه می‌کوشند ذهن ایرانی را از این اسارت رها سازند؛ اما خود دچار وضعیتی شده‌ که می توان آن را با مفهوم «اسیر ذهن» تشریح کرد.

*انباشت استدلال‌ها و کوشش برای ساخت عقلانیت نظری ژرف و تدارک مبادی معرفتی مستحکم برای مواجهه با هجمۀ «ذهن اسیر» طی یک مباحثه‌- مخاصمۀ بیست، سی ساله، جریان منتقد را تا حدودی از واقعیت اجتماعی دور کرده و به ذهنی اسیرِ ذهنیت‌ها دچار ساخته است.

*در این وضعیت جریان معطوف به انقلاب در عرصۀ علوم اجتماعی، «تصویر» و «تحلیل» مناسبی از واقعیت‌های عینی مرتبط با انقلاب اسلامی و مسائل آن ندارد.

*در این میان اگر سینمای عمار بتواند فقط چند پرده از مسائل عینی جامعه را به کنش‌گران معطوف به انقلاب میدان علوم اجتماعی بنمایاند و تبدیل به «مسئله» کند، کار تمام است. ذهنیت پیشرفته و چند لایۀ این جریان در تعاطی با امر اجتماعی در وجه عینی، به تکاپویی مثمر  و نتیجه‌بخش، منتهی خواهد شد و این برای جریان جایگزین در علوم اجتماعی، ستاندۀ کمی نیست.

متن کامل در ادامه مطلب

۰ نظر ۱۲ دی ۹۶ ، ۲۳:۰۵
مجتبی نامخواه

دیدار فعالان و برگزیدگان جشنواره عمار با رهبر انقلاب را می‌توان به مثابه دیدار با «خود» دانست: دیداری که در آن جشنواره عمار با فلسفه مجسم خود مواجه شده و افق‌های تازه‌ای پیش روی خود می‌یابد. آیا جشنواره عمار همچنان عمار است؟‌ آیا توانسته به استلزامات عماربودن خود پایبند باشد؟ آیا جشنواره عمار از خود بیگانه نشده است؟ اگر در پی پاسخ به چنین پرسش‌هایی باشیم، بازخوانی دیدار اهالی جشنواره عمار با رهبر انقلاب معیارهای قابل توجهی برای تفکر به دست می‌دهد.

چه بسیارند جشن‌ها، جشنواره‌ها و رویدادهایی که به واسطه‌ی انقلاب اسلامی متولد شده و حتی به نشانه‌هایی متناسب با آن نام‌گذاری شده‌اند؛ اما اکنون و در آستانه‌ی چهل‌سالگی، جز اسمی که گاه زائد و در معرض زوال می‌نماید، هیچ ارتباطی روشنی با فلسفه‌ی تأسیسی خود ندارند. عمار در آستانه‌ی هفت‌سالگی اگرچه نسبت به دیگر هم‌قطاران خود، سهم بیشتری از درکِ انقلاب اسلامی دارد اما نباید از نظر دور داشت که عمار، در وضع و دوره‌ی کنونی بیشتر از هر چیز به نهالی‌نو می‌ماند که به پروراندن خویش سخت نیازمند است. نیازمند آن است که همواره و در گام به گام حرکت خود، به خود بیاندیشد و برای خود و عقبه‌ی اجتماعی امیدوار به خود، استدلال کند که چرا چشم‌انداز سه- چهار دهه پس از این، از نظر ربط به انقلاب اسلامی، مانند برخی جشنواره‌های رسمی موجود نخواهد بود. همین نیاز است که ما را همواره و پس از گذشت چندین سال به بازخوانی آن دیدار فرا می‌خواند.

۰ نظر ۱۸ دی ۹۵ ، ۰۸:۱۴
مجتبی نامخواه

یک دهه پس از تأسیس نظامی مبتنی بر فاشیسم، موسولینی به این نتیجه رسید برای بسط هژمونی خود به سینما نیاز دارد؛ و این چنین بود که اولین جشنواره سینمایی در دامن فاشیسم متولد شد. از آن سال تا کنون ده‌ها و بلکه صدها جشنواره گوناگون در دامنه‌‌ها و زمینه‌های متنوعی به وجود آمده است. با این حال گویی بیشتر این جشنواره‌ها، حامل یک روح سرگردان فاشیستی هستند: تنها جای موسولینی، فاشیست‌های سوسیالیست و لیبرالیست دیگری نشسته است! در تجربه‌ی نزدیک به چهل‌سال پس از انقلاب، ما در ایران نیز کمتر به این مسئله فکر کرده‌ایم که برای تنزه و رهایی یک جشنواره از فاشیسم چه باید کرد؟ فاشیسم در ذات و چیستی جشنواره وجود ندارد اما جشنواره‌ی منزه از فاشیسم نیازمند صورت‌دادن کوشش‌ها و کنش‌هایی است که کمتر انجام یافته است.

۰ نظر ۱۵ دی ۹۵ ، ۲۱:۰۱
مجتبی نامخواه

سینما در تحقق وجودی خود با امر مدرن و در تکون معرفتی خود با «انسان‌مداری» و «جذابیت» پیوند دارد. مدار روایت در سینما «انسان» است. یک اثر سینمایی اگر بخواهد یک اثر سینمایی باشد گریزی از این ندارد که بر مدار انسان بگردد. این ویژگی سینما است و در ضرورت پایبندی به آن میان گونه‌های گوناگون مستند و داستانی تفاوت چندانی وجود ندارد. اعراض از انسان ممکن است یک اثر غیر انسان‌مدارانه به دست بدهد اما از ایجاد یک اثر سینمایی باز می‌ماند. راه گریز از سیطره‌ی مذهب اومانیستی حاکم بر صنعت سینما، فرار از انسان نیست. چاره، در طرح این پرسش است که «کدام انسان؟» محور روایت است؛ چاره کوشش است برای پاسخ به این پرسش از مسیر «انسان‌محوریِ اسلام».

۰ نظر ۱۵ دی ۹۵ ، ۲۱:۰۰
مجتبی نامخواه

شهدای جبهه‌های جهانی مقاومت در سوریه و عراق، یکی از مضامین محوری هفتمین دوره جشنواره عمار اس: یکی از بخش‌های مسابقه به آن اختصاص یافته و حجم قابل توجهی از نشانه‌ها و برنامه‌های جانبی به همراه اصلی‌ترین مضمون پوستر جشنواره، در این‌باره است. در طول یکی دو سال اخیر برنامه‌های تلویزیونی و مستندهای متعددی حول این موضوع ساخته شده و همه‌ی این‌ها نشان می‌دهد که جبهه مقاومت به مرحله «روایت» رسیده است.

۰ نظر ۱۳ دی ۹۵ ، ۲۲:۱۰
مجتبی نامخواه

هر جامعه از دو سطح پویایی و ایستایی تشکیل شده است. پویایی بستر «گردش» قدرت در جامعه است و ایستایی بستر «انباشت». اگر در جامعه‌ای انباشت قدرت بر گردش برتری یابد، طبقه‌ای برخوردارتر (الیگارشی) شکل می‌گیرد که در دهش‌های اجتماعی همواره دست برتر را دارا خواهد بود. پیدایش انقلاب اسلامی معلول درگیری با طبقه‌ای بود که در اثر انباشت قدرت و پیامد آن ثروت، در رژیمی طاغوتی به وجود آمد. با این حال همواره این احتمال وجود داشته و دارد که همین وضعیت، یعنی برتری «انباشت» بر «گردش» در چارچوب جمهوری اسلامی بازتولید شود. احتمالی که دست‌کم تا حدودی به واقعیت تبدیل شده است.

۰ نظر ۱۲ دی ۹۵ ، ۱۹:۱۸
مجتبی نامخواه