طبقه سه

ارزیابی‌های شتاب‌زده یک طلبه

طبقه سه

ارزیابی‌های شتاب‌زده یک طلبه

طبقه سه

بسم الله
دوست می داشتم این وبلاگ
- این پنجره‌ی سرد و بی‌روح - جز یک صفحه نمی‌داشت
و در آن صفحه جز یک سطر نمی‌بود
و بر آن سطر جز یک کلمه نمی‌نشست
و آن کلمه «خمینی» بود و دگر هیچ نبود...
***
آن‌هایی که همراه پیغمبر بودند و دعوت پیغمبر را قبول کردند همین مردم «طبقه سه» بود، همین فقرا.
صحیفه امام ج8 ص 293
***
معرفی بیشتر وبلاگ در قسمت "درباره طبقه سه" در نوار بالای صفحه

آخرین نظرات

۱۳۶ مطلب با موضوع «یادداشت‌ها» ثبت شده است

تأملی درباب نتیجه معکوس کنش امنیتی و محافظه‌کارانه در ساحت رسانه و جامعه


سال 1388 حکم انتصاب مجدد مهندس عزت‌الله ضرغامی به ریاست سازمان صدا وسیما حاوی یک بخش غیرمعمول بود. فقدان تحولات مد نظر در پنج ساله اول باعث شد تا رهبر انقلاب در پایان حکم مجدد، برای تحول در ابتدای دوره دوم، با لحنی غیرمتداول و انتقادی، یک اولتیماتوم یک‌ساله را تعیین کنند. بنابود در این یک سال ریاست سازمان روحیه‌ی غیرتحول‌خواهانه و محافظه‌کارانه خود را کنار گذاشته و دست به کار انجام تحولاتی قابل «اندازه‌گیری» بشوند. امری که اگر چه هیچ‌گاه در احکام مجدد از سوی رهبری سابقه نداشت اما رویه ثبات‌گرای ریاست وقت سازمان این خلاف‌آمد عاد را اقتضا می‌کرد. در آن زمان هیچگاه این تصور وجود نداشت روزگاری فرا برسد که سازمان صداوسیما وضع موجودی غیرقابل قبول‌تر از این را تجربه کند. حتی وقتی اندکی پس از انتصاب ریاست بعدی سازمان، مناسباتی باعث استعفای او شد، گمان نمی‌شد آن سازمان به چنین روزگار و وضعی برسد. 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ آذر ۹۷ ، ۱۴:۵۹
مجتبی نامخواه

 اندکی پیرامون کتاب «خمینی؛ پدیده انسانی پیچیده» و بیشتر درباره‌ی مؤلف آن


اردیبهشت سال گذشته، درست یک ماه مانده به سالروز رحلت امام خمینی، خبری پیچید: جوانی که عمر کوتاهش را وقف اندیشه‌ورزی درباره امام خمینی کرده بود کوچ کرد و رفت. شاید برجسته‌ترین نکته درباره مرحوم نامداری این بود که به قدر وسع صاحب یک پروژه فکری بود؛ با وجود اینکه برای داشتن چنین برنامه‌ای سن کمی داشت و علی‌رغم اینکه هنوز دوران تحصیل در دوره دکتری را به پایان نرسانده بود. روح‌الله نامداری با سخت‌کوشی و مطالعه بسیار، برای خود پروژه و برنامه‌ای فکری دست‌وپا کرده و سخت بدان پایبند بود. بر حسب استلزامات این پروژه، به‌طرز عمیقی فکر می‌کرد، می‎نوشت، می‌گفت و کتاب منتشر می‌کرد.


خمینی پدیده انسانی پیچیده

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ آذر ۹۷ ، ۰۶:۳۸
مجتبی نامخواه

درباره کتاب تحسین برانگیز «الف لام خمینی»

امام خمینی(ره) برای همگی ما یک شخصیت قابل احترام و دوست‌داشتنی است. برای برخی اما فراتر از متعلقِ دوست داشتن، مسئله‌ای برای شناختن و پرسشی برای جستجو کردن است. یک متفکر بدان اعتبار که به پرسش‌هایی فکر می‌کند، متفکر است و اهمیت دارد؛ اما اگر در تفکر خود توفیق یابد و بتواند پاسخ برخی از پرسش‌هایش را بیابد، علاوه بر فضیلت تفکر، یک عالِم نیز هست. مهم‌تر از این، اما کسی است که در پی پرسش(هایی) بوده، به پاسخ‌هایی رسیده و توانسته بر اساس آن پاسخ‌ها، جامعه و جهانی نو را پایه بگذارد. او عالِمی است که عالَمی را بنیان نهاده است. مسئله اما آنجاست که این‌چنین آگاهانی بسیار نادرند و از آنجا که عالَمی‌ نو با همه مسئله‌ها و جذابیت‌ها و دشواری‌هایش را پیش‌رو می‌نهند، خود به محاق و ناشناختگی می‌روند. همه به عالَم بنیان نهاده شده مشغول می‌شوند و کمتر از عالِم بنیان‌گذار، جز به تمجید یاد می‌کنند. درست در چنین شرایطی است که «تمجید» جایگزین «تعریف» می‌شود و عالِم عالَم‌ساز، همچنان تعریف نشده و ناشناخته باقی می‌ماند. این تقریباً قصه پرغصه شناخت ما از امام خمینی است؛ قصه‌ای که گویا قرار است کمی هم به سر برسد. کتابی منتشر شده که قصه زندگی امام را به گونه‌ای متفاوت، تعریف و تحقیق کرده است.


الف لام خمینی

در شناسنامه کتاب، مقابل تاریخ انتشار نوشته شده: زمستان 1396. شاید تاریخ چاپ، آخرین روزهای زمستان بوده باشد، اما آنچه هست در روزهای بهار چهلمین سال پیروزی انقلاب بود که الف لام خمینی، پای به جهانِ کتاب گذاشت و منتشر شد. کتابی که غایتش در عنوانش آشکار است: نهادن الف و لام تعریف بر پدیده‌ای ناشناخته به نام خمینی.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ آذر ۹۷ ، ۰۰:۰۴
مجتبی نامخواه


چندی بود و هست که ذیل تأثیر شبکه‌های اجتماعی بر کنشگری اجتماعی، در حال جستجو و تأمل پیرامون تأثیر پیدایش سوژه‌ی آنلاین بر کنش تغییرخواهانه (عدالت‌خواهانه) بوده و هستم. در پی این‌که جهان آنلاین چه امکان‌ها و محدودیت‌هایی برای ایجاد تغییرات اجتماعی فراهم آورده است؟

در این میان انتشار یک نامه از یک تشکل دانشجویی به رهبر انقلاب را دست‌مایه‌ و مصداق مناسبی دیدم، برای در میان گذاشتن طرحی اولیه‌ی از آن‌چه یافته و آموخته بودم.

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۳ آذر ۹۷ ، ۱۰:۰۲
مجتبی نامخواه

    گفتاری درباره «ایران» و «مردم» در انقلاب دوم

1.   مطالعه‌ی اسناد به دست آمده به ما می‌گوید سفارت آمریکا در ایران، مرکزی برای مقابله سیاسی، اجتماعی و فرهنگی با انقلاب ایران است. سفارت آمریکا با رجال عمده سیاسی ارتباط گرفته و جریان‌سازی می‌کند. توسط مرتبطین خود روزنامه و مجله تأسیس می‌کند و مثل یک حزب تمام عیار چشم به کسب قدرت در مناصب و تغییرات سیاسی دارد. مهم‌تر از همه در گوشه گوشه‌ی کشورمان غائله‌های جدایی‌طلبانه ایجاد می‌کند. آن‌ها تصمیم گرفته‌اند برای مقابله با انقلاب اسلامی، ایران را نابود کنند.  سفارت آمریکا یک اتاق جنگ تمام عیار علیه ایران و انقلاب ایران در قلب تهران است. ماجرای گردآوری اسلحه در سفارت، کودتا یا پناه‌دادن به محمدرضا پهلوی و احتمال بازگرداندن آن فقط بعد سیاسی و تقریباً کم‌اهمیت‌تر ماجراست. نقش‌هایی که سفارت آمریکا در آن ایام ایفا می‌کند خیلی بیشتر از این‌هاست.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۴ آبان ۹۷ ، ۱۰:۲۴
مجتبی نامخواه

باز این چه جنبش است؟ یک


اربعین را نباید به مثابه یک ابرآیین (آیین بزرگ) بینیم، اربعین یک فرا آیین (فراتر از آیین) است: رویدادهایِ روی داده در فرایند اربعین در عین معهود و مسبوق بودن در دیگر آیین‌های حسینی، فراتر از آن است که در چارچوب یک مناسک آیینی بگنجد.

*

ما در جریان پدیده‌ی اربعین با رویدادهای بدیع و خارق‌العاده‌ای مواجهیم که لبه‌های آن از ذیل مفهوم مناسک آیینی بیرون می‌دود. این وجه تمایز و پدیده‌گونگی به ما اجازه می‌دهد که از «جنبش اربعین» سخن بگوییم. احتمالاً ما با ضمیمه‌ کردن مفهوم «جنبش» به «آیین» بتوانیم سهم بیشتری در مشاهده و تحلیل رویدادهای پدیده‌ی اربعین داشته باشیم.

*

هر جنبش از یک ایدئولوژی خاصی بهره می‌برد. ایدئولوژی جنبش اربعین چیست؟

*

چگونه می‎شود در مناسک و آیین بزرگداشت قیامی که با «أَمّا حَقَّ الضُّعَفاءِ فَضَیَّعتُم ، وأمّا حَقَّکُم بِزَعمِکُم فَطَلَبتُم» آغاز شده و با طلب اصلاح، «طَلَبِ الاِصْلاحِ فی أُمَّةِ جَدّی» و نیز با خواست امر به معروف و نهی از منکر، «أُریدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَأَنْهی عَنِ الْمُنْکَرِ» ادامه یافته است، شرکت کرد بی‌آن‌که این مناسک به آن اهداف دلالت دهد؟

*

چگونه می‌توان تصور کرد مناسک مربوط به بزرگداشت یک قیام، شرکت‌کنندگان را به صریح‌ترین جملات و ایده‌های آن قیام مرتبط ننموده و آن‌ها را در مسیر تحقق این اهداف منسجم و توانمند ننمایند؟

*

امروز سیمای قریب به اتفاق جوامع اسلامی عبارت است از تسلیم در برابر نابرابری جهانی و سکوت در برابر نابرابری‌ها داخلی. آیا نخبگان در جوامع اسلامی در برابر این نابرابری مسئول نیستند؟

*

امام حسین(علیه‌السلام) نخبگان و علمای دینی جهان اسلام را به طرزی رادیکال نقد می‌کنند و می‌فرمایند شما با سکوت و محافظه‌کاری‌تان ضعیفان و فقرا و زمین‌گیر شدگان را تسلیم ظالمان و روابط ظالمانه کرده‌اید، شما بزرگترین مصیبت و بدبختی جوامع‌تان هستید ولی نمی‌فهمید.

*

پرسش‌های امام حسین(علیه‌السلام) از نخبگان مذهبی، پرسش‌های نقد و امروزین است. پرسش این است چرا به واسطه‌ی سکوت و ترس شما از مرگ، توده‌های مستضعف مردم برده‌ی روابط و مناسبات ظالمانه شده‌اند یا از معیشت روزمره‌ی خود بازماندند: «فأسلمتم الضعفاء فی أیدیهم، فمن بین مستعبد مقهور وبین مستضعف علی معیشته مغلوب».

*

پرسش اصلیِ پیش روی ما این است که آیا می‌توان مناسک آیینی اربعین را بدون توجه به این پرسش‌ها و گفتارهای صریح حسینی پی‌گرفت؟ فراموش نکنیم مناسکی که محتوای لازم را نداشته باشد یک خوبِ ناقص نیست، بلکه اشتباهی معرفتی و اجتماعی است که ارتکاب و تکرار آن، هر چند با نیت‌های خالصانه باشد، به بازتولید و تقویت «اسلام مناسک میان‌تهی» در برابر «اسلام ناب» منتهی می‌شود.


۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۷ آبان ۹۷ ، ۱۴:۰۸
مجتبی نامخواه

بر خلاف آن‌چه اغلب تصور می‌شود مهم‌ترین دشمنِ استکبارستیزی، استکبار نیست. استکبار موضوع استکبارستیزی است نه ضد آن. دشمنان واقعی استکبارستیزی کسانی هستند که این مفهوم کلیدی انقلاب را از معناتهی می‌کنند. مهم‌ترین اقدام برای پوچ و بی‌معناکردن استکبارستیزی، تحدید و محدود ساختن استکبار به فرامرزهاست. استکبار فقط جهانی نیست، آن‌چه توطئه‌های استکبارجهانی علیه ما را ممکن می‌کند، استکبار ایرانی است.

*

ما حزب‌اللهی‌هایی هستیم که سال‌هاست ذهن و زبان‌مان را اشرافیت ریش‌دار تسخیر کرده است. حاضریم بارها و بارها بگوییم مرگ بر آمریکا، ولی یک مرتبه نمی‌گوییم «مرگ بر تازیانه ها … تازیانه های بی امان به گرده های بی گناه "کارگران"». آن‌چه منفور است تازیانه است؛ نه آمریکا. آمریکا هم به واسطه‌ی تازیانه‌هایی که به صلح، برابری، محیط زیست و انسانیت می‌زند، منفور است. بنابراین هیچ توجیهی ندارند از تازیانه‌هایی که استکبار جهانی به گُرده‌های بردگان می‌زند ‌بیاشوبیم و نسبت به گُرده‌های کارگران بی‌تفاوت باشیم. گُرده، گُرده است؛ چه فرقی می‌کند؟

*

عاشورا پژواک فریاد مردی بود که می‌فرمود: «أَمّا حَقَّ الضُّعَفاءِ فَضَیَّعتُم ، وأمّا حَقَّکُم بِزَعمِکُم فَطَلَبتُم»؛ اربعین هم گرامیداشت همین عاشوراست. اسلامِ مناسک ‌میان‌تهی، کلمات و آیین‌ها را از معنا تهی کرده؛ وگرنه جامانده‌ی اربعین کسی است که از اقدامِ متناسب با این فریاد بازمانده باشد.

*

در جامعه‌ای که حقوق نجومی قانون باشد، تازیانه بر گرده‌ی کارگران هم قانون خواهد بود. همه ما جامانده و وامانده‌ی واقعیِ اربعین و حسین(ع) هستیم اگر این وضع را ببینیم و دمِ مؤثر برنیاوریم.

 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ آبان ۹۷ ، ۱۳:۱۴
مجتبی نامخواه

در حاشیه یک مستند خوب: «زمستان یورت»

گزیده:

ماجرای فیل در خانه‌ی تاریخ مثنوی مولوی را کم و بیش شنیده‌ایم: «پیل اندر خانه‌ تاریک بود». ظاهر ماجرا این است که کوهی از مسئله‌های کاگران در خانه‌ای تاریک محبوس شده‌ است. واقع ماجرا اما این است این دیگران هستند که در اتاقی تاریک محبوس شده‌اند. مسئله، مسئله‌های کارگران نیست. این دیگران و بی‌توجهی‌ها است که مسئله اصلی است. مسئله، بی‌مسئله بودن دیگران است. مسائل کارگران محبوس شده باشد یا دیگران البته تفاوت چندانی نمی‌کند. فیل عظیم‌الجثه است و قدرت تخریب بالایی دارد. علاوه بر آن؛ سر چشمه شاید گرفتن به بیل؛ چو پر شد نشاید گذشتن به پیل.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۱:۲۶
مجتبی نامخواه
در مطلبی با عنوان تغییر به مثابه تبلیغ سعی کرده‌ام در حد توان و در چهار محور، گزارشی جامع از پروژه اجتماعی - فکری امام موسی صدر در لبنان به دست بدهم:

  •  لبنان قبل از امام موسی صدر به روایت شهید چمران
  •  امام موسی صدر و تغییر اجتماعی
  •  مؤسسات امام موسی صدر: نهادهای خدمت و تغییر
  •  جمع‌بندی الگوی تبلیغی امام موسی صدر

تغییر به مثابه تبلیغ


این مطلب در هفتمین شماره‌ی مجله رسائل، صفحه‌های 82 تا 94 منتشر شده است. در ادامه مطلب، تصویر بیان مسئله و مقدمه‌ی این مطلب آمده است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ فروردين ۹۷ ، ۰۹:۰۵
مجتبی نامخواه

علم اجتماعی چه نیازی به رسانه دارد؟

گزیده:

*همواره برای علم اجتماعی­‎ای که از دل مباحثه انتقادی با علم مدرن خلق شده و خواهد شد این آسیب محتمل وجود دارد که در کشاکش کوشش برای رهایی از «تجددزدگی»، به دامن «تجردزگی» در افتد.

*علم اجتماعی اما اگر به «درد» مردم نپردازد، به چه درد مردم می‌خورد؟
*این مردمِ به زعم نخبگان ناآگاه از علوم اجتماعی نیستند که نیازمند رسانه­‎ها هستند تا خطابه­‎ی ایدئولوژی­‎های مدرن یا نقدهای معرفت­‎شناختی منتقدان­‎شان را بخوانند؛ این اصحاب علوم اجتماعی هستند که برای رهایی از دامِ امتناعِ تجدد و تجرد، نیازمند «مردم» هستند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ اسفند ۹۶ ، ۲۲:۲۲
مجتبی نامخواه