طبقه سه

ارزیابی‌های شتاب‌زده یک طلبه

طبقه سه

ارزیابی‌های شتاب‌زده یک طلبه

طبقه سه

بسم الله
دوست می داشتم این وبلاگ
- این پنجره‌ی سرد و بی‌روح - جز یک صفحه نمی‌داشت
و در آن صفحه جز یک سطر نمی‌بود
و بر آن سطر جز یک کلمه نمی‌نشست
و آن کلمه «خمینی» بود و دگر هیچ نبود...
***
آن‌هایی که همراه پیغمبر بودند و دعوت پیغمبر را قبول کردند همین مردم «طبقه سه» بود، همین فقرا.
صحیفه امام ج8 ص 293
***
معرفی بیشتر وبلاگ در قسمت "درباره طبقه سه" در نوار بالای صفحه

آخرین نظرات

۱۳۲ مطلب با موضوع «یادداشت‌ها» ثبت شده است

    گفتاری درباره «ایران» و «مردم» در انقلاب دوم

1.   مطالعه‌ی اسناد به دست آمده به ما می‌گوید سفارت آمریکا در ایران، مرکزی برای مقابله سیاسی، اجتماعی و فرهنگی با انقلاب ایران است. سفارت آمریکا با رجال عمده سیاسی ارتباط گرفته و جریان‌سازی می‌کند. توسط مرتبطین خود روزنامه و مجله تأسیس می‌کند و مثل یک حزب تمام عیار چشم به کسب قدرت در مناصب و تغییرات سیاسی دارد. مهم‌تر از همه در گوشه گوشه‌ی کشورمان غائله‌های جدایی‌طلبانه ایجاد می‌کند. آن‌ها تصمیم گرفته‌اند برای مقابله با انقلاب اسلامی، ایران را نابود کنند.  سفارت آمریکا یک اتاق جنگ تمام عیار علیه ایران و انقلاب ایران در قلب تهران است. ماجرای گردآوری اسلحه در سفارت، کودتا یا پناه‌دادن به محمدرضا پهلوی و احتمال بازگرداندن آن فقط بعد سیاسی و تقریباً کم‌اهمیت‌تر ماجراست. نقش‌هایی که سفارت آمریکا در آن ایام ایفا می‌کند خیلی بیشتر از این‌هاست.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ آبان ۹۷ ، ۱۰:۲۴
مجتبی نامخواه

باز این چه جنبش است؟ یک


اربعین را نباید به مثابه یک ابرآیین (آیین بزرگ) بینیم، اربعین یک فرا آیین (فراتر از آیین) است: رویدادهایِ روی داده در فرایند اربعین در عین معهود و مسبوق بودن در دیگر آیین‌های حسینی، فراتر از آن است که در چارچوب یک مناسک آیینی بگنجد.

*

ما در جریان پدیده‌ی اربعین با رویدادهای بدیع و خارق‌العاده‌ای مواجهیم که لبه‌های آن از ذیل مفهوم مناسک آیینی بیرون می‌دود. این وجه تمایز و پدیده‌گونگی به ما اجازه می‌دهد که از «جنبش اربعین» سخن بگوییم. احتمالاً ما با ضمیمه‌ کردن مفهوم «جنبش» به «آیین» بتوانیم سهم بیشتری در مشاهده و تحلیل رویدادهای پدیده‌ی اربعین داشته باشیم.

*

هر جنبش از یک ایدئولوژی خاصی بهره می‌برد. ایدئولوژی جنبش اربعین چیست؟

*

چگونه می‎شود در مناسک و آیین بزرگداشت قیامی که با «أَمّا حَقَّ الضُّعَفاءِ فَضَیَّعتُم ، وأمّا حَقَّکُم بِزَعمِکُم فَطَلَبتُم» آغاز شده و با طلب اصلاح، «طَلَبِ الاِصْلاحِ فی أُمَّةِ جَدّی» و نیز با خواست امر به معروف و نهی از منکر، «أُریدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَأَنْهی عَنِ الْمُنْکَرِ» ادامه یافته است، شرکت کرد بی‌آن‌که این مناسک به آن اهداف دلالت دهد؟

*

چگونه می‌توان تصور کرد مناسک مربوط به بزرگداشت یک قیام، شرکت‌کنندگان را به صریح‌ترین جملات و ایده‌های آن قیام مرتبط ننموده و آن‌ها را در مسیر تحقق این اهداف منسجم و توانمند ننمایند؟

*

امروز سیمای قریب به اتفاق جوامع اسلامی عبارت است از تسلیم در برابر نابرابری جهانی و سکوت در برابر نابرابری‌ها داخلی. آیا نخبگان در جوامع اسلامی در برابر این نابرابری مسئول نیستند؟

*

امام حسین(علیه‌السلام) نخبگان و علمای دینی جهان اسلام را به طرزی رادیکال نقد می‌کنند و می‌فرمایند شما با سکوت و محافظه‌کاری‌تان ضعیفان و فقرا و زمین‌گیر شدگان را تسلیم ظالمان و روابط ظالمانه کرده‌اید، شما بزرگترین مصیبت و بدبختی جوامع‌تان هستید ولی نمی‌فهمید.

*

پرسش‌های امام حسین(علیه‌السلام) از نخبگان مذهبی، پرسش‌های نقد و امروزین است. پرسش این است چرا به واسطه‌ی سکوت و ترس شما از مرگ، توده‌های مستضعف مردم برده‌ی روابط و مناسبات ظالمانه شده‌اند یا از معیشت روزمره‌ی خود بازماندند: «فأسلمتم الضعفاء فی أیدیهم، فمن بین مستعبد مقهور وبین مستضعف علی معیشته مغلوب».

*

پرسش اصلیِ پیش روی ما این است که آیا می‌توان مناسک آیینی اربعین را بدون توجه به این پرسش‌ها و گفتارهای صریح حسینی پی‌گرفت؟ فراموش نکنیم مناسکی که محتوای لازم را نداشته باشد یک خوبِ ناقص نیست، بلکه اشتباهی معرفتی و اجتماعی است که ارتکاب و تکرار آن، هر چند با نیت‌های خالصانه باشد، به بازتولید و تقویت «اسلام مناسک میان‌تهی» در برابر «اسلام ناب» منتهی می‌شود.


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ آبان ۹۷ ، ۱۴:۰۸
مجتبی نامخواه

بر خلاف آن‌چه اغلب تصور می‌شود مهم‌ترین دشمنِ استکبارستیزی، استکبار نیست. استکبار موضوع استکبارستیزی است نه ضد آن. دشمنان واقعی استکبارستیزی کسانی هستند که این مفهوم کلیدی انقلاب را از معناتهی می‌کنند. مهم‌ترین اقدام برای پوچ و بی‌معناکردن استکبارستیزی، تحدید و محدود ساختن استکبار به فرامرزهاست. استکبار فقط جهانی نیست، آن‌چه توطئه‌های استکبارجهانی علیه ما را ممکن می‌کند، استکبار ایرانی است.

*

ما حزب‌اللهی‌هایی هستیم که سال‌هاست ذهن و زبان‌مان را اشرافیت ریش‌دار تسخیر کرده است. حاضریم بارها و بارها بگوییم مرگ بر آمریکا، ولی یک مرتبه نمی‌گوییم «مرگ بر تازیانه ها … تازیانه های بی امان به گرده های بی گناه "کارگران"». آن‌چه منفور است تازیانه است؛ نه آمریکا. آمریکا هم به واسطه‌ی تازیانه‌هایی که به صلح، برابری، محیط زیست و انسانیت می‌زند، منفور است. بنابراین هیچ توجیهی ندارند از تازیانه‌هایی که استکبار جهانی به گُرده‌های بردگان می‌زند ‌بیاشوبیم و نسبت به گُرده‌های کارگران بی‌تفاوت باشیم. گُرده، گُرده است؛ چه فرقی می‌کند؟

*

عاشورا پژواک فریاد مردی بود که می‌فرمود: «أَمّا حَقَّ الضُّعَفاءِ فَضَیَّعتُم ، وأمّا حَقَّکُم بِزَعمِکُم فَطَلَبتُم»؛ اربعین هم گرامیداشت همین عاشوراست. اسلامِ مناسک ‌میان‌تهی، کلمات و آیین‌ها را از معنا تهی کرده؛ وگرنه جامانده‌ی اربعین کسی است که از اقدامِ متناسب با این فریاد بازمانده باشد.

*

در جامعه‌ای که حقوق نجومی قانون باشد، تازیانه بر گرده‌ی کارگران هم قانون خواهد بود. همه ما جامانده و وامانده‌ی واقعیِ اربعین و حسین(ع) هستیم اگر این وضع را ببینیم و دمِ مؤثر برنیاوریم.

 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ آبان ۹۷ ، ۱۳:۱۴
مجتبی نامخواه

در حاشیه یک مستند خوب: «زمستان یورت»

گزیده:

ماجرای فیل در خانه‌ی تاریخ مثنوی مولوی را کم و بیش شنیده‌ایم: «پیل اندر خانه‌ تاریک بود». ظاهر ماجرا این است که کوهی از مسئله‌های کاگران در خانه‌ای تاریک محبوس شده‌ است. واقع ماجرا اما این است این دیگران هستند که در اتاقی تاریک محبوس شده‌اند. مسئله، مسئله‌های کارگران نیست. این دیگران و بی‌توجهی‌ها است که مسئله اصلی است. مسئله، بی‌مسئله بودن دیگران است. مسائل کارگران محبوس شده باشد یا دیگران البته تفاوت چندانی نمی‌کند. فیل عظیم‌الجثه است و قدرت تخریب بالایی دارد. علاوه بر آن؛ سر چشمه شاید گرفتن به بیل؛ چو پر شد نشاید گذشتن به پیل.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۱:۲۶
مجتبی نامخواه
در مطلبی با عنوان تغییر به مثابه تبلیغ سعی کرده‌ام در حد توان و در چهار محور، گزارشی جامع از پروژه اجتماعی - فکری امام موسی صدر در لبنان به دست بدهم:

  •  لبنان قبل از امام موسی صدر به روایت شهید چمران
  •  امام موسی صدر و تغییر اجتماعی
  •  مؤسسات امام موسی صدر: نهادهای خدمت و تغییر
  •  جمع‌بندی الگوی تبلیغی امام موسی صدر

تغییر به مثابه تبلیغ


این مطلب در هفتمین شماره‌ی مجله رسائل، صفحه‌های 82 تا 94 منتشر شده است. در ادامه مطلب، تصویر بیان مسئله و مقدمه‌ی این مطلب آمده است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ فروردين ۹۷ ، ۰۹:۰۵
مجتبی نامخواه

علم اجتماعی چه نیازی به رسانه دارد؟

گزیده:

*همواره برای علم اجتماعی­‎ای که از دل مباحثه انتقادی با علم مدرن خلق شده و خواهد شد این آسیب محتمل وجود دارد که در کشاکش کوشش برای رهایی از «تجددزدگی»، به دامن «تجردزگی» در افتد.

*علم اجتماعی اما اگر به «درد» مردم نپردازد، به چه درد مردم می‌خورد؟
*این مردمِ به زعم نخبگان ناآگاه از علوم اجتماعی نیستند که نیازمند رسانه­‎ها هستند تا خطابه­‎ی ایدئولوژی­‎های مدرن یا نقدهای معرفت­‎شناختی منتقدان­‎شان را بخوانند؛ این اصحاب علوم اجتماعی هستند که برای رهایی از دامِ امتناعِ تجدد و تجرد، نیازمند «مردم» هستند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ اسفند ۹۶ ، ۲۲:۲۲
مجتبی نامخواه


کشف دوباره امام صدر


اولین روزهای اسفندماه سال 1396، شش ماه مانده به چهل‌مین سالگرد ربوده شدن امام موسی صدر و درست در همان روزهایی که یک رسانه رسمی با انتشار هتاکی‌های برخی دوستان ایرانیِ قذافی، موضوع امام موسی صدر و موضع او در مسائل گوناگون را برجسته کرده بود؛ شاهد رویدادی بودیم که می‌تواند یک نقطه عطف، در مسیر پژوهش پیرامون امام موسی صدر به شمار آید. یک اتفاق خیلی خوب باعث شد نوروز برای دوست‌داران و پژوهشگران اندیشه‌های امام موسی صدر، یک ماه پیش‌تر آورده شود؛ اتفاقی که حال همه دوست‌داران اندیشه‌ی امام صدر را خوب و بلکه احسن‌الحال کرد: «امام موسی صدر بازگشت». اطمینان دارم که درست از دهم شهریور 1357، یعنی از فردای ربوده شدن امام صدر و دو همراه‌ش، تا همین امروز، دیدن تیترهایی دُرشت بر پیشانی روزنامه‌ها، که خبر از بازگشت امام موسی صدر دهد، آرزوی همه کسانی است که کوچک‌ترین شناختی از اندیشه او داشته باشند. حالا این آرزو اگر چه همچنان باقی است اما بخش مهمی از آن، با بازگشتِ دوباره امام موسی صدر به جهان فکری ما محقق شده است. اولین روزهای اسفند 96، کتابی رونمایی شد که در آینده به ما کمک زیادی خواهد کرد برای کشف دوباره امام موسی صدر به مثابه یک راه‌حل؛ کتابی 12 جلدی با عنوان گام به گام با امام. 

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ اسفند ۹۶ ، ۰۰:۰۳
مجتبی نامخواه
علم اجتماعی منهای اجتماع

«علوم اجتماعی کنونی ما در ایران چه نسبتی با مردم و با وضعیت جاری در جامعه دارد؟» یک پرسش کلیدی و حتی شاید از کلیدی‌‌ترین پرسش‌هایی است که در به دست دادن درکی اجتماعی از وضعیت علم اجتماعی به ما کمک می‌کند. اگر انسان امکان کنش ارادی نداشت یا اگر امکان بازاندیشی پیرامون کنش‌هایش را نداشت، هیچ‌گاه علوم انسانی و اجتماعی‌ تکوین نمی‌یافت. به همین دلیل علم اجتماعی اگر بر مدار اراده انسانی شکل نگیرد، هرچه باشد علم اجتماعی نیست. اکنون اما این پرسش مطرح است که علم اجتماعی امروز ما چه نسبتی با اراده و کنش امروز انسان ایرانی دارد؟ به بیانی ساده‌تر: اگر علوم پزشکی یا مهندسی نباشند، بخشی از نیازهای درمانی و عمرانی مردم بر زمین می‌ماند اما اگر علوم انسانی و اجتماعی امروز ما نباشد چه اتفاقی روی می‌دهد؟ اگر از فردا اعلام شود در اثر یک اتفاق، به مدت یک هفته، همه دانشکده‌های علوم اجتماعی تعطیل خواهند بود، چه اتفاقی روی می‌دهد؟ اگر این یک هفته بشود 10 سال یا بیشتر چطور؟ شاید این واقعیت تا حدی اغراق‌شده به نظر برسد، همچنان که کمابیش این‌طور است اما حتی در فرض تعطیلی دائم آکادمی‌های علوم اجتماعی در ایران، مردم احتمالا فقط از طریق رسانه‌های جمعی از این رویداد مطلع می‌شوند، بی‌آنکه اثر این تعطیلی را در زندگی خود لمس کنند یا به آن معترض باشند! البته منهای جماعتی که در اثر این تعطیلی بیکار می‌شوند اما به واقع چرا چنین است؟

علم اجتماعی منهای اجتماعی


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ اسفند ۹۶ ، ۱۵:۰۲
مجتبی نامخواه

عدالتخواهی بدون خواست معین و مصداقی ناتمام است و بلکه غیر ممکن؛ اما عدالتخواهی تام و متکامل نیز تفاوت بنیادینی با مصداق‌بسندگی دارد. در مصداقماندگی بیشتر نوعی از درماندگی است. این درماندگی اگر چه می‌کوشد خود را فرزند صراحت معرفی کند اما به واقع محصول و معلول فقر مفهومی و مضمونی است. فقری مهم که می‌تواند یک جنبش را به سر حد یک شورش تقلیل دهد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ اسفند ۹۶ ، ۱۳:۵۷
مجتبی نامخواه
چند سال قبل در آستانه انتخابات ریاست جمهوری 92 مطلبی نوشتم در نقدِ تفوق اندیشه پیشرفت و بی‌توجهی به عدالت. ایده‌ای که سال‌هاست کم و بیش در تمام جریان‌های شکل‌دهنده‌ی عرصه‌ی رسمی سیاست علی‌الخصوص جریان موسوم به اصول‌گرا جا افتاده است و یکی از زمینه‌های ناعدالتی‌های موجود است. این روزها به دلیل برخی گرفتاری‌ها، کم‌تر امکان این را دارم تا آن‌چنان که باید، درباره مفهوم «عقب‌ماندگی در عالت» بنویسم. بازخوانی این یادداشت اما شاید خالی از فایده نباشد.

خلاصه:
  •  این روزها از «کارآمدی» سخن‌های زیادی به میان می‌آید، اما کسی نمی پرسد «چرا این کارآمدی تنها برای پیشرفت لحاظ می شود؟» و سخنی از مؤلفه های «کارآمدی برای عدالت» نیست؟
  • تفکر انقلاب اسلامی منظومه­‌ای به هم پیوسته است. جدا سازی یک قطعه از این پازل نابودی کلیت آن است. چارچوب حرکت در بستر اندیشه ی انقلاب اسلامی، تمنای پیشرفت و عدالت توأمان است و تأکید بر پیشرفت و باز تعریف همه‌ی معیارها بر اساس آن، به خروج از عقلانیت انقلاب اسلامی می انجامد.کارآمدی برای پیشرفت ضروری است اما نباید آن­ چنان ضریب یابد که کار آمدی برای عدالت نادیده انگاشته شود. تأکید بر پیشرفت و جدا سازی آن ازعدالت، به پدیده‌های سردرگمی همچون «رضا خانِ حزب اللهی» و «تکنوکراتیسم اصولگرا» منجر می شود.
  • شاخصه های کارآمدی برای عدالت چیست؟ این پرسشی است که ابتدا باید مجالی برای طرح عمومی بیابد، تا پاسخ آن صورت بندی شود. در شرایطی که بخش عمده ای از نیروهای منتسب به جبهه انقلاب، درست مانند رقیبان غرب­‌گرا و تکنوکرات شان برای پیشرفت (بدون عدالت) با هم ائتلاف کرده‌­اند، این پرسش در رسانه ها اصلا ضریبی ندارد، تا چه رسد به پاسخ.

متن کامل یادداشت: کار آمدی برای پیشرفت؛ کارآمدی برای عدالت

پی‌نوشت:

* درباره مفهوم طبقه مرفه جدید، بعد از این یادداشت چیزهایی گفته و نوشتم. جزوه «طبقه مرفه جدید و آینده انقلاب اسلامی» چکیده بحث است (اینجا)؛ مطالب دیگر را هم (اینجا) می‌توان دنبال کرد.

* ائتلاف برای پیشرفت اگر چه به یک ائتلاف انتخاباتی خاص در آن ایام اشاره دارد (اینجا) اما به نوعی روح غالب حاکم بر جریان‌های گوناگون به ویژه اصول‌گرایی و نواصولگرایی است.

* این یادداشت بعدها مسیری را پیمود و واکنش‌هایی را در پی‌داشت. در مطلبی با عنوان مفهوم طبقه مرفه جدید و مخالفانش (اینجا) گزارشی از این واکنش‌ها آمده است.


متن کامل این یادداشت کارآمدی برای پیشرفت، کارآمدی برای عدالت و بازتاب‌هایش در ادامه مطلب آمده است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ اسفند ۹۶ ، ۱۴:۱۸
مجتبی نامخواه