طبقه سه

ارزیابی‌های شتاب‌زده یک طلبه

طبقه سه

ارزیابی‌های شتاب‌زده یک طلبه

طبقه سه

بسم الله
دوست می داشتم این وبلاگ
- این پنجره‌ی سرد و بی‌روح - جز یک صفحه نمی‌داشت
و در آن صفحه جز یک سطر نمی‌بود
و بر آن سطر جز یک کلمه نمی‌نشست
و آن کلمه «خمینی» بود و دگر هیچ نبود...
***
آن‌هایی که همراه پیغمبر بودند و دعوت پیغمبر را قبول کردند همین مردم «طبقه سه» بود، همین فقرا.
صحیفه امام ج8 ص 293
***
معرفی بیشتر وبلاگ در قسمت "درباره طبقه سه" در نوار بالای صفحه

آخرین نظرات

۱۲۹ مطلب با موضوع «یادداشت‌ها» ثبت شده است

در حاشیه یک مستند خوب: «زمستان یورت»

گزیده:

ماجرای فیل در خانه‌ی تاریخ مثنوی مولوی را کم و بیش شنیده‌ایم: «پیل اندر خانه‌ تاریک بود». ظاهر ماجرا این است که کوهی از مسئله‌های کاگران در خانه‌ای تاریک محبوس شده‌ است. واقع ماجرا اما این است این دیگران هستند که در اتاقی تاریک محبوس شده‌اند. مسئله، مسئله‌های کارگران نیست. این دیگران و بی‌توجهی‌ها است که مسئله اصلی است. مسئله، بی‌مسئله بودن دیگران است. مسائل کارگران محبوس شده باشد یا دیگران البته تفاوت چندانی نمی‌کند. فیل عظیم‌الجثه است و قدرت تخریب بالایی دارد. علاوه بر آن؛ سر چشمه شاید گرفتن به بیل؛ چو پر شد نشاید گذشتن به پیل.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۱:۲۶
مجتبی نامخواه
در مطلبی با عنوان تغییر به مثابه تبلیغ سعی کرده‌ام در حد توان و در چهار محور، گزارشی جامع از پروژه اجتماعی - فکری امام موسی صدر در لبنان به دست بدهم:

  •  لبنان قبل از امام موسی صدر به روایت شهید چمران
  •  امام موسی صدر و تغییر اجتماعی
  •  مؤسسات امام موسی صدر: نهادهای خدمت و تغییر
  •  جمع‌بندی الگوی تبلیغی امام موسی صدر

تغییر به مثابه تبلیغ


این مطلب در هفتمین شماره‌ی مجله رسائل، صفحه‌های 82 تا 94 منتشر شده است. در ادامه مطلب، تصویر بیان مسئله و مقدمه‌ی این مطلب آمده است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ فروردين ۹۷ ، ۰۹:۰۵
مجتبی نامخواه

علم اجتماعی چه نیازی به رسانه دارد؟

گزیده:

*همواره برای علم اجتماعی­‎ای که از دل مباحثه انتقادی با علم مدرن خلق شده و خواهد شد این آسیب محتمل وجود دارد که در کشاکش کوشش برای رهایی از «تجددزدگی»، به دامن «تجردزگی» در افتد.

*علم اجتماعی اما اگر به «درد» مردم نپردازد، به چه درد مردم می‌خورد؟
*این مردمِ به زعم نخبگان ناآگاه از علوم اجتماعی نیستند که نیازمند رسانه­‎ها هستند تا خطابه­‎ی ایدئولوژی­‎های مدرن یا نقدهای معرفت­‎شناختی منتقدان­‎شان را بخوانند؛ این اصحاب علوم اجتماعی هستند که برای رهایی از دامِ امتناعِ تجدد و تجرد، نیازمند «مردم» هستند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ اسفند ۹۶ ، ۲۲:۲۲
مجتبی نامخواه


کشف دوباره امام صدر


اولین روزهای اسفندماه سال 1396، شش ماه مانده به چهل‌مین سالگرد ربوده شدن امام موسی صدر و درست در همان روزهایی که یک رسانه رسمی با انتشار هتاکی‌های برخی دوستان ایرانیِ قذافی، موضوع امام موسی صدر و موضع او در مسائل گوناگون را برجسته کرده بود؛ شاهد رویدادی بودیم که می‌تواند یک نقطه عطف، در مسیر پژوهش پیرامون امام موسی صدر به شمار آید. یک اتفاق خیلی خوب باعث شد نوروز برای دوست‌داران و پژوهشگران اندیشه‌های امام موسی صدر، یک ماه پیش‌تر آورده شود؛ اتفاقی که حال همه دوست‌داران اندیشه‌ی امام صدر را خوب و بلکه احسن‌الحال کرد: «امام موسی صدر بازگشت». اطمینان دارم که درست از دهم شهریور 1357، یعنی از فردای ربوده شدن امام صدر و دو همراه‌ش، تا همین امروز، دیدن تیترهایی دُرشت بر پیشانی روزنامه‌ها، که خبر از بازگشت امام موسی صدر دهد، آرزوی همه کسانی است که کوچک‌ترین شناختی از اندیشه او داشته باشند. حالا این آرزو اگر چه همچنان باقی است اما بخش مهمی از آن، با بازگشتِ دوباره امام موسی صدر به جهان فکری ما محقق شده است. اولین روزهای اسفند 96، کتابی رونمایی شد که در آینده به ما کمک زیادی خواهد کرد برای کشف دوباره امام موسی صدر به مثابه یک راه‌حل؛ کتابی 12 جلدی با عنوان گام به گام با امام. 

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ اسفند ۹۶ ، ۰۰:۰۳
مجتبی نامخواه
علم اجتماعی منهای اجتماع

«علوم اجتماعی کنونی ما در ایران چه نسبتی با مردم و با وضعیت جاری در جامعه دارد؟» یک پرسش کلیدی و حتی شاید از کلیدی‌‌ترین پرسش‌هایی است که در به دست دادن درکی اجتماعی از وضعیت علم اجتماعی به ما کمک می‌کند. اگر انسان امکان کنش ارادی نداشت یا اگر امکان بازاندیشی پیرامون کنش‌هایش را نداشت، هیچ‌گاه علوم انسانی و اجتماعی‌ تکوین نمی‌یافت. به همین دلیل علم اجتماعی اگر بر مدار اراده انسانی شکل نگیرد، هرچه باشد علم اجتماعی نیست. اکنون اما این پرسش مطرح است که علم اجتماعی امروز ما چه نسبتی با اراده و کنش امروز انسان ایرانی دارد؟ به بیانی ساده‌تر: اگر علوم پزشکی یا مهندسی نباشند، بخشی از نیازهای درمانی و عمرانی مردم بر زمین می‌ماند اما اگر علوم انسانی و اجتماعی امروز ما نباشد چه اتفاقی روی می‌دهد؟ اگر از فردا اعلام شود در اثر یک اتفاق، به مدت یک هفته، همه دانشکده‌های علوم اجتماعی تعطیل خواهند بود، چه اتفاقی روی می‌دهد؟ اگر این یک هفته بشود 10 سال یا بیشتر چطور؟ شاید این واقعیت تا حدی اغراق‌شده به نظر برسد، همچنان که کمابیش این‌طور است اما حتی در فرض تعطیلی دائم آکادمی‌های علوم اجتماعی در ایران، مردم احتمالا فقط از طریق رسانه‌های جمعی از این رویداد مطلع می‌شوند، بی‌آنکه اثر این تعطیلی را در زندگی خود لمس کنند یا به آن معترض باشند! البته منهای جماعتی که در اثر این تعطیلی بیکار می‌شوند اما به واقع چرا چنین است؟

علم اجتماعی منهای اجتماعی


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ اسفند ۹۶ ، ۱۵:۰۲
مجتبی نامخواه

عدالتخواهی بدون خواست معین و مصداقی ناتمام است و بلکه غیر ممکن؛ اما عدالتخواهی تام و متکامل نیز تفاوت بنیادینی با مصداق‌بسندگی دارد. در مصداقماندگی بیشتر نوعی از درماندگی است. این درماندگی اگر چه می‌کوشد خود را فرزند صراحت معرفی کند اما به واقع محصول و معلول فقر مفهومی و مضمونی است. فقری مهم که می‌تواند یک جنبش را به سر حد یک شورش تقلیل دهد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ اسفند ۹۶ ، ۱۳:۵۷
مجتبی نامخواه
چند سال قبل در آستانه انتخابات ریاست جمهوری 92 مطلبی نوشتم در نقدِ تفوق اندیشه پیشرفت و بی‌توجهی به عدالت. ایده‌ای که سال‌هاست کم و بیش در تمام جریان‌های شکل‌دهنده‌ی عرصه‌ی رسمی سیاست علی‌الخصوص جریان موسوم به اصول‌گرا جا افتاده است و یکی از زمینه‌های ناعدالتی‌های موجود است. این روزها به دلیل برخی گرفتاری‌ها، کم‌تر امکان این را دارم تا آن‌چنان که باید، درباره مفهوم «عقب‌ماندگی در عالت» بنویسم. بازخوانی این یادداشت اما شاید خالی از فایده نباشد.

خلاصه:
  •  این روزها از «کارآمدی» سخن‌های زیادی به میان می‌آید، اما کسی نمی پرسد «چرا این کارآمدی تنها برای پیشرفت لحاظ می شود؟» و سخنی از مؤلفه های «کارآمدی برای عدالت» نیست؟
  • تفکر انقلاب اسلامی منظومه­‌ای به هم پیوسته است. جدا سازی یک قطعه از این پازل نابودی کلیت آن است. چارچوب حرکت در بستر اندیشه ی انقلاب اسلامی، تمنای پیشرفت و عدالت توأمان است و تأکید بر پیشرفت و باز تعریف همه‌ی معیارها بر اساس آن، به خروج از عقلانیت انقلاب اسلامی می انجامد.کارآمدی برای پیشرفت ضروری است اما نباید آن­ چنان ضریب یابد که کار آمدی برای عدالت نادیده انگاشته شود. تأکید بر پیشرفت و جدا سازی آن ازعدالت، به پدیده‌های سردرگمی همچون «رضا خانِ حزب اللهی» و «تکنوکراتیسم اصولگرا» منجر می شود.
  • شاخصه های کارآمدی برای عدالت چیست؟ این پرسشی است که ابتدا باید مجالی برای طرح عمومی بیابد، تا پاسخ آن صورت بندی شود. در شرایطی که بخش عمده ای از نیروهای منتسب به جبهه انقلاب، درست مانند رقیبان غرب­‌گرا و تکنوکرات شان برای پیشرفت (بدون عدالت) با هم ائتلاف کرده‌­اند، این پرسش در رسانه ها اصلا ضریبی ندارد، تا چه رسد به پاسخ.

متن کامل یادداشت: کار آمدی برای پیشرفت؛ کارآمدی برای عدالت

پی‌نوشت:

* درباره مفهوم طبقه مرفه جدید، بعد از این یادداشت چیزهایی گفته و نوشتم. جزوه «طبقه مرفه جدید و آینده انقلاب اسلامی» چکیده بحث است (اینجا)؛ مطالب دیگر را هم (اینجا) می‌توان دنبال کرد.

* ائتلاف برای پیشرفت اگر چه به یک ائتلاف انتخاباتی خاص در آن ایام اشاره دارد (اینجا) اما به نوعی روح غالب حاکم بر جریان‌های گوناگون به ویژه اصول‌گرایی و نواصولگرایی است.

* این یادداشت بعدها مسیری را پیمود و واکنش‌هایی را در پی‌داشت. در مطلبی با عنوان مفهوم طبقه مرفه جدید و مخالفانش (اینجا) گزارشی از این واکنش‌ها آمده است.


متن کامل این یادداشت کارآمدی برای پیشرفت، کارآمدی برای عدالت و بازتاب‌هایش در ادامه مطلب آمده است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ اسفند ۹۶ ، ۱۴:۱۸
مجتبی نامخواه

دو سخنرانی اخیر رهبر انقلاب، حاوی پافشاری و تکرار بر دو ایده‌ی کلیدی در زمینه نظریه عدالتِ انقلاب اسلامی بود: سخنرانی 19 بهمن، «ارزشِ مطلق بودنِ عدالت»[1] را به مثابه یک بنیان مهم در نگرش انقلاب اسلامی به مقوله عدالت مطرح کرد. کافی است نگاهی داشته باشیم به هجوم حجم انبوهی از نگرش‌های بی‌تفاوت نسبت به عدالت یا ضد آن که تلاش می‌کنند حتی در ساحت نظر نیز عدالت را از ارزش مطلق بودن، از همیشگی بودن و از همه‌جایی بودن بیاندازند و با بیان‌های مختلف، ضد ارزش معرفی کرده یا ارزش‌های دیگر را بر عدالت برتری بخشند. با بیانی محافظه‎کارانه و امنیتی از تقدم مصلحت، حکومت و امنیت بر عدالت سخن می‌گویند. با نگرشی نواشعری‌گرایانه و نواخباری‌گرایانه، ولایت و دیانت را بر عدالت تفوق می‌بخشند. در رویکردی ذهن‌گرایانه یا تجردزده، معرفت را بر عدالت اولویت می‎دهند و در نگاهی سخت تجددزده آزادی را بر عدالت ترجیح می‌دهند.

نگرش جریان ها درباره عدالت

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ بهمن ۹۶ ، ۱۲:۰۰
مجتبی نامخواه

«به چه اندیشیدن» در محاق «چگونه اندیشیدن»


ابر کلمات

امروزه و در برنامه‌های‌ آموزشی رایج در محافل حزب‌اللهی، بحث­های پر حجمِ بسیاری در باب مباحث معرفتشناسی به چشم می‌خورد. برنامه‌های آموزشی و مطالعاتی فراوانی درباره شبهات احتمالی و فلسفه­‌ی همه­‎ چیز. برنامه‌هایی که طی مخاطبان آن مرتباً به مبانی نظری امور مختلف می­‌اندیشند. این دوره­‌ها و برنامه‌های آموزشی متعدد و متراکم، اغلب در پی آن هستند که ما را در برابر شبهاتِ موجود و آینده آماده کرده و جهانِ بینشی و جهان­‌بینی ما را مستدل سازند. نمی­‌توان انکار کرد داشتن آمادگی معقولی در این زمینه­‌ها، اگر در جای خود قرار گیرد، بی فایده نخواهد بود. مسئله اما آن‌جاست که هم‌چون وضع کنونی از حد خود خارج ­شده و انتزاعی­‌اندیشی را ایجاد، تشدید و مستدل می‌سازد. مسئله­‎ی مهم و نیاز کنونی ما بیشتر ازآنکه چگونگی و «روش» فکر کردن باشد، «موضوع» آن است. «چگونه فکر کردن» مهم است اما نه آن­قدرها که «به چه فکر کردن» فراموش­‎مان شود.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ بهمن ۹۶ ، ۰۶:۲۷
مجتبی نامخواه

چند روز قبل و در آستانه آغاز چهلمین سال حیات انقلاب اسلامی در یک خبرگزاری رسمی مطالبی علیه یک از همراهان این انقلاب و افتخارات معاصر حوزه‌های علمیه منتشر شد که جای تعجب و تأسف بسیار داشته و دارد. جلال‌الدین فارسی نویسنده و فعال سیاسی سابق در گفتگویی با ایراد مطالبی بیپایه ضمن هتاکی علیه امام موسی صدر، اندیشمند اسلامی معاصر به تمجید از دیکتاتور معدوم لیبی پرداخته است.

عذر تقصیر به پیشگاه امام موسی صدر

پوستری با مضمون تهمت‌های همه جانبه به امام موسی

این پوستر را شهید چمران طراحی کرده است.

برای توضیح بیشتر درباره این پوستر

ن.ک به ماجرای پوستری که مصطفی چمران طراحی کرد


این گفتگو و واکنش‌های پس از آن بیش از هر چیز نشان داد که مسئله‌ی امام موسی صدر پس از گذشت چهل سال، همچنان یک مسئله‌ی زنده است. چهار دهه پس از ربایش، مسئله‌ی امام صدر آنقدرها زنده است که از تمامی یک گفتگوی سراسر متوهمانه و قابل نقد با فردی که خود را محور و ستونی در مبارزات انقلاب اسلامی می‌داند، تنها همین بخش مصاحبهی وی دیده شده است! در چنین شرایطی کاملاً طبیعی می‌نماید که اهالی فراموش شده میدان سیاست و قدرت، برای دیده شدن چاره‌ای جز چنگ انداختن به دامن یک «مسئله‌ی زنده» نداشته باشند. همین مسئله البته دلیلی کم نیست برای مخالفت با امام صدر اما این به اصطلاح افشاگری و در واقع اعتراف پس از چهل سال، ماجرای دیگری دارد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ بهمن ۹۶ ، ۱۹:۳۳
مجتبی نامخواه