طبقه سه

ارزیابی‌های شتاب زده یک طلبه

طبقه سه

ارزیابی‌های شتاب زده یک طلبه

طبقه سه

بسم الله
دوست می داشتم این وبلاگ
- این پنجره ی سرد و بی روح - جز یک صفحه نمی داشت
و در آن صفحه جز یک سطر نمی بود
و بر آن سطر جز یک کلمه نمی نشست
و آن کلمه "خمینی" بود و دگر هیچ نبود...
×××
آن هایی که همراه پیغمبر بودند و دعوت پیغمبر را قبول کردند همین مردم "طبقه سه" بود، همین فقرا ؛
صحیفه امام ج8 ص 293

۹۷ مطلب با موضوع «یادداشت‌ها» ثبت شده است

خلاصه یادداشت:
*به فراز و فرودهای کوشش‌ها برای روایت انسان انقلاب عادت کرده‌ایم اما روایتی که اشنوگل پیش می‎کشید، دست‌کم دو برجستگی داشت: یکی تعلیق هنرمندانه‌ای که تعلق مخاطب به قهرمان را می‌کشت و به او برای تدقیق و تحلیل رفتارهای انسان انقلاب، امکانِ توجه بیشتری می‌داد.

*دیگر آن‌که در سراسر اشنوگل، انسان انقلاب در کشاکش با مرگ روایت ‌شده است. نام فیلم هنرمندانه به ابزاری غواصی اشاره داشت که نزدیکیِ فاصله مرگ و زندگی را تذکر داده و تداعی می‌کرد.
*روایت اشنوگل از مرگِ در نظر شهدای غواص و تصویرش از این مسئله‌ی بنیانیِ انسان انقلاب، در خور بود. به خاطر تعلیق خوبش بود، یا روایتِ مسئله‌ی بنیادینِ مرگ، یا دلیل دیگری داشت، نمی‌دانم اما اشنوگل به دلم نشست.

اشنوگل

متن کامل یادداشت در ادامه مطلب
۰ نظر ۱۸ آذر ۹۶ ، ۲۲:۰۱
مجتبی نامخواه

زمینه­‌های فکری و پیامدهای اجتماعی برآمدن اسلام مناسک میان­‌تهی


یکی از پدیده‌هایی که سال به سال بیش از گذشته با آن مواجهیم، گسترش آیین­‌های مذهبی و پیدایش آیین­‌هایی تازه است. یک آیین مذهبی می‌تواند ترویج‌کننده و احیاگر آرمان‌های اصلی دین بوده و به واسطه‌ی معرفت‌ها و  نشانه‌هایی که به میانه‌ی جامعه می‌آورد به بزرگداشت ایده‌­های محوری دین کمک کند. تعظیم شعائر اسلامی مفهومی است برخاسته از متن الهیات اسلامی که آیات و روایات فراوانی به آن دلالت می‌دهد. پرسش اما این­‌جاست آیین به خودی خود مفید است یا وقتی واجد این نقشِ ذاتی باشد؟

۱ نظر ۰۶ آذر ۹۶ ، ۲۳:۴۲
مجتبی نامخواه

پای هزاران صفحه اسناد لانه جاسوسی­ را به ده‌­ها و صدها

برنامه­‌ی آموزشی­ حزب­‌اللهی بازکنیم


بخشی از متن:
این همه سازمان و بنیاد و تشکل که این همه بودجه‌ و دوره‌ی جنگ نرم و غرب‌شناسی دارند؛ چه می‌کنند که چهل‌سال است هنوز نوبت به بررسی اسناد لانه نرسیده است؟

باید از غرب‌شناسی فلسفی-هپروتیِ هایدگریست‌ها و غرب‌ستیزی سیاسی-اطلاعاتی امنیتی‌ها، و غرب­گریزی مذهبی-اخلاقی سنتی­‌ها عبور کنیم و با آمریکای واقعی مواجه شویم.

نیاز فکری ما بازخوانی بی‌واسطه‌ از تجربه‌ی عینی «نفوذ» آمریکا در انقلاب اسلامی است؛ نه انشانویسی و جمله‌سازی با کلمه نفوذ.  

اسناد لانه جاسوسی


* در همین رابطه ن.ک به:
تاریخ و تفکر انقلاب بزرگ‌تر/ گفتاری درباره 13 آبان، زمینه ها و دستاوردهای‌ آن

۰ نظر ۱۱ آبان ۹۶ ، ۰۸:۵۹
مجتبی نامخواه

مردم راه حلی برای تمام مسائل اجتماعی

این یادداشت می­‌کوشد با دو پرسش اساسی به تشریح ابعادی از نظریه مردم­‌سالاری دینی در اندیشه اجتماعی رهبر انقلاب اسلامی بپردازد: پرسش اول این­که  نقش مردم در اندیشه رهبر انقلاب، که مفهوم/ نظریه مردم­‌سالاری دینی آن را بازتاب می­‌دهد، از کدام بنیادهای نظری برخاسته است؟ و دیگر این­که این مفهوم در اندیشه اجتماعی رهبر انقلاب چه موقعیت دارد؟

بنیادهای معرفتی نظریه‌ی مردم‌سلاری دینی رهبر فرزانه انقلاب

هستی شناسی

توحید ناب

انسان شناسی

فطرت

معرفت‌شناسی

سه گانه‌ی وحی،عقل، تجربه

در نظریه رهبر انقلاب درباره مردم‌سالاری دینی، مردم به مثابه یک راه حل برای تمام مسئله­‌های اجتماعی مطرح است: «حرف مکرّرگفته‌شده و بارهاگفته‌شده را می­خواهیم باز یک بار دیگر بیان کنیم، خلاصه‌اش این است که می­‌خواهیم بگوییم مسئولین کشور بدانند و آحاد مردم بدانند که حلّ مشکلات کشور جز به دست خود آحاد این کشور عملی نیست و شدنی نیست؛ چه مشکلات اقتصادی، چه مشکلات فرهنگی؛ همه نوع مشکلات».

بر حسب این استدلال مرز «سیاست‌گذاری» و «جنبش اجتماعی» از میان برداشته شود: مردم در اندیشه رهبر انقلاب هم در سطح امر سیاسی (Politics) مطرح است و هم در سطح خط مشی‌گذاری (Policy).


* یادداشت منتشر شده در روزنامه فرهیختگان (اینجا)؛ متن کامل با ارجاعات.

۰ نظر ۲۵ مهر ۹۶ ، ۱۹:۵۸
مجتبی نامخواه

در حاشیه­‌ی دادگاهِ دادخواهانِ شیرازی


خلاصه:

·         امام خمینی سه کارکرد عمده را برای بسیج برجسته می‌کنند: مخالفت با استکبار، مخالفت با پول‌پرستی و مخالفت با تحجرگرایی و مقدس‌نمایی.

·         در برابر این نگره­‌ی خمینیستی رهیافت محافظه­‌کارانه­‌‌ای وجود دارد که مایل است نقش بسیج را به جریان-سازمانی خدماتی فروبکاهد. خدماتی که در دهه­‌ی پیشین عبارت بود از اقداماتی همچون کویرزدایی و قطره­‌چکانی فلج اطفال و البته در شرایط کنونی معادل­‌های دیگری یافته است.

·         برآیند نقشی که ما ایفا کرده و می‌کنیم، در تمام سال‌های این سه‌دهه، به کدام یک از این دو رهیافت فوق نزدیک‌تر است. اگر چه تئوریسین‌های نقش دوم بسیج بر خلاف دیروز، امروز دیگر به عنوان استوانه­‌های انقلاب ترویج نمی­‌شوند اما مسئله این جاست که ساختاری که دیروز بسیجیان را ذیل رهیافت دوم  و از جمله ذیل افراد مذکور قرار می‌داد، هم امروز هم با تغییرات و برخی جوان‌گرایی‌هایی! زنده و فعال است.

·         اگر دیروز جناح راست و اصولگرایی نام ‌داشت و کویرزدایی و قطره‌چکانی را ترویج می‌کرد و امروز اصول‌گرایی تحول‌‌خواه و نواصولگرایی و غیره نام دارد و می‌خواهد به بهانه اردوهای جهادی یا دیگر کارهای خوب، حزب‌الله را از میدان مبارزه‌ی اجتماعی بیرون برده و به حاشیه شهرها بکشاند.

·         راه رفتن به اردوی جهادی و ساخت «سرویس بهداشتی در مناطق محروم» را هموار می‌کند اما نوبت به عدالت‌خواهی که می‌رسد منبرها و رسانه­بولتن‌هاشان را آبستن ده‌ها آسیب‌شناسی و آینده‌شناسی و فتنه‌شناسی می‌کنند و هر ورز به بهانه‌ای فتوا به احتیاط می‌می‌دهند. 

·         همواره بر صدر بوده‌اند بی‌آنکه بگویند  پس ده‌ها سال تریبون‌داری و میدان‌داری‌شان، کجاست رویکردهای ضد تحجر و کجاست ضدیت با مقدس‌مآبی نیروهای انقلاب؟ کجاست کنش‌های ضدپول‌پرستی‌مان؟ چه کسانی آرام و بی‌سر و صدا هویت ما را دزدیدند و ما را به یک‌سری ظرفیت‌های بومی توسعه استحاله کردند؟

·         امروز پس از سال‌ها پیروی از احزاب قبیله‌ی اصولگرایان و رسانه‌هاشان و منبرهاشان، حزب‌‌الله را می‌بینیم که نه فقط از نقش و کارکرد خمینیستی خود بازمانده، بلکه از هویت اصیل خود نیز خلع شده است. نه تنها نمی‌تواند تاریخ را ورق بزند، بلکه به دلیل همراهی با حزبی‌ها، از کسب موفقیت در سطحی‌ترین تغییرات اجتماعی در انتخابات‌ها نیز ناتوان است.

·         رهیافتی که حزب‌الله را به مثابه یک پامنبری برای بحث‌های عمدتاً فردی-مذهبی می‌خواسته یا حداکثر یک عنصر اهل اردوی جهادی در حاشیه شهرها می‌پسندید، جریانی است که ده‌ها هیئت و محفل قرارگاه مذهبی جهادی ایجاد می‌کند اما به دلیل فقدان اعتقاد راسخ به  عدالت‌خواهی از شکل دادن یک حرکت کوچک عدالت‌خواهانه در حمایت از حقوق کارگرانِ شلاق‌خورده و حقوق ناگرفته عاجز است. از حمایت از حقوق معلمان، فقرا و مستضعفان ناتوان است؛ از ساماندهی یک حرکت کوچک در اعتراض به بلایایی که سرمایه‌داری بر سپرده‌های مردم در بانک‌ها ایجاد می‌کند ناتوان است، از حمایت از حقِ مسکن پایمال شده مستضعفین ناتوان است، از تقابل با طبقه مرفه جدید ناتوان است اما پیرامون مسائل «فرهنگی» و «مذهبی» و «تمدنی» و «اردوهای جهادی»، تا بتوانند «جبهه» و «محفل» و «همایش» و «قرارگاه و خیریه» برپا می‌کنند.

·         با این حال گویی اخیراً متوجه شده‌اند که این حرکت‌ها چون فارغ از درگیری با ظلم است، جذابیت چندانی برای فطرت خمینیست‌های جوان ندارد. متوجه شده‌اند رویه‌ی کنونی ناکارآمدی‌شان، تجویزهای آن‌ها در عرصه‌های اجتماعی را بیشتر از پیش ناکارآمد می‌سازد و اگر دیروز مردم را از دست دادند، امروز در حال از دست دادن حزب‌الله هستند.

·         در برابر این خودآگاهی البته ابزارهای تعریف شده‌ای دارند؛ بخشی از ابزارها همان برچسب‌های عدالت‌خوار،  عدالت‌باز، خوارج، فتنه آینده، عدالت‌خواهی مارکسیستی، عدالت‌خواهی حجتیه‌ای، عدالت‌خواهی نق‌نقو است که در ماه‌های اخیر مطرح کرده‌اند. بخش مهم‌تر ابزارشان اما اتفاقی است که در 25 مهرماه در شیراز خواهد افتاد.

متن کامل در ادامه مطلب

۰ نظر ۲۴ مهر ۹۶ ، ۱۷:۳۸
مجتبی نامخواه
محسن حججی، پدیده پیچیده‌ای که در روزهای اخیر ذهن و زبان ما ایرانیان را درنوردید، چگونه موجودی است؟ این ایام بیشتر نوشته‌ها و کوشش‌ها به اقتضای تاثر از شرایط، بر «شخص» شهید حججی متمرکز شده است؛ برای بررسی ژرف‌تر اما باید این شهید و رویدادهای رخ‌داده پیرامون آن را از بند احوال شخصی رها ساخته و در بستر و متنی وسیع‌تر قرار داد. پرسش اصلی این است که پدیده حججی در یک متن وسیع‌تر اجتماعی و فلسفی- نظری واجد و حامل چه معانی‌ای است؟ دو فریم و تنها دو فریم از آخرین ساعات زندگی محسن حججی، امکانی جدید فراهم آورده تا به درکی متکامل‌تر از «انسان انقلاب اسلامی» برسیم. این نوشته می‌کوشد خطوط کلی‌ای به دست بدهد که به احتمال زیاد به تدارک و تکامل این درک کمک می‌کند.

* یادداشت منتشر شده در روزنامه فرهیختگان (اینجا) دریافت
درک اجتماعی فاسفی از پدیده شهید حججی

۰ نظر ۰۵ مهر ۹۶ ، ۱۰:۲۱
مجتبی نامخواه

در دیدگاهِ مهجور متفکران انقلاب اسلامی درباره زن، حجاب یک «نامسئله» است؛ اگر چه برای جمهوری اسلامی یک مسئله یا ابرمسئله است.

هیاهوهای گفتاری و کنش‌های رفتاری در مخالفت و موافقت با حجاب و قوانین مربوط به آن، دست‌کم دو دهه است بحث و بخش ثابتی از فضای عمومی رسانه‌های ما را به خود اختصاص داده است. در این میان دیدگاه انقلاب اسلامی درباره «زن» است که بیشتر از همه چیز آسیب دیده و به محاق رفته است. «جدال حجاب» در دو سوی خود از سقف تقنین‌های انجام شده درباره حجاب فراتر نرفته و خود حجابی برای دستیابی به نگرش‌های بنیادی‌تر درباره حجاب شده است. «مسئله حجاب» به معنای رایج آن مسئله جمهوری اسلامی است و شدت و کثرت پرداختن به این سطح از مسئله، سطح دیگر و مهم‌تر بحث را به فراموشی سپرده است. مراد از سطح دیگر، سطح مطرح در ساحت انقلاب اسلامی است؛ سطحی که گفتوگو درباره آن، به سبب فراموشی و محاق چندین ساله، کمی دشوار است و یادداشت پیش‌ رو امیدوار است گامی کوچک در این مسیر بردارد و دستکم بتواند درباره آن طرح بحث کند.


*یادداشت منتشر شده در پنجمین شماره ماهنامه رسائل

۲ نظر ۲۰ شهریور ۹۶ ، ۲۱:۲۹
مجتبی نامخواه

نوشتن درباره روح­‌الله نامداری دشوار است و این دشواری چیزی است غیر از غم نوشتن پس از او و چیزی است علاوه بر آن. سهم بیشتر این دشواری از این جهت است که ما اغلب عادت کرده­‌ایم در تجلیل اسطوره­‌های واقعی یا ساختگی مطلبی بنویسیم و کمتر شده به تحلیل یک مدل عینی و در دسترس بپردازیم. روح­‌الله نامداری نمونه­‌ای از اندیشه­‌ورزی نسلی نو در حزب­‌الله بود که معطوف به خمینی می­‌اندیشید؛ معطوف به خمینی می­‌نوشت؛ معطوف به خمینی حرکت می­‌کرد و معطوف به خمینی می­‌زیست. انسان­‌های معطوف به خمینی، از آن­جا که خلاف­‌آمد عادات پیرامونی­‌شان زندگی می­‌کنند، همواره توجه برانگیز هستند. آن­ها می­‌خواهند تغییرات مهمی در خود و جهان خود ایجاد کنند. بنابراین در مواجهه با یک انسانِ خمینی می­‌بینیم که در تمام سطوح زندگی به ویژه در کنش‌گری و اندیشه­‌ورزی اجتماعی، صاحب یک «پروژه» است. کوشش و بینشی منسجم و البته ناسازگار با وضع موجود دارد و در هر شرایطی در پی پیگیری آن است. شاید توضیحش کمی دشوار باشد که در این­جا «پروژه داشتن»، «خلاف آمد عادت بودن»، «معطوف به تغییر بودن» و «انسان خمینی بودن»؛ فارغ از هرگونه ارج­‌گذاری یا ارزیابی ارزشی به کار می­‌رود. شاید مروری بر پروژه­‌ی روح­‌الله نامداری مؤیدی باشد بر این مطلب.


* یادداشت منتشر شده در شماره پنجم (تیرماه 96) ماهنامه رسائل
۱ نظر ۱۸ شهریور ۹۶ ، ۰۰:۵۶
مجتبی نامخواه
تأملی درباره‌ی انقلاب‌زدایی از حوزه‌ی علمیه
  • انقلاب‌زداها ضدانقلاب نیستند، مبانی انقلاب را رد و دیدگاه‌هایی برخلاف آن اثبات نمی‌کنند؛ تنها به اموری دیگر غیر از نیازها، ایده­‌ها و اندیشه­‌های اسلامِ انقلاب می‌پردازند. انقلاب‌زُدایان به‌سان یک روح سرگردان‌اند و معلق‌اند؛ همه‌جا هستند و عامل و کارگزار اصلی در بسیاری از پروژه‌های آرام ولی مستمر انقلاب‌زدایی هستند.

یادداشت منتشر شده در بخش دیگران سایت khamenei.ir (اینجا)؛ بازنشر در خبرگزاری رسمی حوزه (اینجا)
متن کامل در ادامه مطلب

۰ نظر ۱۷ شهریور ۹۶ ، ۱۷:۰۳
مجتبی نامخواه

در شماره اخیر مجله رسائل (شماره پنجم، تیرماه 1396) پرونده‌ای با عنوان انسان خمینی، یادمان مرحوم روح‌الله نامداری منتشر شده است. محور این پرونده به انسان‌های خمینی به طور عام، و مرحوم روح‌الله نامداری به طور خاص است.

انسان خمینی

متن زیر یادداشتی است که برای دیباچه این پرونده نوشته‌ام:

دیباچه پرونده «انسانِ خمینی»

مدت­ها بود در رسائل به فکر این بودیم که به «انسان­‌های خمینی» بپردازیم. انسان­‌هایی که امام خمینی هویتی جدی و جدید برای­شان رقم زده و آن­ها را به یک کنش‌گر متمایز در میدان­‌های مختلف اجتماعی تبدیل کرده است. نمونه­‌ی تام این چنین انسان­‌هایی، البته شهیدانی که همه­ چیزشان را در مسیر این هویت جدید به میدان آورده بودند. وقتی مجموعه یادداشت­‌های هفت جلد حسن باقری را مرور می­‌کنیم و به جهان اجتماعی به کلی متفاوت پس آن می­‌اندیشیم؛ وقتی بیش از هزار صفحه سخنرانی­‌های شهید همت را مرور می­‌کنیم و از ایده­‌های متفاوتش شگفت­‌زده می­‌شویم؛ وقتی شهید علم­‌الهدی و سخنرانی­‌ها و نوشته­‌هایش را مرور می­‌کنیم؛ یا به میان روحانیون شهید و نوشته­‌ها و گفتارهای­‌شان نظری می­‌اندازیم با انسان­‌هایی مواجه می­‌شویم که در نسبتی متفاوت با امام خمینی قرار دارند. با انسان­‌هایی که خمینی همه چیزشان است و ما حالاحالاها با تحلیل این انسان­‌ها کار داریم.

برای شروع اما یک مشکل داشتیم؛ وقتی همه نمونه­‌های ما در بررسی انسانِ خمینی منحصر به شهدایی این چنین باشد، ناخودآگاه انسان خمینی فراتر از یک مدل قابل لمس، به یک اسوه­‌ی اسطوره­ مانند تبدل می­‌شود. در حالی که ما می­‌خواستیم بگوییم اگر چه شهیدان نمونه­‌های بارز و تام انسان خمینی هستند اما این­جا، اکنون نیز انسانِ خمینی «امکان» دارد... و درست در همین هنگام یک خبر ما را به خود آورد: کوچ روح­الله نامداری برای ما حامل یک پیام بود: در اکنون و امروزِ عالم ما نیز هستند انسان­‌هایی که به خمینی باشند.

ما در پرونده­‌ی پیش­رو نخواسته­‌ایم صرفاً یک یادنامه برای برادر خوب­‌مان روح­‌الله نامداری منتشر کنیم. هدف ما بیشتر توجه به هویت اجتماعی، دغدغه­‌ها و پروژه فکری نسلی است که روح­‌الله نامداری به خوبی با آن مرتبط بود و آن را نمایندگی می­‌کرد. شاید همین رابطه­‌ی نزدیک این نسل با نماینده­‌اش باعث شده بود تألیف ماندگارش، جدال دو اسلام، این همه دست به دست شود... ما در این پرونده کوشیده­‌ایم غروب روح­‌الله را به مثابه طلوع نسلی جدید از انسان­‌های روح­‌الله، به تحلیل بنشینیم.

۰ نظر ۱۶ شهریور ۹۶ ، ۲۳:۳۴
مجتبی نامخواه