طبقه سه

ارزیابی‌های شتاب‌زده یک طلبه

طبقه سه

ارزیابی‌های شتاب‌زده یک طلبه

طبقه سه

بسم الله
دوست می داشتم این وبلاگ
- این پنجره‌ی سرد و بی‌روح - جز یک صفحه نمی‌داشت
و در آن صفحه جز یک سطر نمی‌بود
و بر آن سطر جز یک کلمه نمی‌نشست
و آن کلمه «خمینی» بود و دگر هیچ نبود...
***
آن‌هایی که همراه پیغمبر بودند و دعوت پیغمبر را قبول کردند همین مردم «طبقه سه» بود، همین فقرا.
صحیفه امام ج8 ص 293

***
این صفحه بایگانی "جامع" و ده‌ساله‌ای است از نوشته‌ها و گفته‌هایم، که می‌کوشم «غایت»، «موضوع» و یا «مسئله»شان «انقلاب اسلامیِ اکنون» باشد.

***
معرفی بیشتر و گزارش‌واره‌ای از برنامه پژوهشی این صفحه در قسمت "درباره طبقه سه"، در نوار بالای صفحه آمده است.

***
اینستاگرام @namkhahmojtaba
تلگرام @tabagheh3_ir
توییتر @Namkhah1
ایمیل namkhahmojtaba@gmail.com

بایگانی
آخرین نظرات

۴۹ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «امام خمینی» ثبت شده است

متن زیر، تحریر گفتاری است که برای دانشجویان یک حلقه مطالعاتی صحیفه‌خوانی، به صورت مجازی ارائه شده است.

گزیده:

  • مسئله از جایی آغاز شد که «نشستند و گفتند و برخاستند» و با این گفته‌ها مجلس‌ها آراستند و حالا این ماییم و این سی- چهل سال گفته‌ پیرامون امام خمینی که به طرز تعجب و البته تأسف برانگیزی، اغلب یا در پی مجلس آرایی بوده‌اند یا اگر نخواهیم بد بین باشیم، از ظن خود شده‌اند یار امام.
  • ما می‌بینیم که این همه تفسیر و توضیح امام خمینی، برای مایی که در جستجو حقیقت ایده‌های امام هستیم، جز بر حیرت‌مان نمی‌افزاید. چه باید کرد؟ این‌جاست که امام خمینی به مثابه یک پروژه و مسئله فکری مهم در برابر ما مطرح می‌شود.
  • ما اندیشه امام خمینی را برای تغییر وضعیت، برای فهم خود، برای فهم مسئله‌های خود و برای حل مسئله‌هامان می‌خواهیم. مگر غیر این است؟ ما اندیشه امام خمینی را برای این می‌خواهیم که به ما بگوید ریشه‌های معرفتی عقب‌ماندگی در عدالت را در بسط اسلام سرمایه‌داری جستجو کنید.
  • اگر مفسر خط امام کسانی شدند که نسبت به سر برآرودن سرمایه‌داری زالو صفت، بی‌تفاوت بودند؛ مسئله‌شان معنویت و خودسازی بود؛ سیاست و انتخابات و ائتلاف و لیست بود؛ انتزاعیات اجتماعی و حرف‌های کلی زدن درباره تمدن‌سازی بود؛ اما «اسلام سرمایه‌داری» نبود و تشنگی به خون سرمایه‌داران زالو صفت نبود؛ بعد همین تفکر به جای آن‌که بیاید و بگوید من محافظه‌کار هستم، آمد و گفت من انقلابی هستم و برای این که کسی به انقلابی بودنش شک نکند، عوض انقلابی‌گری، پرخاشگری کرد؛ و بعد تبدیل شد به بازتاب دهنده خط امام و تبدیل شد به مفسر صحیفه امام، معلوم است که در این تفسیر مفاهیم کلیدی‌ای مثل «اسلام سرمایه‌داری» هیچ جایگاهی ندارد.
  •  تفکری که در نظر آن همه ارزش‌ها مطلقاً خوب هستند؛ این تفکر حتما رنگ و بوی اشعری‌گری دارد و اگر تمام عمر هم علیه وضع موجود هشتگ بزند، نه جامعه و فطرتِ مردم از او قبول می‌کند و نه تاریخ. این تفکر اشعری‌گرایانه در طول تاریخ به درد توجیه وضع موجود خورده؛ آخر چطور می‌تواند حرف از تغییر بزند؟
  • با درکِ اشعریِ رایج درباره ارزش و نظام ارزش‌ها، ارزشی یعنی کسی که «همه چیز را حرام می‌داند». بر اساس تفکر انقلاب اما در نظام ارزش‌ها، یک ارزش مطلق وجود دارد و ارزشی بودن، قبل از پیگیری فرعیات و فروعات، در پی آن ارزش مطلق بودن است.

 

۰ نظر ۰۱ اسفند ۹۹ ، ۰۸:۰۲
مجتبی نامخواه
در گفتگو با روزنامه وطن امروز (1399/11/12) به بحث دوگانه اسلام ناب اسلام آمریکایی و ابعاد و اهمیت این دوگانه در اندیشه امام خمینی و رهبر انقلاب پرداختم.

گفتگو با وطن امروز تصویر

 

فایل صفحه روزنامه دریافت

فایل نمودارهای ضمیمه مصاحبه دریافت

 

گزیده گفتگو

  • هویت انسان انقلاب اسلامی در غیریت با تحجر و تجدد شکل گرفته بود. طبیعی بود که نیروی اجتماعی انقلاب هم در تقابل با این دو جریان قرار بگیرد.
  • صورت‌بندی تحجر، تجدد و در برابر آن‌ها یک نیروی فکری پویا که هویت خود را در از انقلاب اسلامی می‌گیرد و در انقلاب اسلامی می‌جوید، صورت‌بندی نیروهای فکری اجتماعی دست‌کم نیم قرن اخیر ماست.
  • رهبر انقلاب هشدار می‌دهند که مراقب باشیم تصویر ما از اسلام و دینداری نشود یک سری «مناسک میان‌تهی» و دیگر اسلام را آن‌چنان که باید، به عنوان «عقیده و جهاد» نبینیم.
  • رهبر انقلاب استدلال می‌کنند که «مدرسه انقلاب» و مکتب امام خمینی عبارت است از درگیری با اسلامی که می‌خواهد به مثابه ضلع تزویر و «در خدمت زر و زور» باشد؛ و تلاش برای سربرکشیدن اسلامی که هم با «فرعون‌ها» و قدرت‌مندان مقابله کند و هم با ثروت‌مندانی که در لوای انقلاب و توحید رشد می‌کنند و بعد در مقابل اصل حرکت می‌ایستند که استعاره قرآنی آن «قارون» است.
  • چرا منابر و تریبون‌ها و پژوهش‌هایی که در زمینه تفکر اسلامی وجود دارد، هشدارهای اصیل انقلاب اسلامی درباره تبدیل شدن تفکر اسلامی به ابزار زر و زور و تقابل با اسلام مناسک میان‌تهی و مضامینی از این قبیل را بازتولید نمی‌کند؟ یکی از زمینه‌های این وضعیت این است که در پژوهش و گفتارهای مذهبی زمانه ما و به طور مشخص در فرهنگ عمومی دینی، تحجر یا دست‌کم بی‌تفاوتی نسبت به تحجر رشد کرده است. از آن طرف در سطوحی دیگر که بیشتر الیت بروکرات‌ها و تکنوکرات‌ها هستند، تجددزدگی و التقاط با آموزه‌های سرمایه‌داری رشد کرده است و این‌ها زمینه‌های انقلاب ارتجاعی است.
  • در یک جامعه نابرابر و طبعاً ناهم‌بسته یا از هم‌گسیخته، هیچ پروژه‌ای جلو نمی‌رود مگر پروژه‌های ارتجاعیِ کسانی که مستظهر به تکاثر ثروت و قدرت هستند. در این‌جاست که رهبر انقلاب اسلام ناب را به عنوان «اسلام عدالت‌خواه» تعبیر می‌کنند. یا بارها و بارها می‌گویند ما در زمینه عدالت اجتماعی دچار «عقب‌ماندگی» هستیم.
  • وقتی سال‌هاست رهبری از مجلس خبرگان رهبری و چه بسا تمام نخبگان اجتماعی یک ارزیابی اسلامی از وضعیت عدالت خواسته‌اند، و جواب نگرفته‌اند؛ وقتی یک دهه است از حوزه و دانشگاه رشته عدالت‌پژوهی خواسته‌اند و جوابی نیامده است؛ وقتی ارزیابی ایشان مبتنی بر عقب‌ماندگی در عدالت در محیط‌های نخبگانی پژواک لازم را ندارد؛ وقتی حتی اصل ارزیابی وضعیت عدالت یا اصل نابرابری و عدالت، مسئله عمومی ما نیست؛ یعنی باید بر راهبردهای ضد ترمیدوری تمرکز بیشتری بکنیم و متوجه باشیم که انقلاب ارتجاعی، بر خلاف انقلاب تکاملی، خیلی آرام و تدریجی اتفاق می‌افتد.
  • رسانه‌های یک درصدی، آدم‌های حزبی، مسائل جزئی و فرعی مرتب تولید غفلت می‌کند و این باعث می‌شود ما این اصول را فراموش کنیم. باعث می‌شود دستگاه تحلیلی ما با این مفاهیم کار نکند و ما این تعابیر را به عنوان ابزارهای مفهومی و تحلیلی به کار نبریم.
  • مفهوم «اسلام سرمایه‌داری» یا «مفهوم اسلام پابرهنگان»، در ادبیات دینی علاقه‌مندان به انقلاب کجاست؟ آیا اگر ایده «اسلام سرمایه‌داری» یک مفهوم جان‌دار بود و بسط و شرح لازم را پیدا کرده بود، امروز وضعیت ما در «عقب‌ماندگی در عدالت» به آن‌جا می‌رسید که رهبر انقلاب به تعبیر خودشان مجبور به اعتراف و عذرخواهی شوند؟
  • این همه منابر و مجامع پژوهش اسلامی، که گاهی این همه با مقولاتی مثل تمدن اسلامی و مراحل تمدن اسلامی و غیره بازی می‌کنند و جمله‌سازی می‌کنند؛ اگر دنبال پروژه‌بازی نیستند و به ادبیات امام خمینی علاقه‌مند هستند، چرا یک‌بار درباره تحجر و مقدس‌مآبی، درباره جنگ فقر و غنا و درباره اسلام سرمایه‌داری حرف نمی‌زنند؟ اگر مسئله‌شان ایده‌های رهبری است چرا از اسلام مناسک میان‌تهی و اسلام عدالت‌خواه و عقب‌ماندگی در عدالت نمی‌گویند؟ مگر ایده‌های کلیدی و پرتکرار رهبر انقلاب نیست؟ چرا تنها به نوشتن انشانویسی درباره تمدن اسلامی و دولت اسلامی علاقه نشان می‌دهند؟

۰ نظر ۱۲ بهمن ۹۹ ، ۰۹:۳۰
مجتبی نامخواه

گفتگو با روزنامه قدس درباره مفهوم جنگ فقر وغنا در اندیشه امام خمینی

 

جنگ فقر و غنا روزنامه قدس

 

دریافت فایل PDF

دریافت
حجم: 397 کیلوبایت
توضیحات: جنگ فقر و غنا در اندیشه امام خمینی
 

گزیده گفتگو

🔻امام(ره) به ما تذکر می‌دهد جنگ حق و باطل، انتزاعی و بریده از اختصاصات و تعینات تاریخی و اجتماعی نیست و جنگ حق و باطلی که بی‌تفاوت به جنگ فقر و غنا باشد، نبرد حق و باطل نیست. فرهنگ اسلامی، اسلام نابی که جنگ حق و باطل را در حد مرزهای جامعه نیاورد و به آن تعین خاص اجتماعی ندهد که جنگ حق و باطل امروز ما نیست. جنگ حق و باطل یک حیث انتزاعی و ذهنی دارد که در جای خودش مهم است و یک حیث کاملاً انضمامی دارد. توجه به این بعد آن کاری است که پیام قطعنامه دارد انجام می‌دهد.

۰ نظر ۰۲ مرداد ۹۹ ، ۰۰:۱۱
مجتبی نامخواه

امام کوخ نشینان

 

هفته پیش جمعی از دوستان دانشجو و طلبه با سفر به کرمانشاه و برگزاری چند تجمع اعتراضی، نشست تحلیلی و گفتگوی اجتماعی، مورد آسیه پناهی را دست‌مایه اعتراض به سیاست‌ها و فرایندهایی به وجود آورنده این وضعیت تأسف‌بار کردند. علی‌رغم هماهنگی اولیه، نتوانستم در این برنامه شرکت کنم. در این گفتگو لایو اینستاگرامی با صفحه جنبش عدالت‌خواه دانشجویی، پس از شنیدن گزارش قابل توجه یکی از دانشجویان حاضر در برنامه، کمی درباره وجوه مختلف این مسئله و زمینه‌های فرهنگی و اجتماعی آن بحث کردم. بحث‌های تکمیلی‌ام در این‌باره را در متنی تفصیلی تدوین کرده‌ام که به یاری خدا به زودی منتشر خواهد شد.

فایل صوتی گفتگو درباره زمینه‌های اجتماعی واقعه کرمانشاه دریافت

۰ نظر ۲۲ خرداد ۹۹ ، ۰۰:۵۲
مجتبی نامخواه

ما امروز با مسائل و ظرفیت‌هایی مواجهیم که اندیشه امام خمینی به مثابه یک دستگاه فکری می‌تواند این مسئله‌ها و تجربه‌ها را صورت‌بندی کرده و به ما این امکان را بدهد که با آن‌ها مواجهه فعال داشته باشیم و آن‌ها را درک و حل کنیم. اگر امروز در عدالت دچار مشکلیم؛ دچار عقب‌ماندگی در عدالت (1396/11/29) هستیم،  اگر رهبر و نیز جامعه «از کارکرد عدالت در کشور نارضایتی دارند» (بیانیه گام دوم1397/11/22)، اگر «نمره‌ی مطلوبی در باب عدالت»(1399/3/7) نداریم، این مسئله را می‌توان در دستگاه تحلیل اندیشه امام به بحث گذاشت و با مفاهیم راهبردی حاصل از این نگرش، مفاهیمی مهمی مانند جنگ فقر و غنا به درک و حل آن کمک کرد.

۰ نظر ۱۷ خرداد ۹۹ ، ۲۳:۳۵
مجتبی نامخواه

در گفتگویی سه قسمتی با برنامه تلویزیونی «سه دیدار» تلاش کردم ضمن مرور فشرده بر مؤلفه‌های اندیشه امام خمینی؛ از تصورات کلیشه‌ایِ موجود درباره این اندیشه دگرگون‌ساز آشنایی‌زدایی کنم. اگر در پی نقشه‌ای هوایی برای بازخوانی اندیشه امام خمینی هستید، پیشنهاد می‌کنم این برنامه سه قسمتی و پلی‌بک‌های آن را ببنید.

لینک مشاهده و دانلود در ادامه مطلب

 

سه دیدار

۰ نظر ۱۷ خرداد ۹۹ ، ۲۲:۵۷
مجتبی نامخواه

خلاصه مصاحبه:

در برخی مجادلات بی‌حاصلِ رسانه‌ای، سخنان و حتی اشعار امام در مورد حجاب بودن فتوحات و فصوص و عرفان و دیگر جملات از این قبیل، نشانه‌ای از اِعراض امام از فلسفه و عرفان دانسته شده است! شاید اطلاع درستی نداشته باشند، اما واقع امر آن است که این قبیل جملات امام خمینی، که به طور مشخص در نامه‌ها و اشعاری که اشاره شد نظایر بسیار دیگری نیز دارد، نه فقط اِعراض از عرفان نیست، بلکه در چارچوب مهم‌ترین مضامین عرفانی مطرح شده است.

امام خمینی دریچه جدیدی به نسبت نظر / عمل پیش روی ما می‌گشایند و به واسطه این منظر جدید است که گویی ما وارد جهانی جدید می‌شویم. از واکنش‌گرایی خارج می‌شویم و کنش‌گرایی می‌رسیم. به کنشگرانی فعال تبدیل می‌شویم که جامعه و تاریخ خودمان را می‌سازیم. در بنیاد این تغییرات اجتماعی و تاریخی، دیدگاه امام خمینی درباب مسئله عمل قرار دارد. نگرش امام خمینی درباره چیستی، چگونگی و جهت‌گیری عمل، به صورت فشرده‌ای در مفهوم «قیام لله» مندرج است. قیام‌لله یکی از بیّنات و ابرمفهوم‌ها در اندیشه امام خمینی است که در عین ریشه داشتن در فلسفه، عرفان، اخلاق و به طور کل الهیات اسلامی، مفهومی است که از خاستگاه‌های مهم اندیشه امام در تفسیر و ایجاد تغییرِ جامعه و تاریخ ماست.

در اندیشه امام مسئله عمل و قیام‌لله محوریت می‌یابد. این محوریت وقتی به جامعه منتقل می‌شود، انسان ایرانی را به کنشگری فعال و تاریخ‌ساز تبدیل می‌کند.

امام خمینی کمال انسان را به عقل عملی می‌دانند، یا این‌که می‌گویند جمیع علوم مطلقاً عملی هستند و به تعبیری دوگانه علوم نظری / علوم عملی را نمی‌پذیرند.

محوریت و غایت بودگی عمل در اندیشه امام به این معنا نیست که معرفت مهم نیست؛ به این معناست که این معرفت هم در پرتو قیام‌لله امکان می‌یابد؛ به تعبیر امام خمینی قیام لله، معرفت الله می‌آورد، هنگامی که این تفکر مندرج در متون فلسفی، عرفانی و اخلاقی امام خمینی به پهنه اجتماعی می‌آید و به یک معرفت اجتماعی تبدیل می‌شود، تغییر در سرنوشت ممکن و سپس واقع می‌شود.

گفتگو با خبرگزاری مهر

۰ نظر ۱۷ خرداد ۹۹ ، ۲۲:۳۸
مجتبی نامخواه

 


«جنگ فقر و غنا» به مثابه یک نظریه و چارچوب مفهومی، تعریفِ منحصر به فردِ انقلاب اسلامی از نابرابری اجتماعی را بازتاب می‌دهد.

۰ نظر ۳۰ تیر ۹۸ ، ۲۳:۳۱
مجتبی نامخواه

به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا، حجت الاسلام مجتبی نامخواه پژوهشگر حوزه علمیه قم عصر امروز در همایش "نقش حوزه در گام دوم انقلاب" که از سوی خبرگزاری رسا در سالن همایش های پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی برگزار شد، به تبیین ابعاد نظری و اجتماعی مفهوم "تحجر" در اندیشه امام راحل پرداخت و یکی از شاخصه های بارز امام خمینی(ره) را مبارزه با متحجران و مقدس نمایان دانست و گفت: امام راحل اسلام عقیده و جهاد، خصم با ستمگران و نرمی با مستضعفان و اسلام ناب محمدی را برای ما به ارمغان آوردند و ما را از دام اسلام آمریکایی و اسلامی که آفت جان ملت ها بود، نجات دادند.

وی با بیان اینکه امام خمینی(ره) به صورت مستمر با «تحجر» درگیر بودند، عنوان کرد: ایشان همواره سعی می کردند حوزه را از تحجر بر حذر داشته و با مقدس نمایان مبارزه می کردند؛ منشور گام دوم در راستای مبارزه با همین دسته از حوزویان که دیدگاه اجتماعی نداشتند تنظیم شده است.

حجت الاسلام نامخواه تأکید کرد: رهبر کبیر انقلاب اسلامی همواره در نوشتارها و تألیفات خودشان با متحجران و مقدس نمایان درگیری و مبارزه داشتند و اینگونه نیست که گمان کنیم ایشان در یک مقطع خاص با این دسته از روحانیت مخالفت داشته اند.

این پژوهشگر حوزوی خاطرنشان کرد: نسبت حوزه علمیه قم با انقلاب نسبت حمایت یکپارچه نبوده و گاهی برخی از روحانیون که تحجرگرا بودند با انقلاب اسلامی مخالفت های بسیار داشته و با آن همراهی نمی کردند؛ امروز ما باید شاخصه های انقلابی گری را به خوبی مطالعه کنیم تا دچار تحجرگرایی نشویم.

وی با اشاره به اینکه امام راحل همواره نسبت به خطر "تحجر" هشدار می دادند، ابراز داشت: ایشان همواره اهمیت و خطر این موضوع را حتی به کسانی که در متن انقلاب بودند هشدار می دادند؛ امروز باید ابعاد مختلف «تحجر» را بررسی کنیم و همواره مراقب باشیم تا در جرگه متحجران قرار نگیریم.

حجت الاسلام نامخواه جمود، پرخاشگری و تکفیر را از جمله عواقب دینداری متحجرانه در ابعاد مختلف دانست و ابراز کرد: هرچقدر برداشت از دین متحجرانه باشد، فرهنگ سرمایه داری در ابعاد مختلف سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی جامعه رشد خواهد کرد./841/پ202/ق

گزارش‌های دیگر از فارس، شبستان


۰ نظر ۱۸ اسفند ۹۷ ، ۰۰:۲۷
مجتبی نامخواه

 

 اندکی پیرامون کتاب «خمینی؛ پدیده انسانی پیچیده» و بیشتر درباره‌ی مؤلف آن

 

اردیبهشت سال گذشته، درست یک ماه مانده به سالروز رحلت امام خمینی، خبری پیچید: جوانی که عمر کوتاهش را وقف اندیشه‌ورزی درباره امام خمینی کرده بود کوچ کرد و رفت. شاید برجسته‌ترین نکته درباره مرحوم نامداری این بود که به قدر وسع صاحب یک پروژه فکری بود؛ با وجود اینکه برای داشتن چنین برنامه‌ای سن کمی داشت و علی‌رغم اینکه هنوز دوران تحصیل در دوره دکتری را به پایان نرسانده بود. روح‌الله نامداری با سخت‌کوشی و مطالعه بسیار، برای خود پروژه و برنامه‌ای فکری دست‌وپا کرده و سخت بدان پایبند بود. بر حسب استلزامات این پروژه، به‌طرز عمیقی فکر می‌کرد، می‎نوشت، می‌گفت و کتاب منتشر می‌کرد.

 

خمینی پدیده انسانی پیچیده

 

 

۱ نظر ۱۹ آذر ۹۷ ، ۰۶:۳۸
مجتبی نامخواه

 

درباره کتاب تحسین برانگیز «الف لام خمینی»

امام خمینی(ره) برای همگی ما یک شخصیت قابل احترام و دوست‌داشتنی است. برای برخی اما فراتر از متعلقِ دوست داشتن، مسئله‌ای برای شناختن و پرسشی برای جستجو کردن است. یک متفکر بدان اعتبار که به پرسش‌هایی فکر می‌کند، متفکر است و اهمیت دارد؛ اما اگر در تفکر خود توفیق یابد و بتواند پاسخ برخی از پرسش‌هایش را بیابد، علاوه بر فضیلت تفکر، یک عالِم نیز هست. مهم‌تر از این، اما کسی است که در پی پرسش(هایی) بوده، به پاسخ‌هایی رسیده و توانسته بر اساس آن پاسخ‌ها، جامعه و جهانی نو را پایه بگذارد. او عالِمی است که عالَمی را بنیان نهاده است. مسئله اما آنجاست که این‌چنین آگاهانی بسیار نادرند و از آنجا که عالَمی‌ نو با همه مسئله‌ها و جذابیت‌ها و دشواری‌هایش را پیش‌رو می‌نهند، خود به محاق و ناشناختگی می‌روند. همه به عالَم بنیان نهاده شده مشغول می‌شوند و کمتر از عالِم بنیان‌گذار، جز به تمجید یاد می‌کنند. درست در چنین شرایطی است که «تمجید» جایگزین «تعریف» می‌شود و عالِم عالَم‌ساز، همچنان تعریف نشده و ناشناخته باقی می‌ماند. این تقریباً قصه پرغصه شناخت ما از امام خمینی است؛ قصه‌ای که گویا قرار است کمی هم به سر برسد. کتابی منتشر شده که قصه زندگی امام را به گونه‌ای متفاوت، تعریف و تحقیق کرده است.

 

الف لام خمینی

 

در شناسنامه کتاب، مقابل تاریخ انتشار نوشته شده: زمستان 1396. شاید تاریخ چاپ، آخرین روزهای زمستان بوده باشد، اما آنچه هست در روزهای بهار چهلمین سال پیروزی انقلاب بود که الف لام خمینی، پای به جهانِ کتاب گذاشت و منتشر شد. کتابی که غایتش در عنوانش آشکار است: نهادن الف و لام تعریف بر پدیده‌ای ناشناخته به نام خمینی.

۰ نظر ۱۸ آذر ۹۷ ، ۰۰:۰۴
مجتبی نامخواه

 دوره تربیت مبلغ انقلاب اسلامی

چهار جلسه

روحانیون و فعالان تبلیغ

موسسه امیر بیان، تهران، 1397/2/14


طرح درس درس گفتار بازشناسی انقلاب

فایل طرح درس بازشناسی انقلاب دریافت

فایل نظرسنجی شرکت کنندگان  دریافت

۰ نظر ۱۴ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۲:۰۲
مجتبی نامخواه