طبقه سه

ارزیابی‌های شتاب‌زده یک طلبه

طبقه سه

ارزیابی‌های شتاب‌زده یک طلبه

طبقه سه

بسم الله
دوست می داشتم این وبلاگ
- این پنجره‌ی سرد و بی‌روح - جز یک صفحه نمی‌داشت
و در آن صفحه جز یک سطر نمی‌بود
و بر آن سطر جز یک کلمه نمی‌نشست
و آن کلمه «خمینی» بود و دگر هیچ نبود...
***
آن‌هایی که همراه پیغمبر بودند و دعوت پیغمبر را قبول کردند همین مردم «طبقه سه» بود، همین فقرا.
صحیفه امام ج8 ص 293
***
معرفی بیشتر وبلاگ در قسمت "درباره طبقه سه" در نوار بالای صفحه

بایگانی
آخرین نظرات
محسن حججی، پدیده پیچیده‌ای که در روزهای اخیر ذهن و زبان ما ایرانیان را درنوردید، چگونه موجودی است؟ این ایام بیشتر نوشته‌ها و کوشش‌ها به اقتضای تاثر از شرایط، بر «شخص» شهید حججی متمرکز شده است؛ برای بررسی ژرف‌تر اما باید این شهید و رویدادهای رخ‌داده پیرامون آن را از بند احوال شخصی رها ساخته و در بستر و متنی وسیع‌تر قرار داد. پرسش اصلی این است که پدیده حججی در یک متن وسیع‌تر اجتماعی و فلسفی- نظری واجد و حامل چه معانی‌ای است؟ دو فریم و تنها دو فریم از آخرین ساعات زندگی محسن حججی، امکانی جدید فراهم آورده تا به درکی متکامل‌تر از «انسان انقلاب اسلامی» برسیم. این نوشته می‌کوشد خطوط کلی‌ای به دست بدهد که به احتمال زیاد به تدارک و تکامل این درک کمک می‌کند.

* یادداشت منتشر شده در روزنامه فرهیختگان (اینجا) دریافت
درک اجتماعی فاسفی از پدیده شهید حججی

درآمدی بر درک اجتماعی- فلسفی از پدیده‌ی شهید حججی

مجتبی نامخواه

بیان مسئله

محسن حججی، پدیده­ی پیچیده­ای که در روزهای اخیر ذهن و زبان ما ایرانیان را در نوردید، چگونه موجودی است؟ این ایام بیشتر نوشته‌­ها و کوشش­‌ها به اقتضای تأثر از شرایط، بر «شخص» شهید حججی متمرکز شده است؛ برای بررسی ژرف­‌تر اما باید این شهید و رویدادهای رخ داده پیرامون آن را از بند احوال شخصی رها ساخته و در بستر و متنی وسیع­‌تر قرار داد. پرسش اصلی این است که پدیده­‌ی حججی در یک متن وسیع­تر اجتماعی و فلسفی- نظری واجد و حامل چه معانی­‌ای است؟ دو فریم و تنها دو فریم از آخرین ساعات زندگی محسن حججی، امکانی جدید فراهم آورده تا به درکی متکامل‌تر از «انسان انقلاب اسلامی» برسیم. این نوشته می‌کوشد خطوطی کلی‌ای به دست بدهد که به احتمال زیاد به تدارک و تکامل این درک کمک می‌کند.

انسان انقلاب اسلامی چیست؟

وقتی از «انسان انقلاب اسلامی»، به مثابه مفهومی سخن می­گوییم که می­‌تواند به مثابه متن وسیع­‌ترِ اجتماعی- فلسفی، به درک پدیده­‌ی شهید حججی کمک کند، نیاز است قبل از آغاز بحث، مقصود از «انسان انقلاب اسلامی» را توضیح دهیم. انسان انقلاب اسلامی چیست؟ این پرسش را می­‌توان به مثابه کلیدی­‌ترین پرسش تاریخ و اندیشه معاصر ما پی گرفت. چرا که انسان انقلاب اسلامی همان موجودی است که به واسطه­‌ی کنش او وضع اجتماعی و تاریخی ما به کلی دگرگون شده و ما به جهانِ متمایز پس از انقلاب راه یافته­‌ایم. انسان انقلاب اسلامی کارگزار تغییری فراگیر و مستمر در جامعه­‌ای است که دست­‌کم دو سده در بستری از انحطاط سیاسی (استبداد) و انحطاط اقتصادی (استثمار) و انحطاط فرهنگی (استحمار) و انحطاط اجتماعی (استضعاف) زیسته است. انحطاطی که این اواخر با استعمار نیز به نحوی تصاعدی تضاعف یافته بود. کوشش­‌های جامعه­‌ی ایرانی برای تغییر این وضعیت دست کم نیم قرن تداوم و استمرار داشته است. تجربه­‌ی کوشش­‌گری و کنش­گری جامعه­‌ی ایرانی برای تغییر، از نهضت مشروطه تا پیروزی انقلاب اسلامی، هفتاد سال پر تکاپو را نشان می­‌دهد؛ هفتاد سالی که حامل ده­‌ها رویداد است که هر یک به قوه­‌ی یک انقلاب‌ند. انقلاب­‌ها، نهضت­‌ها و جنبش­‌هایی که در یک امر شترک‌ند: هیچ موفق به تغییر شرایط و کامیابی نشده­‌اند.

این مهم نیست که یک نظریه­ی انقلاب، چرایی و چگونگی «وقوع» یک انقلاب را تشریح کند. مهم این است که بتواند چرایی «عدم وقوع» یک انقلاب را هم توضیح دهد. نسبت دادن پیروزی انقلاب اسلامی به زمینه­ها و ظلم­های تاریخی، سیاسی و اجتماعی و حتی در معنای رایج آن مذهبی، گیریم که بتواند وقوع انقلاب را توضیح دهد، اما در توضیح عدم وقوع انقلاب در سال­های قبل از 1357، بی­شک باز می­ماند. بیان این که انقلاب علیه استعمار، شرایط نامناسب اقتصادی و یا اقدامات ضد مذهبی رژیم بود، بلافاصله ذهن­ها را به این پرسش می­کشاند که مگر این شرایط پیش از سال 57 وجود نداشت؟ چرا در آن سال­ها انقلاب نشد یا به عبارت دقیق­تر، چرا انبوه کوشش­های انقلابی آن سال­ها به پیروزی چشمگیری نرسید؟ این­ها بنیادین­ترین پرسش­های نظری انقلاب اسلامی است؛ امام خمینی علاوه بر رهبری عینیت انقلاب، در میدان نظر نیز نظریه­ای منسجم را می­پرورانند که می­تواند به خوبی از پس پاسخ به پرسش­ها بر آید. نقطه­ی کانونی نظریه امام خمینی «انسان انقلاب» است و همین چارچوبی به دست می­دهد که ما درکی عمیق­تر از پدیده­ی حججی داشته باشیم.

انقلاب اسلامی به مثابه انقلاب انسانی

بررسی متون و سخنان امام خمینی در یک راهبریِ نظریِ بدیع به ما کمک می­کند که درکی سازوار از چیستی پدیده­ی انقلاب اسلامی داشته باشیم. از منظر امام خمینی، انقلاب اسلامی در درجه­ و گام اول عبارت است از یک «انقلاب انسانی». انقلابی که در درون انسان ایرانی رخ داده، نهانی­ترین لایه­های وجودش را دگرگون ساخته و انسانی متمایز خلق کرده است. امام خمینی این انسان متمایز را، که از آن با تعابیر مختلفی از جمله «انسان انقلابی» یاد می­کنند، به عنوان یک نقطه کانونی تحلیل خودشان در نظر می­گیرند. در نظر و نظریه­ی ایشان، انقلاب اسلامی اساساً چیزی نیست جز محصول فرایند تولد انسان انقلابی و پس از آن، کنش متمایز و غیرقابل پیش­بینی این انسان به مثابه موجودی جدید الولاده. بخش مهمی از کوشش نظری امام خمینی در تحلیل انقلاب، متوجه تحلیل انسان انقلابی است و ما در ادامه می­کوشیم با بررسی خطوط کلی تحلیل امام خمینی درباره این انسان، رهیافتی برای تبیین و درک بهتر پدیده­ی شهید حججی به دست بیاوریم. (برای توضیح بیشتر ن.ک به مقاله نظریه انقلاب امام خمینی(ره)، فصلنامه اندیشه سیاسی در اسلام، شماره 5)

تحلیل امام خمینی پیرامون پیرامون «انسان انقلاب» واجد دو سطح عمده است. یکی وضعیت انسان ایرانی پیش از انقلاب انسانی (و انسان انقلاب شدن)؛ و دیگری وضعیت پس از آن؛ به عبارت دیگر تحلیل وضعیت «تحول از» و تحلیل وضعیت «تحول به». امام خمینی می­کوشند با استدلال­های متنوعی اثبات کنند انسان جامعه ایرانی در وضعیت پس از انقلاب انسانی و تبدیل شدن به انسانِ انقلاب، درست در شرایطی معکوس وضعیت سابق قرار دارد. امام خمینی در تشریح ویژگی­های انسان انقلاب بر تحول از «انسان غربی» به «انسان خودباور»( صحیفه امام، ج‏6 ، ص 329-332، ج‏14، ص317، ج‏15، ص310 تحول از «حالت طبیعی» به «حالت الهی» ( ج‏16، ص130)، تحول از «خوف به شجاعت» ( ج‏7، ص399، ج‏8،ص425- 426، ج‏9، ص179)، به «امن» (ج‏6، ص347)، به «قدرت» (ج‏9، ص197)، تحول از از «ضعف» به «قوت» (ج ‏11 ص533) ، تحول از «انسان عشرتکده­ای» به «انسان مجاهد اسلامی»(ج‏17، ص211) تأکید کرده و ویژگی­هایی همچون اراده­ی معطوف به تعاون(ج‏6، ص229) کاهش خصومت­های اجتماعی، افزایش همبستگی­ اجتماعی(ج‏6 ، ص347 ، ج‏8، ص 425-426) ،