طبقه سه

ارزیابی‌های شتاب زده یک طلبه

طبقه سه

ارزیابی‌های شتاب زده یک طلبه

طبقه سه

بسم الله
دوست می داشتم این وبلاگ
- این پنجره ی سرد و بی روح - جز یک صفحه نمی داشت
و در آن صفحه جز یک سطر نمی بود
و بر آن سطر جز یک کلمه نمی نشست
و آن کلمه "خمینی" بود و دگر هیچ نبود...
×××
آن هایی که همراه پیغمبر بودند و دعوت پیغمبر را قبول کردند همین مردم "طبقه سه" بود، همین فقرا ؛
صحیفه امام ج8 ص 293

طبقه بندی موضوعی

۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «جامعه‌شناسی تغییرات اجتماعی» ثبت شده است

«تغییر بنیادینِ انقلاب‌گریانه» یا «تغییر عقیمِ محافظه‌کارانه»


انقلابی‌گری در ذات خود تغییر‌گرایی را به همراه دارد. در مقابل و در ذهن و زبان‌ محافظه‌کاران، این تثبیت وضع موجود است که بر تغییر آن تفوق دارد. این تفوق البته به این معنی نیست که محافظه‌کاران هیچ تغییری را برنمی‌تابد. سطحی از تغییر نه‌ فقط قابل انکار نیست که ضرورت زندگی اجتماعی است. موضع دقیق محافظه‌کاران «تفوق ثبات بر تغییر» است. آنچه محافظه‌کاری با آن مخالف است تغییر «بنیادین» است، نه هرگونه تغییری. همچنین این احتمال وجود دارد محافظه‌کاری به تغییری دل ببندد که در راستای کسب قدرت باشد: محافظه‌کاران همواره همه‌چیز را در حال از دست رفتن تصور می‌کنند؛ این بدان معناست که باید به قدرت و اقتدار کلان دست یابند تا مانع این امر شوند.

انقلابی‌گری اما در پی نیل به وضع مطلوب است و به این واسطه و به نحوی ثانوی به عبور از وضع موجود می‌اندیشد. عبور از وضع موجود هم ‌فقط عبور از رییس‌جمهور نیست. قبیله‌گرایان سیاسی و قبایل اصولگرا و اصلاح‌طلبِ درون آن، بخشی از وضع موجود هستند نه آلترناتیو آن. عبور از یک قبیله به سمت قبیله‌ای دیگر نه آن‌قدر مهم و شورانگیز است که مطلوب باشد و نه حتی با اندک اطلاعی از وضع موجود ممکن خواهد بود. ما در پی آنیم که از کلیت وضع موجود عبور کنیم؛ نه این که با گفتنِ «مردم از دسته‌بندی‌های رایج خسته شده‌اند»، دسته‌بندی‌های غیررایجی ایجاد کنیم که دسته‌بندی‌های رایج را نجات داده و بازتولید کند. سیطره‌ی محافظه‌کاران تجددمآب از یک‌سو و تصلب محافظه‌کاران سنت‌مآب از سوی دیگر، امکان عملی تغییر در عرصه‌ی سیاسی را عمیقاً تحدید ساخته است اما شکستن این محدودیت‌ها برای فرزندان انقلاب، به حول و قوه‌ الاهی کار دشواری نخواهد بود.

۰ نظر ۱۱ اسفند ۹۵ ، ۰۰:۳۹
مجتبی نامخواه

    عدالت خواهی و محافظه کاری

اندیشیدن درباره‌ی مفاهیم و پروژه‌ی عدالت‌خواهی بخشی از کوشش عمومی برای اقامه‌ی قسط است و این کوشش وقتی ممکن می‌شود که در بطن و متن یک حرکت عمومی باشد. ما امروز برای تداوم عدالت‌خواهی‌مان نیازمند بازاندیشی در پروژه‌ی عدالت خواهی هستیم.

بحثی که در ادامه پیرامون عدالت خواهی و محافظه‌کاری خواهیم داشت می‌تواند از مصادیق این بازاندیشی باشد.


* خلاصه بحث ارائه شده در نشست جنبش عدالت‌خواه دانشجویی- مشهد مقدس بهمن 1395
جزوه PDF دریافت
حجم: 1.8 مگابایت

۱ نظر ۲۳ بهمن ۹۵ ، ۰۰:۳۲
مجتبی نامخواه


چرا مراسم‌های روز دانشجو، به برنامه‌هایی درباره‌ی ازدواج، «جنگ‌های شادی»، «استندآپ کمدی» و شوهایی بامحوریت سلبریتی‌ها و شومن‌ها[1] تقلیل یافته است؟ چرا مراسم «روز دانشجو»، در این ایام با چنین برنامه‌هایی گرامی داشته می‌شود؟

این پرسش اگر در تناظر با موارد مشابه مطرح شود، به پاسخ نزدیک‌تر خواهد بود. پرسش‌هایی از این قبیل که چرا روحانیونی با انجام بازی بیلیارد، حضور در یک برنامه تلویزیونی با لباسی به رنگ متفاوت و نامتعارف، سوار شدن بر خودروهای غیر متعارف، تقلید صدا[2] و مانند آن، «متمایز» شده و شناخته می‌شوند؟ چرا فراتر از جهان اجتماعی و واقعی، در بازسازی و مانور یک عملیات اجتماعی نیز جنبش کارگری، دشمن فرضی در نظر گرفته می‌شود؟[3] چرا حرکت‌های زیست‌محیطی به جای پرداختن به چالش‌های ناشی از بازتاب نابرابری زیست‌جهان اجتماعی در محیط‌زیست طبیعی، به اقدامات نمادین بسنده کرده‌اند؟[4] چراهای متعددی از این قبیل، پرسش‌های اصلی همه‌ی کسانی است که به اصل و امکان و بسط کنش‌های مردمی می‌اندیشند.

۰ نظر ۱۶ آذر ۹۵ ، ۲۲:۵۱
مجتبی نامخواه

عدالت‌خواهی‌ راه انقلابی‌گری است اما آیا هر عدالت‌خواهی‌ای انقلاب‌گری است؟ آیا محافظه‌کاری به مثابه قتلگاه انقلاب نمی‌تواند مولد یک مدل عدالت‌خواهی باشد؟ آیا محافظه کاری نمی‌تواند موجد مدلی از عدالت‌خواهی باشد که نویسنده‌ی تجدیدنظرطلب بدان «امید» داشته باشد و روزنامه‌نویس حزب کارگزارن سازندگی «افسوس» نبودنش را بخورد؟

۰ نظر ۰۹ آذر ۹۵ ، ۱۱:۳۵
مجتبی نامخواه