طبقه سه

ارزیابی‌های شتاب‌زده یک طلبه

طبقه سه

ارزیابی‌های شتاب‌زده یک طلبه

طبقه سه

بسم الله
دوست می داشتم این وبلاگ
- این پنجره‌ی سرد و بی‌روح - جز یک صفحه نمی‌داشت
و در آن صفحه جز یک سطر نمی‌بود
و بر آن سطر جز یک کلمه نمی‌نشست
و آن کلمه «خمینی» بود و دگر هیچ نبود...
***
آن‌هایی که همراه پیغمبر بودند و دعوت پیغمبر را قبول کردند همین مردم «طبقه سه» بود، همین فقرا.
صحیفه امام ج8 ص 293
***
معرفی بیشتر وبلاگ در قسمت "درباره طبقه سه" در نوار بالای صفحه

آخرین نظرات

۲۱ مطلب با موضوع «گفتارها» ثبت شده است

بازنشر گفتاری درباره 13 آبان، زمینه ها و دستاوردهای‌ آندرباره 13 آبان، زمینه ها و دستاوردهای‌ آن


چرا باید برای خطایِ آزمودنِ آزموده، هزینه بدهیم؟ چرا باید سناریوهای تکراری را تجربه­ کنیم؟ پاسخ روشن است: چون این تجربه­‌های اجتماعی ما تبدیل به معرفت اجتماعی نشده؛ حتی گاهی بازخوانی هم نشده و به کل فراموش شده است. وقتی حافظه‌ی تاریخی و جمعی نداشته باشیم، باید هزینه­‌ی تکرار و درجا زدن را بدهیم و مسئولیت این هزینه متوجه ما، یعنی کسانی که در بازخوانی این تجربه­‌ها و در تبدیل­‌شان به یک اندیشه­‌ی عمومی کوتاهی کرده­‌ایم، هم هست. ما اگر نتوانیم با یک ادبیات علمی و در گفتگوی روشن توضیح بدهیم استکبار ستیزی ما شرح و مبنا و منطقی دارد که به بیش از 9000 صفحه اسناد به دست آمده از سفارت امریکا متکی است، اگر ما این تاریخ و این اسناد را فراموش کردیم، چه دلیلی دارد کسی پیدا نشود و شعار«مرگ بر امریکا» و «پرچم سوزی­»های ما را بی منطق جلوه ندهد؟ لازم نیست ساعت­‌ها نطق کنیم و استدلال­‌های انتزاعی یا استراتژیک بیاوریم، کافی است تاریخ را بازخوانی و از پاک شدن یا پاک کردن حافظه اجتماعی جلوگیری کنیم، عقلانیت و افکار عمومی کار خود را خواهد کرد.



*این متن تحریر یافته­‌ی گفتاری است که در مراسم 13 آبان1392  در دانشگاه علوم پزشکی قم ارائه شده است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ آبان ۹۵ ، ۱۵:۵۴
مجتبی نامخواه

برای این که راه یک انقلاب به قتلگاه کربلا ختم شود لازم نیست حاکم کسی مثل یزید باشد/ نابرابری‌های اجتماعی جزء شرایط تمهید کربلاست


چه می‌شود که گذر یک انقلاب به طف می‌افتد؟ آیا همه‌ی چیز در شخص یزید و شخصیتی مشابه یزید خلاصه می‌شود؟ آیا حتما باید حاکم جامعه دَعی و بن الدَعی باشد؛ شرابخوار و بوزینه‌باز باشد تا راه انقلاب به گودال ختم شود؟ یا این‌که مسیرهای دیگری هم هست؟


این وضعیت البته اسلام ابن‌عباس‌ها را به خطر نمی‌اندازد؛ لذا ساکتند. ابن‌عباس‌های امروزی می‌توانند مثل ابن‌عباس دیروز عمل کنند؛ گیریم که جامعه طبقاتی شود، گیریم که «أَمّا حَقَّ الضُّعَفاءِ فَضَیَّعتُم وأمّا حَقَّکُم بِزَعمِکُم فَطَلَبتُم» بشود، این‌عباس‌ در همچنین شرایطی در پایتخت معنوی وقت، در مدینه می‌نشست و آیات قرآن تفسیر می‌کرد و مسئله‌ی شرعی می گفت. اگر شرایط طوری بشود که أَمّا حَقَّ الضُّعَفاءِ فَضَیَّعتُم، وأمّا حَقَّکُم بِزَعمِکُم فَطَلَبتُم، به کرسی تفسیر و مسئله شرعی ابن‌عباس‌ها که کار ندارد. البته کرسی که نه دکان. این وضعیت دکان ابن‌عباس‌ها را تعطیل نمی‌کند؛ اما اسلامِ حسین‌ بن‌علی(علیه‌السلام) را، همه‌ی ارزش‌های توحیدی و انسانی را به مسلخ برد.


*این متن، تحریر و تکمیل گفتاری است که در جمع طلاب مدرسه علمیه امام باقر(علیه السلام) قم ارائه شده است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ مهر ۹۵ ، ۲۳:۳۰
مجتبی نامخواه

بازخوانی سیره اهل‌بیت(علیه‌السلام) از منظر آیت‌الله خامنه‌ای*

بر اساس «نظریه‌ انسان 250 ساله» (تحلیل سیره اهل‌بیت(علیه‌السلام) از منظر حضرت آیت‌الله خامنه‌ای) اهل‌بیت(ع) همواره در حال «مبارزه‌ی سیاسی حاد» بوده‌اند. بر این اساس می‌توان دوران حیات طیبه ائمه هدی(علیهم السلام) را بر حسب «موفقیت ظاهری در این مبارزه و تشکیل حکومت» یا «عدم کسب این پیروزی اجتماعی و ظاهری»، به دورازه دوره تقسیم‌بندی نمود. این دوره‌ها را قرار داشتن در موضع نهضت یا نظام، هم‌چنین موضع و شرایط متفاوت‌ نهضت اهل بیت(علیه السلام) نسبت به نظام‌های حاکم از هم متمایز می‌کند.

جدول بحث هیئت روح الله




* بحث ارائه شده در هیئت روح‌الله شهرستان یزد؛ 31 تیرماه 1395

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ مهر ۹۵ ، ۰۹:۲۰
مجتبی نامخواه

جلسه با جمعی از دانشجویان عدالتخواه در شهر یزد

حجت الاسلام نامخواه در جلسه با جمعی از دانشجویان عدالتخواه در شهر یزد مطرح کرد: بدنه‌ی دانشجویی باید پاسخ درستی به «چه باید کرد؟» بدهد.

وی در ادامه گفت: اوایل انقلاب عمده‌ی حزب اللهی‌ها یا در صحنه‌ی جبهه دفاع مقدس حضور داشتند و یا در جهاد سازندگی به کمک مردم می‌شتافتند. اما امروز بدنه‌ی دانشجوی حزب‌اللهی از مردم جداشده و دغدغه‌های آن‌ها متفاوت شده است. برای پاسخ به سوال بالا باید اول به این سوال جواب داد: «چه کسی چه باید بکند؟»

نامخواه با ذکر این نکته که ما در بهترین حالت آدم انقلابیون بوده ایم نه آدم انقلاب؛ عنوان کرد: مشکل این نیست که ما در یکی یکی کارهایمان اشتباه کردیم، مشکل این است که در هویت انقلابی خود دچار اشتباه شدیم. بسته به معنایی که از انقلاب داریم تعریف ما از انسان انقلابی متفاوت است.

وی در آخر گفت: معناهای متفاوتی می‌توان از انقلاب تعریف کرد ولی برای یک تعریف درست باید انقلاب اسلامی را از دیدگاه متفکرین خود انقلاب بررسی کرد. باید تفکرات امام درباره‌ی انقلاب را بررسی کرد. باید اندیشه امام را مطالعه کرد.


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ مهر ۹۵ ، ۱۹:۵۸
مجتبی نامخواه

 

انقلاب و تغییر اجتماعی از مسائل دامنه‌دار در علوم اجتماعی است. پیروزی انقلاب اسلامی به عنوان یک مورد خاص و خلاف‌آمد نظریه‌های جامعه‌شناسی انقلاب تأثیرات قابل توجهی در این حوزه‌ی نظری ایجاد کرده است. در این میان امام خمینی(ره) در تحلیل انقلاب اسلامی دیدگاهی پیش‌کشیده‌اند که تفاوت‌هایی بنیادین با نظریه‌های مدرن انقلاب دارد. این تفاوت‌ها باعث شده دیدگاه امام خمینی، کمتر مورد توجه باشد و حداکثر در حاشیه‌ی نظریه‌های جامعه‌شناسی انقلاب، بازسازی گردد. این بررسی در پی آن است تا فراتر از کارها و بازساز‌ی‌های انجام شده، با روشی توصیفی به بازخوانی اندیشه‌های امام خمینی پرداخته سازه‌ا‌ی مفهومی از این دیدگاه را دست دهد.

امام خمینی در دیدگاهی که درباره‌ی یک انقلاب اسلامی یا یک انقلاب اجتماعی به طور عام و انقلاب اسلامی ایران به طور خاص می‌پرورانند، ضمن تأکید بر تشریح و تبیین عوامل اجتماعی انقلاب، برخلاف نظریه‌های مدرن جامعه‌شناسی بر «انقلاب از درون» تأکید می‌شود. اگر چه سازه‌ی مفهومی که امام خمینی در تحلیل انقلاب اجتماعی پیش می‌کشند بر تحلیل و مطالعه‌ی موردی انقلاب اسلامی ایران متمرکز است اما به نحو عام، ظرفیت تبیین یک انقلاب اسلامی و یک انقلاب اجتماعی را دارد. در این سازه‌ی مفهومی استعمار، استبداد، استثمار و استحمار با انحطاط فرهنگی به مثابه علل معدّه انقلاب نادیده گرفته نمی‌شوند اما انقلاب اسلامی واکنشی صرف به این زمینه‌ها نیست. هم‌چنان که این زمینه‌ها دست کم دو سده بر جامعه‌ی ما تفوق داشتند اما هیچ انقلابی وجود نداشت. اصولاً یکی از تفاوت‌های نظریه‌ انقلاب امام خمینی با اغلب نظریه‌های انقلاب در همین جهت‌گیری‌هاست. مطالعات انقلاب نوعاً محافظه‌کارند، انقلاب را عطف به کم‌بودها و نبودهای اجتماعی تحلیل می‌کنند و به دنبال این هستند که چگونه می‌توان از یک انقلاب به مثابه یک تب تند جلوگیری کرد. نظریه امام اما محافظه‌کار نیست. انقلاب را نه برای پیشگیری که برای بازتولید و استمرار آن مورد مطالعه قرار می‌دهد و ضمن بر شمردن کاستی‌های زمینه‌ای، این عدم‌ها را معد انقلاب به مثابه یک امر وجودی و الاهی (تحفه‌ی الاهی) می‌دانند.

 بررسی سخنرانی‌های امام خمینی به ویژه در ماه‌های آغازین انقلاب نشان دهنده‌ی کوشش همه جانبه‌ی امام خمینی برای طرح و بسط و استدلال از منظری به خصوص در تحلیل انقلاب اسلامی است.  

امام خمینی انقلاب اسلامی را محصول یک فرایند چهار مرحله‌ای تصویر می‌کنند. در مرحله‌ی اول طرح «اسلام انقلابی» و درگیری آن با برداشت‌های مقدس‌مآبانه و متجددمآبانه از اسلام مطرح است. از نظر امام خمینی اسلام رایج پیش از انقلاب ناب نیست و حجاب تجدد و تحجر آن را پوشانده است. جان‌مایه‌ی معرفتی انقلاب اسلامی خرق این حجاب‌ها با طرح اسلام ناب در جریان یک درگیری معرفتی است. این درگیری معرفتی زمینه‌ساز آگاهی عمومی را فراهم می‌آورد و به شکل‌گیری یک «انقلاب انسانی» می‌انجامد. انقلاب انسانی مفهوم مرکزی و در عین حال پیچیده‌ی تحلیل امام خمینی است که در عین داشتن زمینه‌های عینی و اجتماعی، به دست غیب الهی و در درون انسان‌ها انجام می پذیرد. محصول این انقلاب درونی مولودی نو و غیر قابل پیش بینی است که تحت عنوان «انسان انقلابی» بازشناخته می‌شود. انسان انقلابی در تمنای انقلاب اجتماعی به کنش‌های متمایزی دست می‌زند که منتهی به شکل‌گیری «انقلاب اسلامی» می‌شود.


* مقاله‌‌ای با عنوان «نظریه انقلاب امام خمینی(ره)» به همایش بین‌المللی گفتمان اسلام سیاسی امام خمینی و جهان معاصر ارائه دادم که پذیرفته و برگزیده شد. متن فوق بحثی است که مبتنی بر این محتوای مقاله در این همایش در تاریخ 12 خرداد 1395 ارائه کردم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۱ خرداد ۹۵ ، ۱۸:۰۸
مجتبی نامخواه

مطالعه‌ فقه به مثابه رویکردی در علم اجتماعی مسلمین بیش از پیش ضرورت دارد

حجت الاسلام مجتبی نامخواه در نشست رویکرد فقهی در علم اجتماعی مسلمین گفت: فقه در رقم‌زدن مهم‌ترین تغییر اجتماعی معاصر و شکل‌دهی به نهادهای اجتماعی کنونی ما تأثیر به سزایی دارد و به همین دلیل در حال حاضر مطالعه‌ آن به مثابه یک رویکرد در علم اجتماعی مسلمین بیش از پیش ضرورت دارد.


گزارش نشست در پایگاه خبری-تحلیلی علوم انسانی طلیعه

گزارش نشست در خبرگزاری مهر

گزارش نشست در شبکه اجتهاد


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ اسفند ۹۴ ، ۱۷:۵۴
مجتبی نامخواه

*خلاصه:

*می گویند تا 84 یک جورهایی مسیر لیبرالیسم را می‌رفتیم. الآن باید مسیر سرمایه‌داری را برویم که به یک طبقه متوسط به ایجاد بشود؛ بعد این طبقه متوسط همه معادلاتی را که ما در حوزه فرهنگی، اجتماعی و سیاسی می‌خواهیم را رقم می‌زند.

*این اتفاقی است که ما بچه حزب‌اللهی‌ها مخصوصاً در سطح فکری و گفتمانی برای آن باید فکر بکنیم چون برای چنین مواجهه‌ای آماده نشده‌ایم. ما برای این آماده نشده‌ایم که با سرمایه‌داری مواجه بشویم. برای این تربیت شده‌ایم که با بحث‌های نظری سکولاریسم و لیبرالیسم و اینها مواجه بشویم در حالی که مواجهه‌ی کنونی‌مان یک تفاوت‌هایی دارد.

*وقتی امام خمینی بحث‌های اسلام ناب و اسلام آمریکایی را مطرح می‌کردند، با امام قهر کردند. اعتقاد داشتند این‌ها یک‌سری حرف‌های تبلیغاتی است. چه کسانی؟ همان محافظه‌کارانی که بعد ما پذیرفتیم آنها به عنوان ستون‌های فکری ما باشند. واقعیت این است که ما با فضای محافظه‌کار و فضای سنتی‌‌ای که این بحث‌ها را التقاطی می‌دانسته و می‌دانند رودربایستی داریم. صورت سیاسی این رودربایستی همین چیزی است که به آن می‌گوییم اصولگرایی و این مانع تحرک ما در برابر این مسیر جدید است.
* این که ما این طبقه مرفه را نمی‌بینیم؛ این‌که نمی‌توانیم این تغییر و این شیفت بزرگ از روشنفکری چپ‌گرای دهه هفتاد و هشتاد به منورالفکری متأخر دهه نود را ببینیم و تحلیل بکنیم، این‌که نمی‌توانیم متناسب با آن جواب تولید بکنیم؛ نمی‌توانیم متناسب با آن واکنش بلکه کنش تولید بکنیم، همه‌ی این‌ها به این ریشه‌های فکری ما برمی‌گردد. عرض کردم. بعضی از جریان‌های سیاسی ظرفیت نیروهای انقلاب را مصادره کرده‌اند. باید برای این یک فکر اساسی بکنیم.

دانلود متن ویرایش شده این بحث در قالب یک جزوه (اینجا)


متن کامل در ادامه مطلب...


پی‌نوشت:
* متن فوق تحریر گفتاری است که در یک نشست ارائه داده‌ام؛ منتشر شده در حق ؛ رجانیوز
*مطالب دیگری که طی سال‌های اخیر درباره‌ «طبقه مرفه جدید» داشته‌ام:
1.عملکرد و روش امام علی (ع) در مبارزه با طبقه ی مرفهین به وجود آمده از دل نظام صدر اسلام
(تیر 1389)
2.کارآمدی برای پیشرفت؛ کارآمدی برای عدالت (فروردین 1392)
3.تنگه احد مصاف با تکنوکرات‌ها(اردیبهشت 1392)
4.مفهوم طبقه مرفه جدید و مخالفانش(مرداد 1392)
5.واقعیت‌های فرامتنی قراردادهای IPC  و سکوت علوم اجتماعی(آذرماه 1394)
6.الهیات سازش (آذرماه 1394)
7.درآمدی بر جامعه‌شناسی «طبقه مرفه جدید»: تصویر و تفسیر فتنه(دی 1394)
* این بحث درباره‌ی «طبقه مرفه جدید» بوده و مانده‌ام چرا در نشر مطلب از عنوان «طبقه متوسط جدید» استفاده کرده‌اند.
جایگزینی «طبقه متوسط» به جای «طبقه مرفه» یک اشتباه فاحش است: نه صحیح است و نه در متن گفته‌های وجود دارد. فقط یک جا گفته‌ام که طبقه متوسطی که ذکریا می‌گوید همان طبقه مرفه جدید است و در کل تعمد داشته‌ام از همان ادبیات حضرت آقا تحت عنوان «طبقه مرفه جدید» استفاده کنم.
* بسط رانت نفتی نه فقط طیقه متوسط را فربه نمی‌کند، بلکه به تحدید و تضعیف آن می‌انجامد.
* انشاءالله در آینده درباره‌ی تفاوت‌های «طبقه مرفه جدید» و «طبقه متوسط» خواهم نوشت.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ دی ۹۴ ، ۲۰:۵۰
مجتبی نامخواه


http://nazariehfarhangi.ir/files_site/news/r_38_151209161309.jpg

عنوان بحثی که ارائه خواهم داد عبارت است از «فرهنگ و سیاست‌گذاری در سال‌های اولیه پس از انقلاب اسلامی»؛ این بحث در واقع گزارشی است از کوششی که برای به دست دادن «درآمدی بر مطالعه‌ی نهادهای انقلاب اسلامی» انجام شده است. بر این باورم این کوشش به دلایلی که تشریح خواهم نمود؛ دستاوردی بیشتر از طرح صحیح پرسش‌ نداشته است؛ از این روست که به صورت فزاینده‌ای آن را به نقد و نظر بزرگواران محتاج می‌یابم. 

در این بحث می‌کوشم با استفاده از ادبیات نظری چند حوزه، یک چارچوب مفهومی تدارک ببینم برای بررسی یکی از مهم‌ترین تجربه‌های اجتماعی اخیر ملت ایران. این چند حوزه عبارتند از سیاست‌گذاری، مطالعه درباره‌ی فرهنگ و فرهنگ‌پژوهی و مطالعه‌ی انقلاب‌ها و جنبش‌های اجتماعی. این ادبیات ناظر به حقیقت‌، کارآمدی و اقتضای موضوع مطالعه، ناظر به ذخیره‌ی معرفتی‌ عالم اسلامی دنبال کرده‌ام که به خصوص در دوران معاصر با محوریت متفکران انقلاب و امام خمینی فعال شده است. تأیید می‌فرمایید تکثر آراء و نظریه‌ها در تمامی این چند حوزه کار را تاحدودی دشوار می‌کند.

دشواری دیگر اما مربوط به موضوع می‌شود. نهادهای انقلاب اسلامی از یک‌سو در صورت امروزین خود اغلب موردی خاص و متمایز برای پژوهش نیستند؛ یک بروکراسی به مراتب ناکارآمد که نسبت به اغراض اولیه از کارآمدی حداقلی‌ای برخوردارند؛ از این رو چندان نمی‌توانند موضوع بررسی باشند و به عنوان مبنای مدل‌سازی برای سیاست‌گذاری‌های آینده قرار بگیرند. در پاسخ و ناظر به این مسئله لازم است یادآوری شود موضوع این بررسی محدود می‌شود به سال‌های اولیه انقلاب اسلامی؛ جایی که نهادهای انقلاب به مثابه یک نهاد کاملاً متمایز و در ردیف خاص‌بودگی اصل انقلاب بروز و ظهور پیدا می‌کنند. به تعبیر امام خمینی این نهادها در تاریخ و جوامع دیگر بی‌نظیر هستند(صحیفه امام، ج 17، ص 428)

وضع امروز این نهادها اما قصه‌ی دیگری دارد. امام خمینی و البته رهبر  انقلاب یک مفهوم قابل توجهی در زمینه‌ی نهادهای انقلاب دارند که می‌توان از آن به تبدیل شدن نهادهای انقلاب به «ضد نهاد» تعبیر کرد. منظور این است که نهادهای انقلاب حرکت‌های معطوف به اغراض مشخصی هستند که در صورت عدم حرکت به سمت آن‌ اهداف، نهادهایی صرفاً بی‌خاصیت نیستند بلکه به نهادهای ضد خود و ضد غرض اولیه‌ی خود بدل می‌شوند. امام حدود یک‌‌سال پس از پیروزی انقلاب در پیام نوروزی سال1359 می‌پرسند: «آیا راست است که بنیاد مستضعفین، بنیاد مستکبرین‏گردیده است؟»(صحیفه امام، ج‏12، ص202). حضرت‌آیت خامنه‌ای هم در مصاحبه‌ای‌ در همان سال‌های اولیه انقلاب این ایده را مطرح می‌کنندکه «اگر خدای ناکرده [نهادهای انقلاب اسلامی] از هدف­های اصولی خود تخطی کنند و به امور دیگری مشغول بشوند، نه تنها برای انقلاب فایده­ای ندارند بلکه در شرایطی به انقلاب صدمه هم می‌زنند». خلاصه این‌که موضوع این بررسی در مطالعه‌ی نهادهای انقلاب محدود می‌شود به وضعیت اولیه این نهادها در سال‌های اولیه. آیا می توانیم وضعیت امروز انقلاب را منهای برخی نهادهایی که کم وبیش بر عهد خود مانده‌اند، بدون سپاه و بسیج تصور کنیم؟ دیگر نهادهای انقلاب هم در موقعیت اولیه‌شان چنین نقش و کارکردی داشتند. انقلاب اسلامی بدون نهادهای احتمالاً خیلی زود به ترمیدور منتهی می‌شد و سرنوشتی بهتر از انقلاب 25 ژانویه‌ی مصر پیدا نمی‌کرد.


* متن فوق تحریر و تکمیل گزارشی است از مقاله‌ی «فرهنگ و سیاست‌گذاری در سال‌های نخست انقلاب اسلامی: درآمدی بر مطالعه ی نهادهای انقلاب اسلامی» که در پنل سیاست‌گذاری فرهنگی در «اولین همایش ملی دین و نظریه فرهنگی» ارائه دادم.(اینجا)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ آذر ۹۴ ، ۲۲:۴۲
مجتبی نامخواه


عنوان بحثی که در خدمت بزرگوران ارائه خواهم داد عبارت است از «جایگاه فقه اجتماعی در پیکربندی فقه و طبقه‌بندی علوم». حدود شش ماه پیش در نشستی که تحت عنوان «روش‌شناسی فقه اجتماعی» برگزار شد، تلاش کردیم فهرست و شاید هم طرح‌واره‌ای از مهم ترین مسائل مطرح در زمینه‌ی «روش‌شناسی فقه اجتماعی» به دست بدهیم. روش‌شناسی را هم – همانطور که توضیح دادیم- در معنای عام و شامل آن در نظر گرفتیم که هم «دلیل» و مبانی نظری را شامل شود و هم «علت» و زمینه‌های عینی و اجتماعی را. هم روش در سطوح «بنیادین» را شامل شود و هم روش در سطوح «کاربردی» و اصطلاحاً روش‌استنباط در فقه را در نظر داشته باشد.

همچنین اشاره شد که روش در این معنای موسع و شامل، شرط «امکان» علم است و دامن زدن به آگاهی پیرامون روش در یک علم و حوزه‌ی نظری، به بازتولیدآن حوزه کمک مهمی می‌کند. بنابراین هدف عامی که برای بحث ما از روش‌شناسی فقه اجتماعی قابل تصور است عبارت خواهد بود از توسعه‌ی امکان و فراهم آوردن زمینه‌های تولید و بازتولید فقه اجتماعی.

بحثی حاضر، که طاقت و غایت جلسه‌ی کنونی نیز صرفا «طرح» آن است و نه حل آن، بخشی از همان مسائلی است که در طرح‌واره‌ی فقه اجتماعی مطرح شد. سؤال اصلی ما این است که «فقه اجتماعی در میان انبوه و انواع معرفت‌های اسلامی و انسانی چه جایگاهی دارد؟» قبل از تنقیح و تشریح این سؤال احتمالاً مناسب و شاید هم لازم باشد یک دخل و نقد مقدر را رفع و رجوع کنیم: این بحث با چه سطحی از روش‌شناسیِ فقه اجتماعی ارتباط دارد؟ و این‌که این ارتباط چه دلالت‌های روش‌شناختی در تولید و بازتولید فقه اجتماعی دارد؟ پس سؤال اولیه‌ی ما این خواهد بود که پاسخ به پرسش از جایگاه فقه اجتماعی در علم فقه و نیز در نسبت با علوم دیگر چه امکانی برای بازتولید فقه اجتماعی فراهم می‌آورد؟


* بحث ارائه شده در نشست علمی «جایگاه فقه اجتماعی در پیکربندی فقه و طبقه‌بندی علوم»؛ حلقه فقه اجتماعی انجمن مطالعات اجتماعی حوزه علمیه قم

انعکاس مطلب در:

سایت انجمن مطالعات اجتماعی حوزه علمیه قم

شبکه اجتهاد

پایگاه اطلاع‌رسانی فقه حکومتی وسائل


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ آذر ۹۴ ، ۱۹:۵۰
مجتبی نامخواه

در نشست علمی راهبردهای فرهنگ انقلاب اسلامی مطرح شد؛
تحول درونی انسان‌ها اصلی‌ترین تمایز انقلاب اسلامی ایران با دیگر انقلاب‌ها است 

خبرگزاری رسا ـ دانشجوی دکتری دانش اجتماعی مسلمین دانشگاه باقرالعلوم(ع)، تمایز اصلی انقلاب اسلامی ایران با انقلاب‌های دیگر را تحول درونی انسان‌ها خواند و گفت: امام خمینی(ره)، زمینه سازی انقلاب اسلامی و تحول اجتماعی را تغییر و تحول درونی انسان‌ها می‌دانستند در حالی که انقلاب‌های دیگر به دنبال تحولات اجتماعی بودند.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا، حجت الاسلام مجتبی نام‌خواه، دانشجوی دکتری دانش اجتماعی مسلمین دانشگاه باقرالعلوم(ع)، عصر امروز در نشست علمی «راهبردهای فرهنگ انقلاب اسلامی» که با حضور اساتید و دانشجویان دانشگاه باقرالعلوم(ع) برگزار شد اظهار داشت: تمایز اصلی و بنیادین انقلاب اسلامی ایران با انقلاب‌های دیگر در تحول درونی انسان‌ها بود.

دانشجوی دکتری دانش اجتماعی مسلمین دانشگاه باقرالعلوم(ع) افزود: امام خمینی(ره)، زمینه سازی انقلاب اسلامی و تحول اجتماعی را تغییر و تحول درونی انسان‌ها می‌دانستند در حالی که انقلاب‌های دیگر به دنبال تحولات اجتماعی بودند اما به این عنصر اصلی انقلاب توجه نداشتند.

وی با اشاره به گفتمان سازی امامت و امت در انقلاب اسلامی ابراز داشت:‌ نهادهای انقلاب اسلامی در چارچوب امامت و امت و در فرآیندی چهار مرحله‌ای به وجود آمدند که این مراحل شامل بازخوانی خطوط کلی فرهنگ اسلامی ناظر به مسائل عمومی از سوی امام، ایجاد زمینه و مطالبه در امت، طراحی سازماندهی به همت جمعی از انسان‌های انقلاب اسلامی از سوی امت و ایجاد سیاست‌گذاری کلان نهاد انقلاب از سوی امام است.

حجت الاسلام نام‌خواه گفت: نهادهای انقلاب اسلامی متناظر با مسائل عمومی جامعه به وجود می‌‌آیند به گونه‌ای که هر نوع مسأله‌ای با یک نهاد پاسخ داده می‌شود که برای شناخت بیشتر این نهادها می‌توان در یک سنخ بندی کلان آنها را به اقسام نهادهای امضایی، تأسیسی؛ نهادهای سراسری، منطقه‌ای؛ نهادهای اجتماعی، حاکمیتی؛ نهادهای ایجادی، واگذاری تقسیم کرد.

وی افزود: با این همه نهادهای انقلاب از هر سنخ و ناظر به هر مشکلی که باشند در وهله نخست، یک پاسخ فرهنگی هستند و این فرهنگ اسلام ناب است که امکان پیدایش و بالندگی نهادهای انقلاب اسلامی را فراهم می‌آورد.

دانشجوی دکتری دانش اجتماعی مسلمین دانشگاه باقرالعلوم(ع) خاطرنشان کرد: اسلام ناب و انقلابی که امام خمینی(ره) آن را ترویج کرد چنان تحولی را در انسان‌ها بوجود آورد که خروجی‌اش انسان مسلمان، معتقد و انقلابی بود که مستکبران توان مقابله با آن را نداشتند.

وی به شکل گیری نهادهای اجتماعی در اول انقلاب اشاره کرد و گفت: در دهه نخست انقلاب با نهادهای انقلابی همچون سپاه، بسیج، جهاد سازندگی و دیگر نهادها، مشکلات کشور حل و فصل شد و ما الگوی موفقی از سیاستگذاری در آن دهه داشته‌ایم.

حجت الاسلام نام‌خواه در ادامه تصریح کرد: نظم مدنی پس از پیروزی انقلاب اسلامی، با چالش‌های متعددی مواجه شد، مسائلی که نظام سابق در پاسخ‌دهی به آنها ناتوان بود و در نهایت متلاشی شد.

وی تأکید کرد: تجربه منحصر به فرد نهادهای انقلاب اسلامی به مثابه یکی از مهم‌ترین و مؤثرترین سیاست‌گذاری‌های سال‌های اولیه محسوب می‌شود از این رو آموزه‌های بنیادینی در فرهنگ اسلامی مؤلفه‌های سیاست‌گذاری نهادهای انقلاب را شکل می‌دهد.

حجت الاسلام نام‌خواه در پایان گفت: سیاست‌گذاری بر مدار امت و امامت، مبتنی بر آموزه‌ امامت و نظریه ولایت فقیه؛ سیاست‌گذاری مردم مدار مبتنی بر محور مردم و نظریه فطرت و سیاست‌گذاری فرهنگ مدار مبتنی بر اصالت فرهنگ؛ زمینه‌های فرهنگی اتخاذ این خط مشی را فراهم می‌آورد./908/پ202/ی

خبرگزاری رسا

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ خرداد ۹۴ ، ۰۷:۱۸
مجتبی نامخواه