طبقه سه

ارزیابی‌های شتاب‌زده یک طلبه

طبقه سه

ارزیابی‌های شتاب‌زده یک طلبه

طبقه سه

بسم الله
دوست می داشتم این وبلاگ
- این پنجره‌ی سرد و بی‌روح - جز یک صفحه نمی‌داشت
و در آن صفحه جز یک سطر نمی‌بود
و بر آن سطر جز یک کلمه نمی‌نشست
و آن کلمه «خمینی» بود و دگر هیچ نبود...
***
آن‌هایی که همراه پیغمبر بودند و دعوت پیغمبر را قبول کردند همین مردم «طبقه سه» بود، همین فقرا.
صحیفه امام ج8 ص 293

***
این صفحه بایگانی "جامع" و ده‌ساله‌ای است از نوشته‌ها و گفته‌هایم، که می‌کوشم «غایت»، «موضوع» و یا «مسئله»شان «انقلاب اسلامیِ اکنون» باشد.

***
معرفی بیشتر و گزارش‌واره‌ای از برنامه پژوهشی این صفحه در قسمت "درباره طبقه سه"، در نوار بالای صفحه آمده است.

***
اینستاگرام @namkhahmojtaba
تلگرام @tabagheh3_ir
توییتر @Namkhah1
ایمیل namkhahmojtaba@gmail.com

بایگانی
آخرین نظرات

۹ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «دانش اجتماعی مسلمین» ثبت شده است

طی سال‌های 93 تا 96 پیرامون موضوعات مرتبط با فقه اجتماعی تأملات و احیاناً تحقیقاتی داشتم که برخی از نتایج آن به صورت یادداشت یا با ارائه در نشست‌های علمی در میان گذاشتم. این مطالب با دنبال کردن کلمه کلیدی «فقه اجتماعی» در همین وب‌سایت قابل دسترسی است. طی سال‌های اخیر پاره‌ای مسائل و اولویت‌های مطالعاتی دیگر، مانع ادامه این مطالعات شد. اکنون که بار دیگر به فیش‌ها ومتن‌های مرتبط با فقه اجتماعی مراجعه کرده‌ام، به مطلب زیر، که یک طرح از  مباحث ضروری پیرامون فقه اجتماعی است برخوردم که منتشر نشده‌ اما احتمال دارد مرور آن برای جویندگان این حوزه بی‌فایده نباشد. زمانی بنا بود این مطلب در چارچوب یک مقاله علمی و به عنوان طرح از سرفصل‌های مورد نیاز برای ارائه دو واحد درسی در این حوزه تدوین و منتشر شود.

 

طرح واره مطالعات فقه اجتماعی

چکیده:

فقه‌شناسی و فقه‌پژوهی یا مطالعه‌ی درجه دو درباره‌ی علم فقه به جهات گوناگونی حوزه‌هایی که فرا روی فقه می‌گشاید در دهه‌های اخیر مورد توجه محافل علمی و حوزوی و حتی کرسی‌های درس خارج  قرار گرفته است. این مقاله می‌کوشد طرحی مقدماتی برای مطالعه پیرامون فقه اجتماعی با تمرکز بر روش‌شناسی آن به دست بدهد تا از طریق بازشناسی فقه اجتماعی به بازتولید آن کمک رساند. این پژوهش نه یک مطالعه درباره‌ی فقه اجتماعی، که طرح‌واره‌ پیشنهادی برای مطالعه درباره فقه اجتماعی است و می‌کوشد محورهای این مطالعه را صورت‌بندی کند. 

طرح‌واره‌ی پیشنهادی این تحقیق شامل سه بخش کلیدی است: چیستی فقه اجتماعی که شامل بحث از سه بخش مهم رئوس ثمانیه خواهد بود. این سه بخش عبارتند از: تعریف، غرض یا کارکرد و موضوعات و مسائل فقه اجتماعی. محور پیشنهادی بعدی مطالعه‌ پیرامون روش‌شناسی فقه اجتماعی است. در اینجا مراد از روش معنایی اعم و شامل زمینه‌های نظری، زمینه‌های اجتماعی و نیز روش استنباط است. محور سوم به بررسی وضعیت اجتماعی اختصاص دارد و وضعیت موجود و چشم‌انداز آینده و مطلوب این حوزه‌ی دانش را بررسی می‌کند. بازشناسی تطورات، میراث و چشم انداز فقه اجتماعی محورهای پیشنهادی برای این بخش است.

۰ نظر ۲۸ فروردين ۰۰ ، ۱۷:۱۶
مجتبی نامخواه
متن زیر طرح بحثی مقدماتی است درباره جایگاه تغییر اجتماعی در فلسفه مدنیِ حکیم مؤسس ابونصر فارابی (872-950 م).

اگر چه آموزه‌های وحیانی و سپس تفسیر این آموزه‌ها، دو روش و منبع علمی نخستینِ جوامع اسلامی در تحلیل و تجوز مسائل اجتماعی‌شان بوده، اما از اواخر سده‌ی سوم هجری قمری، فارابی با تأسیس فلسفه‌ی اسلامی مسیر تازه‌ی پیش‌روی علم اجتماعی مسلمین قرار می‌دهد. فلسفه‌ی اسلامی در معنای نخستین خود به معنای کنکاش عقلی پیرامون تمام علوم کنونی است و فلسفه‌ی فارابی این معنا را دست‌کم در لایه‌های هستی‌شناختی و اجتماعی محقق می‌سازد.

«علم مدنی» فارابی، آغاز بازاندیشی درباره‌ی مدنیت اسلامی است. جوامع اسلامی پیش از فارابی بیشتر نیازهای خود به درک و حل مسائل اجتماعی را به طور مستقیم یا غیر مستقیم و به واسطه‌ی تجزیه و تفسیر،  از طریق آموزه‌های وحیانی به دست می‌آورند. آموزه‌های وحیانی قرآن و حدیث و تأملات تفسیری پیرامون آیات و دقت‌های تبویبی و تفریعی پیرامون روایات، در سر جمع خود یک مدنیت اسلامی را در سه سده‌ی نخستین، در فرهنگ و فضای بین‌الاذهانی جوامع اسلامی مستقر می‌سازد. بخشی از این مدنیت فرهنگی، به تحقق عینی نزدیک می‌شود؛ مبنای جامعه‌سازی و حاکمیت‌ قرار می‌گیرد و یا از حاکمان مطالبه می‌شود. با این همه مدنیت اسلامی در سه قرن نخست، بیشتر تجویزی است. ما بیشتر با تجویز یک مدنیت توحیدی و اسلامی مواجهیم. فارابی و علم مدنی او اما آغاز بازاندیشی پیرامون این مدنیت است.

۰ نظر ۲۸ فروردين ۰۰ ، ۱۷:۰۰
مجتبی نامخواه

تلاش برای تغییر در وضعیت کنونی علم اجتماعی و شکل‌دهی و بسط یک علم متمایز و اسلامی، مستلزم کوششی فراگیری برای درک و استمرار تداوم سنت علم اجتماعی مسلمین است.

سنتِ اسلامیِ اندیشیدن درباره جامعه، همزمان با تأسیس جامعه اسلامی و نیز تفکر اسلامی پایه‌گذاری شده است. رویکردهای متکثر علم اجتماعی مسلمین از قرون اولیه تا دوران میانه‌ی اسلامی، یگانه مرجع درک جامعه و مسائل آن و یکتا مجرای تجویز راه‌کارهای اساسی برای حل مسائل اجتماعی بوده است. این سنت فکری و علمی در دوران معاصر نیز دست به کار یک تغییر اجتماعی فراگیر شده و مهم‌ترین دگرگونی و انقلاب قرن اخیر را رقم زده است. با این همه علم اجتماعی مسلمین بسیار کمتر از آن چه وجود و حضور داشته، خوانده و اندیشیده شده است. خوانش علم اجتماعی مسلمین از خود، با فاصله‌ای قابل توجه، کمتر از بازخوانی‌هایی است که در آن ابژه‌ی علم اجتماعی مدرن و تداوم‌های شرق‌شناختی آن قرار گرفته است.

۰ نظر ۲۸ فروردين ۰۰ ، ۱۶:۵۶
مجتبی نامخواه

[پیشنهاد به دانشجویان دانش اجتماعی مسلمین و دیگر علاقه‌مندان]

بایگانی نوشته‌هایم در شبکه‌های اجتماعی

بازخوانی متون کهن ادب پارسی، نه یک مطالعه تفننی یا تاریخی، که رجوع به یکی از ضروری‌ترین و مهم‌ترین منابع معرفتی ما و یکی از فوری‌ترین نیازها و مطالعات فکری ماست.

تصویر رایج ما از نظم دانش‌ و طبقه‌بندی علوم، تصویری اکنون‌زده است که بیش از اندازه و بی‌حاصل، جزئی‌نگرانه و وهمانی شده است. در این انگاره، ادبیات کهن امری ماقبلِ علم و شاخه‌ای باستانی از هنر مکتوب است. یک‌جور عتیقه زبانی است که لابد اهالی و علاقه‌مندان خود را دارد. واقعیت اما چیز دیگری است و بر اساس این واقعیت ما نه فقط نیازمند که ناگزیر از خواندن متون کهن ادبی خود هستیم.

در ادامه به اختصار مروری خواهم داشت بر  چهار وجه این واقعیت؛ وجوه و واقعیتی که ما را به خواندن متون کهن ادب پارسی فرا می‌خواند و چه بسا بهتر است بگوییم وادار می‌کند:

۰ نظر ۱۰ فروردين ۰۰ ، ۱۱:۵۵
مجتبی نامخواه

کرسی ترویجی احیای میراث

به دلایلی برگزاری برنامه فوق به تعویق افتاده است.

تکمیلی: زمان برگزاری 21 آذرماه؛ در ساعت و مکان فوق

۰ نظر ۲۷ آبان ۹۸ ، ۲۳:۳۹
مجتبی نامخواه

 

 

مشهور است حکمت عملی بعد از فارابی ادامه پیدا نکرده و رو به افول گذاشته است. این یک احتمال قابل تأمل و مطالعه است که به صورت یک پیش‌­فرض و بلکه پیش داوری درآمده و گویی راه را بر این پرسش بسته که چرا میراث اسلامی موجود در زمینه حکمت عملی نیز از کانون توجه خارج است؟

 

احیاء و حتی بازخوانی میراث حکمی در وضعیت کنونی دو دسته از مخالفان را در برابر خورد می­‌بیند: مخالفانی سنتی که بر اساس درک تقابلی خود از نسبت عقل و نقل، با حکمی بودگی این میراث در تعارضند؛ و مخالفان مدرنی که بر بنیادی مشابه و درکی تقابلی از نسبت عقل و دین، با میراث بودگی آن سر ستیز دارند.

بیش و پیش از این پیش‌­داوری­‌ها و مخالفت­‌ها اما گویی این روزمرگی­ است که میراث ارزشمند حکمت عملی را از دسترس خارج ساخته و بیرون از حلقه­‌های آموزش و گفتگو نگاه داشته است. به راستی چرا خوانش حکمت عملی حتی در میان انبوهی از حلقه­‌هایی که برگرد میراث حکمی اسلامی شکل می­‌گیرد رایج نیست؟

این­ پرسش­‌ها زمینه­‌ای شد تا این پرونده­‌ی مختصر، به موضوع حکمت عملی اختصاص بدهیم. دقیق­‌تر بخواهیم اشاره کنیم می­‌توان گفت که موضوع پرونده نه پیرامون حکمت عملی، که بر گرد یک تجربه در خوانش این میراث شکل گرفته است. بهانه­‌ی شکل­‌گیری این پرونده حلقه­­‌ای بود که در میانه­‌ی سال گذشته در قم، برای بازخوانی حکمت عملی شکل گرفت. استاد پارسانیا، متفکری مؤلف و معلم، در تداوم حکمت صدرایی است که در طول این­‌سال­‌ها و در دغدغه­‌های آموزشی و پژوهشی خود نشان داده فراتر از صدرا، به تمامی میراث عقلی عالم اسلام تعلق خاطر دارد. همین تعلق خاطر باعث شد حلقه­‌ی بازخوانی حکمت عملی در قم، در اولین گام خوانش الحروف حکیم فارابی در دستور کار خود قرار بدهد. فیلسوف نوصدرایی در خوانش باب «حدوث الألفاظ و الفلسفه و الملة» از کتاب الحروف دغدغه­‌های خود درباره انتقال فرهنگ، ترجمه و نسبت زبان، دین و جامعه را دنبال می­‌کرد و الحروف دیروز را به پرسش­‌های امروز پیوند­ می­‌زد.

...

«حکمت عملی» اگر از طاق نسیان به درآید، و موضوع بازخوانی و بازیابی قرار بگیرد، به ما ظرفیت بی­‌بدیلی خواهد داد برای بازاندیشی به مسائل اکنونی خود؛ و برای بازتولید علوم انسانی اسلامی. اکنون این میراث از حاشیه­‌ی کتاب­خانه­‌ها و مراکز پژوهشی بیرون آمده و خود را به میانه­ی حلقات آموزشی در حوزه علمیه قم رسانده است. آیا این نشانه­‌ای نیست از آغاز یک مرحله­‌ی جدید در توجه به میراث اسلامی در زمینه­‌ی حکمت عملی؟


*در شماره اخیر مجله علوم انسانی اسلامی صدرا (شماره21، بهار 1396) پرونده‌ای درباره حکمت عملی منتشر شده است. محور این پرونده «بازخوانی حکمت عملی و بازسازی علم اجتماعی مسلمین» و درس‌گفتار الحروف استاد پارسانیا در نیمه دوم سال گذشته است.

متن فوق بخشی از یادداشتی است که برای دیباچه‌ی این پرونده نوشته‌ام.

 

۰ نظر ۱۶ شهریور ۹۶ ، ۱۸:۲۵
مجتبی نامخواه


نشست جایگاه فقه در علم اجتماعی مسلمین

مقدمه

هدف از برگزاری نشست «جایگاه فقه در علم اجتماعی مسلمین» بازخوانی مبانی رویکرد فقهی به مسائل اجتماعی است. اگر چه به واسطه ی سیطره ی انگاره ها و هنجارهای علم مدرن اغلب تصور می شود علم اجتماعی از دوران اخیر و از آگوست کنت شروع شده است اما جامعه اسلامی همواره به خود و به مسائل می اندیشیده است؛ کنش هایش را تفسیر می کرده و در پاسخ به «چه باید کرد؟»هایش تجویزهایی را پیش می کشیده است. ارزش داوری های مبتنی بر پیش فرض های روشنگری، تعریف علم را متأثر ساخته و منبع وحی را فاقد مرجعیت علمی معرفی می کند. فارغ از این پیش فرض ها و پیش داوری ها اما، فقه یک «علم» است که با تکیه بر عقل قدسی به تجویز می پردازد و هنگامی که پیرامون یک کنش اجتماعی به تحلیل و تجویز می پردازد، به مثابه بخشی از علم اجتماعی است.

۰ نظر ۲۳ اسفند ۹۵ ، ۱۲:۰۷
مجتبی نامخواه

مطالعه‌ فقه به مثابه رویکردی در علم اجتماعی مسلمین بیش از پیش ضرورت دارد

حجت الاسلام مجتبی نامخواه در نشست رویکرد فقهی در علم اجتماعی مسلمین گفت: فقه در رقم‌زدن مهم‌ترین تغییر اجتماعی معاصر و شکل‌دهی به نهادهای اجتماعی کنونی ما تأثیر به سزایی دارد و به همین دلیل در حال حاضر مطالعه‌ آن به مثابه یک رویکرد در علم اجتماعی مسلمین بیش از پیش ضرورت دارد.


گزارش نشست در پایگاه خبری-تحلیلی علوم انسانی طلیعه

گزارش نشست در خبرگزاری مهر

گزارش نشست در شبکه اجتهاد


۰ نظر ۱۹ اسفند ۹۴ ، ۱۷:۵۴
مجتبی نامخواه



۰ نظر ۰۳ اسفند ۹۴ ، ۱۵:۲۳
مجتبی نامخواه