طبقه سه

ارزیابی‌های شتاب‌زده یک طلبه

طبقه سه

ارزیابی‌های شتاب‌زده یک طلبه

طبقه سه

بسم الله
دوست می داشتم این وبلاگ
- این پنجره‌ی سرد و بی‌روح - جز یک صفحه نمی‌داشت
و در آن صفحه جز یک سطر نمی‌بود
و بر آن سطر جز یک کلمه نمی‌نشست
و آن کلمه «خمینی» بود و دگر هیچ نبود...
***
آن‌هایی که همراه پیغمبر بودند و دعوت پیغمبر را قبول کردند همین مردم «طبقه سه» بود، همین فقرا.
صحیفه امام ج8 ص 293

***
این صفحه بایگانی "جامع" و ده‌ساله‌ای است از نوشته‌ها و گفته‌هایم، که می‌کوشم «غایت»، «موضوع» و یا «مسئله»شان «انقلاب اسلامیِ اکنون» باشد.

***
معرفی بیشتر و گزارش‌واره‌ای از برنامه پژوهشی این صفحه در قسمت "درباره طبقه سه"، در نوار بالای صفحه آمده است.

***
اینستاگرام @namkhahmojtaba
تلگرام @tabagheh3_ir
توییتر @Namkhah1
ایمیل namkhahmojtaba@gmail.com

بایگانی
آخرین نظرات

۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «مطالعات دفاع مقدس» ثبت شده است

این یادداشت را سال 1392 (اینجا) و به مناسبتی نوشتم که توضیحات آن در پانوشت متن آمده است. به مناسبت پست بعد، به یاد چهل‌شاهد افتادم. مراجعه کردم و دیدم در انتقال از وبلاگ سابق به این‌جا، نرم‌افزار مهاجرت این متن را نیافته و منتقل نکرده است. به همین خاطر مجدد بازنشرش می‌کنم.

 

به مناسبت تقدیر از چهل شاهد و خانم شاه حسینی در جشنواره عمار؛ استان خوزستان[1]

با به احترام پانزده شهید گروه و به عنوان در آمدی بر شناخت «چهل شاهد»[2]

چهل شاهد؛گروه بسیجیان دوربین به دست برای ثبت جنگ[3]

اول:

 - تو باید از این گروه چهل شاهد باشی

- شنیدم هر کدوم از شما که شهید می شید زود یکی دیگه جاتون می فرستن

- پلاک بتون دادن؟

- خیلی باید مواظب باشید بعد ایی(این) حمله ها، بد جوری پاتک می زن

  - همین بعد از ظهری یک فیلم بردار رو زدن، در جا شهید شد.

دوم:

این جملات بخشی از دیالوگ بشار(فرمانده) در  فیلم متفاوت شب بخیر فرمانده  (به نویسندگی و کارگردانی انسیه شاه حسینی، محصول 1384) است

۰ نظر ۲۷ فروردين ۰۰ ، ۱۴:۳۷
مجتبی نامخواه

درباره‌ی کتاب «راز جعبه آینه»

این یادداشت را چهار سال قبل درباره کتاب «راز جعبه آینه‌ها؛ جستاری پیرامون جعبه آینه‌های مزار شهدا» نوشتم ولی به دلایلی در مسیر انتشار باقی مانده بود. درک فرهنگی اجتماعی جنگ کماکان یکی از مهم‌ترین مسئله‌های امروز ماست. قبل‌تر اشاره‌هایی در زمینه درک اجتماعی از شهیدان (این‌جا) و دفاع مقدس داشته‌ام(این‌جا)؛ این یادداشت و یادداشتی که سال‌ها قبل با عنوان بررسی‌هایی درباره نظریه اجتماعی غیر رسمی: مناسبات مطالعات دفاع مقدس و رویکردهای پست مدرن منتشر شده، بیشتر تأملاتی است معرفت‌شناختی و روش‌شناختی درباره درک فرهنگی از دفاع مقدس.

اعتراض چندی پیش رهبر انقلاب به یکسان‌سازی مزارهای شهدا، بار دیگر ماجرای این طرح ویرانگر را داغ کرد. کسانی که تا دیروز با بی‌تفاوتی از کنار این مسئله می‌گذشتند یا حتی عاملیت آن را بر عهده داشتند، به یک‌باره در مقام منتقد تمام عیار این طرح ظاهر شده و اندر مضرات این کار سخنانی بیهوده به هم بافتند. در این میان بازخوانی یک اثر پژوهشی درباره المان‌هایی که در این طرح نابود شده‌اند، خالی از لطف نیست. «راز جعبه آینه» کتابی است که دو نیم سال پیش از این منتشر شده و می‌کوشد مطالعه‌ای نشانه شناسانه پیرامون یکی از قربانیان طرح یکسان‌سازی مزار شهدا، یعنی جعبه آینه‌ها داشته باشد.

کوشش «راز جعبه آینه» رخ‌نمایی و تا حدودی بررسی معنایی نشانه‌هایی است که جعبه‌آینه‌ها یا حجله‌های مزار شهدای دفاع مقدس در صدد انتقال آن هستند. بررسی این معانی و تأمل معرفت‌شناختی-روش‌شناختی در باب چگونگی این بررسی، در زمره‌ی مهم‌ترین مسائل و منبعی برای پاسخ مهم‌ترین پرسش‌هایی است که انقلاب اسلامی در مسیر بازتولید فرهنگی خود با آن مواجه بوده، هست و خواهد بود. ناکارآمدی نهادهای فرهنگی نظام جمهوری اسلامی در انتقال معانی منبعث از انقلاب اسلامی، از جمله پرسش‌ها و چالش‌هایی است که در آینده و در کشاکش گذارهای نسلی، بیش از پیش خود را نشان خواهد داد. این پرسش پاسخ‌هایی کلان و صرفاً نظری ندارد. پرسش از چگونگی انتقال معانی انقلاب اسلامی، از دلِ بررسی انتقال‌های محقق و مؤثر معنایی می‌گذرد. امری که حجله‌ها یا جعبه آینه‌های شهدا می‌تواند یکی از نمونه‌های آن به شمار آید. 

 این یادداشت می‌کوشد انتقال معنا در حوزه دفاع مقدس را با تمرکز بر کتاب راز جعبه آینه مورد بررسی قرار داده و البته پیش از این فرامتنی را بررسی نماید که پژوهش در این زمینه را امکان و ضرورت بخشیده است. بنابراین این یادداشت از سه بخش تشکیل شده است. در آغاز به بستر اندیشیدن درباره جعبه آینه‌ها پرداخته شده است. در ادامه کتاب «راز جعبه آینه» را از نظر گذرانده و در نهایت نیز بر اساس این بستر و این اثر، چگونگی بررسی دفاع مقدس را به بحث گذاشته است.

۰ نظر ۰۶ مهر ۹۹ ، ۲۰:۵۶
مجتبی نامخواه

خلاصه:

 کربلا محصول تطور قهقرایی و تدریجی یک انقلاب است. جامعه اسلامی به جایی می‌­رسد که مفاهیم باقی هستند، اما از درون تهی­ شده‌­اند.  اصل کربلا کربلا یک هشدار بود نسبت به این فرایند که یک‌بار چشم باز نکنید و ­بینید صورتِ نظام، اسلامی مانده است؛ و به همین دلیل شورش علیه آن «خروج» و خوارج شدن خوانده می­شود اما در باطن، این اباعبدالله(ع) است که خارجی و شورشی است و ابن شریح­‌ها هستند که مفتی و قاضی شده­‌اند.


*سخنرانی در هیئت هفتگی محبین اهل بیت(ع) دانشگاه تربیت مدرس، یادبود شهدای گمنام دانشگاه 1396/8/2

۰ نظر ۰۶ آبان ۹۶ ، ۲۱:۵۳
مجتبی نامخواه
محسن حججی، پدیده پیچیده‌ای که در روزهای اخیر ذهن و زبان ما ایرانیان را درنوردید، چگونه موجودی است؟ این ایام بیشتر نوشته‌ها و کوشش‌ها به اقتضای تاثر از شرایط، بر «شخص» شهید حججی متمرکز شده است؛ برای بررسی ژرف‌تر اما باید این شهید و رویدادهای رخ‌داده پیرامون آن را از بند احوال شخصی رها ساخته و در بستر و متنی وسیع‌تر قرار داد. پرسش اصلی این است که پدیده حججی در یک متن وسیع‌تر اجتماعی و فلسفی- نظری واجد و حامل چه معانی‌ای است؟ دو فریم و تنها دو فریم از آخرین ساعات زندگی محسن حججی، امکانی جدید فراهم آورده تا به درکی متکامل‌تر از «انسان انقلاب اسلامی» برسیم. این نوشته می‌کوشد خطوط کلی‌ای به دست بدهد که به احتمال زیاد به تدارک و تکامل این درک کمک می‌کند.

* یادداشت منتشر شده در روزنامه فرهیختگان (اینجا) دریافت
درک اجتماعی فاسفی از پدیده شهید حججی

۰ نظر ۰۵ مهر ۹۶ ، ۱۰:۲۱
مجتبی نامخواه

خلاصه یادداشت:

 

 

 
  • این یادداشت فارغ از بروز واکنش های رسانه ها یا سلبریتی ها، بر چرایی عدم واکنش ها در سطح علوم اجتماعی متمرکز است. مسئله این جاست که چرا کنش متمایز و حدوداً هفت ساله ی صدها شهید حججی آن چنان که باید، به ویژه از جانب اهالی علوم اجتماعی روایت نمی شود؟

  • کنشگران علوم اجتماعی را شاید از حیث نظری بتوان در دوگانه ­هایی مانند علوم انسانی اسلامی/ علوم انسانی متداول جای داد اما از منظر عمل و نسبتی که با واقعیت­های جبهه مقاومت و دست­کم واقعیت­های جنگِ جاری دارند، در وضعیتی به غایت مشابه قرار دارند: هر دو دسته در کنجِ راحتِ کتاب­خانه ­ها به سر می­برند؛ گیریم که یکی در این کنج به ترجمه و دیکته نوشتن از روی دست دیگرانِ غربی مشغول باشد و دیگری به اختراع دستگاه روش­ شناختی یا انشاءنویسی درباره علوم انسانی اسلامی.

شهید حججی

    * یادداشت منتشر شده در خبرگزاری فارس (اینجا)

     

    ۱ نظر ۲۸ مرداد ۹۶ ، ۱۶:۴۷
    مجتبی نامخواه

    ·         جنگ ما جنگ حق و باطل بود و تمام شدنى نیست، جنگ ما جنگ فقر و غنا بود، جنگ ما جنگ ایمان و رذالت بود و این جنگ از آدم تا ختم زندگى وجود دارد.

    (صحیفه امام، ج 21، ص 284)

    ·         مصلحت پابرهنه‏ها و گودنشینها و مستضعفین، بر مصلحت قاعدین در منازل و مناسک و متمکنین و مرفهین گریزان از جبهه و جهاد و تقوا و نظام اسلامى مقدم باشد و نسل به نسل و سینه به سینه شرافت و اعتبار پیشتازان این نهضت مقدس و جنگ فقر و غنا محفوظ بماند.

    (صحیفه امام ، ج20 ، ص333)

    ·         امروز جنگ حق و باطل، جنگ فقر و غنا، جنگ استضعاف و استکبار، و جنگ پابرهنه‏ها و مرفهین بى‏درد شروع شده است. و من دست و بازوى همه عزیزانى که در سراسر جهان کوله بار مبارزه را بر دوش گرفته‏اند و عزم جهاد در راه خدا و اعتلاى عزت مسلمین را نموده‏اند مى‏بوسم‏.

    (صحیفه امام، ج21، ص 85)


     امام خمینی در تحلیل دفاع مقدس یک چارچوب کلی به دست می‌دهد که شامل چند مضمون کلیدی ودو گانه‌ی محوری است.  این چارچوب نظری در وهله‌ی اول امکان قابل توجهی برای درک دفاع مقدس فراهم آورده و در ادامه بستری کارآمد برای بازتولید آن است.

    این یادداشت در صدد است ضمن مرور این نقاط محوری، تأکیدی داشته باشد بر هویتِ اجتماعیِ فراموش شده‌یِ دفاع مقدس در اندیشه‌ی امام خمینی.

    ۱ نظر ۰۳ مهر ۹۵ ، ۱۸:۰۸
    مجتبی نامخواه

    طبقه سه - بررسی­ هایی درباره­­ ی نظریه اجتماعی غیر رسمی: مناسبات مطالعات دفاع مقدس و رویکرد­های پست مدرن

    بررسی­ هایی درباره­­ ی نظریه اجتماعی غیر رسمی:

    مناسبات مطالعات دفاع مقدس و رویکرد­های پست مدرن 

    1-کتاب «دیدگاه؛ پنج گفتار درباب تاریخ فرهنگی با نگاهی به جنگ ایران و عراق» -همان­ طور که یکی از مؤلفان آن پیش بینی کرده- از جمله کتاب­ هایی است که بحث و گفت­گوی بسیاری را پیرامون خود شکل خواهد داد و هدف پرسش و نقد قرار خواهد گرفت. (دیدگاه:۳۹) این نوشته تلاش خواهد کرد بخشی از این بحث و گفتگو را شکل دهد. البته به نظر می­ رسد بررسی دیدگاه عمیقا نیازمند یک بررسی مقدماتی است: این کتاب از موقعیت و زمینه­ ای بر می­ خیزد که یک بررسی صحیح درباره­ ی آن، ناگزیر باید از بازخوانی این موقعیت متن­ مند شروع شود. این زمینه عبارت است از کار دفتر ادبیات و هنر مقاومت در بیش از دو دهه اخیر؛ این یادداشت قصد ورود به متن کتاب را ندارد، هر چند خالی از اشاراتی به آن نخواهد بود؛ در این جا بیشتر شکل دادن به یک گفتگو مورد نظر است. گفتگو درباره­ ی زمینه­ های اجتماعی و الزامات و مناسبات معرفت­ شناختی پیدایش این اثر؛که خود نشانه­ای از یک رویکرد کلان و یک دوران خاص در مطالعات دفاع مقدس و بلکه کلیت علوم اجتماعی در ایران است. و در دل این گفتگوهاست که ظرفیت­ ها و ظرافت­ های پژوهش دفاع مقدس برای نظریه اجتماعی بهتر روشن خواهد شد.

    ۰ نظر ۱۰ مهر ۹۲ ، ۲۰:۳۰
    مجتبی نامخواه