طبقه سه

ارزیابی‌های شتاب‌زده یک طلبه

طبقه سه

ارزیابی‌های شتاب‌زده یک طلبه

طبقه سه

بسم الله
دوست می داشتم این وبلاگ
- این پنجره‌ی سرد و بی‌روح - جز یک صفحه نمی‌داشت
و در آن صفحه جز یک سطر نمی‌بود
و بر آن سطر جز یک کلمه نمی‌نشست
و آن کلمه «خمینی» بود و دگر هیچ نبود...
***
آن‌هایی که همراه پیغمبر بودند و دعوت پیغمبر را قبول کردند همین مردم «طبقه سه» بود، همین فقرا.
صحیفه امام ج8 ص 293
***
معرفی بیشتر وبلاگ در قسمت "درباره طبقه سه" در نوار بالای صفحه

بایگانی
آخرین نظرات

۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «تقریب» ثبت شده است

متن زیر بخش دوم گفتگویی است که با مجله الکترونیکی اخوت درباره نسبت انقلاب اسلامی و دوگانه شیعه/ سنی داشته‌ام. لینک مصاحبه

 

گزیده: شما نمی توانید با اسلام نابی که مسئله‌اش عدل ظلم و اقدام علیه طاغوت و ایجاد جامعه توحیدی است، با چنین اسلامی انقلاب کنید بعد با اسلام مناسک میان تهی و با تغلیظ مناسک و فضائل، تمدن اسلامی ایجاد کنید.

 

ادامه گفتگو با حجت الاسلام مجتبی نامخواه درباره نگاه درست و اصیل به انقلاب اسلامی. قسمت اول گفتگو را اینجا بخوانید

* طبق فرمایش شما ما در ایجاد انقلاب اسلامی به شیعه و سنی بودن و حتی کافر بودن فرد نگاه نمی کردیم، با این حساب در آن پنج مرحله ای که حضرت آقا در تحقق اهداف انقلاب می دانند یعنی؛ انقلاب، نظام، دولت، جامعه و امت،آیا آن امت و تمدن را که به گونه ای هدف نهایی انقلاب است، می توانیم بصورت تمدنی شیعی بسازیم؟

بعد از انقلاب اتفاقی که افتاده این است که تمام کسانی که نه فقط به کنش گران بلکه به کادر انقلاب هم تهمت وهابی گری می زدند که یک خط فکری بودند و یک آدم که نبود، یک خط فکری بود که از بین نرفت بلکه خودش را مرتب بازتولید کرد و توانست به مسیرهای مهمی برساند. در روند تدوین قانون اساسی هم آن خط وارد شد و حتی جاهایی حساسیت شیعی را برجسته کرد.  باعث شد بخش‌هایی از قانون اساسی رنگ و بوی شیعی بگیرد. ولی واقعیتی که وجود دارد این است که این پنج مرحله یا مراحل شکل گیری تمدن اسلامی به ما می گوید تمدن اسلامی یک پدیده از جنس انقلاب اسلامی و در تداوم انقلاب اسلامی است. شما نمی توانید با اسلام نابی که مسئله‌اش عدل/ ظلم و اقدام علیه طاغوت و ایجاد جامعه توحیدی است، با چنین اسلامی انقلاب کنید بعد با اسلام مناسک میان تهی و با تغلیظ مناسک و فضائل، تمدن اسلامی ایجاد کنید. انقلاب اسلامی دقیقاً حرفش این است که اگر مسیر به سمت تمدن اسلامی وجود داشته باشد، این مسیر از ادامه انقلاب اسلامی می گذرد. نمی شود کسانی و تفکری که در موقعیت تهمت انقلابیون به وهابی گری بودند امروز در موضع برپایی تمدن اسلامی بنشینند. معلوم است این تفکر یک تمدن شیعی و در واقع یک تمدن مناسکی را باز تولید می‌کنند. تمدن اسلامی، تمدن آینده و تمدن بزرگ را پیش از انقلاب جریان های مختلف می گفتند. این انقلاب اسلامی بود که به تمدن رنگ وبوی توحیدی داد. امروز همه از تمدن حرف می زنند و آن تفکر مناسک میان تهی پیش از انقلاب که هیچ وقت اسلام را اسلام عقیده و جهاد نمی دید، امروز از تمدن اسلامی دم می زند. مهم و مسئله ما این است، کدام تمدن اسلامی؟ کدام اسلام می تواند تمدن اسلامی را بسازد؟

۰ نظر ۳۰ بهمن ۹۹ ، ۲۳:۰۰
مجتبی نامخواه
متن زیر بخش نخست گفتگویی است که با مجله الکترونیکی اخوت درباره نسبت انقلاب اسلامی و دوگانه شیعه/ سنی داشته‌ام. لینک مصاحبه

 

گزیده: مبارز انقلابی سال 57 ،وقتی برای کنش انقلابی‌اش نیاز به دانش و بینش داشته هرگز در تأمین این محتوی، نگاه فرقه‌ای و دوگانه شیعه و سنی به محتوای این دانش نداشت. انقلاب اسلامی ما در تجربه تاریخی خودش از تمام عقبه معرفتی جهان اسلام، بدون لحاظ این دوگانه بهره می‌گیرد.

 

گفتگوی اختصاصی اخوت با حجت الاسلام مجتبی نامخواه، مدیر گروه مطالعات اجتماعی پژوهشکده باقرالعلوم علیه السلام درباره نگاه درست و اصیل به انقلاب اسلامی

 * آیا انقلاب ایران در سال 57 یک انقلاب با قرائت شیعی بوده یا اساسا قرائتی فرامذهبی دارد؟

ـ شیعه یا سنی بودن پدیده انقلاب و پرسش از این موضوع یک دوگانه و مسئله متاخر است. برای کنشگر و کارگزار تغییرات منتهی به انقلاب، مثلا در سال‌های 56-57،  در بحث‌های فکری، معرفتی و ایدئولوژیکی که به طور جدی مطرح بوده، هیچ وقت دوگانه شیعه و سنی با این معنای امروزی، برای‌شان مسئله نبوده است. مبارز انقلابی سال 57 ،وقتی برای کنش انقلابی‌اش نیاز به دانش و بینش داشته هرگز در تأمین این محتوی، نگاه فرقه‌ای و دوگانه شیعه و سنی به محتوای این دانش نداشت. انقلاب اسلامی ما در تجربه تاریخی خودش از تمام عقبه معرفتی جهان اسلام، بدون لحاظ این دوگانه بهره می‌گیرد. به همین خاطر می‌بینیم نه در سطح ایدئولوگ‌های گروه‌های کوچک سازمانی یا در سطح سخنرانان منطقه‌ای، بلکه در عالی ترین سطوح انقلاب که امام و رهبر و انقلاب و مرحوم مطهری و شهید بهشتی و دیگران هستند و مبانی فکری انقلاب اسلامی را بازتولید می‌کنند، این دوگانه به صورت یک مسئله اصلا مطرح نیست و در در این سطح، رهبران عالی مبارزات فکری انقلاب از نویسندگانی اثر ترجمه می کنند که به لحاظ مذهبی اهل سنت هستند. هیچ وقت این تفاوت مذهبی برایشان مسئله نیست. چه آن زمانی که دارند ترجمه می‌کنند، یا موقع انتشار کار و در هنگام مطالعه شدن و خوانده شدن توسط مخاطبان، اصلا این دوگانه مطرح نیست.

۰ نظر ۳۰ بهمن ۹۹ ، ۲۲:۵۷
مجتبی نامخواه
یادداشت زیر در حاشیه مستند «درخشش مکاشفه»، اشاره‌ای دارد به چیستی اجتماعیِ وحدت (مذاهب اسلامی) و چگونگی بازنمایی رسانه آن.

درخشش مکاشفه

 

وحدت (مذا‌هب اسلامی) یک ایده/ واقعیت اجتماعی است که قابل تقلیل به گفتارهای اعتقادی نیست. وحدت بیش و پیش از آنکه همفکری باشد، همزیستی است. بیش از آنکه تفکر و تکفیر باشد، نحوه‌ای از زندگی است و بالأخره بیشتر از آنکه نظریه‌ای در اذهان یا افواه نخبگان باشد، روش و واقعیتی جاری در متن زندگی توده‌های مردم است. 

انگاره‌های متحجرانه درباره وحدت که طی نیمه اول سده اخیر، در برابر اصل ایده وحدت صف‌آرایی می‌کرد؛ طی چهار دهه اخیر و با پیروزی انقلاب اسلامی، به واسطه رسمیت یافتن ایده وحدت، صورت عوض کرده است و در تفسیر چگونگی آن حضور دارد. مسئله امروز، مخالفت صریح با وحدت اسلامی نیست؛ مسئله، تفسیرهای مقدس‌مآبانه‌ای است که برخلاف تفوه به ایده وحدت، با تقلیل آن، ایده وحدت را در عمل به بن‌بست می‌کشانند. 

بسته به اینکه چه میزان دوگانه‌های جدی را در ساخت ایده/ وضعیت وحدت بپذیریم، نسبت به رسوبات تحجر و محافظه‌کاری در حوزه، منفعل یا منتقدیم. دوگانه‌های اجتماعی/ اعتقادی، همزیستی/همفکری، روش/ نظریه، نخبگانی/ توده‌ای، ذهنی/ زندگی از مهم‌ترین دوگانه‌های این مسئله است و امروز حاملان رسوبات متحجرانه تلاش می‌کنند ضمن سکوت در برابر اصل ایده وحدت، با تفسیرهای معوج وحدت، سیاست‌گذاری وحدت را بر اساس آن تفسیر کنند. 

کافی است نگاهی به بازنمایی رسانه‌ای از مقوله وحدت داشته باشیم. آیا صداوسیما و رسانه‌های رسمی، وحدت را به صورت واقعیت اجتماعی جاری در متن زندگی جامعه ایرانی و جهان اسلام بازنمایی می‌کنند یا مسئله‌ای اعتقادی؛ آن هم در گفت‌وگوی انتقادی با اهل‌سنت؟ آیا همزیستی جاری در جوامع اسلامی را بازنمایی می‌کنند یا به انعکاس همفکری روحانیون مذاهب اسلامی بسنده می‌کند؟ آیا وحدت را به مثابه یک روش جاری در زندگی آحاد گوناگون جهان اسلام بازنمایی می‌کنند یا نظریه‌ای متعلق به برخی نخبگان جهان اسلام می‌دانند؟

بازنمایی رسانه‌ای وارونه از مقوله وحدت، از مهم‌ترین عناصری است که زایش کنشِ اجتماعیِ متناسب و برآمده از ایده وحدت را به محاق برده و علایق چهره‌های میان‌مایه و در تاریخ‌ مانده دو طرف را برجسته کرده است. هنگامی که در پرمخاطب‌ترین بازه‌های برنامه مذهبی در صداوسیما باورداشت‌های مشترک اسلامی همچون توحید نیز به صورت مذهبی و فرقه‌ای تفسیر می‌شود؛ وقتی بازنمایی همزیستی جاری در جامعه ایران و جوامع اسلامی، هیچ سهمی از آنتن صداوسیما نداشته و وحدت محدود می‌شود به گفتارهای اعتقادی و مناسبتی ایام خاصی از سال، آیا نباید نگران بسط تفسیرهای محافظه‌کاری بود که با وجود اذعان اولیه به ایده وحدت، صورت‌های ممتنع و ناممکن را از آن ارائه می‌دهند؟

۰ نظر ۱۸ آبان ۹۹ ، ۲۲:۴۱
مجتبی نامخواه
گفتاری درباره

چالش‌های فرارویِ جنبش تقریب: بازسازی تقریر اجتماعی از ایده تقریب

مخاطب: جمعی از طلاب، مولوی‌ها و پژوهشگران اهل سنت استان هرمزگان

 قم، 20 تیر 1397

 اتحادیه امت واحده

 محورها:

  • تقریب اجتماعی-تقریب اعتقادی: تولد تقریب به مثابه یک ایده‌ی برآمده از تجربه اجتماعی در دوره معاصر
  • تقریب و تجدد: تجربه مواجهه مسلمانان با تجدد زمینه‌ساز تولد و بازتولید ایده تقریب
  • تجربه تقریب در انقلاب اسلامی؛ تقریب، تجدد، تحجر
  • درک اعتقادی، سیاسی و بروکراتیک از تقریب؛ تقلیل تقریب از جنبش به گفتار
  • «چه باید کرد؟»:
  1. بازسازی تقریب به مثابه الگوی تعایش و همزیستی اجتماعی
  2. بازسازی تقریر اجتماعی از تقریب در دل یک جنبش اجتماعی
  3. گفتگو مداری و مدارای اجتماعی؛ نفی دوگانه دعوت/ گفتگو


۰ نظر ۲۲ تیر ۹۷ ، ۱۴:۲۰
مجتبی نامخواه