طبقه سه

ارزیابی‌های شتاب‌زده یک طلبه

طبقه سه

ارزیابی‌های شتاب‌زده یک طلبه

طبقه سه

بسم الله
دوست می داشتم این وبلاگ
- این پنجره‌ی سرد و بی‌روح - جز یک صفحه نمی‌داشت
و در آن صفحه جز یک سطر نمی‌بود
و بر آن سطر جز یک کلمه نمی‌نشست
و آن کلمه «خمینی» بود و دگر هیچ نبود...
***
آن‌هایی که همراه پیغمبر بودند و دعوت پیغمبر را قبول کردند همین مردم «طبقه سه» بود، همین فقرا.
صحیفه امام ج8 ص 293
***
معرفی بیشتر وبلاگ در قسمت "درباره طبقه سه" در نوار بالای صفحه

آخرین نظرات

۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «اسلام مناسک میان‌تهی» ثبت شده است

باز این چه جنبش است؟ یک


اربعین را نباید به مثابه یک ابرآیین (آیین بزرگ) بینیم، اربعین یک فرا آیین (فراتر از آیین) است: رویدادهایِ روی داده در فرایند اربعین در عین معهود و مسبوق بودن در دیگر آیین‌های حسینی، فراتر از آن است که در چارچوب یک مناسک آیینی بگنجد.

*

ما در جریان پدیده‌ی اربعین با رویدادهای بدیع و خارق‌العاده‌ای مواجهیم که لبه‌های آن از ذیل مفهوم مناسک آیینی بیرون می‌دود. این وجه تمایز و پدیده‌گونگی به ما اجازه می‌دهد که از «جنبش اربعین» سخن بگوییم. احتمالاً ما با ضمیمه‌ کردن مفهوم «جنبش» به «آیین» بتوانیم سهم بیشتری در مشاهده و تحلیل رویدادهای پدیده‌ی اربعین داشته باشیم.

*

هر جنبش از یک ایدئولوژی خاصی بهره می‌برد. ایدئولوژی جنبش اربعین چیست؟

*

چگونه می‎شود در مناسک و آیین بزرگداشت قیامی که با «أَمّا حَقَّ الضُّعَفاءِ فَضَیَّعتُم ، وأمّا حَقَّکُم بِزَعمِکُم فَطَلَبتُم» آغاز شده و با طلب اصلاح، «طَلَبِ الاِصْلاحِ فی أُمَّةِ جَدّی» و نیز با خواست امر به معروف و نهی از منکر، «أُریدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَأَنْهی عَنِ الْمُنْکَرِ» ادامه یافته است، شرکت کرد بی‌آن‌که این مناسک به آن اهداف دلالت دهد؟

*

چگونه می‌توان تصور کرد مناسک مربوط به بزرگداشت یک قیام، شرکت‌کنندگان را به صریح‌ترین جملات و ایده‌های آن قیام مرتبط ننموده و آن‌ها را در مسیر تحقق این اهداف منسجم و توانمند ننمایند؟

*

امروز سیمای قریب به اتفاق جوامع اسلامی عبارت است از تسلیم در برابر نابرابری جهانی و سکوت در برابر نابرابری‌ها داخلی. آیا نخبگان در جوامع اسلامی در برابر این نابرابری مسئول نیستند؟

*

امام حسین(علیه‌السلام) نخبگان و علمای دینی جهان اسلام را به طرزی رادیکال نقد می‌کنند و می‌فرمایند شما با سکوت و محافظه‌کاری‌تان ضعیفان و فقرا و زمین‌گیر شدگان را تسلیم ظالمان و روابط ظالمانه کرده‌اید، شما بزرگترین مصیبت و بدبختی جوامع‌تان هستید ولی نمی‌فهمید.

*

پرسش‌های امام حسین(علیه‌السلام) از نخبگان مذهبی، پرسش‌های نقد و امروزین است. پرسش این است چرا به واسطه‌ی سکوت و ترس شما از مرگ، توده‌های مستضعف مردم برده‌ی روابط و مناسبات ظالمانه شده‌اند یا از معیشت روزمره‌ی خود بازماندند: «فأسلمتم الضعفاء فی أیدیهم، فمن بین مستعبد مقهور وبین مستضعف علی معیشته مغلوب».

*

پرسش اصلیِ پیش روی ما این است که آیا می‌توان مناسک آیینی اربعین را بدون توجه به این پرسش‌ها و گفتارهای صریح حسینی پی‌گرفت؟ فراموش نکنیم مناسکی که محتوای لازم را نداشته باشد یک خوبِ ناقص نیست، بلکه اشتباهی معرفتی و اجتماعی است که ارتکاب و تکرار آن، هر چند با نیت‌های خالصانه باشد، به بازتولید و تقویت «اسلام مناسک میان‌تهی» در برابر «اسلام ناب» منتهی می‌شود.


۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۷ آبان ۹۷ ، ۱۴:۰۸
مجتبی نامخواه

بر خلاف آن‌چه اغلب تصور می‌شود مهم‌ترین دشمنِ استکبارستیزی، استکبار نیست. استکبار موضوع استکبارستیزی است نه ضد آن. دشمنان واقعی استکبارستیزی کسانی هستند که این مفهوم کلیدی انقلاب را از معناتهی می‌کنند. مهم‌ترین اقدام برای پوچ و بی‌معناکردن استکبارستیزی، تحدید و محدود ساختن استکبار به فرامرزهاست. استکبار فقط جهانی نیست، آن‌چه توطئه‌های استکبارجهانی علیه ما را ممکن می‌کند، استکبار ایرانی است.

*

ما حزب‌اللهی‌هایی هستیم که سال‌هاست ذهن و زبان‌مان را اشرافیت ریش‌دار تسخیر کرده است. حاضریم بارها و بارها بگوییم مرگ بر آمریکا، ولی یک مرتبه نمی‌گوییم «مرگ بر تازیانه ها … تازیانه های بی امان به گرده های بی گناه "کارگران"». آن‌چه منفور است تازیانه است؛ نه آمریکا. آمریکا هم به واسطه‌ی تازیانه‌هایی که به صلح، برابری، محیط زیست و انسانیت می‌زند، منفور است. بنابراین هیچ توجیهی ندارند از تازیانه‌هایی که استکبار جهانی به گُرده‌های بردگان می‌زند ‌بیاشوبیم و نسبت به گُرده‌های کارگران بی‌تفاوت باشیم. گُرده، گُرده است؛ چه فرقی می‌کند؟

*

عاشورا پژواک فریاد مردی بود که می‌فرمود: «أَمّا حَقَّ الضُّعَفاءِ فَضَیَّعتُم ، وأمّا حَقَّکُم بِزَعمِکُم فَطَلَبتُم»؛ اربعین هم گرامیداشت همین عاشوراست. اسلامِ مناسک ‌میان‌تهی، کلمات و آیین‌ها را از معنا تهی کرده؛ وگرنه جامانده‌ی اربعین کسی است که از اقدامِ متناسب با این فریاد بازمانده باشد.

*

در جامعه‌ای که حقوق نجومی قانون باشد، تازیانه بر گرده‌ی کارگران هم قانون خواهد بود. همه ما جامانده و وامانده‌ی واقعیِ اربعین و حسین(ع) هستیم اگر این وضع را ببینیم و دمِ مؤثر برنیاوریم.

 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ آبان ۹۷ ، ۱۳:۱۴
مجتبی نامخواه

اشاره

بر اساس دیدگاهی که امام خمینی و دیگر متفکرین اصیل انقلاب اسلامی در تحلیل این پدیده می‌گشایند، انقلاب اسلامی مولود و مولّد انسانی بدیع است. این دیدگاه، انقلاب اسلامی را در سطح علل، فرایند و نتایج، به پدیده انسان انقلاب اسلامی ارجاع می‌دهد: هم پیدایش انقلاب اسلامی را محصول انقلابی انسانی می‎داند و هم مهم‌ترین پیامد و دستاورد انقلاب اسلامی را، انسان انقلاب اسلامی می‌داند. این هسته اصلی تحلیلی است که امام خمینی همواره درباره انقلاب اسلامی طرح می‎کنند و به طور مشخص از چند روز مانده به بهمن‌ماه 1357 تا مدتی پس از آن، در طی قریب به چهل سخنرانی آن را می‌پرورانند. امروز نیز هم‌چنان درک چیستی و کیستی انسان انقلاب اسلامی، یکی از مهم‌ترین مسئله‌های فراروی ماست.

متن زیر، چکیده‌ای است از تشریح‌ها و تبیین‌هایی که پیش از این کم و بیش در همین وبلاگ پیرامون انسان انقلاب اسلامی (از جمله در این نوشته‌ها + + + + + + ؛ مطالب با کلمه کلیدی انسان انقلاب اسلامی) منتشر شده است. ویراستی مقدماتی از مانیفست‌وارهای برای انسان انقلاب اسلامی.



تاریخ به نفع مستضعفین رقم خورد            


چهل‌گونه درباره‌ی چگونگی انسان انقلاب اسلامی


مقدمه

عالم را رازی است که آسمان‌ها و زمین و کوه‌ها از پذیرش آن سر باز زده‌اند. انسان حامل این راز است و انسان‌کامل مصداق و معنای اتم این رازداری. بر این رازداری کسی جز خداوند آگاه نیست؛ که فرمود إنی أعلم مالا تعلمون. در هر عصر و مصر اما انسان‌هایی هستند که در مسیر تکامل، این راز را برای دیگران بازگو می‌کنند. رازی که گفتن‌ش هزینه دارد: «در عالم رازی هست که جز به بهای خون فاش نمی‌شود» اما درک کمال متعیّن را راهی جز پی‌جویی آن نیست. انسان انقلاب اسلامی همان انسانی است که در ایام ما، هزینه فاش شدن این راز به دوش می‌کشد. انسان خمینی در دفاعی مقدس و هشت‌ساله و انسان خامنه‌ای در دفاع مقدس و هفت‌ساله، افشای این راز را به اوج می‎رسانند. از آن‌جا که در نظر این دو گونه از انسان انقلاب اسلامی، مرگِ در راه خدا نه عدم، که عین وجود و مرتبه‌ی اعلای آن است؛ آن‌ها بیشتر از همه انسان‌های زمانه‎شان «وجود» دارند. با این حال آن‌چنان که باید دیده نمی‌شوند: «گمنامی برای شهرتپرستها دردآور است اگرنه، همه اجرها در گمنامی است». متن زیر چهل سعی‌ است به امید آن‌که آن‌چه نادیدنی است، آن بیند.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ بهمن ۹۶ ، ۲۲:۴۶
مجتبی نامخواه

زمینه­‌های فکری و پیامدهای اجتماعی برآمدن اسلام مناسک میان­‌تهی


یکی از پدیده‌هایی که سال به سال بیش از گذشته با آن مواجهیم، گسترش آیین­‌های مذهبی و پیدایش آیین­‌هایی تازه است. یک آیین مذهبی می‌تواند ترویج‌کننده و احیاگر آرمان‌های اصلی دین بوده و به واسطه‌ی معرفت‌ها و  نشانه‌هایی که به میانه‌ی جامعه می‌آورد به بزرگداشت ایده‌­های محوری دین کمک کند. تعظیم شعائر اسلامی مفهومی است برخاسته از متن الهیات اسلامی که آیات و روایات فراوانی به آن دلالت می‌دهد. پرسش اما این­‌جاست آیین به خودی خود مفید است یا وقتی واجد این نقشِ ذاتی باشد؟

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ آذر ۹۶ ، ۲۳:۴۲
مجتبی نامخواه