طبقه سه

ارزیابی‌های شتاب‌زده یک طلبه

طبقه سه

ارزیابی‌های شتاب‌زده یک طلبه

طبقه سه

بسم الله
دوست می داشتم این وبلاگ
- این پنجره‌ی سرد و بی‌روح - جز یک صفحه نمی‌داشت
و در آن صفحه جز یک سطر نمی‌بود
و بر آن سطر جز یک کلمه نمی‌نشست
و آن کلمه «خمینی» بود و دگر هیچ نبود...
***
آن‌هایی که همراه پیغمبر بودند و دعوت پیغمبر را قبول کردند همین مردم «طبقه سه» بود، همین فقرا.
صحیفه امام ج8 ص 293

***
این صفحه بایگانی "جامع" و ده‌ساله‌ای است از نوشته‌ها و گفته‌هایم، که می‌کوشم «غایت»، «موضوع» و یا «مسئله»شان «انقلاب اسلامیِ اکنون» باشد.

***
معرفی بیشتر و گزارش‌واره‌ای از برنامه پژوهشی این صفحه در قسمت "درباره طبقه سه"، در نوار بالای صفحه آمده است.

***
اینستاگرام @namkhahmojtaba
توییتر @Namkhah1
تلگرام @tabagheh3_ir
ایمیل namkhahmojtaba@gmail.com

بایگانی
آخرین نظرات

۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «مسئله خوزستان» ثبت شده است

درباره استاد فقید سید محسن شفیعی و اهمیت اجتماعی «رواداری»

 

متن زیر یادداشتی است درباره مرحوم حجت الاسلام سید محسن شفیعی و نقش اجتماعی او در استان خوزستان. پرسش اصلی این نوشته این است که نیروهای اجتماعی استان چگونه می‌توانند پس از او، که در پیام تسلیت رهبر انقلاب «امید آینده» خوانده شده بودند، آینده استان را بسازند؟ دال اصلی این چگونگی عبارت است از رواداری و همراهی نیروهای متکثر اجتماعی به منظور تغییر در وضعیت کنونی به ویژه دگرگونی مناسبات تبعیض‌زا.

 

آن که زبان از غیب می‌گشود، در غزلی گفته است: «فراق یار نه آن می‌کند که بتوان گفت». درست گفته و به گمانم یکی از کارهای نگفتنیِ «فراق یار»، شناخت است. «عدم» به ما امکان اندیشیدن درباره «وجود» می‌دهد و حالا که چهل روز پس از «امید آینده»، ما همچنان بر پا مانده‌ایم، شاید بتوانیم کمی از این شناخت‌ها و پرسش‌هایی بگوییم که در فقدان او متولد  شده است؛ اگر چه نوشتن در روزگار هجران، هنوز دشوار است. در میانه این داغداری و دشواری، بی‌آن‌که قصد تفصیل باشد، این نوشته می‌خواهد تنها یکی از ابعاد ایده اجتماعی استاد سفر کرده‌مان را به بحث بگذارد: «رواداری». می‌دانیم که آن عزیز سفرکرده‌، در زندکی فکری و تبلیغی خود بیش از گفتار بر رفتار تأکید داشت. او استدلال می‌کرد که «آن‌قدری که با سلوک پیامبر اکرم (ص) به اسلام دعوت شدند، با گفتارو خطبه آن حضرت نشدند». بر این اساس در این بررسی نمی‌توانیم گفتارها و ایده‌های او را درباره رواداری بکاویم و به ناچار باید بیشتر بر رفتار او متمرکز می‌شویم. مسئله دیگر این که او روادار بود ولی این روادای او چیزی بود فراتر از یک ویژگی اخلاقی در یک مرد مذهبی خوب. رواداری او به طور مشخص یکی از دال‌های اصلی در نگاه استاد سید محسن شفیعی و ناظر به یک بستر تاریخی و اجتماعی بود.  بنابراین برای بررسی اهمیت اجتماعی رواداری، بیش از هر چه نیازمند آنیم که بپرسیم چرا این رواداری امروز برای ما ضروری است؟

می‌دانیم که استان خوزستان آزمایشگاه و چه بسا زایشگاه یک برنامه توسعه شکست‌خورده‌ی چند ده ساله است. همین چند ماه قبل بود که آن دولت‌مردی که طی سالیان متمادی از مقامات و مقامات بلندپایه کشور بوده، در شهر اهواز، گویا نخستین بار با تبعیض مواجه شده باشد؛ به زایش تبعیض از توسعه اعتراف کرد. آن روز که آن دولت‌مرد گفت «توسعه‌ای که ما اجرا کردیم متأسفانه عواضش این چنین دارد نشان داده می‌شود»؛ نقطه آغاز تبعیض نبود بلکه آن روزی بود که تبعیض‌های اجتماعی آن‌قدرها دامن گسترانده بود که دیگر امکانی برای انکار آن نبود: ما وارث یک جامعه تبعیض‌زده‌ایم. پرسش اما این جاست که در این زایشگاه تبعیض، چرا نیروی اجتماعیِ ضد تبعیض متولد نشده است؟

۰ نظر ۱۸ ارديبهشت ۰۱ ، ۱۱:۵۹
مجتبی نامخواه
متن زیر نقدی است که حجت‌الاسلام والمسلمین حیدری، قائم مقام پژوهشکده تبلیغ و مطالعات اسلامی درباره‌ مطلب مسئله خوزستان و نقدی بر یک راه‌حل نوشته‌اند که بنابر روال سابق و جهت بهره‌مندی مخاطبان محترم به اشتراک می‌گذارم.

درباره یادداشت اخیرتان با موضوع « استاندار ویژه یا جامعه قوی» جسارتا سه نکته به نظرم رسید؛

1. تقابلی که میان جامعه قوی و راه‌کار استاندار ویژه(تقویت دولت و حاکمیت) دیده‌اید به معنای آن است جامعه قوی را نه مشتمل بر دولت قوی بلکه دولت یا حاکمیت قوی را بیرون از جامعه به حساب آورده‌اید(!)؛ درک می‌کنم که خواسته‌اید بر ضرورت اهتمام به جامعه فراتر از دولت تأکید کنید اما حال و هوای این یادداشت یک تقابل را حکایت می‌کند. جامعه شامل مردم و دولت است و نه صرف مردم.

۰ نظر ۱۰ مرداد ۰۰ ، ۱۳:۵۷
مجتبی نامخواه
در گفتگویی مجازی با صفحه مجمع دانشجویان عدالت‌خواهان دانشگاه تهران از مسئله خوزستان و راه‌حل آن گفته‌ام. متن زیر بخشی از گزارش خبرگزاری دانشجو است از گفته‌هایی است که در آن گفتگو داشته‌ام. متن کامل گزارش در لینک انتهای مطلب قابل دسترسی است.

 

حجت الاسلام نامخواه دیگر فعال عدالتخواه نیز در این گفتگوی مجازی با تاکید بر اینکه با این حد توجه از سوی مسئولان و نظام مشکلی از خوزستان حل نمی‌شود؛ اما نمی‌خواهم زنجیره‌های امید را نادیده بگیرم، گفت: وضعیت کنونی استان خوزستان پیش روی دیگر استان‌ها نیز قرار دارد و ممکن است خیلی زود دیگر استان‌ها هم به این وضعیت دچار شوند.

وی به وجود سه نظام بازار، اداری و اجتماعی در کشور اشاره کرد و افزود: اتفاقی که در خوزستان افتاده این است که نظام بازار می‌خواهد به طبیعت، هور و مناطق مختلف دست اندازی کند و آن‌ها را برای تولید به خدمت بگیرد تا جایی که حتی صنعت بر کشاورزی توفق یابد و این نظام اداری است که خواسته‌های نظام بازار را تامین می‌کند به گونه‌ای که نظام اداری به بازوی اجرایی نظام بازار تبدیل شده است.

۰ نظر ۱۰ مرداد ۰۰ ، ۱۳:۴۸
مجتبی نامخواه

 

گزیده:

استاندار ویژه؟ اختیار و قدرت ویژه‌‌ای اگر هست، باید آن را به جامعه داد نه به دولت و دولت‌مردان.
مگر مشکلات کنونی خوزستان و غیره زاییده عدم اختیار مدیران بوده که پاسخ و راه‌حل، نصب استانداری با اختیار ویژه باشد؟ از قضا برعکس، مسائل کنونی بیش‌تر زاییده اختیار اضافی مدیران بوده؛ معلول این بوده که دولت‌مردان، امکان و قدرت تجاوز به جامعه و طبیعت را داشته‌اند ...

ایران قوی بیش و پیش از هر چیز ‎#جامعه_قوی می‌خواهد.

بایگانی نوشته‌هایم در شبکه‌های اجتماعی

۰ نظر ۰۲ مرداد ۰۰ ، ۱۲:۱۵
مجتبی نامخواه

روایتی از مصائب این روزهای خوزستان

 

گزیده:

جمع‌بندی‌ام از تحلیل وضعیت، بسط ایده‌ی یکی از مردمانی بود که با او گفتگو کردم: می‌خواهند شهر را ویران کنند تا جامعه‌ای نباشد که هر روز از کارتل(های) نفتی مطالبه کند که چرا هوالعظیم را خشک کردی؟ مسئولیت اجتماعی تو چه شد؟ و غیره. می‌گفتند خوزستان در چشم‌اندازی نزدیک برای #نفت است نه برای #انسان.

بایگانی نوشته‌هایم در شبکه‌های اجتماعی

۰ نظر ۰۲ مرداد ۰۰ ، ۱۲:۰۷
مجتبی نامخواه

تلاشی برای طرح یک پاسخ درباره خوزستان، به مثابه یک مسئله اجتماعی

گزیده یادداشت:

  • همان طور که می‌دانیم در وضع کنونی ما و در برابر مسائلی مشابه خوزستان، سه رویکرد/پاسخ‌ کلی برجسته است: «باتوم» و بالاتر؛ «بطری آب معدنی» و «تانکر» که استعاره‌هایی هستند از رویکرد امنیتی، خیریه‌ای و جهادی-حاکمیتی. می‌خواهم در این ادامه توضیح بدهم که می‌توان و می‌باید به رویکرد چهارمی فکر کنیم؛ به رویکرد اجتماعی و اعتراضی.
  • نقطه مشترک سه رویکرد فوق (باتوم، بطری، تانکر) این است که می‌خواهند به صدای اعتراض «پاسخ» بدهند. در حالی که صدای اعتراض بیش و پیش از پاسخ، نیازمند شنیدن است. صدای اعتراض به ما امکان شناخت جامعه را می‌دهد. صدای اعتراض به ما می‌گوید چند دهه قبل در بالادست تصورشان این بود که بخشی از طبقه محروم زیر چرخ‌های توسعه له می‌شوند، اما خوزستان نشانه‌ روشنی است از این که به ما می‌گوید همه جامعه و اصل ایران در خطر است. این حرفی است که اعتراض به ما می‌گوید و جز اعتراض کسی به ما این را نمی‌گوید. اعتراض امکان قدسی شدن جامعه است.
  • آیا تفاوت نمی‌کند با باتوم  به اعتراض پاسخ بدهی یا با بطری و تانکر؟ بله خودِ پاسخ‌ها تفاوت دارند اما آیا غایت پاسخ‌ها هم تفاوت دارد؟ آیا در نتیجه که شنیده نشدن اعتراض است، تفاوتی وجود دارد؟ صدای اعتراض است که می‌تواند به ما امکان اندیشیدن به چگونگی توسعه را بدهد.
۰ نظر ۳۱ تیر ۰۰ ، ۱۴:۳۹
مجتبی نامخواه