طبقه سه

ارزیابی‌های شتاب‌زده یک طلبه

طبقه سه

ارزیابی‌های شتاب‌زده یک طلبه

طبقه سه

بسم الله
دوست می داشتم این وبلاگ
- این پنجره‌ی سرد و بی‌روح - جز یک صفحه نمی‌داشت
و در آن صفحه جز یک سطر نمی‌بود
و بر آن سطر جز یک کلمه نمی‌نشست
و آن کلمه «خمینی» بود و دگر هیچ نبود...
***
آن‌هایی که همراه پیغمبر بودند و دعوت پیغمبر را قبول کردند همین مردم «طبقه سه» بود، همین فقرا.
صحیفه امام ج8 ص 293

***
این صفحه بایگانی "جامع" و ده‌ساله‌ای است از نوشته‌ها و گفته‌هایم، که می‌کوشم «غایت»، «موضوع» و یا «مسئله»شان «انقلاب اسلامیِ اکنون» باشد.

***
معرفی بیشتر و گزارش‌واره‌ای از برنامه پژوهشی این صفحه در قسمت "درباره طبقه سه"، در نوار بالای صفحه آمده است.

***
اینستاگرام @namkhahmojtaba
تلگرام @tabagheh3_ir
توییتر @Namkhah1
ایمیل namkhahmojtaba@gmail.com

بایگانی
آخرین نظرات

۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «روح‌الله نامداری» ثبت شده است

مرحوم روح‌الله نامداری، که تنها سی و هفت سال میان ما زیست و اردیبهشت 1396 برای همیشه از این ورطه رخت برکشید، در زمان حیات خود با گردآوری و تألیف آثاری همچون «جدال دو اسلام»، «فردی بودم مستضعف»، «اسماعیل زنده است» و همچنین با تدوین مجموعه دو جلدی «انقلاب و نظریه اجتماعی»، به بسط و بازسازی تفکر انقلاب اسلامی کمک بسیاری کرد. «خمینی پدیده پیچیده انسانی» و در روزهای اخیر «ستیز با خویشتن، ستیز با جهان»، نوشته‌هایی از او هستند که پس از درگذشتش منتشر شده‌اند. آن‌چه در ادامه می‌آید، تحریر و تکمیل بحثی است که در نشست یادبود چهارمین سالگرد درگذشت زنده‌یاد روح‌الله نامداری و رونمایی از کتاب «ستیز با خویشتن، ستیز با جهان» ارائه کرده‌ام. در این بحث تلاش شده تا نشان داده شود مفهوم جدال و ستیز، که مرحوم نامداری این همه بر آن تأکید داشت، تا چه میزان در سنت فکری ما ریشه دارد؛ به چه اندازه در جهان معاصر اهمیت دارد و چگونه در وضعیت کنونی و برای بازتولید یک حرکت عدالت‌خواهانه مهم بوده و ضرورت دارد. عنوانی که برگزارکنندگان برای این نشست در نظر گرفته بودند، این پرسش بود: «چگونه عدالت‌خواهی در حوزه عمومی به زبان می‌آید؟»؛ در این مطلب تلاش شده تا این چنین استدلال شود که برای بازآفرینی عدالت‌خواهی در حوزه عمومی، نیازمند یک دیالکتیک عدالتخواهانه هستیم.
۱ نظر ۰۳ شهریور ۰۰ ، ۰۱:۰۶
مجتبی نامخواه
متن زیر گزارشی است از بحثی که در نشست «چگونه عدالت‌خواهی در حوزۀ عمومی به زبان می‌آید؟»، یادبود چهارمین سالگرد درگذشت روح‌الله نامداری و رونمایی از کتاب جدید او با عنوان «ستیز با خویشتن، ستیز با جهان» ارائه کردم. در این لینک‌ها (اینجا و اینجا و اینجا) می‌توانید گزارش کامل نشست و ارائه‌های خوب دیگر بزرگواران را بخوانید. کتاب را هم از این لینک می‌توانید خریداری کنید. به خواست خدا به زودی متن کامل بحثی که در این‌باره داشتم را منتشر خواهم کرد.

 

یادبود روح الله نامداری

بدون تضاد و ستیز فیضی صادر نمی‌شود

حجت الاسلام مجتبی نامخواه، پژوهشگر دانش اجتماعی سخنران بعدی این مراسم بود. وی گفت: مرحوم نامداری در زمان کوتاهی که زیست به مسئله های مهمی پرداخت و با وجود موقعیت اقلیتی و حاشیه ای که داشت مسئله های مهم خودش را پیگیری می کرد. او سلسله مباحث مهمی را بازنمایی می‌کرد و پی می‌گرفت و شاید برای این است که با وجود گذشت چهار سال از رفتنش، دوستان او هنوز در ستیز با نبودنش هستند. او سیر فکری مشخص و یک پروژه فکری خاص داشت. مواجهه بی واسطه با اندیشه امام خمینی (ره) ار جمله ایده های محتوایی روح الله نامداری بود. وی در این حوزه کار می کرد که چگونه می توان محتوای اندیشه امام (ره) را به حوزه عموم آورد و مورد توجه قرار داد. البته پاسخ کاملی به این ایده نداشت اما روی آن پافشاری می کرد و سعی کرد این ایده را در سیر زندگی ش عملی کند.

وی افزود: «ستیز» که در عنوان کتاب اخیر روح الله آمده در گفتگوهایش هم بود. اگر تضاد، ستیز، جدل و دبالکتیک نبود هیچ فیضی از جانب خدا صادر نمی شد به عبارت دیگر اگر فیضی وجود داشته باشد با تضاد امکانپذیر است. تغییر انسان ها و جوامع انسانی حاصل فیض خداست. جامعه به واسطه تغییر درونی تغییر می کند و این تغییر درونی به واسطه یک تضاد است. بنابراین تضاد در تغییر تکاملی یک جامعه بسیار مهم است. این موضوع هم در عرفان اسلامی و هم در فلسفه هم وجود دارد. مرحوم مطهری هم به این موضوع توجه داشتند. ستیز و جدل در جامعه امکان بازآفرینی را فراهم می کند.

۰ نظر ۱۴ ارديبهشت ۰۰ ، ۱۵:۱۳
مجتبی نامخواه

 

 اندکی پیرامون کتاب «خمینی؛ پدیده انسانی پیچیده» و بیشتر درباره‌ی مؤلف آن

 

اردیبهشت سال گذشته، درست یک ماه مانده به سالروز رحلت امام خمینی، خبری پیچید: جوانی که عمر کوتاهش را وقف اندیشه‌ورزی درباره امام خمینی کرده بود کوچ کرد و رفت. شاید برجسته‌ترین نکته درباره مرحوم نامداری این بود که به قدر وسع صاحب یک پروژه فکری بود؛ با وجود اینکه برای داشتن چنین برنامه‌ای سن کمی داشت و علی‌رغم اینکه هنوز دوران تحصیل در دوره دکتری را به پایان نرسانده بود. روح‌الله نامداری با سخت‌کوشی و مطالعه بسیار، برای خود پروژه و برنامه‌ای فکری دست‌وپا کرده و سخت بدان پایبند بود. بر حسب استلزامات این پروژه، به‌طرز عمیقی فکر می‌کرد، می‎نوشت، می‌گفت و کتاب منتشر می‌کرد.

 

خمینی پدیده انسانی پیچیده

 

 

۱ نظر ۱۹ آذر ۹۷ ، ۰۶:۳۸
مجتبی نامخواه

درباره روح‌الله نامداری، پروژه و کتاب‌هایش

نوشتن درباره روح­‌الله نامداری دشوار است و این دشواری چیزی است غیر از غم نوشتن پس از او و چیزی است علاوه بر آن. سهم بیشتر این دشواری از این جهت است که ما اغلب عادت کرده­‌ایم در تجلیل اسطوره­‌های واقعی یا ساختگی مطلبی بنویسیم و کمتر شده به تحلیل یک مدل عینی و در دسترس بپردازیم. روح­‌الله نامداری نمونه­‌ای از اندیشه­‌ورزی نسلی نو در حزب­‌الله بود که معطوف به خمینی می­‌اندیشید؛ معطوف به خمینی می­‌نوشت؛ معطوف به خمینی حرکت می­‌کرد و معطوف به خمینی می­‌زیست. انسان­‌های معطوف به خمینی، از آن­جا که خلاف­‌آمد عادات پیرامونی­‌شان زندگی می­‌کنند، همواره توجه برانگیز هستند. آن­ها می­‌خواهند تغییرات مهمی در خود و جهان خود ایجاد کنند. بنابراین در مواجهه با یک انسانِ خمینی می­‌بینیم که در تمام سطوح زندگی به ویژه در کنش‌گری و اندیشه­‌ورزی اجتماعی، صاحب یک «پروژه» است. کوشش و بینشی منسجم و البته ناسازگار با وضع موجود دارد و در هر شرایطی در پی پیگیری آن است. شاید توضیحش کمی دشوار باشد که در این­جا «پروژه داشتن»، «خلاف آمد عادت بودن»، «معطوف به تغییر بودن» و «انسان خمینی بودن»؛ فارغ از هرگونه ارج­‌گذاری یا ارزیابی ارزشی به کار می­‌رود. شاید مروری بر پروژه­‌ی روح­‌الله نامداری مؤیدی باشد بر این مطلب.

 


* یادداشت منتشر شده در شماره پنجم (تیرماه 96) ماهنامه رسائل

۱ نظر ۱۸ شهریور ۹۶ ، ۰۰:۵۶
مجتبی نامخواه

در شماره اخیر مجله رسائل (شماره پنجم، تیرماه 1396) پرونده‌ای با عنوان انسان خمینی، یادمان مرحوم روح‌الله نامداری منتشر شده است. محور این پرونده به انسان‌های خمینی به طور عام، و مرحوم روح‌الله نامداری به طور خاص است.

انسان خمینی

متن زیر یادداشتی است که برای دیباچه این پرونده نوشته‌ام:

 

دیباچه پرونده «انسانِ خمینی»

مدت­ها بود در رسائل به فکر این بودیم که به «انسان­‌های خمینی» بپردازیم. انسان­‌هایی که امام خمینی هویتی جدی و جدید برای­شان رقم زده و آن­ها را به یک کنش‌گر متمایز در میدان­‌های مختلف اجتماعی تبدیل کرده است. نمونه­‌ی تام این چنین انسان­‌هایی، البته شهیدانی که همه­ چیزشان را در مسیر این هویت جدید به میدان آورده بودند. وقتی مجموعه یادداشت­‌های هفت جلد حسن باقری را مرور می­‌کنیم و به جهان اجتماعی به کلی متفاوت پس آن می­‌اندیشیم؛ وقتی بیش از هزار صفحه سخنرانی­‌های شهید همت را مرور می­‌کنیم و از ایده­‌های متفاوتش شگفت­‌زده می­‌شویم؛ وقتی شهید علم­‌الهدی و سخنرانی­‌ها و نوشته­‌هایش را مرور می­‌کنیم؛ یا به میان روحانیون شهید و نوشته­‌ها و گفتارهای­‌شان نظری می­‌اندازیم با انسان­‌هایی مواجه می­‌شویم که در نسبتی متفاوت با امام خمینی قرار دارند. با انسان­‌هایی که خمینی همه چیزشان است و ما حالاحالاها با تحلیل این انسان­‌ها کار داریم.

برای شروع اما یک مشکل داشتیم؛ وقتی همه نمونه­‌های ما در بررسی انسانِ خمینی منحصر به شهدایی این چنین باشد، ناخودآگاه انسان خمینی فراتر از یک مدل قابل لمس، به یک اسوه­‌ی اسطوره­ مانند تبدل می­‌شود. در حالی که ما می­‌خواستیم بگوییم اگر چه شهیدان نمونه­‌های بارز و تام انسان خمینی هستند اما این­جا، اکنون نیز انسانِ خمینی «امکان» دارد... و درست در همین هنگام یک خبر ما را به خود آورد: کوچ روح­الله نامداری برای ما حامل یک پیام بود: در اکنون و امروزِ عالم ما نیز هستند انسان­‌هایی که به خمینی باشند.

ما در پرونده­‌ی پیش­رو نخواسته­‌ایم صرفاً یک یادنامه برای برادر خوب­‌مان روح­‌الله نامداری منتشر کنیم. هدف ما بیشتر توجه به هویت اجتماعی، دغدغه­‌ها و پروژه فکری نسلی است که روح­‌الله نامداری به خوبی با آن مرتبط بود و آن را نمایندگی می­‌کرد. شاید همین رابطه­‌ی نزدیک این نسل با نماینده­‌اش باعث شده بود تألیف ماندگارش، جدال دو اسلام، این همه دست به دست شود... ما در این پرونده کوشیده­‌ایم غروب روح­‌الله را به مثابه طلوع نسلی جدید از انسان­‌های روح­‌الله، به تحلیل بنشینیم.

۰ نظر ۱۶ شهریور ۹۶ ، ۲۳:۳۴
مجتبی نامخواه