طبقه سه

ارزیابی‌های شتاب‌زده یک طلبه

طبقه سه

ارزیابی‌های شتاب‌زده یک طلبه

طبقه سه

بسم الله
دوست می داشتم این وبلاگ
- این پنجره‌ی سرد و بی‌روح - جز یک صفحه نمی‌داشت
و در آن صفحه جز یک سطر نمی‌بود
و بر آن سطر جز یک کلمه نمی‌نشست
و آن کلمه «خمینی» بود و دگر هیچ نبود...
***
آن‌هایی که همراه پیغمبر بودند و دعوت پیغمبر را قبول کردند همین مردم «طبقه سه» بود، همین فقرا.
صحیفه امام ج8 ص 293

***
این صفحه بایگانی "جامع" و ده‌ساله‌ای است از نوشته‌ها و گفته‌هایم، که می‌کوشم «غایت»، «موضوع» و یا «مسئله»شان «انقلاب اسلامیِ اکنون» باشد.

***
معرفی بیشتر و گزارش‌واره‌ای از برنامه پژوهشی این صفحه در قسمت "درباره طبقه سه"، در نوار بالای صفحه آمده است.

***
اینستاگرام @namkhahmojtaba
تلگرام @tabagheh3_ir
توییتر @Namkhah1
ایمیل namkhahmojtaba@gmail.com

بایگانی
آخرین نظرات

بازتولید امکان نمایندگی

چهارشنبه, ۱۸ فروردين ۱۴۰۰، ۱۲:۳۷ ب.ظ

بایگانی نوشته‌هایم در شبکه‌های اجتماعی

درباره اصولگرایان ناراضی
جناح راستِ دهه شصت که از میانه‌های دهه هفتاد با نام اصول‌گرایی بازسازی شد، دست‌کم سه دهه است که مرجعیت سیاسی یافته و بر ذهن و زبان #انسان_حزب‌اللهی تفوق یافته است.


طی این سه دهه پاره‌ای از اختلاف‌های «نسلی»، «سیاسی» و «اعتقادی» همواره بخشی از نیروهای این جناح را در موضع نارضایتی و ناخشنودی قرار داده؛ به گونه‌ای که خُرده جریانی از اصولگرایان ناراضی را شکل داده است.
اصول‌گرایان ناراضی اغلب با یکی از سه زمینه پیش گفته، در وضعیت اختلاف و تعارض با هسته اصلی اصول‌گرایی‌اند: یا به خاطر تفاوت سنی، یا به علت سهمیه فهرست‌های انتخاباتی و یا به دلیل نوعی ناب‌گرایی و رادیکالیسم اعتقادی.
مسئله کلیدی اما این جاست: آیا این تعارضِ‌های اصولگرایان ناراضی ارتباطی با انقلابی‌گری دارد؟ پاسخ به نظرم اکیداً منفی است.
اصولگرایان ناراضی، اغلب تنها نمونه‌های ناب‌تر و رادیکال‌تری از اصولگرایان رایج هستند نه چیزی بیش‌تر یا متفاوت‌تر از آن.
به عنوان یک نمونه  اگر اصول‌گراییِ متداول در اثر هیجان‌های انتخاباتی خطای دیدار اختصاصی با تتلو را مرتکب می‌شود؛ اصول‌گرایِ ناراضی یا نارضایتی اصول‌گرایانه، همواره حامل هیجان‌هایی است که باعث می‌شود آن اشتباه در ایام انتخابات با تمسک به سیره امام حسین(ع) توجیه کند! و یا پس از انتخابات آن را به مثابه یک سیاست و رویداد فرهنگی بسط دهد.
اصول‌گرایان ناراضی اغلب کلاژی هستند از برآیند پاره‌ای از مهم‌ترین نقاط ضعف اصول‌گرایی. آن‌ها مؤلفه‌های نارواداری اجتماعی، سیاست‌زدگی و تفوق مناسبات قدرت بر مذهب و فرهنگ، تهی‌بودن از هر گونه معنای اجتماعی و چالش عدالت‌نخواهی که در اصولگرایی‌ متداول رایج است را به شکلی حادّتر دارا بوده و علاوه بر آن آبستن حجم معتنابهی از اختلاف با هسته‌های اصلی قدرت جریان اصول‌گرا نیز هستند. اختلافاتی که البته بنیانی نیست و تنها به خاطر سطح متفاوت هیجانی است که در اصولگرایان ناراضی وجود دارد.
هیجان اصول‌گرایانِ ناراضی،آن‌ها را تبدیل به آلترناتیوِ اصولگرایی و «زیر میز زن» نمی‌کند؛ آن‌ها بخشی از اصول(قبیله)گرایی و از قضا بخش حادّ آن هستند؛ درست مانند #نواصول‌گرایی، زیر میز زن نیستند بلکه پایه‌ها میزی هستند که وضع موجود و تفوق جناح راست/اصول‌گرا بر روی آن بنا شده است.
چه باید کرد؟ عبور از اصولگرایی؟ اصولگرایی بخشی از واقعیتِ بحران نمایندگی و چالش نانمایندگی مردم در عرصه سیاسی است. با عبور کردن مسئله حل نمی‌شود؛ باید در مقابل این وضعیت ایستاد و به بازتولید امکان نمایندگی مردم در میدان فکر کرد.
به نقل از جامعه گردی
https://www.instagram.com/p/CNSxZ3gBNQn/?igshid=pdrpdn2m95bg

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی