طبقه سه

ارزیابی‌های شتاب‌زده یک طلبه

طبقه سه

ارزیابی‌های شتاب‌زده یک طلبه

طبقه سه

بسم الله
دوست می داشتم این وبلاگ
- این پنجره‌ی سرد و بی‌روح - جز یک صفحه نمی‌داشت
و در آن صفحه جز یک سطر نمی‌بود
و بر آن سطر جز یک کلمه نمی‌نشست
و آن کلمه «خمینی» بود و دگر هیچ نبود...
***
آن‌هایی که همراه پیغمبر بودند و دعوت پیغمبر را قبول کردند همین مردم «طبقه سه» بود، همین فقرا.
صحیفه امام ج8 ص 293
***
معرفی بیشتر وبلاگ در قسمت "درباره طبقه سه" در نوار بالای صفحه

بایگانی
آخرین نظرات

۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «جنبش جوانان مؤمن انقلاب» ثبت شده است

 

 

تولد یک جنبش واره 2

 

متنی که در ادامه می‌آید مقدمه کتاب تولد یک جنبش‌واره، تحلیلی اجتماعی بر جشنواره مردمی عمار  است. (+)

 

به روایت قرآن توحید مستلزم «ادامه» است: پس از گفتن «ربنٌا الله» ادامه دادن و استقامت مطرح است و مسئله اکنون انقلاب اسلامی نیز مسئله ادامه است.

برای ادامه و تداوم دگرگونی و انقلاب چه باید کرد؟ پرسشی است که پاسخی به تفصیل می‌طلبد اما آن‌چه به اجمال می‌توان گفت این است که انقلاب اسلامی برای ادامه باید تمامی دگرگونی‌های بنیادینش را در سطح زندگی پی بگیرد. حل مسئله «ادامه» آن‌گاه ممکن می‌شود که انقلاب امر اجتماعی مختص به خود را ایجاد کند. پرسش از چگونگی ایجاد و ابداع این امر اجتماعی نیز همچون پاسخ به پرسش پیشین، نیازمند تفصیل است. آن‌چه به اجمال می‌توان گفت این است که پاسخ را باید در حرکت‌های اجتماعی و جنبش‌های هم‌بود و هم‌بردار با انقلاب اسلامی جستجو کرد. پس مسئله انقلاب اسلامی، مسئله ادامه است و ادامه آن‌گاه امکان می‌یابد که انقلاب‌خواهی در خانه زندگی و رو به سوی امر اجتماعی به سر برد و برای پیگیری دگرگونی در این سطح نیازمند جنبش‌های هم‌بود با انقلاب اسلامی هستیم.

ایجاد جنبش‌های هم‌بود با انقلاب اسلامی نیازمند بینشی است که بخش عمده‌ آن از خلال بررسی تجربیات جنبشیِ انسان انقلاب اسلامی به دست می‌آید. انسان انقلاب اسلامی برای ایجاد حرکت‌ها و جنبش‌واره‌های اجتماعی نیازمند نیازمند ارتقا سواد جنبشی و دانش کنشگری خود است و این جز با بازخوانی تجربه‌هایش ممکن نمی‌گردد. جشن‌واره عمار، فارغ از فرم رسانه‌ای آن، یکی از تجربه‌ها متأخر انسان انقلاب اسلامی در زمینه امر جنبشی است. رویداد عمار، آن‌چنان که در بخش‌هایی از متن کتاب توضیح داده شده، بیش از آن‌که یک جشن‌واره باشد یک جنبش‌واره است. جنبش‌واره‌ای که توانسته طی سالیان، سامانه‌ای گسترده از تولید و توزیع معنا را ایجاد کند. انباشت این تجربه طی یک دهه اخیر، این امکان را فراهم می‌آورد تا هر کنشگر اجتماعیِ معطوف به انقلاب اسلامی، این تجربه را به چشمِ دست‌مایه‌ای بنگرد برای تلاش به منظور بازگشت به امر اجتماعی. تجربه‌ای که همچنان جاری است و به واسطه قرابت، قرائتش چندان دشوار نیست. حاضر کوشش برای بازخوانی تجربه جشنواره عمار در چنین افقی است.

۰ نظر ۱۸ دی ۹۸ ، ۲۲:۴۹
مجتبی نامخواه

جریان‌های سیاسی عمده در ایرانِ امروز در دو سطح نگرش­‌ها و کنش‌گرها، امنیت‌بنیان هستند. امنیت البته عنصری نیست که اصل یا اهمیت آن مورد تردید باشد؛ آن‌چه هست تفوق و تعدی استلزامات امر امنیتی به میدان امر اجتماعی است. تفوقی که به وضوح ثبات‌گرایی و انسداد تغییر را دامن می­‌زند. در سایه­‌ی همین نگرش امنیتی است که ما، نیروهای اجتماعی معطوف به انقلاب اسلامی، بیشتر به تهدیدهای عرصه­‌ی سیاسی متوجهیم و از «تحدید»های این حوزه غافلیم: به تهدیداتی می­اندیشیم که متوجه ثبات در عرصه سیاست است و از تحدیداتی که تغییر در میدان سیاست را نحیف و مسدود می­‌کند، به کلی فارغیم. این یادداشت در ادامه می­‌کوشد با تمرکز بر مصداق ملموس انتخابات، تحدیدِ تغییرِ سیاسی را با سه محور-استدلالِ «تهی­‌شدن انتخابات از امر مدنی»، «خصوصی­‌سازی انتخابات» و «حرفه­‌ای شدن انتخابات» توضیح دهد. در ادامه نیز در پی آن است که طرحی اولیه از «چه باید کرد؟» در این باره را دنبال نماید. برای آغاز از تجربه زیسته­‌ای شروع می­‌کنیم که به احتمال زیاد، بسیاری از ما کم و بیش در آن مشترکیم.


* این یادداشت، متن تکمیل یافته‌ی یادداشتی است که در ایام انتخابات اخیر (اردیبهشت 96) در نهمین شماره مجله بهمن آذربایجان منتشر شده است. 
۱ نظر ۲۶ شهریور ۹۶ ، ۱۵:۲۷
مجتبی نامخواه
لزوم بازتولید جنبش‌های اجتماعی هم‌بود با انقلاب اسلامی
 
  • حقیقت آن است که مقابله با فقر، منهای «مبارزه» با فقر ممکن نیست؛ نمی‌توان با عینیت تکاثر ثروت، تنها با امر فرهنگی و رواج حقیقت‌هایی در باب نگاه توحیدی به ثروت مقابله کرد. نمی‌توان بدون تشنه بودن به خون سرمایه‌داران زالوصفت و مبارزه اجتماعی، تغییری ایجاد کرد. در یک کلام، فرهنگ آنچنان که مارکس می‌گفت امری روبنایی نیست؛ اما باید توجه کنیم که تمام بنا هم نیست؛ فرهنگ مهم و زیربنای جامعه است؛ همچنان که معرفت زیربنای فرهنگ است. فرهنگ زیربناست اما تمام بنا نیست و بنا نیست همه چیز با تغییر فرهنگ اتفاق بیفتد. توجه به امر اجتماعی یعنی کار کردن در زیربنای جامعه کافی نیست.

بازگشت به امر اجتماعی


* یادداشت منشر شده در روزنامه فرهیختگان (اینجا و اینجا)
۰ نظر ۱۱ شهریور ۹۶ ، ۱۲:۱۹
مجتبی نامخواه
با مروری بر تاریخ تحولات پس از انقلاب اسلامی به‌ویژه یک‌ونیم دهه‌ی اخیر به‌خوبی در می­‌یابیم بر حسب یک تحلیل صحیح از نسبت امت و امامت بود که انقلاب اسلامی در جنبش(هایی) اجتماعی بازتولید شد. در عسرت و غربت ناشی از برخوردهای طردکننده و هضم­‌کننده­‌ی محافظه­‌کاران غرب­‌گرا و سنت­‌گرا، این «نهضت عدالت­خواهی» بود که به مثابه جنبشی جوانانه در دهه‌ی هشتاد امکان بروز یافت. در شرایطی که سیاست­‌زدگانِ روزمره‌ چالش‌های انقلاب را به چالش‌های سیاسی و خطّی و جناحی فرو کاسته و ادبیات انقلاب را در این چالش­‌ها مصرف می­‌کردند؛ این جوانان انقلابی بودند که آتش­‌پاره­‌های عدالت­خواهانه­ در ادبیات رهبر انقلاب را درک و دریافت کرده و با پاسخ­‌هایی به هنگام، یک جنبش اجتماعی مؤثر را شکل دادند.
آیا استدلال­­‌ها و گفتارهای اخیر رهبر انقلاب را می­‌توان تمهید جنبشی دیگر و طلیعه­‌ی برخاستن حرکتی و نهضتی مجدد از قلب انقلاب اسلامی دانست؟ منطقِ حرکت و نهضت در نظام امت و امامت به ما یادآور می­‌شود، پاسخ این پرسش تا حدود زیادی به نوع تجاوبی بستگی دارد که از جانب «امت» به فراخوان «امام» داده خواهد شد.


* یادداشت منتشر شده در KHAMENEI.IR (اینجا)
۰ نظر ۱۲ تیر ۹۶ ، ۱۳:۱۰
مجتبی نامخواه


چرا مراسم‌های روز دانشجو، به برنامه‌هایی درباره‌ی ازدواج، «جنگ‌های شادی»، «استندآپ کمدی» و شوهایی بامحوریت سلبریتی‌ها و شومن‌ها[1] تقلیل یافته است؟ چرا مراسم «روز دانشجو»، در این ایام با چنین برنامه‌هایی گرامی داشته می‌شود؟

این پرسش اگر در تناظر با موارد مشابه مطرح شود، به پاسخ نزدیک‌تر خواهد بود. پرسش‌هایی از این قبیل که چرا روحانیونی با انجام بازی بیلیارد، حضور در یک برنامه تلویزیونی با لباسی به رنگ متفاوت و نامتعارف، سوار شدن بر خودروهای غیر متعارف، خواندن آواز بر فراز منبر و نیز دیگر اماکن و حتی تقلید صدا[2] و مانند آن، «متمایز» شده و شناخته می‌شوند؟ چرا فراتر از جهان اجتماعی و واقعی، در بازسازی و مانور یک عملیات اجتماعی نیز جنبش کارگری، دشمن فرضی در نظر گرفته می‌شود؟[3] چرا حرکت‌های زیست‌محیطی به جای پرداختن به چالش‌های ناشی از بازتاب نابرابری زیست‌جهان اجتماعی در محیط‌زیست طبیعی، به اقدامات نمادین بسنده کرده‌اند؟[4] چراهای متعددی از این قبیل، پرسش‌های اصلی همه‌ی کسانی است که به اصل و امکان و بسط کنش‌های مردمی می‌اندیشند.

۰ نظر ۱۶ آذر ۹۵ ، ۲۲:۵۱
مجتبی نامخواه

تأملی بر جنبش جوانان مؤمن انقلابی؛ ویژگی‌ها و چالش‌ها

«جوانان مؤمن انقلابی» از مفاهیمی است که اخیرا چند باری به طور خاص در بیانات رهبر انقلاب برجسته شده است. این یادداشت تلاش می‌کند تا حدودی به این پرسش پاسخ بدهد که این مفهوم به چه معنایی راجع است؟ به چه جریان اجتماعی مشخصی اشاره دارد؟ و دست آخر اینکه ملاحظات و چالش‌های اصلی این جریان چیست؟


مؤلفه‌های مهم در

بازشناسی یک جنبش‌

مؤلفه‌های

جنبش جوانان مومن انقلابی

چالش‌های

جنبش جوانان مومن انقلابی

هویت جنبش

مومن انقلابی

فقدان درک درست

از هویت و غیریت جنبش

غیریت جنبش

غیریت معرفتی

انقلابی غیر مؤمن

 

تبدیل شدن به غیرهای سه‌گانه

مؤمن غیر انقلابی

غیریت اجتماعی

نهادهای رسمی

ایدئولوژی جنبش

انقلاب اسلامی

چالش حقانیت

چالش انسجام و منظومه‌وار بودگی

چالش کارآمدی

کنش‌ محوری جنبش

کار فرهنگی

کنش فردی/اعتقادی

یا کنش معطوف به قدرت

سازماندهی جنبش

هسته‌های مقاومت حزب‌الله

فقدان انسجام

و جبهه‌سازی مکانیکی








* یادداشت منتشر شده در فصلنامه دیدمان(فصلنامه اندیشه و گفتمان انقلاب اسلامی)؛ شماره اول
* بازنشر در پایگاه تحلیلی- تبیینی برهان (اینجا)
۳ نظر ۰۹ مرداد ۹۴ ، ۱۶:۵۳
مجتبی نامخواه