طبقه سه

ارزیابی‌های شتاب‌زده یک طلبه

طبقه سه

ارزیابی‌های شتاب‌زده یک طلبه

طبقه سه

بسم الله
دوست می داشتم این وبلاگ
- این پنجره‌ی سرد و بی‌روح - جز یک صفحه نمی‌داشت
و در آن صفحه جز یک سطر نمی‌بود
و بر آن سطر جز یک کلمه نمی‌نشست
و آن کلمه «خمینی» بود و دگر هیچ نبود...
***
آن‌هایی که همراه پیغمبر بودند و دعوت پیغمبر را قبول کردند همین مردم «طبقه سه» بود، همین فقرا.
صحیفه امام ج8 ص 293
***
معرفی بیشتر وبلاگ در قسمت "درباره طبقه سه" در نوار بالای صفحه

آخرین نظرات

روحانیت: هدایت، سیاست و خدمت

پنجشنبه, ۱۶ اسفند ۱۳۹۷، ۱۱:۲۴ ب.ظ


نگاهی به کارکردهای سه‌گانه روحانیت و کارکرد فراموش‌شده

چندی پیش رهبر انقلاب در یک صورت‌بندی سه‌گانه‌ از نقش و کارکردهای اجتماعی روحانیت، «هدایت»، «سیاست» و «خدمت» را به‌مثابه سه وظیفه مهم برجسته کردند.[1] از این سه کارکرد، هدایت به‌نوعی همزاد روحانیت است. توجه به کارکرد سیاست نیز اگرچه گاه در فراز و گاه همچون سال‌های منتهی به آغاز نهضت امام خمینی، در فرود بوده اما دست‌کم در پنجاه سال اخیر، روزبه‌روز مورد توجه فزاینده قرار گرفته است. «خدمت»، اما کارکردی است که کمتر مورد توجه قرار گرفته و در شرایط کنونی به دلایلی روحانیت کمتر نسبت به خدمت اجتماعی احساس وظیفه می‌کند.

مراد از خدمت اجتماعی در این تقسیم‌بندی رهبر انقلاب، آن‌چنان که خود تصریح می‌کنند عبارت است از «مدرسه‌سازی، بیمارستان‌سازی، کمک به مردم هنگام حوادث و دیگر عرصه‌ها». خدمت اجتماعیِ روحانیت به این معنا گاه به‌کلی فراموش و یا حتی انکار شده است.[2] با این حال این نسیان و انکار، بیشتر یک عارضه معاصر و دست‌کم مربوط به یک سده اخیر است. بررسی‌های تاریخی نشان می‌دهد پیش از آغاز قرن جاری، نه فقط روحانیت، کارکرد خدمت اجتماعی را انکار یا فراموش نمی‌کرده است، بلکه با اهتمام تام به آن متوجه بوده و تجربه‌های بی‌بدیلی در این زمینه شکل داده است.

***

به‌عنوان نمونه این راپرت تاریخی از خدمات اجتماعی ثقة‌الاسلام دوم در تبریز جالب توجه است. مخبرالسلطنه پس از نقل ماجرایی درباره نقش ثقة‌الاسلام در هدایت و تشرف یک سرباز روس به اسلام و اظهار تأسف از به دارآویخته شدن او به دست روس‌ها در دهم محرم 1330 (9 دی‌ماه 1290) می‌نویسد: «در تبریز، فقرا را از سر راه‌ها جمع کرده بودند و در محلی مشغول کارهای مختلف می‌داشتند، در شهر کمتر اهل سؤال دیده می‌شد. دسترنج آنها را می‌فروختند، مصارف می‌کردند، مؤسسه مقروض شده بود. بتقاضای تجار قرار شد از مال فتوره [پارچه] و فرش که از شهر خارج می‌کنند، عدلی دو قران در گمرک گرفته شود و عاید مؤسسه گردد. از سایر امتعه عدلی یک قران مأخوذ گردید. بر طبق این قرارداد اعلانی شد». مخبرالسلطنه هدایت این گزارش تاریخی را با جمله‌ای پایان می‌دهد که به سرمایه اجتماعی پشتیبان این خدمات اجتماعی اشاره دارد: «باید انصاف داد که مردم تبریز برای اقدامات مدنی حاضرترند».[3]

***

در یک سده قبل، حضور روحانیت در سیاست انکار و نادیده گرفته می‌شد و حتی «آخوند سیاسی» یک ناسزا تلقی می‌شد[4] و امروز مشابه این وضعیت برای کارکرد دیگر روحانیت وجود دارد. اگر یک سده قبل کارکردِ سیاستِ روحانیت در محاق بود و اکنون در میان است؛ کارکرد خدمت گویا سرنوشتی وارونه داشته: یک سده پیش روحانیت در زمینه خدمت اجتماعی نه‌فقط احساس وظیفه می‌کرد که کارنامه‌ای موفق داشته و اکنون چنین نیست. این انکار و نسیان را می‌توان از زوایای مختلف دید. مهم‌ترین منظر اما همان استدلالی است که در سخنرانی رهبر انقلاب به آن توجه و تصریح شده است: «خدمت اجتماعی روحانیت نیروهای مردمی را نیز به صحنه می‌آورد». سرمایه اجتماعی حاصل از خدمت اجتماعی روحانیت که در وهله اول برای تحقق و تداوم همان خدمت ایجاد می‌شود، در نهایت به حساب دین واریز می‌شود. این مسئله کم‌وبیش همان روایت استنباطی است که مخبرالسلطنه در پایان گزارش تاریخی خود از دارالتربیه مرحوم ثقة‌الاسلام تبریزی آورده بود؛ هم تجار با عایدی عدلی دو قران برای کمک به مؤسسه موافق بودند و هم مردم برای «اقدامات مدنی» آمادگی بیشتری خواهند داشت. ناگفته پیداست که انکار، فراموشی و حتی کم‌توجهی به این کارکرد روحانیت، چه آتشی را به جان خرمن این سرمایه اجتماعی انداخته و خواهد انداخت.

 


[1] . بیانات رهبر انقلاب در جمع مدیران، مدرسان و طلاب حوزه‌های علمیه تهران مورخ 25/2/1395.

[2] به‌عنوان نمونه در پنج کارکردی که کتاب شکل‌گیری سازمان روحانیت برای روحانیت شیعه بر شمرده است خدمت اجتماعی هیچ جایگاهی ندارد. محمد علی اخلاقی، مؤسسه شیعه‌شناسی، 1384. مخالفان این کارکرد روحانیت البته دامنه گسترده‌تری دارند که به اشاره‌ای اکتفا کردیم و پرداختن به تفصیل آن فرصت دیگری می‌طلبد.

[3] هدایت، مهدی‌قلی (مخبرالسلطنه)، خاطرات و خطرات: توشه‌ای از تاریخ شش پادشاه و گوشه‌ای از دوره زندگی من، ، ویراست دوم، زوار، ۱۳۸۸، ص 203.

[4] اعتراض به این فراموشی و انکار یکی از اصلی‌ترین مضمامین اندیشه امام خمینی است: «مسئله‌ای که با کمال تزویر و خدعه طرح کردند، حتی بر ما هم مشتبه کردند! حتی کلمه «آخوند سیاسی» یک کلمه فحش است در محیط ما!» (صحیفه امام، ج 6، ص 41). امام خمینی در سراسر کتاب ولایت فقیه، علیه مخالفان کارکرد سیاست روحانیت استدلال می‌کنند (از جمله ن.ک به صص22-23) و هم چنین در سخنرانی‌های متعددی به این مسئله اشاره و بر آن پافشاری می‌کنند. ن.ک به: ج3، ص 227؛ ج4، 258؛ ج 6 ص 48 و 287؛ ج 8 ص 12؛ ج 9، ص 243؛ ج 10، ص 124؛ ج 13، ص 429؛ جلد 15 ص 209. وصیت‌نامه امام خمینی نیز حاوی نقد این نگرش است. ج 21، 395.


* یادداشت منتشر شده در مجله رسائل


نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی