طبقه سه

ارزیابی‌های شتاب‌زده یک طلبه

طبقه سه

ارزیابی‌های شتاب‌زده یک طلبه

طبقه سه

بسم الله
دوست می داشتم این وبلاگ
- این پنجره‌ی سرد و بی‌روح - جز یک صفحه نمی‌داشت
و در آن صفحه جز یک سطر نمی‌بود
و بر آن سطر جز یک کلمه نمی‌نشست
و آن کلمه «خمینی» بود و دگر هیچ نبود...
***
آن‌هایی که همراه پیغمبر بودند و دعوت پیغمبر را قبول کردند همین مردم «طبقه سه» بود، همین فقرا.
صحیفه امام ج8 ص 293

***
این صفحه بایگانی "جامع" و ده‌ساله‌ای است از نوشته‌ها و گفته‌هایم، که می‌کوشم «غایت»، «موضوع» و یا «مسئله»شان «انقلاب اسلامیِ اکنون» باشد.

***
معرفی بیشتر و گزارش‌واره‌ای از برنامه پژوهشی این صفحه در قسمت "درباره طبقه سه"، در نوار بالای صفحه آمده است.

***
اینستاگرام @namkhahmojtaba
تلگرام @tabagheh3_ir
توییتر @Namkhah1
ایمیل namkhahmojtaba@gmail.com

بایگانی
آخرین نظرات

مسئله نانمایندگی

چهارشنبه, ۱۸ فروردين ۱۴۰۰، ۱۲:۴۰ ب.ظ

بایگانی نوشته‌هایم در شبکه‌های اجتماعی

پیش‌فرض می‌گیرند که جناح راست در دوره پسا دهه شصت یا دست کم در حال حاضر، «جبهه انقلاب» است و تنها مشکل این جاست که نیروهای انقلاب نتوانستند مردم را اقناع کنند که راه حل مسائل در داخل است، به همین دلیل مردم فریب غرب‌گراها را خوردند و جبهه موسوم به انقلاب از رقیب، شکست گفتمانی خورد. پس بروید و بدوید از فرصت‌ها کمال استفاده را ببریم برای تبلیغ گفتمان موسوم به انقلاب و برای گفتمان سازی و تکرار کلیاتی از قبیل آن که بیانیه گام دوم خوب است و برجام خسارت محض بود و غیره.
وقتی مسئله‌ها را بی‌تبار و وارونه ببینیم؛ چه باید کردهامان هم این چنین واژگونه خواهد بود؛ این که به مجموعه‌ای از پیر و جوان‌هایِ یک جناح سیاسی بگوییم جبهه انقلاب، خودِ این حرف آغاز مسئله است. جبهه‌ای که جز با مشارکت اندک، ۲۰ و چند درصدی یا کمی بیشتر، امکان و وقوعی برای پیروزی نداشته و ندارد؛ این جبهه/ الیت را چه به انقلاب همگانی در سال ۱۳۵۷؟
اگر از انقلابیگری سیاست‌زده کنونی فاصله بگیریم و این همه میان جامعه/انقلاب دیوار نکشیم، آن‌گاه می‌بینیم که چندین دهه است جامعه/انقلاب اساساً سازوکارهای نمایندگی خواست‌های اجتماعی سیاسی خود را نداشته و ندارد، چه رسد به این که امکان رقابت انتخاباتی داشته باشد. نباید بگذاریم شکست‌هاشان را به نام جبهه انقلاب، چیزی که نیست،فاکتور کنند.
به عنوان یک مثال، دعوای ۹۶ دعوای پاس کردنِ چکِ برجام بود و تشخیص مردم اشتباه نبود؛ چه کسی برای پاس کردن چک برجام، بهتر از همان کسی که چک را کشیده است؟! چرا یک‌سره از اشتباه مردم  و لزوم اقناع آن‌ها حرف زده می‌شود اما احتمال روی‌دادن کوچک‌ترین اشتباهی در الیت را منتفی می‌دانند؟
چه باید کرد؟
از قضا مسئله نه در سمت مردم، که در سمت الیت است. مسئله این نیست که باید مردم را اقناع کرده و به راهِ [جناح] راست هدایت کرد. مسئله این است که الیت‌های موجود به دلیل آن‌که ویژگی‌های الیکارشیک پیدا کرده‌اند، جامعه/انقلاب را نمایندگی نمی‌کنند. الیت‌های فربهی که روزاروز مناسبات اجتماعی و ساختاریِ بیشتری را از خود متأثر می‌کنند و جامعه‌ای که روزاروز لاغرتر از قبل می‌شود. مسئله #نانمایندگی جامعه در میدان سیاست و سیاست‌گذاری است و راه‌حل هم این است که برای جامعه/انقلاب، سازوکارهای نمایندگی خواست هایش را به وجود بیاوریم.
تصور می‌کنم جز این، الباقی کارها جملگی سیاست‌زدگی باشد و لابی‌بازی و پروپاگاندا و تکرار؛ تکرار یک سری حرف‌های تکراری، به گمان این که تکرار همان گفتمان‌سازی است در حالی که کلیشه‌سازی است.
ای کاش پروسه/ پروژه ایجاد امکان‌های نمایندگی جامعه/انقلاب، بر پروژه/عملیات گفتمان(کلیشه)سازی مفاهیم انقلاب پیشی بگیرد؛ قبل از آن‌که تتمه معنای انقلاب مصرف شود.
تصویر: مجسمه‌ای معروف از  آلبرتو جاکومتی
به نقل از جامعه گردی

https://www.instagram.com/p/CNUfwhqhayB/?igshid=1peubvkcdjgr3

نظرات  (۱)

عالیه وبت

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی