طبقه سه

ارزیابی‌های شتاب زده یک طلبه

طبقه سه

ارزیابی‌های شتاب زده یک طلبه

طبقه سه

بسم الله
دوست می داشتم این وبلاگ
- این پنجره ی سرد و بی روح - جز یک صفحه نمی داشت
و در آن صفحه جز یک سطر نمی بود
و بر آن سطر جز یک کلمه نمی نشست
و آن کلمه "خمینی" بود و دگر هیچ نبود...
×××
آن هایی که همراه پیغمبر بودند و دعوت پیغمبر را قبول کردند همین مردم "طبقه سه" بود، همین فقرا ؛
صحیفه امام ج8 ص 293

طبقه بندی موضوعی

جامعه‌شناسی جشنواره عمار/2

سه شنبه, ۱۶ دی ۱۳۹۳، ۰۸:۳۰ ب.ظ

پرسش از جامعه شناسی جشنواره عمار (۱)

پایگاه علوم اجتماعی اسلامی ایرانی به مناسبت پنجمین جشنواره مردمی فیلم پرونده ای را درباره نگاه جامعه شناختی به جشنواره و آثار برگزیده این جشنواره گشوده است. عمار و امر اجتماعی، نقد فیلم های کوتاه برای هانا و ولد و مستند یاری کنندگان خدا و رسول از مطالب پیشین این پرونده بوده است. در ادامه مجتبی نامخواه به بررسی جامعه شناختی جشنواره عمار پرداخته است:

 یکی از مهم­ترین نکاتی که در جامعه­ شناسی پدیده­ ی جشنواره عمار می­تواند «مسئله» و مورد بحث باشد، تبیین میزان استقبالی است که از کلیت و آثار این جشنواره می­شود. می­دانیم که عرصه فرهنگ به معنای خاصِ خود و اصطلاحا فرهنگ والا[i]، در جامعه­ ی ما بیش از دیگر عرصه­ ها، دولتی و دولت ­ساخته است، به گونه­ ای که حتی بخش عمده‌ای از اپوزیسیون فرهنگی- هنری جمهوری اسلامی هم از بودجه دولتی ارتزاق می­ کند! این­جا بهشت جشنواره­ ها و جایزه ­های متعدد است. از جشنواره ­های بین المللی و ملی گرفته تا جشنواره ­ها و جایزه­ هایی که ادارات کل ارشاد استان­ها و شهرستان­ها برگزار می­کنند. از جشنواره ­هایی که ردیف بودجه ­ی مستقیم دارند تا جشنواره های که به ظاهر اپوزیسیونی که با بودجه غیر مستقیم بر پا می­ شوند. ­اما سوال این­جاست که چرا در رقابت با این همه جشنواره ­ی دولتی، که طبعا اهرم­های مالی و رسانه­ای بیشتری برای جذب مخاطب دارند، جشنواره عمار این چنین مورد توجه توده مردم و مخاطبان خود قرار می­گیرد؟ حتی اگر بخواهیم بنای تبیین این وضعیت را بر بستر تاریخی- اجتماعی جشنواره عمار و ماجرای فتنه و نه دی بگذاریم، باز هم مسئله قابل تبیین نیست. چون تقریبا همزمان و هم مأموریت با جشنواره­ ی عمار، دست کم یکی دو جشنواره سالانه با گستره­ ی هنری وسیع­تر­ی متولد شده ­اند؛ اما در این میان عمار از اقبال متفاوت­ تری برخوردار شده است؛ چرا؟ مسئله­ ی کانونی و کلیدی در بازشناسی اجتماعی یا جامعه­ شناسی جشنواره عمار تبیین این وضعیت، یعنی اقبال و استقبالی است که نسبت به این جشنواره وجود دارد. وضعیتی که به گفته­ ی مسئولان و برگزار کنندگان جشنواره، ابتدا برای خودشان هم غیر منتظره بوده است. در واقع روی دادن این وضعیت در روند اکران مردمی، یک پروسه بوده، نه یک پروژه.

2. در این­جا ممکن است کسانی از اساس منکر این مطلب باشند و معتقد به این که «عمار چندان یا اصلا  مورد توجه نیست». مانند بحث­هایی که در حاشیه­ ی دوره­ ی سوم­، در یکی دو یادداشت درباره­ ی اصل مردمی بودن یا نبودن جشنواره ­ی عمار مطرح شد. طبعا جامعه­ شناسی جشنواره ­ی عمار مجال طرح مباحثی له یا علیه این جشنواره نیست؛ به هر حال می­توان این اقبال مردمی به عمار را منکر شد، یا حتی آن را نتیجه تبلیغات صدا و سیما دانست؛ یا سیاست جشنواره در پذیرش آثار اکران و پخش شده، یا بها دادن به اثر اولی­ها و آماتورها، یا محصول بودجه­ ی کلان پشتیبان این جشنواره و یا دیگر موارد را زمینه ساز این اقبال دانست. اما هیچ­کدام از این­ها پرسش کلیدیِ فراروی تبیین جامعه­ شناختی جشنواره­ی عمار را پاسخ نمی­ دهد. چرا که به عنوان نمونه مسئله­ ی مورد بررسی ما و این اقبال متفاوت، درست قبل از پخش اولین خبر یا برنامه درباره­ ی جشنواره­ ی عمار در صداوسیما اتفاق افتاده است. اولین ورود صداو سیما به ماجرای جشنواره­ی عمار، در اولین روزهای دی ۹۱ در جریان بخش مسابقه­ ی سومین دوره ­ی جشنواره اتفاق افتاده ولی این وضعیت درست قبل از این شکل گرفته بود. (در طول دوره­ ی اول تا پیش از بخش پایانی آن جشنواره ­ی سوم). شاید پیش کشیدن سیاست پذیرش آثار بتواند بخشی از مسئله (اقبال تولید کنندگان آثار) را توضیح دهد، اما در تشریح اقبال مخاطبان کارآمد نیست. ضمن این­که در همان بخش مسئله هم جای سؤال باقی است که چرا از این همه جشنواره با سیاست مشابه در پذیرش آثار، در موردِ خاص جشنواره­ی عمار این وضعیت پیش می­آید؟ یا این­که به عنوان نمونه از میان این همه جشنواره و تقدیر، چرا عمار خستگی دو دهه کار تاریخی را از تن داوود میرباقری بیرون می­برد؟ (جمله ­ای که سید داوود میرباقری در آیین تقدیر جشنواره عمار از وی،  به زبان آورد.) میرباقری که اثر اولی و آماتور نیست؟ تبیین اقتصادی از اقبال به جشنواره عمار هم چندان کارآمد به نظر  نمی­رسد. چرا که می­ توان از نحوه برگزاری جشنواره بودجه­ ی نه چندان بالای آن را حدس زد. باورش سخت است که بچه ­های یک روستای دور افتاده به خاطر دریافت مبالغی به صف اکران کنندگان مردمی جشنواره در مسجد روستای­شان پیوسته ­اند و اتفاقا مردم آن روستا هم به خاطر دریافت مبالغی دیگر به تماشای این آثار نشسته­ اند!

به هر حال انکار یا قبول این اقبال مردمی بیشتر به یک جدل بی­ حاصل و بی­ پایان می­ ماند و به جامعه ­شناسی جشنواره عمار هیچ کمکی نمی­ کند؛ در نهایت آن­چه هست این­که تبیین این وضعیت بر عهده ­ی کسانی است که آن را باور دارند و در جریان این دو- سه دوره ­ی اخیر جشنواره، این وضعیت را مشاهده کرده ­اند و همه نگرانی این­جاست که این جدل­ها، علاقه ­مندان این جشنواره را از این تبیین باز دارد و با فقدان شناخت اجتماعی جشنواره­ی عمار، هویت اجتماعی آن تحلیل رفته و اندک اندک تغییر کند.

همانطور که می ­دانیم علوم اجتماعی در ایران در وضعیتی قرار دارد که اساسا از تبیین جامعه­ شناسیِ جشنواره عمار یا تبیین جامعه ­شناختی هر جشنواره­­ و هر مسئله­ ی اجتماعی دیگری برکنار است. اغلب کنش­گران علوم اجتماعی علاقه دارند بیشتر به بیان کلیاتی در نفی یا دفاع از کلیت علوم اجتماعی بپردازند تا به مسئله­ها و موضوعات عینی و اجتماعی­. بنابراین بحث درباره­ی جامعه­شناسی سینمای ایران و مشخصا یک جشنواره سینمایی، نمی­تواند متکی به یک ادبیات غنی علمی دنبال شود. و در واقع آن­چه هست صرفا یک طرح موضوع است تا زمینه را برای بررسی بیشتر فراهم آورد؛ نه اینکه واقعا بخواهد مطلب مهمی در زمینه­ ی جامعه ­شناسی بخشی از سینمای ایران و این جشنواره بگوید. به هر حال این پرسش یک پاسخ و تبیین اجتماعی می­خواهد که «چرا جمع­ های قابل توجهی در اغلب اقشار اجتماعی، از جمله در شهرستان­ها و روستاهای کوچک و در مکان های متفاوتی مانند مسجد، مخاطب جشنواره­ ی عمار می ­شوند؟

پرسش کلیدی جامعه شناسی جشنواره عمار از آن­جا شکل می­ گیرد که جامعه ­ی مخاطبان جشنواره ­ی عمار، از دو مشخصه ­ی مهم در جامعه­ شناسی مخاطبان و مصرف­کنندگان سینمای ایران تبعیت نمی ­کند: یکی توزیع جغرافیایی و دیگری توزیع در نظام قشربندی اجتماعی. همچنان که محل اکران فیلم­های این جشنواره هم از مکان معمول (سالن­ های سینما) فراتر رفته و به مکان­هایی مانند مسجد و دیگر مکان‌های عمومی غیر مرتبط با سینما رسیده است. می­توان از این وضعیت به هنجارشکنی در گستره­ ی جغرافیایی و نظام قشربندی جامعه­ ی مخاطبان سینما در ایران یاد کرد. هم­چنان که اجرا این جشنواره از هنجار مکانی اکران­ و ارائه در سینمای ایران تبعیت نمی­کند و در چارچوب «اکران مردمی» به مکان­هایی متفاوت و اختصاصی برای اکران خود رسیده است.[ii]­پرسش اصلی در جامعه­ شناسی جشنواره ­ی عمار پیرامون عبور این جشنواره از هنجارهای جامعه مخاطبان سینمای ایران  شکل می­گیرد.

 


[i]. اصطلاحی است که معمولا در مطالعات فرهنگی بیرمنگام در برابر فرهنگ عامه پسند (popular culture) به کار برده می­شود. در اینجا هم مقصود از والا معنای ارزشی آن نیست. منظور سینما، تئاتر، ادبیات و مانند آن است که اصطلاح خاصی برای اشاره به آن به ذهنم نرسید. اتفاقا از منظر ارزشی فرهنگ عمومیِ ما غیردولتی و با فاصله­ ی بسیار زیادی انقلابی­ تر است از فرهنگ والا.

[ii].«اکران کننده­ ی مردمی» عنوان فعالان فرهنگی متنوعی است که در سراسر کشور به صورت داوطلبانه با جشنواره­ ی عمار در اکران آثار همکاری دارند. این افراد غالبا اخبار و تصاویر اکران­های مردمی خود را در وبلاگ­هایی منتشر می­کنند. (فهرستی از این وبلاگ­ها در سایت جشنواره­ی عمار ثبت شده است.) همچنین برخی از این اکران کنندگان مردمی خاطرات این فعالیت خود را در وبلاگ­های شخصی­شان منتشر کرده ­اند. این اخبار، تصاویر و یادداشت­ها منبع مناسبی برای جامعه­ شناسیِ برگزار کنندگان و مخاطبان جشنواره عمار است. همچنین تصویری انضمامی از هنجارشکنی جغرافیایی- اجتماعی جشنواره ­ی عمار دست می ­دهد. در بخشی از ویژه نامه ­ی «فیلم­ شناخت سه دوره جشنواره مردمی فیلم عمار»، چکیده ­ای از این یادداشت­ ها و خاطرات، عکس­ها و عکس­ نوشته­ ها، همچنین مصاحبه با برخی از اکران کننده ­های مردمی آمده است.

 

منتشر شده درعلوم اجتماعی اسلامی ایرانی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی