طبقه سه

ارزیابی‌های شتاب‌زده یک طلبه

طبقه سه

ارزیابی‌های شتاب‌زده یک طلبه

طبقه سه

بسم الله
دوست می داشتم این وبلاگ
- این پنجره‌ی سرد و بی‌روح - جز یک صفحه نمی‌داشت
و در آن صفحه جز یک سطر نمی‌بود
و بر آن سطر جز یک کلمه نمی‌نشست
و آن کلمه «خمینی» بود و دگر هیچ نبود...
***
آن‌هایی که همراه پیغمبر بودند و دعوت پیغمبر را قبول کردند همین مردم «طبقه سه» بود، همین فقرا.
صحیفه امام ج8 ص 293

***
این صفحه بایگانی "جامع" و ده‌ساله‌ای است از نوشته‌ها و گفته‌هایم، که می‌کوشم «غایت»، «موضوع» و یا «مسئله»شان «انقلاب اسلامیِ اکنون» باشد.

***
معرفی بیشتر و گزارش‌واره‌ای از برنامه پژوهشی این صفحه در قسمت "درباره طبقه سه"، در نوار بالای صفحه آمده است.

***
اینستاگرام @namkhahmojtaba
تلگرام @tabagheh3_ir
توییتر @Namkhah1
ایمیل namkhahmojtaba@gmail.com

بایگانی
آخرین نظرات

چشم‌انداز روایت انسان ایرانی

شنبه, ۱۴ فروردين ۱۴۰۰، ۰۱:۱۳ ب.ظ

بایگانی نوشته‌هایم در شبکه‌های اجتماعی

 

درباره روایت‌های اجتماعی دوران بیماری همه‌گیر و رستاخیز تشییع شهید حاج قاسم سلیمانی

 

🔻از لحاظ فلسفی، علم انسانی(اجتماعی) به این دلیل امکان دارد که انسان تنها موجودی است که می تواند بازنگری کند و به کنش‌های خود بیاندیشد.
به همین دلیل و به شرحی که پیش تر توضیح داده‌ام، روایت انسانی و اجتماعی از جنگ هشت ساله را می توان به مثابه زمینه بازاندیشی در کنش ایرانی و یکی از مهم ترین کانون های بازتولید علم اجتماعی ایرانی دانست (ن.ک به بررسی‌هایی درباره نظریه اجتماعی غیر رسمی: مناسبات مطالعات دفاع مقدس و رویکردهای پست مدرن).

🔻روایت ایرانی از جنگ، اگر از خرده روایت های انقلاب  بگذریم، نهادی مهم در روایت ایرانی را بنیان‌گذاری کرد. نهادی که طی چند دهه و با رشد جهش گونه از نظر کمی و کیفی، به یکی از اصلی‌ترین روایت‌ها از انسان ایرانی تبدیل شده و در سال‌های اخیر در شکل‌های مختلفی بازتولید شده است. در این میان آن چه اهمیت دارد سرعت و دقتی است که در صورت های اخیر روایت انسان ایرانی از خود پدیدار شده است.
اگر روایت دفاع مقدس یک و نیم دهه پس از آغاز جنگ تاسیس شد، ما امروز یک سال پس از آغاز بیماری همه‌گیر، روایتی اجتماعی و انسانی از آن را می خوانیم؛ اگر موضوع روایتِ جنگ، انسان (شهید، همسر شهید، رزمنده و  غیره) بود، ما امروز روایت لحظه تشییع سردار را می خوانیم.
این دو دگرگونی را نباید به عنوان یک تغییر ساده در زمان و موضوع روایت در نظر گرفت. همواره این چنین به نظرم می‌آید که این دو تغییر را می توان به مثابه شوق بیشتر انسان ایرانی برای روایت خود فهمید.

🔻روزاروز شدن روایت ها و روایت لحظه دو تغییر مهم در روایت ایرانی است و باعث شده و ما در کتاب‌های «خیاط ماهر»، «نوبت شماست»، «یزله در دجله»، «بر شانه‌های کارون»، «سلیمانی‌ها» (و احتمالاً «حافظ دل‌ها»، «سردار سربدارها» که هنوز ندیده‌ام) پیش از یک متن روایت، در فرامتن این کتاب ها با راویت اشتیاق انسان ایرانی برای روایت خود و فعال کردن امکان هایش در خلق علم اجتماعی مواجه می‌شویم؛ مواجهه شیرینی است.

🔻کتاب‌های دوستان جان و پژوهشگران جوانِ دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی درباره  بازخوانی واکنش اجتماعی به بیماری همه‌گیر و روایت روزهای تشییع سردار را به شکل گذرا مطالعه کردم اما به نحوی پایدار بهره بردم. بیشتر از متن کتاب ها که البته خوب بود، این فرامتن کتاب ها بود که سرشارمان می کند از امید. خداقوت
https://www.instagram.com/p/CMNU-7KhA-R/?igshid=8etuj7ll9ro3

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی