طبقه سه

ارزیابی‌های شتاب‌زده یک طلبه

طبقه سه

ارزیابی‌های شتاب‌زده یک طلبه

طبقه سه

بسم الله
دوست می داشتم این وبلاگ
- این پنجره‌ی سرد و بی‌روح - جز یک صفحه نمی‌داشت
و در آن صفحه جز یک سطر نمی‌بود
و بر آن سطر جز یک کلمه نمی‌نشست
و آن کلمه «خمینی» بود و دگر هیچ نبود...
***
آن‌هایی که همراه پیغمبر بودند و دعوت پیغمبر را قبول کردند همین مردم «طبقه سه» بود، همین فقرا.
صحیفه امام ج8 ص 293
***
معرفی بیشتر وبلاگ در قسمت "درباره طبقه سه" در نوار بالای صفحه

بایگانی
آخرین نظرات

جامعه‌شناسی اعتراض‌های سپرده‌‌گذاران

چهارشنبه, ۸ آذر ۱۳۹۶، ۰۶:۵۷ ب.ظ

دیدار با جنبشی از آینده

در یک سال اخیر در نقاط مختلفی از کشور، حرکت‌هایی اعتراضی از سوی سپرده‌گذاران برخی بانک‌ها و موسسات اعتباری صورت پذیرفته است. اگرچه هیچ آمار قابل‌استنادی از این تجمع‌ها وجود ندارد و امکان به دست آوردن چنین آماری هم نیست، اما به احتمال زیاد این اعتراض‌ها از  نظرهای گوناگونی همچون فراوانی، کمیت و پایداری از مهم‌ترین حرکت‌های اعتراضی یک سال اخیر در کشور بوده‌اند. به‌رغم این‌که مسئولان امر با تندترین تعابیر سعی می‌کردند سپرده‌گذاران را «طمع‌کار» خوانده و تجمع‌ها را سازماندهی‌شده و غیرواقعی بدانند؛ اگرچه مسئولان کوشیدند سپرده‌گذاران را به لحاظ حقوقی مقصر دانسته و به لحاظ اجتماعی طرد کنند؛ با وجود اینکه رسانه‌های رسمی و همچنین کنشگران و تحلیلگران اجتماعی این حرکت‌ها را نادیده گرفته‌ یا انکار کرده‌اند؛ واقعیت اما این است که ما با نمونه‌هایی کاملا ویژه از یک گونه جدید از حرکت‌های اجتماعی مواجهیم: با نسل جدیدی از اعتراض‌ها که می‌تواند جرقه‌ای باشد برای درک نسلی جدید از جنبش‌های اجتماعی. تجمع سپرده‌گذاران اگرچه از «اعتراض‌های پراکنده» و «شخصی‌‌صنفی» آغاز می‌شود اما اگر دقیق‌تر شویم گونه‌ای بدیع از اعتراض‌ها و حتی جنبش‌های «اجتماعی» را می‌‌بینیم که متولد شده‌ و احتمالا بتوانند ادامه داشته باشند. این یادداشت می‌‌کوشد ابعادی از این پدیده را تا حدودی تشریح کند.

دیدار با جنبشی از آینده



به سوی نسل سوم جنبش‌های اجتماعی

در ادبیات جامعه‌شناسی میان دو نسل «جنبش» و «نظریه جنبش» تمایز قائل می‌شوند. نسل اول نظریه‌های جنبش یا جنبش‌ها بر شکاف‌های اقتصادی متمرکز بود. در این جنبش/‌نظریه‌ها کنشگران اجتماعی براساس جایگاه‌‌شان در ساخت طبقاتی جامعه دست به کنش می‌زدند. در یکی دو دهه‌ آخر قرن گذشته تاکنون اما حرکت‌هایی اجتماعی پدید آمد که در آن افراد فارغ از خاستگاه طبقاتی و حول شکاف‌ها و مسائلی فرهنگی اجتماعی شکل می‌گرفتند. ادبیات سابق به اندازه کافی گویا نبود و به همین دلیل سخن از جنبش‌های نوینی به میان آمد که ماهیتی اجتماعی فرهنگی دارند. اکنون اما ما در ده‌ها اعتراض سپرده‌گذاران بانک‌ها و موسسات خصوصی با حرکت‌هایی مواجهیم که اگرچه حرکت‌شان را با خاستگاهی از حقوق شخصی خود آغاز می‌کنند اما به حقوق و معنای اجتماعی و حتی حقوق اساسی متعددی دلالت می‌دهند و دست‌کم از این جهت ویژگی‌های یک جنبش اجتماعی را دارا هستند.

 معانی اجتماعی جنبش‌های نسل سوم

در الهیات اسلامی کسی که در راه دفع حقوق خود (ازجمله حقوق مالی) کشته می‌شود، پاداش شهید را دارد. این به این معناست که دفاع افراد از حقوق خصوصی‌شان نیز جنبه و معنای اجتماعی و عمومی دارد. با این حال این اعتراض‌ها پیام‌های اجتماعی‌ای بیش از این را برای ما مخابره می‌کنند.

مدعای بنیادین اقتصاد سرمایه‌داری یا بازار حق مالکیت خصوصی است. همان‌طور که می‌دانیم ادعاهای این گرایش اقتصادی دست‌کم در سه و نیم دهه اخیر به‌طور فزاینده‌ای درحال گسترش در سطوح عالی مدیریتی در کشور است. اگرچه هم‌اکنون مقامات ا‌جرایی اندکی به صراحت به این ایدئولوژی اقتصادی باور دارند، اما هستند کسانی در سطوح مدیریت عالی وزارتخانه‌ها که به صراحت از اقتصاد سرمایه‌داری دفاع کرده و آن را تنها راه حل مشکلات اقتصادی کشور می‌‌دانند. اعتراض‌های متعدد سپرده‌‌گذاران با هر زمینه و شعاری، در مقدمه‌ خود یک اصل محوری را حمل می‌کند: نهادهای اقتصاد سرمایه‌داری همچون بانک، علی‌رغم شعارهایشان، هیچ اهمیتی برای مالکیت خصوصی قائل نیستند. اگرچه این گزاره، باوری به نسبت عمومی است که در تحلیل افکار عمومی از نرخ بالای سود و نوع قراردادهای بانکی، قراردادهای بیمه و مانند آن قابل‌مشاهده است اما فریاد زدن‌ این باور در هر کوی و برزن، از ابتکارات معنایی این گونه‌ جدید از حرکت‌های اجتماعی است. این حرکت‌‌ها بیش از هر کتاب یا نظریه‌ای، به طرز بی‌سابقه‌ای، اعتماد عمومی به بانک‌ها و دست‌کم بانک‌های‌ خصوصی را فرو ریخته است. تجمع‌ها و تحصن‌های متعدد، بسان استدلال‌هایی ایستاده با زبانی مملو از المان‌های حاوی همدردی، تجربه‌ ناکامی ناشی از اعتماد به بانک‌ یا دست‌کم بانک‌های خصوصی را فریاد می‌زند.

هیچ پایشی از میزان اعتماد عمومی به بانک‌های خصوصی وجود ندارد، همچنان‌که به علت گسترش بی‌رویه‌ بانک‌های خصوصی، مردم به‌رغم بی‌‌اعتمادی به این بانک‌ها کمتر گزینه جایگزینی در اختیار دارند. با این حال به روشنی می‌توان مدعی شد جنبش‌‌های نسل اول و دوم، این میزان از استدلال‌های موثر در زمینه یک موضوع، و در این‌جا ناکارآمدی نظام بانکی را نه در طول یک سال، بلکه در طول یک دهه هم نمی‌توانستند در جامعه منتشر کرده و به معرفتی اجتماعی تبدیل سازند.

علاوه‌بر معانی‌ای که مردم از این جنبش‌ دریافت کرده‌اند، مسئولان دولتی هم در عداد مخاطبانی هستند که پیام‌های متعددی را از این حرکت دریافت کرده یا خواهند کرد. ناآرامی برای مدیران محافظه‌کار یک خط قرمز است. آنها به آرامش جامعه به نحوی اعتیادوار علاقه نشان می‌دهند و حتی حاضرند این آرامش را از راه رکود فراگیر به دست بیاورند. هر اعتراضی مدیران محافظه‌کار را به هراس و تکاپو می‌اندازد. محافظه‌کاران اگرچه آدم‌‌های دوراندیشی نیستند اما عمیقا به رفع و رجوع مسائل اکنونی‌شان علاقه دارند. وقتی در اوایل دهه هشتاد، مدیران اقتصادی و... برای ایجاد بانک خصوصی، متن مصرح قانون اساسی را نادیده می‌گرفتند، پیامدهای اجتماعی‌ای را که یک و نیم دهه بعد این اقدام‌شان به بار خواهد آورد، حدس نمی‌زدند. در این صورت شاید در روی آوردن به الگوها و نهادهای اقتصاد سرمایه‌داری کمی احتیاط بیشتری می‌‌کردند. این اعتراض‌ها اگرچه نمی‌تواند فرآیند موجود را اصلاح کند اما شاید بتواند برخی مسئولان دولتی را در هنگام دویدن به سمت و سوی اقتصاد سرمایه‌داری، کمی به فکر فرو ببرد. هشدار به مسئولان جمهوری اسلامی در ارتباط با میل فزاینده به اقتصاد سرمایه‌داری معنا و پیامی است که دست‌کم در حال حاضر، در هیچ حرکت اجتماعی دیگری بازتولید نمی‌شود.

برخی اقتصاددانان با صراحت تمام به مسئولان جمهوری اسلامی توصیه می‌کنند که به تغییر قانون اساسی فکر کنند تا بتوانند از بند آخرین مقاومت‌ها در برابر اقتصاد سرمایه‌داری عبور کنند. جنبش‌های اجتماعی، دانشجویی و زیست‌محیطی متعددی در حاشیه‌ تمایل ساختارمند برخی مسئولان موثر به اقتصاد سرمایه‌داری، درباره برخی معلول‌ها یا مسائل فرعی واکنش نشان می‌دهند؛ روحانیت دعوت امام خمینی برای مقابله با اقتصاد سرمایه‌داری را پاسخ چندانی نمی‌دهد؛ بعید است کسی پیدا شود که یک خطبه نماز جمعه یا سخنرانی مذهبی را به یاد بیاورد که حتی در حد لفظ و شعار، به تکاثر کنونی ناشی از اقتصاد سرمایه‌داری تاخته باشد. بحث‌ها اغلب حول مسائل سیاسی است و در میان معدود صداها و حرکت‌های اجتماعی موجود، کسی کلیت حرکت به سمت اقتصاد سرمایه‌‌داری را نقد نمی‌کند. حتی مباحث حول اقتصاد مقاومتی نیز به گونه‌ای تقریر می‌