طبقه سه

ارزیابی‌های شتاب زده یک طلبه

طبقه سه

ارزیابی‌های شتاب زده یک طلبه

طبقه سه

بسم الله
دوست می داشتم این وبلاگ
- این پنجره ی سرد و بی روح - جز یک صفحه نمی داشت
و در آن صفحه جز یک سطر نمی بود
و بر آن سطر جز یک کلمه نمی نشست
و آن کلمه "خمینی" بود و دگر هیچ نبود...
×××
آن هایی که همراه پیغمبر بودند و دعوت پیغمبر را قبول کردند همین مردم "طبقه سه" بود، همین فقرا ؛
صحیفه امام ج8 ص 293

مردم؛ راه حلی برای تمام مسائل اجتماعی

سه شنبه, ۲۵ مهر ۱۳۹۶، ۰۷:۵۸ ب.ظ

مردم راه حلی برای تمام مسائل اجتماعی

این یادداشت می­‌کوشد با دو پرسش اساسی به تشریح ابعادی از نظریه مردم­‌سالاری دینی در اندیشه اجتماعی رهبر انقلاب اسلامی بپردازد: پرسش اول این­که  نقش مردم در اندیشه رهبر انقلاب، که مفهوم/ نظریه مردم­‌سالاری دینی آن را بازتاب می­‌دهد، از کدام بنیادهای نظری برخاسته است؟ و دیگر این­که این مفهوم در اندیشه اجتماعی رهبر انقلاب چه موقعیت دارد؟

بنیادهای معرفتی نظریه‌ی مردم‌سلاری دینی رهبر فرزانه انقلاب

هستی شناسی

توحید ناب

انسان شناسی

فطرت

معرفت‌شناسی

سه گانه‌ی وحی،عقل، تجربه

در نظریه رهبر انقلاب درباره مردم‌سالاری دینی، مردم به مثابه یک راه حل برای تمام مسئله­‌های اجتماعی مطرح است: «حرف مکرّرگفته‌شده و بارهاگفته‌شده را می­خواهیم باز یک بار دیگر بیان کنیم، خلاصه‌اش این است که می­‌خواهیم بگوییم مسئولین کشور بدانند و آحاد مردم بدانند که حلّ مشکلات کشور جز به دست خود آحاد این کشور عملی نیست و شدنی نیست؛ چه مشکلات اقتصادی، چه مشکلات فرهنگی؛ همه نوع مشکلات».

بر حسب این استدلال مرز «سیاست‌گذاری» و «جنبش اجتماعی» از میان برداشته شود: مردم در اندیشه رهبر انقلاب هم در سطح امر سیاسی (Politics) مطرح است و هم در سطح خط مشی‌گذاری (Policy).


* یادداشت منتشر شده در روزنامه فرهیختگان (اینجا)؛ متن کامل با ارجاعات.

مردم؛ راه حلی برای تمام مسائل اجتماعی

درآمدی بر روش­‌شناسی و جایگاه مقوله­ «مردم» در اندیشه اجتماعی رهبر انقلاب


این یادداشت می­کوشد با دو پرسش اساسی به تشریح ابعادی از نظریه مردم­سالاری دینی در اندیشه اجتماعی رهبر انقلاب اسلامی بپردازد: پرسش اول این­که  نقش مردم در اندیشه رهبر انقلاب، که مفهوم/ نظریه مردم­سالاری دینی آن را بازتاب می­دهد، از کدام بنیادهای نظری برخاسته است؟ و دیگر این­که این مفهوم در اندیشه اجتماعی رهبر انقلاب چه موقعیت دارد؟

روش­شناسی مردم­سالاری دینی در اندیشه اجتماعی رهبر انقلاب

نظریه­ای که رهبر انقلاب در زمینه‌ی مردم‌سالاری دینی می‌پرورانند، در متن خود واجد ویژگی­های منحصر به فردی است.[1] پرسش پیش­روی این بررسی اما این ویژگی­ها و اختصاصات متنی نیست. پرسش اصلی این بررسی این است که وجوه متمایر نظریه­ی رهبر انقلاب در زمینه مردم­سالای دینی بر اساس کدام نگرش به هستی، انسان و آگاهی استوار است؟ هر نظریه‌ عقبه­ای از استدلال­های هستی‌شناختی، انسان‌شناختی و معرفت شناختی خاص خود را دارد. موضعی که یک نظریه پرداز در این زمینه دارد تأثیر به سزایی در ساخت و محتوای نظریه‌اش خواهد داشت.[2] این خاستگاه­های مسیر برخاستن یک نظریه را نشان می­دهد و شناخت این مبانی روش‌شناسی بنیادین یک نظریه است. روش­شناسی بنیادین راجع به فهم مسیری است که یک نظریه برای شکل‌گیری، از بنیادهای نظری تا نظریه پیموده است.[3]

الف. مبانی هستی‌شناسی

نگاهی که رهبر انقلاب به هستی دارند مبتنی بر نگرشی خاص به توحید است. بررسی این نظریه مجالی دیگر را طلب می‌کند اما امهات آن را در پیش از انقلاب در یک سلسله سخنرانی تحت عنوان «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن»[4] و در کتابی تحت عنوان «روح توحید نفی عبودیت غیر خدا»[5]مطرح شده و در سخنرانی‌ها و پیام‌های متعددی پس از انقلاب اسلامی نیز بازتاب یافته است.[6]بر وفق نگرش توحید ناب  توحید واجد روحی است که عبارت است از نفی عبودیت غیر خدا. در این جا مسئله‌ی مهم این است که عبودیت را باید درست و قرآنی فهم کرد نه «سطحی و عامیانه»[7]. عبودیت شامل هرگونه سلطه‌ی اجتماعی می‌شود. در جوامعی که به دو طبقه مستضعف/ مستکبر باشند تقسیم شده باشد «نمودارمظهر الوهیت و عبودیت، همین رابطه‌ی نامتعادل میان دو طبقه است»[8]؛ از این روی توحید ناب یک دیدگاه معترض و متعرض بر سلطه‌های اجتماعی است.[9]

بر این اساس است که نگره‌ی توحید ناب بر اهمیت بعد اجتماعی توحید و «نفی عبودیت غیر خدا» تأکید می‌کند. این دیدگاه از «تحریف مفهوم توحید» سخن به میان می‌آورد و مبتنی بر استدلال‌های مفصلی که پیش می‌کشد تلقی توحید به مثابه «یک نظریه فلسفی و ذهنی» را یک برداشت «عامیانه» و البته «رایج» بر می‌شمارد.

مسئله‌ی مهم این ست که اگر صرفا مبتنی بر برداشت عامیانه و رایج فلسفی و ذهنی به توحید نگریسته شود، مفهوم توحید هیچ امتداد اجتماعی نخواهد داشت؛ اما مبتنی بر تلقی «توحید ناب» مردم و روابط اجتماعی به مثابه تداوم این نظریه خواهند بود. مردم‌سالاری دینی بر چنین درکی از توحید استوار است. درکی که «مردم» و بر هم زدن روابط مستضعف/ مستکبر را یک بخش و مفهوم مرکزی از توحید به حساب می‌آورد. 

ب. مبانی انسان‌شناسی

چه نوع نگرش به انسان نظریه‌ی مردم‌سالاری دینی را صورت بندی می‌کند؟ مهم‌ترین بنیاد انسان‌شناختی نظریه‌ی مردم‌سالاری دینی که شامل محوریت دادن به نقش مردم در «نهضت» و «نظام» اسلامی می‌شود بر اساس نظریه‌ی فطرت شکل می‌گیرد.

فطرت مقوله‌ای پردامنه در حکمت اسلامی است و از تأسیس فسلفه‌ی‌اسلامی در آثار فارابی وجود داشته است. در مسیر تطورات مقوله‌ی فطرت اما سه نقطه‌ عطف اساسی می‌توان در روند تطورات این مفهوم تشخیص داد: یکی محی‌الدین ابن‌عربی؛ او اولین کسی است که به طور مستقل درباره‌ی فطرت نظریه‌پردازی می‌کند؛ نطقه عطف دیگر مرحوم شاه‌آبادی است؛ او که اولین کسی‌ است[10] که نظریه‌ایی منسجم و منظومه‌وار از مجموعه‌ معارف دینی را حول مفهوم فطرت می‌پرورانند.[11] و نقطه سوم که عبارت است از امام خمینی؛ ایشان به مثابه بنیان‌گذار نظریه مردم‌سالاری دینی[12]در اندیشه‌های خود ضمن تأثیرپذیری از این دو شخصیت است سطح متکامل‌تری از این مفهوم را پیش می‌کشند. این سطح عبارت است از  فهم تحولات اجتماعی و انقلاب اسلامی بر اساس فطرت؛ که در آراء امام بارها مورد تأکید  قرار گرفته است.[13] همین رویکرد به محوریت فطرت در آراء شاگردان برجسته ایشان در زمینه آموزه­های فلسفی (آیت‌الله مطهری)[14] و آموزه­های سیاسی و اجتماعی (آیت‌الله خامنه‌ای) بازتاب یافته است.

رهبر انقلاب در بیانات متعددی مقوله‌ی فطرت را در سطحی اجتماعی طرح و تئوریزه می‌کنند.[15] از نظر ایشان هدف‌های انقلاب در هماهنگی با فطرت مردم قرار دارد[16]و انسان‌ها به سبب فطرت الاهی‌شان در مردم‌سالاری دینی «اصالت» می‌یابند. از آن‌جا که فطرت یک امر مشترک میان همه‌ی انسان‌هاست نسخه‌ی مردم‌سلاری دینی در زمینه‌ی تکیه به مردم‌ هم مخصوص به مردم ایران نیست و در همه‌ی دنیا مطرح است:

«از اوّل انقلاب تا امروز هر وقتی هر کاری را محوّل به مردم کردیم، آن کار پیش رفته است ... این مخصوص ما ایرانی‌ها نیست. در هر نقطه‌ای اگر کار دست مردم قرار گرفت و مردم دارای هدف بودند .... صحنه وقتی در اختیار مردم قرار گرفت، پیش خواهد رفت.»[17]

ایشان مقاومت تجربه‌ی مقاومت در لبنان فلسطین و برعلیه اسرائیل و تجربه‌ی «نیروهای مجاهد مردمی عراق» و بر علیه داعش و گرامیداشت‌های مردمی بیست و دوم بهمن را نمونه‌هایی از اعتماد به مردم برمی‌شمارند.[18]

ج. معرفت‌شناسی

نظریه‌ی مردم‌سالاری دینی  رهبر انقلاب از چه سنخ معرفت‌هایی بهره می‌برد؟ «وحی»، ‌«عقل» و ‌«تجربه» مبادی این نظریه را تأمین می‌کند.

وحی اولین مرجع و چارچوب کلان بنیادهای معرفتی نظریه مردم‌سالاری دینی است: «مردم سالاری را برخاسته از آموزش‌های قرآنی فراگرفته و بکار بسته‌ایم.»[19]آیاتی از قرآن ناظر به مضامین اساسی این نظریه است: «مردم‌سالاری از متن دین برخاسته است؛ از «امرهم شوری بینهم» برخاسته است؛ از «هو الذی ایدک بنصره و بالمؤمنین» برخاسته است. »[20]

مرجع معرفتی دیگر این نظریه عقل است: « انتخاب مردم‌سالاری، یکی از مظاهر روشن عقلانیت امام در مکتب حیاتبخش و نجاتبخش او بود. »[21]

در سطح دیگر «تجربه» مطرح است. مردم‌سالاری تجربه‌ی منحصر به فرد ملت ایران است: «ما در دنیا تجربه‌ی نویی آورده‌ایم. ما مردم‌سالاری را نه جدا و بیگانه‌ی از معنویت و دین، بلکه توانسته‌ایم کاملا برخاسته‌ی از دین و معنویت در کشورمان مستقر کنیم.» این تجربه در عین عمر کوتاه، عمق بلندی دارد و کاملا قابل تأمل و تقلید است: « [مردم‌سالاری دینی] تجربه‌ی جدید و جوانی است؛ اما تجربه‌ی قابل تأمل و پیگیری و قابل تقلیدی است».[22]

بخش عمده‌ای از افق‌های آتی بسط این نظریه از جمع‌بندی و تأمل در. تجربه‌های تاریخی اجتماعی از ابتدای انقلاب اسلامی تا کنون، مانند  تجربه‌ی «بسیار دشوار جنگ»[23]به دست می‌آید: «از اوّل انقلاب تا امروز هر وقتی هر کاری را محوّل به مردم کردیم، آن کار پیش رفته است»[24]

 

بنیادهای معرفتی نظریه‌ی مردم‌سلاری دینی رهبر فرزانه انقلاب


هستی شناسی

توحید ناب

انسان شناسی

فطرت

معرفت‌شناسی

سه گانه‌ی وحی،عقل، تجربه

 

موقعیت مردم­سالاری دینی در اندیشه رهبر انقلاب

در نظریه رهبر انقلاب درباره مردم‌سالاری دینی، مردم به مثابه یک راه حل برای تمام مسئله­های اجتماعی مطرح است: «حرف مکرّرگفته‌شده و بارهاگفته‌شده را می­خواهیم باز یک بار دیگر بیان کنیم، خلاصه‌اش این است که می­خواهیم بگوییم مسئولین کشور بدانند و آحاد مردم بدانند که حلّ مشکلات کشور جز به دست خود آحاد این کشور عملی نیست و شدنی نیست؛ چه مشکلات اقتصادی، چه مشکلات فرهنگی؛ همه نوع مشکلات».[25] بر حسب این استدلال مرز «سیاست‌گذاری» و «جنبش اجتماعی» از میان برداشته شود: مردم در اندیشه رهبر انقلاب هم در سطح امر سیاسی (Politics) مطرح است و هم در سطح خط مشی‌گذاری (Policy).

در سطح ساسی مردمی­سازی عرصه­های حیات اجتماعی مطرح است. فرایندی که با اولویت مردم­سالاری در عرصه سیاسی آغاز شده و به مردم­سالاری اجتماعی ختم می­شود. مردم­سالاری در عرصه سیاسی خود در دو سطح نظام­ (ساختار حکومت) و قدرت (اعمال حاکمیت) مطرح است. رهبر انقلاب در سخنان متعددی عاملیت مردم را در سطوح نظام­سازی(نظام اسلامی) و دولت­سازی(دولت ­اسلامی) مطرح کرده­اند.[26] کوشش ایشان برای طرح مردمی­سازی پاسخ به چالش­های اجتماعی، در تداوم تجربه امام خمینی در عرصه­ی سیاست­گذاری[27]، تجربه­ای خاص از سیاست­گذاری عمومی در جمهوری اسلامی را به وجود آورده که در جای خود قابل بررسی است.[28]

 


[1]  برای توضیح بیشتر این ویژگی­ها ن. که به یادداشت «درباره «مردم»، یکی از مهم‌ترین کلیدواژه‌های رهبر انقلاب» قابل دسترسی در http://farsi.khamenei.ir/others-note?id=36683

[2] . فلسفه‌ی علوم اجتماعی: بنیادهای فلسفی تفکر اجتماعی، تد بنتون و یان کرایب، ترجمه‌ی شهناز مسمی‌پرست و محمود متحد، تهران نشر آگه، 1384، صص19-21.

[3] روش‌شناسی انتقادی حکمت صدرایی؛ پارسانیا، حمید قم، کتاب فردا 1389، صص69-76ن

[4] طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن: سلسه جلسات استاد سیدعلی حسینی خامنه‌ای مشهد مقدس مسجد امام حسن مجتبی(علیه السلام)، تهران، موسسه فرهنگی ایمان جهادی، 1392.

[5] روح توحید (نفی عبودیت غیر خدا)، [ویراست 2]، قم، جامعه‌ی مدرسین قم، دفتر انتشارات اسلامی، 1388.

[6] به عنوان نمونه ن.ک به: بیانات در 29/9/1368 و پیام در 3/10/1369

[7] روح توحید (نفی عبودیت غیر خدا)، صص 47-48

[8] همان، ص 51

[9] همان، ص 10

[10] دلالت‌های نظریة فطرت در نظریة فرهنگی، محسن لبخندق، معرفت فرهنگی اجتماعی، سال سوم، شماره اول، زمستان 1390، صفحه 55 ـ 80

[11] شاه آبادی، محمدعلیرشحات البحار، ترجمه زاهد ویسی، چ دوم، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی1387؛ و فطرت عشق (شذرة ششم از کتاب شذرات المعارف)، شرح فاضل گلپایگانی، چ دوم، تهران،  پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی،1387.

[12] بیانات در 14/3/1385 و 17/6/1390

[13] برای توضیح بیشتر ن.ک به مقاله «نظریه انقلاب امام خمینی»؛ فصلنامه اندیشه سیاسی در اسلام، شماره 5.

[14]  به عنوان نمونه ن. ک به کتاب فطرت از شهید مطهری. ایشان این چنین استدلال می­کنند که فطرت را ام‌المسائل اسلامی به شمار می­رود.

[15] رهبر انقلاب می‌کوشند در موارد متعددی درک و تفسیر فطری از مسائل و مقولات اجتماعی به دست بدهند که خود موضوع بحثی مستقل و مفصل است. اما به عنوان نمونه ن.ک به: «فطرت جامعه» (19/ 04/ 1374)، «ماهیت حرکت زنان در جریان انقلاب اسلامی» (25/ 09/ 1371)، روابط اجتماعی (13/ 12/ 1372)، آزادی اجتماعی (12/ 06/ 1377 و  01/ 01/ 1378)

[16] بیانات مورخ 28/ 11/ 1388

[17] بیانات مورخ 29/11/ 1393

[18] همان

[19] پیام مورخ 8/11/1382

[20] بیانات مورخ 14/3/1385

[21] بیانات مورخ 14/3/1390

[22] بیانات مورخ 11/5/1380

[23]بیانات مورخ 20/7/1390

[24]. بیانات مورخ 29/11/1393

[25]  بیانات مورخ 30/6/1396

[26]  ن ک به بیانات مورخ 20/7/1390 و 24/7/ 1390

[27]  برای توضیح بیشتر نظریه و تجربه امام خمینی در سیاست­گذاری عمومی ن.ک به مقاله: «تحلیل امام خمینی از چیستی انقلاب اسلامی و دلالتهای آن در سیاست گذاری عمومی»، فصلنامه سیاست متعالیه، شماره 7.

[28] برای توضیح بیشتر درباره ویژگی­های سیاست­گذاری عمومی آیت­الله خامنه­ای ن.ک به: کتاب الکترونیک: «سیاق حکمرانی فقیه: درآمدی بر سیاست­گذاری عمومی حضرت­ آیت­الله خامنه­ای در جمهوری اسلامی» قابل دسترسی در

 http://borhan.ir/NSite/FullStory/News/?Id=7692

و نیز یادداشت «نامگذاری به مثابه سیاست‌گذاری؛ تأملی بر جایگاه نام‌گذاری سال‌ها از منظر خط‌مشی‌گذاری عمومی در جمهوری اسلامی» قابل دسترسی در

http://borhan.ir/NSite/FullStory/News/?Id=8524

 


نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی