طبقه سه

ارزیابی‌های شتاب زده یک طلبه

طبقه سه

ارزیابی‌های شتاب زده یک طلبه

طبقه سه

بسم الله
دوست می داشتم این وبلاگ
- این پنجره ی سرد و بی روح - جز یک صفحه نمی داشت
و در آن صفحه جز یک سطر نمی بود
و بر آن سطر جز یک کلمه نمی نشست
و آن کلمه "خمینی" بود و دگر هیچ نبود...
×××
آن هایی که همراه پیغمبر بودند و دعوت پیغمبر را قبول کردند همین مردم "طبقه سه" بود، همین فقرا ؛
صحیفه امام ج8 ص 293

۱۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «جشنواره عمار» ثبت شده است

دیدار فعالان و برگزیدگان جشنواره عمار با رهبر انقلاب را می‌توان به مثابه دیدار با «خود» دانست: دیداری که در آن جشنواره عمار با فلسفه مجسم خود مواجه شده و افق‌های تازه‌ای پیش روی خود می‌یابد. آیا جشنواره عمار همچنان عمار است؟‌ آیا توانسته به استلزامات عماربودن خود پایبند باشد؟ آیا جشنواره عمار از خود بیگانه نشده است؟ اگر در پی پاسخ به چنین پرسش‌هایی باشیم، بازخوانی دیدار اهالی جشنواره عمار با رهبر انقلاب معیارهای قابل توجهی برای تفکر به دست می‌دهد.

چه بسیارند جشن‌ها، جشنواره‌ها و رویدادهایی که به واسطه‌ی انقلاب اسلامی متولد شده و حتی به نشانه‌هایی متناسب با آن نام‌گذاری شده‌اند؛ اما اکنون و در آستانه‌ی چهل‌سالگی، جز اسمی که گاه زائد و در معرض زوال می‌نماید، هیچ ارتباطی روشنی با فلسفه‌ی تأسیسی خود ندارند. عمار در آستانه‌ی هفت‌سالگی اگرچه نسبت به دیگر هم‌قطاران خود، سهم بیشتری از درکِ انقلاب اسلامی دارد اما نباید از نظر دور داشت که عمار، در وضع و دوره‌ی کنونی بیشتر از هر چیز به نهالی‌نو می‌ماند که به پروراندن خویش سخت نیازمند است. نیازمند آن است که همواره و در گام به گام حرکت خود، به خود بیاندیشد و برای خود و عقبه‌ی اجتماعی امیدوار به خود، استدلال کند که چرا چشم‌انداز سه- چهار دهه پس از این، از نظر ربط به انقلاب اسلامی، مانند برخی جشنواره‌های رسمی موجود نخواهد بود. همین نیاز است که ما را همواره و پس از گذشت چندین سال به بازخوانی آن دیدار فرا می‌خواند.

۰ نظر ۱۸ دی ۹۵ ، ۰۸:۱۴
مجتبی نامخواه

یک دهه پس از تأسیس نظامی مبتنی بر فاشیسم، موسولینی به این نتیجه رسید برای بسط هژمونی خود به سینما نیاز دارد؛ و این چنین بود که اولین جشنواره سینمایی در دامن فاشیسم متولد شد. از آن سال تا کنون ده‌ها و بلکه صدها جشنواره گوناگون در دامنه‌‌ها و زمینه‌های متنوعی به وجود آمده است. با این حال گویی بیشتر این جشنواره‌ها، حامل یک روح سرگردان فاشیستی هستند: تنها جای موسولینی، فاشیست‌های سوسیالیست و لیبرالیست دیگری نشسته است! در تجربه‌ی نزدیک به چهل‌سال پس از انقلاب، ما در ایران نیز کمتر به این مسئله فکر کرده‌ایم که برای تنزه و رهایی یک جشنواره از فاشیسم چه باید کرد؟ فاشیسم در ذات و چیستی جشنواره وجود ندارد اما جشنواره‌ی منزه از فاشیسم نیازمند صورت‌دادن کوشش‌ها و کنش‌هایی است که کمتر انجام یافته است.

۰ نظر ۱۵ دی ۹۵ ، ۲۱:۰۱
مجتبی نامخواه

سینما در تحقق وجودی خود با امر مدرن و در تکون معرفتی خود با «انسان‌مداری» و «جذابیت» پیوند دارد. مدار روایت در سینما «انسان» است. یک اثر سینمایی اگر بخواهد یک اثر سینمایی باشد گریزی از این ندارد که بر مدار انسان بگردد. این ویژگی سینما است و در ضرورت پایبندی به آن میان گونه‌های گوناگون مستند و داستانی تفاوت چندانی وجود ندارد. اعراض از انسان ممکن است یک اثر غیر انسان‌مدارانه به دست بدهد اما از ایجاد یک اثر سینمایی باز می‌ماند. راه گریز از سیطره‌ی مذهب اومانیستی حاکم بر صنعت سینما، فرار از انسان نیست. چاره، در طرح این پرسش است که «کدام انسان؟» محور روایت است؛ چاره کوشش است برای پاسخ به این پرسش از مسیر «انسان‌محوریِ اسلام».

۰ نظر ۱۵ دی ۹۵ ، ۲۱:۰۰
مجتبی نامخواه

شهدای جبهه‌های جهانی مقاومت در سوریه و عراق، یکی از مضامین محوری هفتمین دوره جشنواره عمار اس: یکی از بخش‌های مسابقه به آن اختصاص یافته و حجم قابل توجهی از نشانه‌ها و برنامه‌های جانبی به همراه اصلی‌ترین مضمون پوستر جشنواره، در این‌باره است. در طول یکی دو سال اخیر برنامه‌های تلویزیونی و مستندهای متعددی حول این موضوع ساخته شده و همه‌ی این‌ها نشان می‌دهد که جبهه مقاومت به مرحله «روایت» رسیده است.

۰ نظر ۱۳ دی ۹۵ ، ۲۲:۱۰
مجتبی نامخواه

هر جامعه از دو سطح پویایی و ایستایی تشکیل شده است. پویایی بستر «گردش» قدرت در جامعه است و ایستایی بستر «انباشت». اگر در جامعه‌ای انباشت قدرت بر گردش برتری یابد، طبقه‌ای برخوردارتر (الیگارشی) شکل می‌گیرد که در دهش‌های اجتماعی همواره دست برتر را دارا خواهد بود. پیدایش انقلاب اسلامی معلول درگیری با طبقه‌ای بود که در اثر انباشت قدرت و پیامد آن ثروت، در رژیمی طاغوتی به وجود آمد. با این حال همواره این احتمال وجود داشته و دارد که همین وضعیت، یعنی برتری «انباشت» بر «گردش» در چارچوب جمهوری اسلامی بازتولید شود. احتمالی که دست‌کم تا حدودی به واقعیت تبدیل شده است.

۰ نظر ۱۲ دی ۹۵ ، ۱۹:۱۸
مجتبی نامخواه

جنبش‌واره‌ عمار

ما عمار را به مثابه یک «جشنواره سینمایی» درک می‌کنیم. حداکثر گمان می‌کنیم که عمار یک جشنواره‌ی سینمایی است که درباره‌ی معنای سینما و دیگر ابعاد مرتبط آن ایده‌های متفاوتی دارد. این درک کم و بیش درست است اما امروز بیش از پیش نیازمند این توجه هستیم که عمار «بیش» از آن‌که یک جشن سینمایی (جشن‌واره) باشد، یک شبه جنبش اجتماعی(جنبش‌واره) است. این مدعا دست کم دو بخش عمده دارد: یکی این‌که موضوع جشنواره‌ی عمار فراتر از سینما و امر هنری، امر اجتماعی است و دیگر این که توجه و پرداختی که عمار به این موضوع دارد، فراتر از یک جشن، به مثابه یک جنبش است. این یادداشت می‌کوشد بخش دوم این مدعا را اگر نه اثبات، که تا حدودی شرح دهد. می‌کوشد فهم عمار به مثابه‌ی یک جنبش‌وار‌ه اجتماعی را توضیح دهد و با کاربست آن به مثابه چارچوب فهم عمار، ابعاد بیشتری از پدیده‌ی جنبش‌واره‌ی عمار را فهم  کند.


یادداشت منتشر شده در خبرگزاری فارس(+)


۰ نظر ۱۲ دی ۹۵ ، ۱۹:۱۱
مجتبی نامخواه

نظریه مردم‌سالاری‌دینی به مثابه محصول و آورده‌ی انقلاب اسلامی، فراتر از امر سیاسی در تمام شئون حیات اجتماعی قابل پیگیری است؛ با این حال این نظریه تا کنون اغلب در حوزه‌ی «سیاست» و «قدرت»  تصویر شده است و ما هیچ ایده‌ی عملی و روشنی از طرح مردم‌سالاری دینی در ساحت فرهنگ، اجتماع و اقتصاد نداریم. بر این اساس «جمهوری‌خواهی فرهنگی» از اولویت‌های «انقلابیگری فرهنگی» است.

۰ نظر ۱۱ دی ۹۵ ، ۱۴:۳۸
مجتبی نامخواه

یکی از مهم ترین مسئله‌ها و بلکه مشکله‌های اجتماعی ما عبارت است از «فقدان اقدام». در طول تاریخی چند صد ساله همواره ذیل سیطره‌ی قدرت‌های قاهره‌ای بوده‌ایم که دایره‌ی کنش اجتماعی‌مان را محدود می‌کرده‌اند. وقتی دو در دو سده اخیر، هژمونی غرب به این وضع اضافه شد، در تعامل شوم استبداد و استعمار، ما با استکباری مضاعف به استضعاف کشیده‌ شدیم. انقلاب اسلامی طلیعه‌ی کنشگری ما بود. تا قبل از آن ما این امکان را داشتیم که «واکنش‌«‌های به وضعیت‌های موجود داشته باشیم. چهار دهه پیش، کنش متمایز جامعه ایرانی را کسی نمی‌توانست محاسبه کند و تغییرگرایی مستتر در ذات انقلاب اسلامی، نظم مستقر در «جزیره‌ ثبات» را فروریخت. اما آیا این تغییر نظم به معنا تغییر کلی وضع و رفع مشکله‌ی نااقدام‌گرایی ما هم بود؟

۰ نظر ۱۱ دی ۹۵ ، ۱۴:۳۶
مجتبی نامخواه

جشنواره عمار، فراتر از یک رویداد هنری و فرهنگی، یک موجود اجتماعی است. اگر فراتر از امر هنری و فرهنگی و از منظر امر اجتماعی به جشنواره عمار نگاه کنیم؛ می‌توان آن را در شمار معدود کنش‌های ضدفتنه‌ای تحلیل کرد که در شرایط پس از سال 88 آغاز شده و تاکنون «ادامه» داشته است.

۰ نظر ۱۱ دی ۹۵ ، ۱۴:۳۳
مجتبی نامخواه

درآمدی بر جامعه شناسی جشنواره عمار (۲): عمار و فلسفه‌ی انقلاب اسلامی

جشنواره عمار چگونه موجودی است که از هنجارهای عرضه (اکران) و مصرف (مخاطب) در سینمای ایران تبعیت نمی‌کند؟ پیش از این از اهمیت بازشناسی این موجود اجتماعی سخن گفته شد.[i]از این‌که امروز وضعیت علوم اجتماعی در ایران به گونه‌ای نیست که در این شناخت، کاری  از دستش برآید. از این که خودِ عمار، بیش از هر کس دیگر به این خودآگاهی و شناخت موجودیت اجتماعی خود نیاز دارد.

۰ نظر ۱۸ دی ۹۳ ، ۲۰:۳۰
مجتبی نامخواه