طبقه سه

ارزیابی‌های شتاب‌زده یک طلبه

طبقه سه

ارزیابی‌های شتاب‌زده یک طلبه

طبقه سه

بسم الله
دوست می داشتم این وبلاگ
- این پنجره‌ی سرد و بی‌روح - جز یک صفحه نمی‌داشت
و در آن صفحه جز یک سطر نمی‌بود
و بر آن سطر جز یک کلمه نمی‌نشست
و آن کلمه «خمینی» بود و دگر هیچ نبود...
***
آن‌هایی که همراه پیغمبر بودند و دعوت پیغمبر را قبول کردند همین مردم «طبقه سه» بود، همین فقرا.
صحیفه امام ج8 ص 293

***
این صفحه بایگانی "جامع" و ده‌ساله‌ای است از نوشته‌ها و گفته‌هایم، که می‌کوشم «غایت»، «موضوع» و یا «مسئله»شان «انقلاب اسلامیِ اکنون» باشد.

***
معرفی بیشتر و گزارش‌واره‌ای از برنامه پژوهشی این صفحه در قسمت "درباره طبقه سه"، در نوار بالای صفحه آمده است.

***
اینستاگرام @namkhahmojtaba
تلگرام @tabagheh3_ir
توییتر @Namkhah1
ایمیل namkhahmojtaba@gmail.com

بایگانی
آخرین نظرات

منهای غِلّ

چهارشنبه, ۲ تیر ۱۴۰۰، ۰۸:۲۷ ب.ظ

بایگانی نوشته‌هایم در شبکه‌های اجتماعی

🔻بر این باروم که بخش‌هایی به غایت محافظه‌کار از لابی‌ها و محفل‌های سیاسی و البته فکری و مذهبی، سال‌های سال است بر ذهن و زبان نیروهای اجتماعی انقلاب قیمومت و استیلایی تام یافته‌اند. نتیجه این سیطره، تضییق‌های هویتی و اجتماعی‌ای است که حزب‌الله را بر خلاف وضع نخستین خود، از مردم متفاوت و حتی متمایز ساخته است. سر جمع این وضعیت باعث شده این نیروی پیشران انقلاب در زمینه‌هایی چند، از پیشرانی انقلاب اجتماعی و امر دگرگونی بازبماند و حتی موجب شده کژکارکردهایی مرتکب شود که به عقب‌ماندگی، ارتجاع یا دست‌کم ثباتِ راکد دامن می‌زند.
🔻بر این اساس، با تمام وجود به نقد رادیکال آن‌چه امروز حزب‌الله خوانده می‌شود، معتقد هستم. هیچ ابایی هم ندارم در بسیاری از زمینه‌ها، بانگ هشدار برآورم که در اثر فقر تفکر اجتماعی و امکان نقد، تمام آن چالش‌های که امام و متکفران انقلاب به ما هشدار می‌دانند، امروز بیش از هر زمانی دیگری پیش رو و بالاسر ما قرار دارد. چالهرزهایی اخلاقی و فکری همچون تحجر و تقدس‌مآبی، اشعری‌گری، عوام‌زدگی، ریا و تظاهر، نگرش فرقه‌ای، اخباری‌گری، پرخاشگویی و پرخاشگری، همه‌چیز را حرام دانستن،عدم تغییر و  سردر برف کردن، اتمام حجت‌کردن‌‌های بی‌جا، ناگفتگویی و تعصب، سخت‌گیری‌های بی‌جا و فرادینی، تکفیر، محافظه‌کاری، انحطاط، تجرد و ذهنیت‌زدگی، قیّم‌مآبی و رکود بیش از هر زمانی به ما نزدیک‌تر شده است.
🔻با این همه و به رغمِ بودن در منتهی الیه یک موضع انتقادی، بر این باورم که مرز این نقد، مؤمنانه بودن آن است؛ نقدی به غایت رادیکال اما به غایت مؤمنانه. مرز مؤمنانه بودن نقد حزب‌الله چیست؟ مفهوم قرآنی «غِل»:«لَا تَجْعَلْ فِی قُلُوبِنَا غِلًّا لِلَّذِینَ آمَنُوا»(حشر،10). اختلاف‌نظرها نباید موجب غل، عداوت و کینه میان کسانی  شود که ایمانی مشترک دارند.
🔹پی‌نوشت:
* همان‌طور که از لحن نوشته پیدا بود، مخاطب اول این بحث خودم هستم. این‌جا منتشر کردم تا بعدها ، اگر در حال خروج از مرز نقد، و ورود به هامون غل بودم، مخاطبانی گرامی به من تذکر بدهند.
* تمام مفاهیم بند دوم، عین ایده‌ها و کلماتی است که پیرامون آسیب‌شناسی  نیروی اجتماعی انقلاب اسلامی در آثار امام خمینی و متفکران انقلاب، مطرح شده است.
* نوشتم حزب‌الله و ننوشتم جبهه انقلاب، چون مفهوم «جبهه انقلاب»، در اثر کثرت استعمال آن در مصداق‌هایی مشخص، به نظرم بیشتر چیزی است در مایه‌های جناح راست دهه هفتاد یا معادل‌های آن در دهه‌های بعد؛ با همه محدودیت‌هایی که نگرش‌هاشان داشته‌اند.
* اسلاید اول نقاشی‌ است از استاد حبیب‌الله صادقی با نام «گفتگو»؛ اسلاید دوم  تلاوتِ بخشی از آیه 10 سوره مبارکه حشر است؛ با صدای دلنشین برداری بزرگ‌تر و نیکو خصال که مصاحبت با او، از نیکو بهره‌هایِ سال‌هایِ اخیرم بوده است.

https://www.instagram.com/p/CPBctsuhQSU/?utm_medium=share_sheet

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی