طبقه سه

ارزیابی‌های شتاب زده یک طلبه

طبقه سه

ارزیابی‌های شتاب زده یک طلبه

طبقه سه

بسم الله
دوست می داشتم این وبلاگ
- این پنجره ی سرد و بی روح - جز یک صفحه نمی داشت
و در آن صفحه جز یک سطر نمی بود
و بر آن سطر جز یک کلمه نمی نشست
و آن کلمه "خمینی" بود و دگر هیچ نبود...
×××
آن هایی که همراه پیغمبر بودند و دعوت پیغمبر را قبول کردند همین مردم "طبقه سه" بود، همین فقرا ؛
صحیفه امام ج8 ص 293

طبقه بندی موضوعی

مبحث ارائه شده در میزگرد برنامه تلویزیونی جهان­‌آرا، 13 خرداد 1396

برای بررسی دغدغه رهبر انقلاب درباره تحریف امام خمینی، باید قدری به عقب برگشت و به شرایط پیدایش و شکل‌گیری خط امام و اندیشه ایشان پرداخت.

زمینه­‌های ظهور اندیشه اجتماعی امام خمینی

اجمالاً ما در دوران معاصر با خط ممتدی از گرفتاری‌های اجتماعی مواجه بودیم. به لحاظ اجتماعی شکاف طبقاتی و از نظر سیاسی وابستگی حاد وجود داشت. ما عربستان منطقه و گاو شیرده چهار پنج دهه قبل بودیم. این وابستگی در بدنه اجتماعی نفرت از وضع موجود را ایجاد کرد. این بدنه تلاش می‌کرد وضع را تغییر بدهد، ولی اتفاقی نمی‌افتاد. در سده اخیر از مشروطه به این سو شاهد ده‌ها حرکت معطوف به تغییر این وضع ناگوار بودیم، از نهضت جنگل و نهضت خیابانی گرفته تا نهضت ملی شدن صنعت نفت؛ که همگی در یک امر مشترک بودند: هیچ کدام به تغییر چشمگیری در وضع موجود منتهی نشدند.        

حالا انسانی که عزتش پایمال شده و به لحاظ اقتصادی و اجتماعی تحت فشار بود، درهای جهان فکری‌اش را به روی اندیشه‌های متحجرانه و متجددانه گشود. متحجرانی که می‌گویند نمی‌شود کاری کرد و متجددانی که می‌‌گویند می‌شود کاری کرد اما نه از موضع مذهب بلکه از موضع لیبرالیسم-کاپیتالیسم  و یا از موضع سوسیالیسم-مارکسیسم سخن می‌گویند. سر جمع حرف­شان این است که از موضع مذهب نمی‌شود کاری کرد. در این وضعیت تحجرگرایان و تجددگرایان چپ‌گرا و راست‌گرا شروع به جولان دادن کرده و به‌نوعی بلوک‌بندی جهان دوقطبی را در جهان فکری ما بازتولید می‌کنند. به ما می­گویند یا باید دست به هیچ حرکتی نزنید و وضع موجود را بپذیرید و مذهبی باشید یا با تکیه به اندیشه‌های مذهبی نمی‌توانید وضع موجود را تغییر بدهید.

در چنین فضایی اندیشه امام از دهه 20 به بعد وارد جهان اجتماعی ما شد. نقطه عطف آن هم نهضت 15 خرداد سال 1342 بود. طبیعی است اندیشه امام عرصه را برای سایر نحله‌ها ـ که صورت‌بندی کلیش تجدد و تحجر بود تنگ می‌کرد. 15 خرداد به‌لحاظ تاریخی نقطه افتراق اندیشه امام و متحجرین و متجددین است. خود امام مفصل این بحث‌ها را در پیام‌های خود دارند که به چه شکل اندیشه انقلابی از فضای متحجر و مقدس‌مأبی و متجددین روشنفکر چپ‌گرا و منورالفکرهای غرب‌گرا جدا شد. 15 سال بعد، انقلاب پیروز می‌شود؛ بعد از همه کارهایی که در هشت دهه اخیر از خاستگاه ایدئولوژی‌های مختلف انجام شده تا وضع دگرگون شود و نشده بود، بعد از حرف­های پیاپی یک‌سری متحجرانی که می­گفتند اصلاً نمی‌شود فضا را تغییر داد؛ در حرکت امام این وضع تغییر کرده است و این تغییر خیلی چشمگیر است.

تغییر، تفسیر، تحریف

از فردای انقلاب ناتوانان در تغییر، شروع به تفسیر اندیشه‌های امام می‌کنند. یک وقتی کتاب حدود 500 صفحه‌ای از مصاحبه‌های کیانوری بعد از انقلاب می‌خواندم، پر بود از عبارت «خط امام»! بیشتر از مسولین امروز ما «منویات امام خمینی» را تکرار می­کردند. ابتدا این کار خیلی سخت پذیرفته می‌شود، یعنی خیلی نمی‌شود از حزب توده انتظار داشت که منادی خط امام باشد، ولی وقتی کمی کار جلوتر می‌رود، گروه‌ها، میزان التقاط پایین‌تری پیدا می‌کنند و متوجه می‌شوند باید کمی از اندیشه متحجرانه و متجددانه خود کوتاه بیایند تا بتوانند تفسیر باورپذیرتری از امام ارائه دهند. ما با این مسئله مواجهیم که فردای پیروزی اولیه تغییر، نزاع تفسیر در جهت تحریف امام شروع می‌شود.

محافظه­کاری ضلع سوم تحریف

یک بحث دیگر کسانی هستند که فردای پیروزی انقلاب امام را رهبر انقلاب نمی‌دانند. برای آن­ها امام اسم رمز بالارفتن از پله‌های قدرت هم است و کسی نمی‌تواند با مخالفت امام به قدرت برسد. کسانی که در موضع قدرت قرار می‌گیرند و بعد از چند دهه وضع زندگی متفاوتی پیدا می‌کنند. آیا کسی که وضع زندگی متفاوتی پیدا کرده می‌تواند بگوید اسلام امام، اسلام پابرهنگان و مستضعفان و سرمایه‌داران زالوصفت است؟ حتما نمی­تواند. از طرفی هم نمی‌تواند از امام نگوید؛ پس مجبور است از امامی بگوید که این عناصر در آن برجسته نیست و این می‌شود تحریف. تحریف محافظه‌کاری و محافظه­کاران. بنابراین تحجر، تجدد و محافظه‌کاری سه ضلع اصلی فرایند تحریف امام است. البته این­طور نیست که فکر کنیم امروز اگر کسی در خط امام است به یک­باره فردا متجدد، متحجر یا محافظه‌کار شود؛ تغییرات گام به گام و آرام آرام اتفاق می‌افتد.

تحریف ساختاری یا کنشگران تحریف

ما در تحلیل تحریف نباید سهم را به ساختارها بدهیم و بگوییم اقتضای شرایط پس از امام خمینی است که از برخی آرمان­های امام خمینی، مثل اسلام ناب –اسلام آمریکایی سخن نگوییم. اتفاقاً در دوران بعد از امام سیر تطور نظریه اسلام ناب و اسلام آمریکایی در ادبیات رهبر معظم انقلاب خیلی پررنگ‌تر است. اگر ما از سهم کنش‌گر و آدم‌ها در این تغییر بکاهیم و بگوییم اقتضای دیپلماسی بوده همین وضعی می‌شود که امروز داریم؛ یعنی معلوم نمی‌شود ما در ماجرای تحریف باید با چه کسی درگیر شویم. متوجه باشیم سخنان رهبری ناظر به این مسئله است که تحریف امام نه یک پیش‌بینی احتمالی، بلکه واقعیتی است که رخ داده است.

اندیشه امام خمینی که در زمانی همه جهان را تغییر می‌داد، الان در داخل کشور زمین­گیر شده است. توده مردم معتقد به اندیشه امام، در اثر کثرت این تحریف و بازتولید تفسیرهای تحریف شده از امام در رسانه‌ها، نمی‌توانند با امام واقعی نسبت برقرار کنند.

فقط بخشی از این منظومه فکری حضرت امام مورد تحریف قرار نگرفته است بلکه کلیت آن در معرض تحریف است. امام انقلاب اسلامی را تقابل اسلام ناب اسلام آمریکایی می­دانست؛ آیا تصویر و تحلیل ما از انقلاب چنین تقابل‌هایی است؟ وقتی رهبران انقلاب از اسلام سرمایه‌داری یاد می‌کنند مسئله این نیست که به یک بعد اشاره می‌کنند؛ یک اندیشه کاملاً منسجم و یک‌پارچه است که وقتی تحریف شود در تمام ابعاد خود را نشان می‌دهد.

نشانه­های تحریف

به عنوان نمونه امام خمینی نسبت به ظهور قیم‌های سیاسی در عرصه انتخابات‌ها نگران بودند؛ البته اصلاً قرار نیست به صورت ناگهانی قیم‌ها در انتخابات ظهور کنند و برای ما تصمیم بگیرند؛ این روند آرام‌آرام اتفاق می‌افتد. نگرانی امام این بود که روند به جایی برسد که مردم تصمیم‌گیر نباشند و یک‌سری احزاب سیاسی به‌جای مردم تصمیم بگیرند و این فرایندی است که در اثر تحریف امام خمینی داریم به این سمت می‌رویم. به عنوان نمونه از نظر نقش «سرمایه» و «احزاب سیاسی» در انتخابات­ها، ما نمی‌توانیم انتخابات‌های حال حاضر را با انتخابات‌های دهه 60 مقایسه کنیم.

در برابر تحریف چه باید کرد؟

در این باره یک مشکل «فکری» داریم که کار نظری خوبی انجام نشده و خیلی هم جدی است، اما قبل از آن یک مشکل «ذکری» داریم، مسئله اصلی ما آشنایی‌زدایی از امام است. آن‌طور که باید رسانه‌ها امام را معرفی نکردند. جملاتی در حد کلیشه از امام منتشر شده اما بخش‌های بسیار مهم‌تر از اندیشه امام بایکوت شده است. برای این کار باید برویم به سراغ بازخوانی اندیشه امام خمینی؛ دست کم پیام­های و سخنان پس از قطعنامه­ی امام خمینی را بخوانیم. هر کسی در هر حلقه­ای هست، در مساجد، در تشکل­ها از فرصت فراغت تابستان استفاده کند و کتاب «جدال دو اسلام» را به دقت مطالعه کنند.


* گزارش برنامه (اینجا) (اینجا)
* صوت کامل برنامه در کانال تلگرامی برنامه (اینجا) و کلیپ‌ها یک، دو، سه ، چهار

* دو متن مرتبط با عنوان «تحریفِ تحریف امام» و «چرا خمینی آموزش داده نمی‌شود؟»
* طرح درس صحیفه‌خوانی و جزواتی درباره خط امام
* مطالبی درباره امام خمینی


۹۶/۰۳/۱۵

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی